جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱

علل عقب نشینی آمریکا از افغانستان چیست؟

۲۱ شهريور ۱۴۰۰

در واقع امروز ما شاهد برخورد تمدن ها و فرهنگ ها نیستیم و نه مبارزه بین مراکز جهان علیه مناطق پیرامونی آنها و نه مبارزه بین شمال و جنوب و نه مبارزه قدرتمندان در برابر ضعیفان. ماموریت جنگی ۲۰ ساله ناتو در افغانستان مربوط به حقوق بشر نبود. اهداف اصلی شامل استقرار در مناطق استراتژیک نظامی ، دسترسی به مسیرهای تجاری و مواد اولیه بود. از جمله این اهداف محاصره فدراسیون روسیه، تغییر رژیم در ایران، تسلیم کل منطقه و تضمین منافع امپریالیستی بود. در سال ۲۰۱۰ ، رئیس جمهور آلمان کهلر مجبور به استعفا شد زیرا ناخواسته اهداف واقعی دولت آلمان برای حضور در افغانستان را افشا کرد. وی این واقعیت را علنی بیان کرد: "عملیات نظامی برای تأمین منافع اقتصادی ضروری است."

نیروهای ناتو به رهبری آمریکا و همچنین با مشارکت نیروهای چند کشور غربی دیگر پس از۲۰ سال جنگ و اشغال غیر قانونی از افغانستان خارج شدند. آنها یک کشور ویران را ترک کردند. تنها انها مسئول جنایات جنگی هستند که در این سالها اتفاق افتاده و دهها هزار کشته غیرنظامی را از خود بجای گذاشته است. اکنون آنها از پیشرفت ناگهانی و غیرمنتظره طالبان ابراز تاسف می کنند و میگویند وضعیت را اشتباه ارزیابی کرده بودند. این گفتار یک عوام فریبی محظ و مخدوش کردن حقایق تاریخی است.

جنبش رادیکال اسلامی طالبان ، که اکنون در افغانستان حکومت می کند ، در ابتدا توسط ایالات متحده و ناتو تأمین مالی می شدند و عمدتا در اردوگاه های پاکستان آموزش می دیدند. آنها برای مبارزه با دولت سوسیالیستی جمهوری دموکراتیک افغانستان در آن زمان (۱۹۷٨) ، که از حمایت اتحاد جماهیر شوروی برخوردار بود، تقویت و تجهیز می شدند.

خطای تاریخی اتحاد جماهیر شوروی با مداخله نظامی خود در افغانستان در اواخر ۱۹۷۹ به این معنا نیست که کسانی که با آن مقابله کردند ، به ویژه از خارج از منطقه ، بر حق بودند، زیرا همه آنها همان نیروهای ضدانقلابی بودند که پس از خروج اتحاد شوروی به افغانستان وارد شدند. و همه اینها بر زمینه جنگ سرد جاری در آن سالها اتفاق افتاد و با حمایت مستقیم ایالات متحده از این نیروهای ضد انقلابی.

ناتو ، ایالات متحده آمریکا ، جمهوری فدرال آلمان ، انگلستان و دیگر کشورهای غربی هرگز به حقوق بشر و توسعه در منطقه علاقه مند نبوده اند. مأموریت نظامی آمریکا همانطور که اعلام می کردند مربوط به جنگ علیه تروریسم و ​​حقوق بشر نبود. آنها ارتش های شبه نظامیان بنیاد گرای اسلامی چند ملیتی را بوجود آوردند و از آنها برای دامن زدن به درگیریهای مذهبی ، فرقه ای و قومی و ایجاد جنگهای داخلی در کشورهای منطقه و به منظور صادرات آن به چین ، روسیه، ایران و کشورهای عرب استفاده می کردند. در واقع اهداف آنها از تقویت بنیاد گرایان اسلامی و دخالت نظامی در منطقه بسیار از فراتر از اهدافی بود که اعلام میکردند.

در واقع امروز ما شاهد برخورد تمدن ها و فرهنگ ها نیستیم و نه مبارزه بین مراکز جهان علیه مناطق پیرامونی آنها و نه مبارزه بین شمال و جنوب و نه مبارزه قدرتمندان در برابر ضعیفان. ماموریت جنگی ۲۰ ساله ناتو در افغانستان مربوط به حقوق بشر نبود. اهداف اصلی شامل استقرار در مناطق استراتژیک نظامی ، دسترسی به مسیرهای تجاری و مواد اولیه بود. از جمله این اهداف محاصره فدراسیون روسیه، تغییر رژیم در ایران، تسلیم کل منطقه و تضمین منافع امپریالیستی بود. در سال ۲۰۱۰ ، رئیس جمهور آلمان کهلر مجبور به استعفا شد زیرا ناخواسته اهداف واقعی دولت آلمان برای حضور در افغانستان را افشا کرد. وی این واقعیت را علنی بیان کرد: "عملیات نظامی برای تأمین منافع اقتصادی ضروری است."

ایالات متحده نیروهای خود را به طور داوطلبانه از این کشور خارج نکرد ، نظامیان آمریکا مدتها بود که باین نتیجه رسیده بودند که در افغانستان نمی توانند پیروزی نظامی داشته باشند. ویا حتی در دراز مدت تامین مالی آنرا دشوار میدیدند. دیگر آنکه اوضاع جهانی تغیر کرده بود و همراه با آن الویت های استراتژیک سیاسی – نظامی آمریکا نیز تغیر کرده بوند. در اوایل سال ۲۰۱۷ ، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، جمهوری خلق چین را "رقیب استراتژیک" خود دانست. در اجلاس گروه ۷ در ژوئن امسال ، بایدن سعی کرد نظم و انضباط بهم ریخته در صفوف متحدان غربی خود را که ناشی از دوران زمامداری ترامپ در کاخ سفید بود احیائ کند و همه متحدین خود را قانع کند که چین دشمن استراتژیک مشترک همه آنهاست. به این معنا که امروز برای ایالات متحده و متحدینش وظیفه مقدم جلوگیری از برآمد چین بمثابه یک قدرت جهانی است. خروج از افغانستان و استقرار همه نیروها در اقیانوس آرام در این چارچوب قابل درک است.

در واقع شاهد دورانی هستیم که در آن همراه با افول آمریکا، از جهان تک قطبی خارج شده و به دنبای چند قطبی وارد میشویم. افول قدرت ایالات متحده و تضعیف حضور او در منطقه، تاثیرات عمیق خود را بجای میگذارد، خاصه برای متحدانش و در راس آنها، دشمن اشغالگر صهیونیستی، اسرائیل. هم زمان گسترش تشنجات منطقه ای با گفتمان سیاسی – انقلابی اسلامی با همه اشکال متفاوت آن که بیش از چهل سال است که گفتمان مبارزاتی را در این منطقه بخود اختصاص داده اند. البته ایدئولوژی این نحله های سیاسی نیز رو به افول است، گفتمانی که گروه های تروریستی و طالبان تا به امروز از آن تغذیه کرده اند. سرانجام میتوانیم سوال کنیم طالبان به چه پیروزی دست یافتند؟ خروج آمریکا امکان گسترش بیشتر جریانات نظامی اسلامی و نفس تازه کردن گروه های تروریستی اسلامی را بیشتر میکند. خروج تحقیرآمیز امپریالیست ها از افغانستان نافی طرح جنایتکارانه ای نیست که برای غرق کردن منطقه در هرج و مرج و تروریسم طراحی کرده اند. طالبان هرگز کاری نکرده اند جز خدمت به امپریالیسم جهانی و هرگز کاری غیر از آن نخواهند کرد. حتی اگر امروز در شکل مبارزه لا آمریکا ظاهر شوند آینده نشان خواهد داد که در خدمت امپریالیسم بوده اند.

حزب اتحاد مردمی سوسیالیست

۳ سپتامبر ۲۰۲۱

--------------------------------

میدان تحریر - قاهره - میدان تحریر

افزودن دیدگاه جدید