شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۶ اکتبر ۲۰۲۱

تاریخ و تئوری تعاونیها بخش پنجم

۰۲ مهر ۱۴۰۰

در یک تعاونی، هم کارگر-صاحبان و هم مدیر-صاحبان آن انگیزۀ برای کار سخت تر و هوشمندانه تر را دارند؛ کیفیتی که در شرکتهای سنتی غیرتعاونی مفروض است اما واقعی نیست. تئوریهای متداول فرض را بر این می گذارند که طریق سازماندهی یک شرکت تأثیری بر میزان کارائی ایکس آن ندارد. علاوه بر این، تمرکز تعاونیهای کارگری بر بهبود مزایا و شرایط کار کارگران، در عین تلاش برای حفظ اشتغال و حتی افزایش آن، موجب تقویت انگیزۀ آنها برای جذب و توسعه تکنولوژیهای رقابتی است. بنابراین تعاونی های کارگری می توانند در مقایسه با شرکت های سنتی، به ویژه شرکت های سنتی با دستمزد پایین، هزینۀ بیشتری داشته باشند، و در عین حال بسیار پربارتر باشند، به طوری که هزینه واحد تولید و سود آنها با آنچه نصیب یک شرکت سنتی می شود، برابری کند یا حتی از آن بیشتر باشد. 

موضوعات کلیدی

اقتصاد و تعاونیها

در حال حاضر تئوریهای اقتصادی توجه بسیار کمی به جنبش تعاونی، خاصه تعاونیهای کارگران و مصرف کنندگان، نشان می دهند. در واقع تعاونیهای تأمین و بازاریابی همچون عواملی سهیم در قیمت گذاری انحصاری و بنابراین سهیم در ناکارائی اقتصادی (ناکارائی تخصیصی) و اختصاص بد منابع تلقی می شوند. در بهترین حالت به تعاونیها به عنوان یک نوع سازماندهی نگریسته می شود که راه حلی را برای برخی معضلات اقتصادی که گروه های حاشیه ای جامعه با آنها مواجه اند، ممکن می سازند. در این نگاه تعاونیها همچون منبعی برای ارائی اقتصادی و سهیم در رفاه مادی تلقی نمی شوند. این کاستی محصول مفروضات رفتاری نهفته در تئوری است.

اگرچه تعاونیها نقش مسلطی در اقتصاد ندارند، اما اهمیت کمّی آنها در اکثر کشورها – چه در بخشهای حاشیه ای و چه در بخش اصلی اقتصاد - و سودآوری آنها و سطوح نسبتاً بالای بهره دهی در مقایسه با همتایان خصوصی شان، نشان می دهد که سازمان های تعاونی باید برای حفظ حضور قابل اعتنای خود در یک اقتصاد جهانی با رقابت فزاینده دست به اقدامات معینی بزنند. از سوی دیگر، فهم این نکته مهم است که تعاونیها، اگر به لحاظ اقتصادی کارائی دارد، پس چرا فاقد نقش مسلط [در اقتصاد] اند.

 

تئوری و تعاونیهای کارگری

موفقیتهای تعاونیهای کارگری را چگونه می توان توضیح داد؟ تئوریهای متداول بر این نظر اند که حرفی از موفقیت نمی تواند در میان باشد، زیرا تعاونی ها با تمرکز بر اشتغال و درآمد کارگران، مجبور به سرمایه گذاری سود حاصل از فعالیتهاشان نیستند و مساوات طلب تر از آن اند که بتوانند مشوقهای به لحاظ اقتصادی کارآ ایجاد کنند و مشارکت مدیران قَدَر را تأمین کنند. اما در تعاونیهای کارگری یک "امتیاز تعاون" وجود دارد که همانا ظرفیت آنها برای افزایش کم و کیف تلاش ورودی به روند تولید، و در نتیجه نیل به سطوح بالاتر خروجی تولیدشده و کیفیت عالی این خروجی است. به این رابطه اثر "کارائی ایکس" در سازمان تعاونی نیز گفته می شود.

در یک تعاونی، هم کارگر-صاحبان و هم مدیر-صاحبان آن انگیزۀ برای کار سخت تر و هوشمندانه تر را دارند؛ کیفیتی که در شرکتهای سنتی غیرتعاونی مفروض است اما واقعی نیست. تئوریهای متداول فرض را بر این می گذارند که طریق سازماندهی یک شرکت تأثیری بر میزان کارائی ایکس آن ندارد. علاوه بر این، تمرکز تعاونیهای کارگری بر بهبود مزایا و شرایط کار کارگران، در عین تلاش برای حفظ اشتغال و حتی افزایش آن، موجب تقویت انگیزۀ آنها برای جذب و توسعه تکنولوژیهای رقابتی است. بنابراین تعاونی های کارگری می توانند در مقایسه با شرکت های سنتی، به ویژه شرکت های سنتی با دستمزد پایین، هزینۀ بیشتری داشته باشند، و در عین حال بسیار پربارتر باشند، به طوری که هزینه واحد تولید و سود آنها با آنچه نصیب یک شرکت سنتی می شود، برابری کند یا حتی از آن بیشتر باشد.

مزیت تولیدوری تعاونیها افزایش هزینه های فعالیت آنها را جبران می کند. بنابراین در تعاونیهای کارگری، اگر پرداخت مزایا – که مانع از رقابتی شدن تعاونی است – انجام نشود، نتیجۀ به مراتب بهتری عاید خواهد شد. تعاونی های کارگری می توانند، بدون بیرون راندن شرکت های سنتی غیرتعاونی از بازار، نتایج رقابتی مناسبی را کسب کنند. این قبیل تعاونیها می توانند در بخش های اصلی اقتصاد و حتی در محیط های بسیار رقابتی نیز عملکرد داشته باشند و پیشرفت کنند. علاوه بر این، وقتی کارگران صاحبان شرکت نیز هستند، محرک بسیار ضعیفتری برای ترک کار خواهند داشت. کاهش نرخ ترک کار و در نتیجه نرخ گردش مالی، بهره وری نیروی کار را افزایش، و هزینه های تولید را با حفظ تولیدوری کارگران و کاهش هزینه های متوسط ​​آموزش کاهش می دهد. به طور کلی، تعاونی های کارگری می توانند سطوح بالاتری از رفاه مادی را نسبت به شرکتهای سنتی ایجاد کنند.

 

افزودن دیدگاه جدید