شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۶ اکتبر ۲۰۲۱

ترور توماس سانکارا: 34 سال بعد ، محاکمه ای برای تاریخ!

۲۱ مهر ۱۴۰۰

او دست به رفرم‌های جدی زده و قوانین جدید برای دفاع از حقوق زنان وضع نمود. او قدرت فئودالی روسای قبایل را از بین برد و آن را تحت تاثیر انقلاب کوبا، به «کمیته های مدافع انقلاب» سپرد که قانون را به نام خلق اجرا می‌کردند. آنها امنیت، تشکیلات سیاسی، برنامه بهداشت محلات، و حتی کنترل بودجه وزارتخانه ها را در مواقعی به عهده داشتند. در عرصه سیاست خارجی او شدیداً مخالف باز پرداخت وام کشورهای جهان سوم و منتقد سیاست افریقائی فرانسه و خواهان نزدیکی با کوبا بود.

محاکمه قاتلان "چه آفریقا" (چه گوارا – مترجم) امروز دوشنبه در اوآگادوگو آغاز می‌شود؛ پایان یک سریال قضایی که نزدیک به ۳۴ سال در انتظار آن بودیم. اگر شرایط اعدام رئیس جمهور بورکینابه، که در ۱٥ اکتبر ۱۹٨۷ به وقوع پیوست، مشخص است، اکنون باید که حامیان و آمران این جنایت روشن شوند.

این کشور «کشور مردم معتقد و استوار» درگیر پیامدهای «جنگ علیه تروریسم» ، از کشتار غیرنظامیان توسط گروه‌های مسلح که مدعی جهاد بوده اند، و آوارگی جمعیت از مناطق جنگی، آسیب دیده است. با این حال، این آینده غم انگیز و وخامت فضای امنیتی نیست که مردم بورکینابه را در روز دوشنبه به خود مشغول می کند، بلکه بررسی قضایی «گذشته ای است که فراموش نمی‌شود» . روزنامه Le Pays می‌نویسد: «۱۱ اکتبر ۲۰۲۱ در سالنامه تاریخ بورکینافاسو ثبت خواهد شد.» و این در حالی هست که دادگاه علنی متهمان قتل توماس سانکارا، در جلسه شورای تفاهم ملی در ۳۴ سال پیش، شروع می‌شود .

این جنایت در تاریخ ۱٥ اکتبر ۱۹٨۷ توسط یک گروه کماندو که از خانه بلز کامپائوره، فرد شماره ۲ در انقلاب مترقی که با کودتای ۴ اوت ۱۹٨۳ به قدرت رسیده بود، موضوع یک “او مرتای” (سکوت مافیائی) واقعی بود. تا سقوط همین کامپائوره، که در پاییز ۲۰۱۴ ، توسط یک قیام مردمی به نام «ایده آل های سانکاریسم » سرنگون شد. در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در یک سال بعد، همه نامزدها، از قدرتمندان سیستم سابق کامپائوره، راک مارک کریستیان کابوره، تا اولترا – لیبرال، زفرین دیابره، میراث خود را طلب می کردند؛ این در حالی بود که دادگاه نظامی سرانجام تحقیقات علیه بلز و یارانش به دلیل" مشارکت در ترور "، "پنهان کردن اجساد "و" سوء قصد به امنیت دولت "را آغاز کرد.

کاپیتان شورشی و مزاحم

روزنامه اومانیته در ماه آوریل گذشته ،اسناد بخشی از تحقیقات قضائی را چاپ کرده بود که در آن همکاری نزدیک سرویس‌های فرانسوی با نقشه توطئه به رهبری بلز کامپائوره را نشان می‌داند .شخصی که به ظاهر دوست نزدیک سانکارا بوده ولی در باطن با همدستی قدرتهای خارجی تصمیم به حذف او گرفت. سانکارا همانقدر که وطن پرست بود، پان آفریقایی هم بود. کارهای انجام شده توسط او در این کشور نشان از رهبری انقلابی با موفقیت انکار ناپذیر توسط سانکارای کاریزماتیک و درست کار، دارد. رهبری که در برابر همه فسادها نفوذ ناپذیر بوده و تمایلی هم به سازش با باندهای فاسد نداشت.

ترور توماس سانکارا: همدستی فرانسه

پیشگام در مبارزات زیست محیطی ، در توسعه درون زا - بورکینافاسو موفق به دستیابی به خودکفایی غذایی شده بود - مانند مبارزات فمینیستی، ناخدا (فرمانده)حرکت می‌کرد و ساختارهای سنتی و مردسالار را مورد تهاجم قرار میداد . محبوبیت بسیار زیاد او در بین جوانان آفریقایی، با سخنرانی های شیوا و ضد استعماری، و ضد امپریالیستی یا با عدم قبول بدهی، کشورش که او از پرداخت آن سر باز می زند، عرق سردی را بر جبین رهبران کشورهای همسایه - ساحل عاج و توگو در رأس همه آنها - و همچنین واشنگتن و پاریس، نشاند .

-نفرت ژاک شیراک از او

سازمان سیا این نظامی نوع دوست را که همیشه تپانچه خود را بر روی کمربند خود نگه می داشت ، حتی در ملاقات با پدرخوانده منطقه‌ای (فرانس -آفریک) Françafrique ، Felix Houphouët-Boigny ، ساحل عاجی، زیر نظر داشت. و لباس نظامی خود را تنها با faso danfani ، پارچه سنتی کشورش عوض می کند. لباسی که ساخته و دوخته شده در کشورش میباشد . در مورد تصمیم گیرندگان فرانسوی ، آنها با خشم عریان تری نارضایتی خود را نسبت به او نمایان می‌کنند . توماس سانکارا ممکن است شیفتگی خاصی بر آنها ایجاد کند ، به ویژه ژاک فوکارت ، رهبر غیرقابل جابجایی شبکه های موازی که توسط جمهوری برای رام نگه داشتن مستعمرات سابق خود هدایت می شد ، سرنوشت او با آغاز اولین دولت همزیستی در سال 1986 رقم میخورد . ژاک شیراک که حالا نخست وزیر شده است نفرت خود را از رئیس شورای انقلابی ملی بورکینافاسو، که جسارت کرده و از استقلال کالدونیای جدید در سازمان ملل حمایت کرده را، پنهان نمی کند.

مرگ توماس سانکارا: این مردان کامپائوره بودند که شلیک کردند!

چند ماه قبل از ترور او ، رئیس یک جریان راست فرانسوی که از چمدان های پر اسکناس ارسالی توسط فلیکس هوفوئت بوینی، استفاده می کند، صراحتاً توماس سانکارا را تهدید می کند و بدین ترتیب خطاب به الیو کامارین روزنامه نگار می گوید: به کاپیتان" کوچولو " ات بگو که طعمه هایش جمع و جور کند (آشغال های مرغ ، پاها و بالها بریده شده است - یادداشت مترجم ) ، تا شش ماه آینده ترتیب او را خواهیم داد. حال باید منتظر ماند و دید که آیا چراغ سبز لازم از سوی کاخ نخست وزیری (ماتی نیون) یا ریاست جمهوری (الیزه) فقط محدود به تأیید کودتای انجام شده توسط بلز کامپائوره بوده است، یا این که فرانسه این ترور را نیز تأیید کرده یا حتی دستور انجام آن را داده است. متأسفانه بعید است محاکمه علنی که روز دوشنبه آغاز و بدون حضور متهم اصلی برگزار می شود، بتواند به این سؤالات بحث بر انگیز پاسخ دهد.

بنابراین، تا کامل شدن کار کمیسیون و نتایج بعدی آن، دادگاه نظامی به قسمت داخلی این پرونده خواهد پرداخت؛ حتی اگر حقایق جدیدی، مانند همیشه، در بازجویی‌ها و جلسات گفت و شنود بدست آید. در سال ۲۰۱۷، امانوئل مکرون در یک سخنرانی در «اوآگادوگو» (پایتخت این کشور -مترجم‌)قول داد که از اسناد سری فرانسوی مربوط به ترور توماس سانکارا رونمایی کند. اگر هر سه بخش این آرشیو واقعاً به دادگستری بورکینابه واگذار شده باشد، از میزان حجم و وزن کاغذ ها به نظر می آید که نه وکلای مدافع (سانکارا )، و حتی هیچ نهاد مستقلی نمی تواند تأیید کند که آیا رئیس جمهور فرانسه به تعهدات خودش در این رابطه به شکل مطلوب، عمل کرده است، یا خیر. آیا وعده او خاک به چشم مردم ریختن بود یا صادقانه و واقعی.

-------------------

صفحاتی از زندگی توماس سانکارا

 

توماس سانکارا، ۲۱ دسامبر ۱۹۴۹ در یاکو در ولتای علیا به دنیا آمد، و در ۱٥ اکتبر ۱۹٨۷ در اواگادوگو در بورکینافاسو، ترور شد. او یک ضد امپریالیست، انقلابی، سوسیالیست، و پان آفریقاییست و جهان سوم گرا، ولتای علیا و سپس دولتمرد بورکینابی است. رئیس دولت جمهوری ولتای علیا که از سال ۱۹٨۳ تا ۱۹٨۷ به بورکینافاسو تغییر نام داد.

او در دوره اولین انقلاب بورکینابی از ۴ اوت ۱۹٨۳ تا ۱٥ اکتبر ۱۹٨۷ رئیس جمهور کشور بود، که در نهایت تجسم کامل آن کشور بود. در طول این چهار سال، حتی به شکل اجباری، و از جمله با سرکوب برخی از اتحادیه ها یا سازمان های سیاسی رقیب، یک سیاست رهایی ملی (که به عنوان مثال از طریق تغییر نام ولتای علیا که از استعمار به ارث برده بود به نامی از سنت آفریقایی: بورکینافاسو، که ترکیبی از موره و دیولا است و به معنی کشور [یا سرزمین] مردان معتقد و استوار )، با هدف توسعه کشور و تلاش برای آزادی زنان و نیز مبارزه با فساد را به پیش برد.

او در جریان کودتایی که بلز کامپوره را در ۱٥ اکتبر سال ۱۹٨۷ به قدرت رساند ، مورد اصابت گلوله قرار گرفت. حافظه او در جوانان بورکینابه و عموماً در آفریقا همچنان زنده است ، که او را به یک نماد ، "چه گوارا آفریقایی" در کنار پاتریس لومومبا بطور خاص تبدیل کرده است.

در اواخر ۱۹۷۰ تا اوایل ۱۹۸۰ این کشور آلترناتیو چند دولت دیکتاتوری و دمکراتیک پارلمانی را تجربه می‌کند. شخصیتهای سیاسی اکثرا از اقشار خرده بورژوازی شهری سیاسی شده جدا شده که علت اصلی این انشعاب رسوایی های مالی بوده است که اشخاص قدیمی تر در آن دخیل بوده اند و این مسئله باعث میشود که افسران جوانی که بارغرور خواهان مدرن کردن کشورشان بودند از قبیل توماس سانکارا وارد سیاست شوند. او در کودتای سال ۱۹۸۰ شرکت نمی‌کند. این کودتا که حمایت مردمی را هم با خود داشت، خیلی سریع دست به سرکوب می‌زند و ارتش را در گیر رسوایی می‌نماید. توماس سانکارا مخالف این حکومت نبود، و به علت محبوبیتی که داشت در سپتامبر ۱۹۸۱ به عنوان وزیر اطلاعات وارد دولت سرهنگ «سائی زربو »می‌شود که مدتی بعد به خاطر لغو حق اعتصاب در تاریخ ۲۱ آوریل ۱۹۸۲ با اعلام «بدا به حال کسی که بخواهد دهان مردم را ببند!» مستقیماً از طریق شرکت در برنامه تلویزیونی، از دولت استعفا کرد.او بلافاصله خلع درجه شده و از پایتخت رانده شد .

در ۷ نوامبر ۱۹۸۲ کودتای جدید یک پزشک نظامی به اسم «ژان باپتیست اوهه درااوگو» را به قدرت می‌رساند . او بعد ها مدعی شد که این کودتا برای به قدرت رساندن سانکارا انجام شده، ولی او در آخرین لحظات این پیشنهاد را رد کرده بود. . او در ژانویه ۱۹۸۳ توسط شورای تفاهم خلق (CSP) و به علت غلبه افسران مترقی، علیرغم مخالفتش، به این دلیل که او قدیمی ترین افسر در میان فرمانده ها بود به نخست وزیر ی منسوب می‌شود .او علنا خواهان قطع رابطه با استعمار جدید که کشورش را به فرانسه پیوند می‌دهد. او مرتب مواضع علناً ضد امپریالیستی ‌گرفته و قول می‌دهد که امپریالیسم را بزودی در آفریقا به خاک خواهد سپرد؛ و در ادامه راهش رهبر لیبی معمر قذافی را در ماه آوریل به کشورش دعوت می‌کند . او در ماه مه از کار برکنار شده و در خانه اش حصر تحت بازداشت خانگی قرار می گیرد.

تحت فشار تظاهرات و حمایت افکار عمومی و احزاب چپ و سندیکا ها، دولت مجبور به آزادی او میشود .در ۴ اوت ۱۹۸۳ پادگانی که PÔشورش کرده بود به همراه جمعیت وسیع حامیان او به «اوآگادوگو»می‌رسند. کودتای جدید به رهبری جناح مترقی افسران، با هدایت سانکارا ،که به ریاست «شورای ملی انقلاب »می‌رسد و دولت خود را با شرکت “حزب آفریقایی استقلال “و “اتحاد مبارزان کمونیست - بازسازی شده “ تشکیل می‌دهد .

او دست به رفرم‌های جدی زده و قوانین جدید برای دفاع از حقوق زنان وضع نمود. او قدرت فئودالی روسای قبایل را از بین برد و آن را تحت تاثیر انقلاب کوبا، به «کمیته های مدافع انقلاب» سپرد که قانون را به نام خلق اجرا می‌کردند. آنها امنیت، تشکیلات سیاسی، برنامه بهداشت محلات، و حتی کنترل بودجه وزارتخانه ها را در مواقعی به عهده داشتند. در عرصه سیاست خارجی او شدیداً مخالف باز پرداخت وام کشورهای جهان سوم و منتقد سیاست افریقائی فرانسه و خواهان نزدیکی با کوبا بود.

او یک پروژه همکاری با کوبا را به پیش برد که بر اساس آن جوانان بورکینائی را برای تعلیمات حرفه ای به کوبا اعزام می کرد و آنها پس از بازگشت به کشور، در توسعه آن شرکت می کردند. او سیاست حمایت ایالات متحده امریکا از اسرائیل و آفریقای جنوبی را محکوم و المپیک ۱۹۸۴ لس آنجلس را در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد تحریم کرد. او همچنین تجاوز امریکا به گرنادا را محکوم کرد که در مقابل، آمریکا دست به تحریم تجارتی بورکینا زد.

او با اعتقاد به «حق تعیین سرنوشت خلقها» مخالف حق وتوی قدرتهای بزرگ بود .

او از مبارزان صحرا ،فلسطینی، و ساندنیست های نیکو راگوئه ای و کنگره ملی آفریقا (آفریقای جنوبی ) ،دفاع می کرد. رابطه حسنه با جری راوینگ غنائی، و قذافی لیبیائی داشت؛ و می توان گفت که تقریباً در بخش غربی آفریقا منزوی بود. رهبران آفریقایی هوادار فرانسه مانندهوفت بوانی در ساحل عاج، حسن دوم در مراکش با او در دشمنی بودند. در دسامبر ۱۹۸۵ رژیم کشور مالی به رهبری “ترا اوره “ برای چند هفته به دلایل اختلافات مرزی به کشور او اعلام جنگ کرد .

سرانجام او در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۸۷ با کودتای نظامی قتل می‌رسد. در این روز او با ۶ تن از اعضاء دولتش جلسه داشت. دستور جلسه تشکیل ایجاد حزب سیاسی واحد چپ بود تا بتوان نارضایتی ها را مهار کرد .

در همین لحظه یک کماندوی شش نفره وارد ساختمان شده و ابتدا محافظان سانکارا را از سر راه خود برداشته و بعد وارد سالن جلسه شده و فرمان خروج را به افراد داخل جلسه می‌دهند. به شهادت آلونا ترا اوره مشاور رئیس جمهور و تنها بازمانده این حادثه “،توماس سانکارا ،با دستهای روی سر ، و گفتن این جمله که: شما تکان نخورید اینها به دنبال من هستند ! قبل از همه از سالن خارج شده، و بلافاصله توسط مهاجمان کشته میشود. بقیه اعضاء شورا هم به جز ترا اوره،به سرنوشتی مشابه دچار می‌شوند .

دوشنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۲۱ محاکمه این جنایت در دادگاه شروع شده است.

منبع: 
اومانیته

افزودن دیدگاه جدید