جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱

تلاش برای تحمیل تشکلهای دولتی بە کارگران نفت محکوم بە شکست است!

۱۲ شهريور ۱۴۰۰

سرنوشت انجمن های صنفی در شرکتهای نفتی هم نمی تواند از این قاعدە مستثنی باشد. مبارزە برای تشکیل تشکلها و نهادهای مستقل و کارآمد در هر حال و شرایط فارغ از تلاشهای مذبوحانە دولت و کارفرمایان برای ایجاد اخلال درروند این مبارزە محکوم بە شکست است. در واقع هم اکنون رهبری اعتصاب سراسری کارگران پیمانی نفت، کە گروە بزرگی از کارگران را عملا با خود بە همراە دارد، در بیانیەای کە پنج شنبە این هفتە پس از خبر مربوط بە این قضیە منتشر کرد مخالفت این گروە بزرگ از کارگرانی را کە از بالای سرشان می خواهند برایشان تشکیل دهند اعلام کرد.

خبرگزاری ایلنا در این هفتە دو گزارش از تدارک برای تشکیل انجمن های صنفی کارگری در صنایع نفتی را منتشر کرد. تصمیم بە تشکیل انجمن های صنفی در صنایع نفتی ظاهرا آنطور کە از گزارش مذکور بر می آید توسط تعدادی از سرکردگان اصلی انجمن های صنفی دولتی و با همکاری و همراهی مسئولین وزارت کار و کارفرمایان شرکتهای پیمانکاری گرفتە شدە است.

تشکیل تشکلهای کارگری در صنایع بزرگ و نفت و گاز پس از سرکوب شوراها و سندیکاهای مستقل کارگری در یکی دو سە سال بعد از انقلاب بهمن ممنوع شدە بود. بعد از تشکیل شوراهای اسلامی حکومت و مدتی بعد تر پس از تصویب قانون کار در سال ١٣٦٩ تشکیل شورای اسلامی و انجمن صنفی با وجود اینکە در قانون کار فعالیت شان بە رسمیت شناختە شدە بود، اما تشکیل آنها در واحدهای بزرگ تولیدی و صنایع نفتی را منوط بە تائید هئیت وزیران ینکردە بود. این محدودیت هنوز هم ادامە دارد.

اما چند رخداد مهم سبب شد کە دولت و کارفرمایان از این موضع ٤٠ سالە سخت خود عدول کنند و خود مقدمات ایجاد تشکلهایی را کە در کنترل خودشان باشد بدهند.

اولین رخداد تشکیل چند سندیکا و تشکل مستقل توسط کارگران و تقویت گرایش تشکل خواهی مستقل درکارخانە ها ست. دومین رخداد تشکیل شورای فرا کارخانەای سازماندهی اعتصاب در میان کارگران پیمانی نفت و توانایی این نهاد نو پا در بە راە انداختن اعتصاب و هدایت آن است.

سومین رخداد منزوی شدن شوراهای اسلامی و تشکلهای وابستە بە قدرت و خارج شدن کنترل اعتراضات کارگران کارخانە ها از دست آنهاست و چهارمین مورد تاثیر گزاری اجتماعی مبارزات کارگران و دیگر گروە های مزدبگیر روی جامعە است کە موقعیت و نقش طبقە کارگررا بالا بردە است.

این رخدادها نقش اصلی را در تغییر رویە دولت و کارفرمایان در این خصوص رقم زد کە در ذات خود نتیجە و تاثیرات مبارزات کارگران است.

این اما نە بە آن معنی است کە در خدمت کارگران و دفاع از حقوق آنهاست بلکە سوء استفادە دولت و کارفرمایان از یک خواست بە منظور تبدیل آن بە ضد خود است.

بلە این جماعت دست بە دست هم دادەاند تا بە زعم خویش با تشکیل انجمن های قلابی کارگری، بتوانند مانند شوراهای اسلامی و انجمن های وابستە بە قدرت چند هدف ضد کارگری را پیش ببرنند، شناسایی سازمانگران اعتراضات، جلو گیری از تشکیل تشکلهای مستقل توسط خود کارگران و جلوگیری از اعتصابات و اعتراضات و بطور کلی اعمال کنترل کارفرمایی بجای کنترل کارگری در محل های کار.

منتهی در اینکە بتوانند در این امور موفق عمل کنند، بسیار بعید بە نظر می رسد. نخستین مانع بر سر آنها عدم استقبال کارگران از چنین تشکلهایی بواسطە ارتقا سطح آگاهی طبقاتی کارگران و شناختە شدن ماهیت تشکلهای وابستە و تابع قدرت است. مانع بعدی آنها نقش دشواری است کە آنها باید نسبت بە مطالبات کارگران و نحوە رسیدن بە آنها ایفا کنند، کە در واقع پاشنە آشیل تشکلهای حکومتی هستند.

وظیفە اصلی یک تشکل طبعا پیگری مطالبات اعضای آن و ارائە کارنامە از نتایج فعالیت تشکل است. معمولا تشکلهای فرمایش بواسطە وابستگی شان بە کارفرما ها اگر بین دو مجمع بتوانند دوام بیاورند بە دشواری ممکن است بدون تقلب و حمایت دولتی خود را احیا کنند. مثالی کە برای آن می توان ذکر کرد عدم شرکت کارگران در مجمع عمومی هایی است کە تشکلهای حکومتی برای احیای دوبارە خود تشکیل می دهند. اکنون هنوز صدها شورای اسلامی و انجمن های صنفی در کارخانە ها وجود دارند با این حال هیچ نقشی نە در سازماندهی اعتراضات در محل های کار خود دارند و نە در اعتصابات کارگری نقش و تاثیری دارند.

سرنوشت انجمن های صنفی در شرکتهای نفتی هم نمی تواند از این قاعدە مستثنی باشد. مبارزە برای تشکیل تشکلها و نهادهای مستقل و کارآمد در هر حال و شرایط فارغ از تلاشهای مذبوحانە دولت و کارفرمایان برای ایجاد اخلال درروند این مبارزە محکوم بە شکست است. در واقع هم اکنون رهبری اعتصاب سراسری کارگران پیمانی نفت، کە گروە بزرگی از کارگران را عملا با خود بە همراە دارد، در بیانیەای کە پنج شنبە این هفتە پس از خبر مربوط بە این قضیە منتشر کرد مخالفت این گروە بزرگ از کارگرانی را کە از بالای سرشان می خواهند برایشان تشکیل دهند اعلام کرد.

در بخشی از این بیانیە شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت گفتە شدە:

دوستان! تشکل ما کارگران باید صدای اعتراض ما علیه کار پیمانی و قراردادهای موقت کاری باشد. باید صدای اعتراض ما علیه قوانین برده وار ویژه مناطق اقتصادی باشد. باید علیه امنیتی کردن بیشتر محیط های کار ما باشد. ایجاد تشکلهای دست ساز دولتی قدمی خلاف همه اینها و در راستای ایجاد خفقان بیشتر در محیط های کار ماست. اجازه ندهیم که با طرحهایی این چنینی و میدان دادن به تشکلهای حکومتی چون انجمن صنفی در صف اعتراض ما شکاف بیندازند و مبارزه ما به بیراهه برده شود.

افزودن دیدگاه جدید