جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱

دادگاه حمید نوری – ۳۱ اوت ۲۰۲۱

۱۲ شهريور ۱۴۰۰

وکیل مدافع: به فروردین۱۳۶۷ برگردیم گفتید: شما را به دادیاری بردند وعباسی و ناصریان از شما و سایر زندانیان پرسیدند آیا حاضرید به انتخابات مجلس شورای اسلامی رای بدهید. همه جواب منفی دادند. تعدادی از زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شما در صفحه ۶۹ کتابت نوشته‌اید: سئوال در مورد انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. گفتید هیچ‌کس نمی‌خواست رای بدهد. این اولین بار بود که همه عکس العمل نشان دادند و در انتخابات عمومی شرکت نکردند. ناصریان خیلی عصبانی شد. این فرم‌ها را ضمیمه پرونده کردند و از آن‌ها در دادگاه مرگ استفاده می‌کردند. در این نوشته یک کلمه از عباسی حرف نزدید ولی در بازجویی از لشگری حرف زدید، چرا؟

دادگاه در ساعت ۹:۱۵ با سؤالات وکیل مدافع حمید نوری از ایرج مصداقی آغاز شد.

وکیل مدافع: شما در روزهای قبل توضیح دادید که در ماه مه ۱۹۹۱ برابر با ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۰ آزاد شدید در حالیکه در جای دیگر گفته اید که درماه ژوئن ۹۱ آزاد شدید.

ایرج مصداقی: در گزارش جفری رابینسون ماه ژوئن نوشته شده و مترجم دچار این اشتباه شده است.

وکیل مدافع: بیاد دارید در مصاحبه با پلیس سوئد در این رابطه چه پاسخی دادید؟

ایرج مصداقی: خیر یادم نمی آید اما کتاب خودم را به آنها دادم.

وکیل مدافع: طبق صورتجلسه پلیس سوئد، گفته اید، که در ماه ژوئن ۹۱ آزاد شده اید.

وکیل مدافع: آیا در کتاب نوشته اید که در ماه خرداد آزاد شدید؟

ایرج مصداقی: یک تفاوت بین آزادی رسمی و غیر رسمی وجود دارد.من سه روز مرخصی گرفتم و به همین دلیل سه الی چهار روز تفاوت بین آزادی رسمی وغیر رسمی وجود دارد و دو روز بعد از ۲۹ اردیبهشتت، ماه خرداد شروع می شود.

وکیل مدافع: بر گردیم به زندان گوهردشت.

شما گفتید اولین بار که عباسی را در زندان گوهردشت دیدی، تابستان سال ۱۳۶۶بود که بعد از نرمش گروهی مورد تنبیه قرارگرفتید. بیاد داری چه روزی بود؟

ایرج مصداقی: خیر، شما در مورد ۳۳سال پیش صحبت می کنید.من بارها شکنجه شدم و فقط چیزهای مهم و بخصوص کشتار ۶۷ و قتل و عام دوستانم که روز به روز آنها را مرور کردم، را بیاد دارم. ولی من مطمئنم که اولین بار حمید نوری را در تابستان ۶۶ دیدم.

وکیل مدافع: شما گفتید که به ده سال زندان محکوم شدید و کاغذ هم دارید؟

 

ایرج مصداقی: بله

وکیل مدافع: آیا این کاغذ را به پلیس دادید؟ خیر

وکیل مدافع: آیا فکر نمی کنید، مهم بود این کاغذ را به پلیس بدهید؟

ایرج مصداقی: این را باید از دادستان پرسید.

وکیل مدافع: تعریف کردید که پاسدارها در راهرو بشکل تونل استاده بودند، و شما را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد شما را به اتاقی بردند و زیر پتو گذاشتند که نفس کشیدن را بسیار دشوار می کرد و شما آنجا را اتاق گاز می نامید. می توانید از روی نقشه نشان دهید که این اتاق در کجا قرار دارد؟

ایرج مصداقی: ممکنه هر کجا باشه و ممکنه یکی از انبارها باشه در ضمن من جهانگرد نبودم که همه زندان را بگردم و من چشم بند داشتم در آن‌موقع حمید نوری و ناصریان را که کابل بدست داشت از زیر چشم بند دیدم و اگر شما بجای من بودید اسم خود را فراموش می کردید. ولی در این اتاق می توانستیم با زندانیان زن که در فرعی بودند، از طریق مورس صحبت کنیم.

وکیل مدافع: ما دوست نداریم که اینگونه جواب دهید، فقط جواب سئولات را بدهید.

وکیل مدافع: در کتابت نوشته ای که این اتاق در طبقه سوم که بصورت یک انبار بود و به علت تابش خورشید بسیار گرم بود.

وکیل مدافع: پس نمی دانی این اتاق در کدام طبقه قرار دارد؟

ایرج مصداقی:نه

وکیل مدافع: اتاق تقریبا چند متر بود؟

ایرج مصداقی: دقیق نمی دانم ولی حدود ۵۰ نفر جا می‌گرفت.

وکیل مدافع : گفتید دوبار آن‌جا بودید و هر بار چند ساعت طول کشید؟

ایرج مصداقی: ۵ الی۶ ساعت.

وکیل مدافع: حمید نوری در کجا ایستاده بود؟

ایرج مصداقی: نمی‌دانم، من بارها شکنجه شدم و نوری را دیدم.

وکیل مدافع: زمانیکه عباسی را در این اتاق دیدید چشم‌بند داشتید؟ بله

وکیل مدافع : چه کسی در این اتاق به شما گفت که همه شما را می کشیم؟

ایرج مصداقی: عباسی و لشگری و ناصریان.

وکیل مدافع: شما در این مورد در کتاب‌هایت اسمی از نوری نبرده‌اید؟

خیر

چون کتابم بیشتر در مورد ناصریان است.

وکیل مدافع: به فروردین۱۳۶۷ برگردیم گفتید: شما را به دادیاری بردند وعباسی و ناصریان از شما و سایر زندانیان پرسیدند آیا حاضرید به انتخابات مجلس شورای اسلامی رای بدهید. همه جواب منفی دادند. تعدادی از زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شما در صفحه ۶۹ کتابت نوشته‌اید: سئوال در مورد انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. گفتید هیچ‌کس نمی‌خواست رای بدهد. این اولین بار بود که همه عکس العمل نشان دادند و در انتخابات عمومی شرکت نکردند. ناصریان خیلی عصبانی شد. این فرم‌ها را ضمیمه پرونده کردند و از آن‌ها در دادگاه مرگ استفاده می‌کردند. در این نوشته یک کلمه از عباسی حرف نزدید ولی در بازجویی از لشگری حرف زدید، چرا؟

ایرج مصداقی: تغییری نداده ام، ناصریان مسئول اصلی بود و از لشگری به عنوان مسئول سرکوب اسم بردم.

وکیل مدافع: رابطه شما با محمود رویایی چگونه بود؟

ایرج مصداقی: با هم همبند بودیم.

وکیل مدافع: در کتاب محمود رویایی شروع اعدام‌ها را از ۵ مرداد قید کرده ولی شما بیان کردید که شروع اعدام‌ها از ۸ مرداد بوده. کدامیک درست است؟

ایرج مصداقی: آنچه من در کتابم نوشتم،آنچه است که من دیدم و مطمئن هستم.

وکیل مدافع: شما قبلا توضیح دادید که از کرکره پنجره حسینیه که بوسیله میله های آهنی یا دیلم خم شده بود، میتوانستید بیرون را ببینید. این میله یا دیلم را از کجا پیدا کردید و چه کسی کرکره را خم کرده بود؟

ایرج مصداقی: من نمی دانم چه کسی کرکره را خم کرده بود ولی این میله آهنی در لوله هواکش از قبل جاسازی شده بود.

وکیل مدافع: شما در کتاب زندگی در راهروهای مرگ که در سال ۲۰۲۰ چاپ شده، گفته اید اعدام‌ها در کانتینر انجام شده و نه در انبار داخل محوطه؟

ایرج مصداقی: این را مترجم نوشته و من مسئولیت کتابی را که به فارسی نوشته شده، دارم.

وکیل مدافع: قبل از اینکه در ایران بودید، کجا زندگی می کردید؟

امریکا، ولی مدت زیادی در آنجا ساکن نبودم.

وکیل مدافع: یعنی شما در ترجمه کتاب خود متوجه نشدید که کانتینر ترجمه شده است؟

ایرج مصداقی: از مترجم سئوال کنید.

وکیل مدافع: در جایی گفتید که در ۱۴ مرداد تمام زندانیها تصمیم گرفتند که از لنگ استفاده کنند و نه چشم بند، آیا زندانیها خود تصمیم می گرفتند که چگونه چشم هایشان را بپوشانند؟

بله،

آیا تا قبل از ۱۴ مرداد چشم بند دیگری داشتید و بعد از ۱۴ مرداد از لنگ استفاده کردید که می توانستید خوب ببینید؟

بله،

وکیل مدافع: قبلا گفتید که عباسی در ۱۵ مرداد اسم یک سری از زندانیها را می خواند و آنها را بصف می کند، چه وقت روز، این کار انجام می‌گرفت؟

بعد از ظهر بود.

وکیل مدافع: عباسی اسامی چه کسانی را خواند؟

من، فرامرز فراهانی، رشید دروی اشپیگی، اسداله طیبی

وکیل مدافع: آیا در کتاب‌هایت نوشته ای عباسی آن نامها را خوانده و با خود برده؟

خیر،

وکیل مدافع: قبلا هم گفتی که عباسی به عادل گفت اینها را به بند خودشان ببر، آیا در کتاب‌هایت نوشته ای که عباسی به عادل گفت، اینها را به بند خودشان ببر؟

خیر،

وکیل مدافع قسمتی از کتاب ایرج مصداقی را نشان می دهد که در آن نوشته ؛ ناصریان به عادل می گوید اینها را به بند خودشان ببر؛ ولی اسمی از عباسی نبردید؟

ایرج مصداقی: نه، چون چندین گروه در آن روز اعدام شدند و ناصریان وحمید نوری هر دو آنجا بودند.

-----------------------------

توضیح اینکه، در این جلسه دادگاه دختر و داماد حمید نوری نیز حضور داشتند. در بیرون از دادگاه همچون جلسات قبلی، تعدادی از فعالان سیاسی از جمله فعالان چپ و دمکرات و جمهوریخواه حضور داشتند.

در تنفس میان دونشست دادگاه‌: حسن زهتاب، نقی حمیدیان، شجاع شمسی زاده و حمید احمدزاده

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید