کردستان در بحبوحه انقلاب ایران - یادواره‌ای از یک انترناسیونالیست

سه‌شنبه, 28. دسامبر 2021 - 01:08

در پاسخ به نکته‌ای نهفته در پرسش شما باید بگویم که بهروز هرگز اعتقاد راسخ خود به حقانیت خواست ملی کردها از دست نداد و در همان تهران کنار کار شاق و بسیار پر خطر جابجا کردن اعضای خارج شده شاخه از کردستان و سروسامان دادن به زندگی آنان، به فعالیت سیاسی خود در دفاع از حقوق مردم کردستان ادامه داد. او در عین اینکه نسبت به جریانات راستگرای کرد و نیز نسبت به رژیم صدام حسین که در جنگ با ایران بود موضع قاطعی داشت، اما ذره‌ای هم سر سازش با حکومت اسلامی از خود نشان نمی داد.

توضیحی پیرامون این مصاحبه

مصاحبه‌ای که در اینجا از دید خوانندگان می‌گذرد، پاسخ‌های من به چند پرسش راجع به بود و باش زنده یاد بهروز سلیمانی – این رفیق جسور و فداکار ما بر متن جنبش ملی کردستان - است که چندی پیش گروهی از جوانان تاریخ پژوه کردستان عراق ("اقلیم") آنها را با من در میان گذاشتند. برگردان کردی این گفتگو اخیراً با عنوان: "کردستان در بحبوحه انقلاب ایران - یادواره‌ای از یک انترناسیونالیست" که در واقع تیتری است برکشیده از خود متن مصاحبه، در سایت همین دوستان به آدرس https://dengekan.info/archives/22177 انتشار بیرونی یافته است. با آنکه شخصاً تیتر پوشش دهنده برای این گفتگو را گزاره‌ای نظیر "فدایی خلق بهروز سلیمانی در فاصله سال‌های ٥۷ و ٥٨ جنبش ملی کردستان" ترجیح می‌دادم، ولی بر بالای پاسخ‌های خود که به زبان فارسی است همین تیتر برگزیده دوستان را می‌نشانم تا انطباق پاسخ‌ها با علایق پرسش کنندگان حفظ شود. یادآوری این نکته را نیز ضروری می‌دانم که به دلیل سیر مصاحبه در روند فارسی – انگلیسی – کردی، چند مورد نقص و ایراد در برگردان کردی پدید آمده است که ایجاب می‌دارد تا تاکید کنم که از نظر من و به دلیل اهمیت روایت تاریخی موضوعات، معتبر همین متن فارسی است. گرچه، این تذکر چیزی از اعتبار کلی و ارزشمند متن کردی دوستان نمی‌کاهد و جدا از مواردی، تصریح هم می‌دارم که ترجمه برابر اصل است. از دوستانی که این ارتباط را برقرار کردند و در ترجمه متن زحمت زیادی کشیدند سپاسگزاری می‌کنم و برای دوستان جوان تاریخ پژوه "اقلیم کردستان" موفقیت آرزو دارم.

-----------------------------

بهروز سلیمانی یکی از نام‌هایی است که مکررا، زمانی که نقش ایرانیان غیرکرد در کردستان ایران در روزهای نخست پس از انقلاب ۱۳٥۷ مد نظر قرار می گیرد، برجسته می شود. او به عنوان یک کادر فدایی در آن زمان نماد چه دوره ای از زیست چپ ایران در کردستان، ایران و منطقه است؟

- اگر قرار باشد تعلق اتنیکی فرد با زادگاه و تبار او توضیح داده شود، بهروز سلیمانی یک "ایرانی غیر کرد" با ریشه قومی لر بود که می‌دانیم نزدیک‌ترین خویشاوندی در میان اقوام ایرانی را با کردها دارد، ولو به لحاظ گویش، محل زیست و تاریخ، قومی قایم به خود به شمار می‌آید. بهروز سال ۱۳۲۶ در خانواده‌ای پدر از اهالی بروجرد لرستان چشم به دنیا گشود.

اما اگر کیستی سرزمینی انسان را با این بسنجیم که بارآمده کدام دیاری است و به چه زبانی می‌اندیشد و سخن می‌گوید، بهروز یک کرد به حساب می‌آید. پدرش از بروجرد ۳۲۰ کیلومتری سنندج به این شهر کوچ می‌کند و در آنجا خانواده تشکیل می‌دهد. کودکی و نوجوانی و دوران تحصیلی بهروز در این شهر طی ‌شد. بهروز سلیمانی خود را اهل سنندج می‌ دانست و کردستانی معرفی می‌کرد.

اما جدا از کرد یا لر بودن بهروز سلیمانی و علیرغم اینکه او خود را وقف رهایی خلق کرد ایران از ستم ملی نمود و جانش را هم در همین راه گذاشت، حق اینست که او در مارکسیست بودن و به عنوان کمونیستی انترناسیونالیست ‌شناخته شود. بهروز از جایگاه چپ تبعیض ستیز به دفاع از حقوق مردم کرد تحت تبعیض ملی برخاست و عمل کرد.

بهروز سلیمانی تا آنجا شیفته آرمان خود و پایبند آن بود که اگر تشخیص می‌داد در مبارزه جهانی زحمتکشان علیه زور و تبعیض و استثمار، فلان نقطه از دنیا او را به خود می‌خواند و وجودش در آنجا مفید است، بی هیچ درنگی رهسپار آنجا می‌شد. وطن او، سنندج، کردستان، ایران و جهان بود.

سازمان فدایی یکی از تهییج گران اصلی در انقلاب ایران بود زیرا به مدت طولانی برای مبارزه مسلحانه، به عنوان هم استراتژی و هم تاکتیک، تحت رژیم سلطنتی سازمان دهی کرده بود. طرح سازمان برای کردستان ایران چه بود و چرا سلیمانی برای فعالیت در کردستان برگزیده شد؟ میخواهم بدانم وجوه ممیزه مبارزه در کردستان چه بود و سلیمانی چه ویژگی های بارزی در این رابطه داشت؟

- جنبش مسلحانه چریک فدائی خلق به عنوان یک جریان انقلابی مارکسیستی، دارای مواضع قاطع دفاع از حقوق خلق‌های تحت ستم ملی در ایران بود و در دوران شکل گیری و مبارزه عملی خود، ادبیاتی هم در این زمینه عرضه کرد و توجه ویژه‌ای نیز به جنبش ملی کردها و سنت مسلحانه آن مبذول داشت. ۷ سال نبرد رادیکال و فداکارانه این جنبش سمپاتی فراوانی نسبت به چریک‌ها در میان جوانان کرد که اغلب دانشجو، معلم و نیز قسماً کارمند و کارگر بودند پدید آورد. با اینهمه سازمان چریک‌ها تا ماه‌های قبل از انقلاب هیچ "خانه تیمی" و یا واحد عملیاتی چریکی در کردستان نداشت. فقط چند ماه مانده به انقلاب بود که بهروز سلیمانی در پی رهایی از حدود هفت سال زندانی شاه بودن توانست به ابتکار شخصی یک هسته پنج نفره هوادار سازمان چریک‌های فدایی خلق در سنندج تشکیل دهد و از طریق یکی از افراد همین هسته با واحدی از واحدهای چریکی سازمان فدائیان خلق در تبریز رابطه برقرار کند.

البته در این مقطع توجه خود مرکزیت سازمان چریک‌های فدائی به حضور تشکیلاتی‌ در این منطقه بخاطر پتانسیل مبارزاتی کردستان و موقعیت تدارکاتی خاص آن برای گسترش مبارزه مسلحانه در کشور برانگیخته شده بود. مبتنی بر همین، این فکر و تمهید در میان آمد تا از طریق نگارنده که به میزانی آشنایی با مسایل کردستان داشت، پایگاهی برای سازمان در این منطقه از کشور ایجاد شود که سیر شتابناک تحولات طی دو ماه آخر قبل از انقلاب، فرصت اقدام در این زمینه را از سازمان گرفت.

وقتی انقلاب پیروز شد و شرایط فعالیت علنی برای چریک‌ها فراهم آمد سازمان چریک های فدائی خلق تصمیم گرفت در چند منطقه از کشور دفاتر علنی باز کند و به سازماندهی نیروهای هوادار خود در آنجاها بپردازد. کردستان یکی از همین مناطق حساس به شمار می‌آمد. من به عنوان مسئول کردستان برای تاسیس شاخه سازمان در آنجا اواخر ماه فوریه ۱۹۷۹همراه چند چریک دیگر به مهاباد رفتیم و به کمک هواداران فدایی در آنجا ستاد سازمان را مستقر و تابلوی «سازمان چریک های فدائی خلق ایران – شاخه کردستان» را بر سردر آن بالا بردیم. این در حالی بود که یک هفته قبل از آن بهروز سلیمانی به کمک همان هسته پیرامون خود و تنی چند از فعالان با سابقه کرد سنندجی هوادار سازمان اقدام به ایجاد دفتری با نام هواداران چریک های فدائی خلق در این شهر کرده و تعداد زیادی از نوجوانان و جوانان را حول آن گرد آورده بود. بهروز در کانون و راس این "دفتر" قرار داشت.

اما از آنجا که بعد انقلاب آتش جنبش حول مسئله ملی کرد وسیعاً گر گرفت و با بیرون دادن یک جنبش توده‌ای نیرومند از دل خود بدل به کانونی انقلابی در کشور شد، شاخه کردستان سازمان ناگزیر نیاز زیادی به کادرهای مجرب سیاسی و نظامی پیدا کرد. سازمان در حالیکه طیف گسترده‌‌ای از هواداران بومی را داشت، اما کادر مجرب اهل کردستان به ویژه در بخش شمالی کردستان که بیشتر زیر نفوذ حزب دمکرات کردستان بود کم داشت. بر این زمینه تعداد قابل توجهی از کادرهای غیر کرد سازمان را به کردستان فراخواندیم تا در امر مدیریت و سازماندهی نیروی سازمان در این منطقه شاخه را کمک کنند.

بر همین اساس در طول سه ماه بعد انقلاب دستکم ۲۰ نفر از کادرهای غیر بومی کرد سازمان و عمدتاً هم آذربایجانی با استقرار در شهرهای مختلف کردستان، به انجام وظیفه انقلابی و همبستگی مبارزاتی با مردم کرد پرداختند. ٨ تن از اینان چه در خود کردستان و چه اندکی بعد در خارج از آنجا به جرم حضور در میدان مبارزاتی کردستان جان باختند. این نیز لازم به یادآوری است که مدیریت شاخه کردستان سازمان از همان نخست این سیاست را در پیش گرفت که طی روندی کوتاه و با بالا کشیدن نیروهای بومی، مسئولیت ها را هر چه بیشتر به رفقای کرد بسپارد. ما شعار خود را این قرار داده بودیم: " سپردن امور به خود کردها"! این سمتگیری کمابیش پیش رفت، اگرچه تحولات شتابناک در کردستان ایران و خود ایران مسایل زیادی را پیش کشید که بررسی آن فرصتی دیگر می‌طلبد.

او یکی از اعضای هئیت نمایندگی کرد در مذاکره با نیروهای پیرو خمینی پس از درگیری های سنندج بود. این نقش مهم سازمان فدایی در میان کردها و نیروهای محلی کردی می دهد. آیا کردها از سازمان فدایی استقبال کردند به این اعتبار که سیاست های آن را قبول داشتند، یا این نقش سیاسی و نظامی که سلیمانی و سایر کادرها بود که سازمان را قادر به کسب احترام و اعتماد میان مردم محلی کرد؟

- موضوعی که در سئوال قبلی در رابطه با ساختار تشکیلاتی شاخه کردستان گفتم شامل "دفتر سنندج" سازمان نمی‌شد. واحد تشکیلاتی سنندج گرچه زیر مسئولیت شاخه کردستان بود، اما پرتعدادترین واحد شاخه به شمار می‌رفت. این واحد از رفقای بومی سنندج و جنوب کردستان ایران که میان آنان کادرهای مجرب کم نبود تشکیل می‌شد و در راس آن هم بهروز سلیمانی قرار داشت که با اتوریته‌ اعمال مدیریت می‌کرد. او البته نه فقط مدیر تشکیلاتی لایق و با نفوذی بود که در سطح شهر نیز به عنوان یک چهره انقلابی و مردمی شناخته می‌شد. در این رابطه بد نیست اشاره کنم که در دو تا سه ماه مانده به پیروزی انقلاب، در سطح شهر سنندج ٥۶ کانون فعالیت توده‌ای به وجود آمده بود که در مساجد جمع می‌شدند. این کانون‌ها به تدریج از چنان اعتبار و پشتیبانی مردمی برخوردار شدند که توانستند اداره امور شهر را در دست خود گیرند. نیروی هدایت کننده این کانون‌ها، جریانات چپ و مدافعان حقوق ملی خلق کرد بود و در آن هواداران فدایی خلق وزن قابل توجهی داشتند. در این حرکت مردمی و انقلابی، بهروز سلیمانی از چهره‌های محوری بود که در هر زمینه از این جنبش توده‌ای، مهر و نشان خود را بر مسایل می‌کوبید و در تظاهرات خیابانی همواره در صف مقدم قرار داشت. هوشیاری‌ها و تجربه سیاسی بهروز به سهم خود کمک به این حرکت بود. از جمله وقتی ارتش طی یک توطئه‌ای در نیمه آذر ماه ٥۷ از طریق فراخوانی جعلی مردم را دعوت به گردهمایی اعتراضی علیه حمله شهربانی در شهر سقز به یک بیمارستان نمود تا با توسل به قهر خشونت آمیز از مردم سنندج زهر چشم بگیرد، بهروز از جمله رهبران و سازمانگرایان حرکات اعتراضی شهر بود که این توطئه را تشخیص داد و در خنثی کردن آن نقش ایفاء کرد.

در ادامه همین حرکت مردمی بود که ایده تشکیل شورای شهر بر پایه شورای محلات طرح شد و با انتخاب شوراهای ده نفره محلات، مجمعی از ٥۶ نماینده شکل گرفت که با انتخاب شورای ۲٥ نفره از میان خود و پدید اوردن شورای شهر سنندج، وظایف همزمان فرمانداری و شهرداری به آن سپرده شد. چیزی که عوامل حکومت مرکزی و مخصوصاً ارتش از یکسو و مرتجعین محلی آن را بر نمی‌تابیدند. بهروز با حضور در ترکیب این شورا نقش بارزی ایفاء می کرد و در جریان همین تحرکات موقعیت خود به عنوان یک رهبر مردمی را بیش از پیش تثبیت نمود.

با پیروزی انقلاب، شورای مردمی شکل گرفته در قبل از انقلاب با مقاومت نیروهای اسلامی در شهر سنندج روبرو شد. نیروهایی که دو شاخه بودند. یک شاخه از آن به رهبری آخوند صفدری شیعه نماینده مستقیم حکومت تازه تاسیس خمینی بود که پشتگرم پادگان شهر، در برابر چپ ها و نیروهای مدافع حقوق ملی مردم کردستان موضع تند داشت. شاخه دیگر مذهبی‌ها عبارت بود از "مکتب قران" با تمایلات شدید اخوانی به رهبری مفتی زاده که از یکسو شدیدا با صفدری رقابت می کرد و از سوی دیگر او نیز علیه نیروهای انقلابی و چپ خصومت می‌ورزید. رشد این تضادها سرانجام منجر به درگیری صفدری و مفتی زاده شد و صف آرایی میان کردهای حامی مفتی زاده با حامیان حکومت مرکزی را در پی‌آورد. سنندج را تظاهرات عظیم فراگرفت و پرچم روحیه مقاومت ملی زیر چند گرایش مختلف فکری برافراشته شد که میان اینها رقابت شدید بر سر رهبری حرکت بود. در چنین شرایطی پادگان شهر به مقابله با معترضان علیه حکومت مرکزی برخاست و جنگ خونین سنندج در ۲۶ اسفند سال ٥۷ درگرفت. طی همین روزها بود که یک شورای موقت انقلابی ٥ نفره تاسیس یافت و طرف حساب پادگان شد. بهروز سلیمانی یکی از این ٥ نفر بود.

حکومت مرکزی در مواجهه با چنین وضع غیرمنتظره‌ای مجبور شد یک هیئت عالیرتبه متشکل از آقایان طالقانی، بهشتی، رفسنجانی، بنی صدر، حاج سید جوادی وزیر کشور را برای اتمام جنگ به سنندج اعزام ‌کند. در این مذاکرات سطح بالا، بهروز سلیمانی یکی از اعضای هیئت نمایندگی کرد بود که در جریان گفتگوها با شور تمام به دفاع از حقوق مردم کردستان برخاست.

چه زمانی که او کردستان را ترک کرد در تهران ، شهری که گفته می شود در آن جا زندگی شخصی و سیاسی اش را در خفا ادامه داد، مستقر شد؟ چرا در جریان انشعاب در سازمان فدایی او به اکثریت پیوست در حالی که این اقلیت بود که مصر به ادامه حضور در کردستان و ادامه مبارزه مسلحانه بود؟ می خواهم بدانم تجربه فعالیت در کردستان تا چه حد بر این تصمیمش اثر داشت. آیا او دیگر به مبارزه در کردستان اعتقادی نداشت و نسبت به نیروهای کردی، که بعد از شکست در سنندج و دیگر جاها در کنار صدام حسین قرار گرفته بودند، دچار سرخوردگی شده بود؟

- پیش از مهاجرت اجباری او به تهران لازم است کمی به عقب برگردیم. با آنکه در فروردین ٥٨ جنگ سنندج پایان پذیرفت ولی تنش میان کردستان بپاخاسته خواستار خودمختاری با حکومت اسلامی عروج یافته به قدرت نه تنها ادامه پیدا کرد بلکه هر چند روز یکبار در این یا آن نقطه از کردستان شکل مدام تشدید یافته‌تری به خود گرفت. دو قطبی کردستان و جمهوری اسلامی بدل به واقعیت کردستان شد. بحران و تشنج تا انجا ادامه داشت که حتی دکتر قاسملو نماینده منتخب مردم کردستان نتوانست در مجمع تدوین قانون اساسی جایگزین رژیم شاه شرکت کند. سرانجام در  ۲٨ مرداد ۱۳٥٨ خمینی رهبر جمهوری اسلامی فرمان حمله سراسری به کردستان را صادر کرد و نیروهای انقلابی و ملی ناگزیر از عقب نشینی موقت به نوار مرزی ایران و عراق و درون کردستان عراق شدند. بهروز سلیمانی در سازماندهی این عقب نشینی و مدیریت پنهانی مقاومت مردم سنندج و شهرهای جنوب کردستان در برابر این هجوم نظامی، نقش شایسته‌ و شجاعانه‌ای ایفاء کرد.

دو ماه و نیم بعد حملات نظامی رژیم به کردستان، خمینی فرمان توقف جنگ و وعده توجه به خواست مردم سنی کردستان را داد. نیروهای مقاومت کردستان با برگشت دوباره به شهرها فعالیت علنی خود را از سر گرفتند. دفتر سنندج شاخه کردستان نیز به مسئولیت بهروز سلیمانی مجدداً فعال شد.

در این مقطع بود که مذاکره دیگری میان هیئت اعزامی از تهران با نمایندگان مردم کردستان آغاز شد. نیروهای مقاومت کردستان هیئتی متشکل از روحانی ملی و مترقی کرد شیخ عزالدین حسینی، سه نماینده از حزب دمکرات کردستان ایران، ترکیبی سه نفره از کومله زحمتکشان کردستان و هیئت سه نفره سازمان چریک های فدایی خلق ایران – شاخه کردستان با نام "هیئت نمایندگی خلق کرد" انتخاب کردند تا طرف مذاکره با هیئت اعزامی از تهران مرکب از صباغیان، فروهر، مهندس سحابی و احتمالاً چمران قرار بگیرند. بهروز سلیمانی از سوی شاخه کردستان چریک‌های فدائی خلق جزو یکی از سه نماینده این سازمان در هیئت نمایندگی خلق کرد بود.

موضوع این مذاکرات برخلاف مذاکرات قبلی که فقط حول پایان دادن به جنگ و اداره شهر سنندج بود، به امر مرکزی خودمختاری خلق کرد و چند و چون آن مربوط می‌شد. این مذاکرات که در دو دور صورت گرفت نتیجه‌ نداد. بی باوری رژیم اسلامی به حق خلق کرد و کارشکنی‌های خیل کردستیزان هم در مرکز و هم درون هیئت اعرامی از تهران از یکسو، و فزونخواهی‌های مقطعی در میان هیئت نمایندگی خلق کرد و وجود اختلافات و ناهماهنگی ها بین خود این هیئت از سوی دیگر مانع از توافق شد. بدینترتیب زمینه سازی‌های جمهوری اسلامی برای حمله مجدد و اینبار به قصد سرکوب تا پایان و با این گفته بنی صدر، رئیس جمهور وقت که چکمه‌ها تا بازگشت آرامش به کردستان نباید از پا درآید آغاز گردید. در بهار سال ٥۹ طی جنگی ادامه دار، حکومت اسلامی نوپا کردستان را به خاک و خون کشید.

با شروع جنگ، یکبار دیگر عقب نشینی نیروهای کرد از شهرها به مناطق روستایی و نوار مرزی آغاز شد و عملیات سرکوب از یک طرف و دفاع پارتیزانی از طرف دیگر پیش رفت. بهروز سلیمانی مسئولیت ساماندهی نیروهای جنوب کردستان سازمان را بر عهده داشت.

اما در همین دوره زمانی تحولات مهمی در درون سازمان چریک های فدائی خلق جریان داشت. رژیم تازه اسلامی به رهبری خمینی در پائیز ٥٨ با شعار "بعد از شاه نوبت آمریکاست"، بخاطر مقاصد اسلامی و تثبیت اسلامگراها در حکومت تازه، تمایات ضد آمریکایی خود را در افراطی ترین شکل به نمایش گذاشت و با تایید تسخیر سفارت آمریکا به دست گروهی دانشجوی اسلام گرا در تهران، همه کشور را حول شعار "مرگ بر آمریکا" بسیج کرد. تنها کردستان بود که در برابر این موج، شعار مبنی بر خودمختاری کردستان را همچنان حفظ کرد و به حکومت "نه!" گفت و در واقع آماده رودررویی تعیین کننده شد. سازمان چریک های فدایی خلق مانند دیگر نیروها در برابر وضعی قرار گرفته بود که یا باید در چارچوب باورهایش از مبارزه "ضد امپریالیستی" حکومت جدید پشتیبانی می‌کرد یا با ایستادن بر دمکراسی برای خواست آزادی‌های سیاسی مبارزه کند. سازمان بعد از مدتی کشاکش در درون خود متاسفانه طرف "ضد امپریالیسم" رژیم را گرفت و بنا به درک نازل خود از دمکراسی، علیه لیبرالیسم سیاسی چهره کرد و اتحاد علیه امپریالیسم را وجه عمده مباره خود قرار داد. همین جهتگیری در کنار پاره مسایلی دیگر و از جمله رویکرد به مبارزه مسلحانه، شکل گیری زمینه انشعاب در این سازمان را موجب شد که در تابستان ٥۹ منجر به تقسیم "اکثریت" و "اقلیت" گردید. از این دو، اولی ولو با انتقاداتی به حکومت در کنار آن قرار گرفت و دومی به مقابله با رژیم حتی در شکل مسلحانه برخاست.

این وضعیت سازمان، بیشترین بازتاب خود را در شاخه کردستان باقی گذاشت که یکی از تراژیک‌ترین لحظات سیاسی تاریخ جنبش فدائی را رقم زد. انتخاب سیاسی سازمان در سطح کشور که همراهی با عامه مردم شوریده علیه "امپریالیسم" و قرار گرفته پشت رژیم بود، در کردستان بدل به ضد خود شد و شاخه را نه تنها از صفوف مقاومت بیرون کشید بلکه با قرار دادن در برابر آن بهت و خشم توده مردم کردستان را در پی آورد. حاصل تعویض جبهه سیاسی واقعیت تلخی بود و موجب شد شاخه از دو سو تحت فشار قرار گیرد. هم از طرف نیروهای سرکوبگر مرکزی که همچنان چریک‌ها را دشمن خود می دانستند و هم از طرف نیروهای مقاومت کرد که از تغییر سیاست چریک‌ها عصبانی و در برابر آن ناشکیبا بودند. برای شاخه چاره‌ای نماند جز ترک موقتی کردستان و رفتن به دیگر نقاط کشور مخصوصاً تبریز و تهران. می‌توان حدس زد که این لحظات یکی از تلخ کام ترین برهه‌ها در زندگی سیاسی بهروز انقلابی و حتی می‌توان گفت فراانقلابی بود. او میان قلب و مغز خود گیر کرده بود.

بهروز سلیمانی علیرغم اینکه انتقادات تندی به وضعیت جدید سازمان داشت اما چون اهل انشعاب نبود با اکثریت همراه شد و به تهران انتقال یافت. اما در پاسخ به نکته‌ای نهفته در پرسش شما باید بگویم که بهروز هرگز اعتقاد راسخ خود به حقانیت خواست ملی کردها از دست نداد و در همان تهران کنار کار شاق و بسیار پر خطر جابجا کردن اعضای خارج شده شاخه از کردستان و سروسامان دادن به زندگی آنان، به فعالیت سیاسی خود در دفاع از حقوق مردم کردستان ادامه داد. او در عین اینکه نسبت به جریانات راستگرای کرد و نیز نسبت به رژیم صدام حسین که در جنگ با ایران بود موضع قاطعی داشت، اما ذره‌ای هم سر سازش با حکومت اسلامی از خود نشان نمی داد.

سرانجام هم در آذر ماه ۱۳۶۰ بود که بهروز سلیمانی همراه گروهی از رفقای ما در نحله "اکثریت" سازمان، جدایی از بقیه را در پیش گرفتند و گروهی با نام جاافتاده «گروه ۱۶ آذر»، در شکل سازمانی مستقل را تشکیل دادند. موضوع محوری این انشعاب، مناسبات با حزب توده ایران بود که بخش منشعب، وحدت با این حزب را قبول نداشت و بهروز سلیمانی هم یکی از سرسخت ترین مخالفان این وحدت بود. اما بنا به شناختی که من از او داشتم و تا آخرین روزهای انشعاب هم رابطه خود را با من حفظ کرده بود، می‌توانم بگویم که بیشترین مسئله وی همواره سیاست نزدیکی سازمان با جمهوری اسلامی بود که البته در جریان انشعابی هم پاسخ خود در این زمینه را نگرفت. با اینهمه او با حفظ انتقادهایش در این زمینه، چیزی از فعالیت پرشور خود در تشکیلات متبوع‌اش نکاست و آن را تا دم مرگ وفادارانه ادامه داد. او در تشکل جدید در سطح مشاور رهبری قرار گرفت، همانگونه که پیش از انشعابات همین سطح و سمت را داشت.

گفته می شود اغلب گروههای سیاسی در آن زمان بخش امنیتی داشتند و بازجویی انجام می دادند و گاه مبادرت به حذف کسانی که تهدید به نظر می آمدند می کردند. این شایعه ای است که توسط افرادی که در وقایع آن سالها مشارکت داشتند بازگو می شود. آیا حقیقت دارد که سلیمانی به عنوان عضو بخش امنیتی فداییان، چه قبل و چه بعد از انشعاب، در چنین اموری نقش داشته است؟ شایعه است که او فردی را مورد بازجویی قرار داده بود و اعترافات او را قبل از اعدامش به اتهام خیانت به سازمان و همکاری با سازمان های اطلاعاتی ایران یا عراق، ضبط کرده بود. این ادعاها مبهم هستند بنابراین خوب است که دانسته شود در آن بخش امنیتی در آن زمان در منطقه کردستان چه می گذشته است. آیا این احتمال وجود دارد که بیگناهانی توسط گروههای چپ کشته یا مورد شکنجه قرار گرفته باشند؟

- اول از همه بگویم که وقتی سخن از مبارزه مسلحانه می‌رود که در آن مسئله مرگ و زندگی مطرح است، ایجاد بخش امنیتی و حفاظت از نیروی خودی امری است طبیعی و ناگزیر و اگر جریانی چنین مبارزه ای را در پیش بگیرد و در همان حال اقدام به دفاع از خود نکند، در واقع نسبت به خود جدی نیست! اما همینجا اضافه کنم که با اینهمه شاخه کردستان به شمول دفتر سنندج، با داشتن دنیایی از کار و مشغله هنوز در موقعیتی نبود که چنین بخشی را ایجاد کند، اگرچه نسبت به مسایل امنیتی حساسیت در آن موجود بود و چشم و گوش شاخه نسبت به آن حساس. بنابراین منتفی نیست که مواردی به عنوان بازجوئی از کسانی در میان بوده باشد که احتمالاً به عنوان آدم نفوذی دشمن مورد شک قرار ‌گرفته بودند. حذف فیزیکی اما تا آنجا که من بدانم در بین نبوده و با احساس بیزاری آن را رد می‌کنم.

از اسفند سال ٥۷ تا اسفند سال ٥٨ که من مسئول شاخه کردستان سازمان چریک‌ها بودم و بعد این زمان با انتقال به تهران دیگر در امورات کردستان قرار نداشتم، بهروز سلیمانی طی این مدت (در آن یک سال) تحت مسئولیت من بود و در وفاداری به چنین ساختار سازمانی عمل می‌کرد. وی حتی ریزترین مسائل دفتر سنندج و جنوب کردستان را به من گزارش می‌داد و لذا باورم نمی‌شود و بعید می‌دانم که چیزی به این اهمیتی در حوزه تحت مسئولیت او رخ داده باشد و وی نخواهد مرا در جریان بگذارد. گرچه، کم هم نبوده‌اند مواردی که ما با همدیگر سر آنها به اختلاف می‌رسیدیم و من در فعالیت‌های انقلابی وی رگه‌هایی از ماجراجویی می‌دیدم و تذکراتی هم می دادم که او بعضاً قبول می‌کرد و در برخی اوقات هم دلیل می‌اورد که کارش درست است. ولی هیچ موردی نبود که وی از ما تذکر بگیرد و خلاف تصمیم شاخه عمل کند و یا منصرف از تصمیمی نشود که اخذ کرده بود. من در صداقت بهروز و پایبندی او به اصولیت‌های کار حزبی ذره‌ تردیدی را هم جایز نمی‌دانم. در همان یک سال که اوج قدرت بهروز در سنندج بود او می توانست کارهای بسیاری مطابق میل خود کند بی آنکه مرکز شاخه در مهاباد بتواند جلویش را بگیرد، ولی شهادت می‌دهم که وی تعهد حزبی مبنی بر تبعیت از دستورات حزبی را نقض نمی کرد.

در پایان اما این را بیافزایم که در آن شش ماهه اول سال ٥۹ که شاخه کردستان با انواع فشارهای دو سویه روبرو بود و از نوعی سرگشتگی در رهبری سیاسی خود رنج می‌برد، در شرایطی که اعضای آن مورد ترور قرار می‌گرفتند و تحت تعقیب "خودی" و "غیر خودی" بودند، چه بسا مواردی از سوی طرفین جبهات گشوده شده پیش آمدند که در قضاوت امروزین نسبت به انها چیزی جز ابراز تاسف و خشم نتوان گفت. در عین حال ولی شرایط آن روز میدان جنگ غامض را هم نباید بهچوجه از یاد برد. دستکم بگویم که بهروز سلیمانی کسی را حذف نکرد و نکشت.

چرا رابطه بین چپ ایران و احزاب چپ کردی در چند دهه گذشته به ضعیف ترین سطح در مقایسه با زمانی که سلیمانی در کردستان حضور داشت نزول کرده است؟ آیا این حقیقت دارد که چپ ایران به در چهل سال گذشته به خاطر سرکوب دولتی به درون لاک خود رفته؟ این ارتباط سال به سال تضعیف شده. بر عکس، جمهوری اسلامی قادر به ایجاد یک پایگاه قدرتمند کردی شده است. تحلیل شما از این وضعیت چیست؟

- این درست است که رابطه چپ و احزاب کردی از زوایای مختلف و در اندازه ها و مسئولیت های متفاوت آسیب جدی دید و به "ضعیف ترین سطح" تنزل یافت، ولی مدت‌هاست این روند در سمت ترمیم و بهبود پیش می‌رود. نه تنها چپ بلکه جنبش کرد در ایران هم طی چهار دهه گذشته زیر سرکوب بی امان رژیم و نیز ناشی از مسایل درونی خودشان، با مشکلات بسیار روبرو بوده‌ و است. با اینهمه اما، نه درهم شکسته‌اند و نه که از نیاز بهمدیگر و فهم اشتراکات و همبستگی‌های مهم میان خود غافل هستند. شخصاً می کوشم نصفه پر لیوان را ببینم که راهی هم جز پر کردن دوباره آن نیست.

این تنزل رابطه را اما نباید به این یا آن شخص و از جمله فقدان بهروز سلیمانی مربوط دانست. این روندی بوده بنیادی و متاثر از عوامل و دلایل متعدد که تصور نمی کنم اینجا جای بحث سر آنها باشد.

جنبش کردی در ایران، دوره بغرنج و سختی را طی می کند، ولی ماندگار است چون ریشه در اعماق وجودی مردم کردستان دارد. در سطح ایران نیز هیچ نیرویی چون چپ‌ها را نداریم که مدافع حقانیت خواست‌های برحق خلق کرد باشد. در اینکه جمهوری اسلامی در کردستان حضور سنگین نظامی و امنیتی دارد شک نتوان داشت و واقعیت دارد که شبانه روز می کوشد تا از طریق جریانات اسلامگرای افراطی تولید "پایگاه" برای خود کند که نشانه‌های آن را هم می توان ردگیری کرد، اما من باور ندارم که موفق به "ایجاد پایگاه قدرتمند کردی" شود. تحلیل وضعیت کنونی کردستان نیاز به تفصیل دارد که تصور نمی کنم بتوان آن را در سئوال و جواب مربوط به بازآفرینی شخصیت والای بهروز سلیمانی گنجاند. این مهم، فرصت و کادر دیگری می‌طلبد و بهتر است به وقتی دیگر موکول شود.

پس بگذارید سخن این مصاحبه را با این پایان دهم که نام بهروز سلیمانی ماندگار و جاودانه است و همین که شما چند محقق کرد اقلیم بر این نام و چهره متمرکز شده‌اید دال بر چنین واقعیتی است. بهروز سلیمانی در زمره پرشمار ستاره‌‌های آسمان جنبش چپ ایران شناخته می‌شود و در مقام یکی از فداکارترین فرزندان کارآزموده خلق کرد ثبت تاریخ کشور ما است. او روز ۱۹ آبان ماه ۱۳۶۲ (به تقویم ایران)، وقتی در محاصره دشمنان درآمد جلو چشم همسر و دو فرزندش همچون پلنگی تیزپا خود را به پنجره رساند تا با پرت کردن خویش از بالاترین طبقه آپارتمان مسکونی‌اش، دشمن انگشت به دهان از اینهمه جسارت را در دستگیری‌ خود، ناکام بگذارد. وی به سروده شاعر بزرگ ما احمد شاملو در زمره «زندگان پیش اگاه به مرگ خود» بود که آگاهانه و از قبل انتخاب مرگ در لحظه لازم بر متن زندگی پرشور مبارزاتی‌اش را برگزیده بود. بهروز خوب می‌دانست که اگر گیر دژخیمان بیفتد چنان زیر شکنجه او را لهیده و مچاله خواهند کرد که حتی مجال رفتن به پای چوبه تیرباران را هم نخواهد یافت. او با خود و در سینه خویش راز رفقای هم رزم و اسرار خلق به زیر خاک برد و دشمن را حسرت به دل گذاشت. بهروز سلیمانی فقط فرزند شهرش سنندج نبود و تنها هم در "روله خلقی کورد" بودن و یا که مبارز شمرده شدن در راه آزادی مردم کشورش ایران خلاصه ‌شدنی نیست. بهروز سلیمانی عضوی از کاروان جهانی بشریت در راه آزادی و عدالت بود و "شاه سلیمان" نامی در کردستان دردمند و پایدار در مبارزه خلق کرد. نام بهروز سلیمانی بزرگ و گرامی باد.

از حوصله‌ای که کردید و پیشاپیش از زحمت عزیزان در برگرداندن این متن به انگلیسی و آنگاه کردی صمیمانه سپاسگزارم.

با احترام، بهزاد کریمی

 

 

----------------------------

بێهروز سلیمانی ناوێكە یەکسەر دێتە بەر گوێ کاتێك باس لە رۆڵی ئەو کەسایەتییە ئێرانیانە دەکرێت کە رۆڵیان هەبووە لە رووداوە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران لە شۆرشی ئێرانی ١٩٧٨-١٩٧٩.

ئەو یەك لە نوێنەرانی شاندی کورد بووە لە دانوستانەکان لەگەڵ دەسەڵاتی خومەینی دوو ساڵ بەر لەوەی لە بەرزترین نهۆمی شوقەکەیەوە لە تاران خۆی فڕێداتە خوارەوە و، خودکوژی شۆڕشگێڕی لە بری تەسلیمبوون بە دوژمنەکانی هەڵبژێرێت.

بێهروز کادرێکی ڕێکخراوی چریکەکانی فیدایی گەلی ئێران بووە کە لەناو کورد بە (چریکەکان) ناسراوە. ئەو لە کوردستانی ئێراندا وەك کورد و کەسێك لەخۆیان ناساندویانە، بەڵام لەهەندێك باس و خواسی ئێستا وەك ئێرانییەك کە کورد نەبووە دەناسێنرێت، هەرچەندە خۆی لوڕ بووە و دواتر لە شاری سنە گەورە بووە و خوێندنی تەواو کردووە و وەك کوردیش خۆی ناساندووە.

لەم دیمانەیە لەگەڵ بەهزاد کەریمی بەرپرسی لقی کوردستانی ئەو سەردەمەی چریکەکان تیشك دەخەینە سەر رووداوەکان لە یادەوەرییەکانی خۆی و بێهروز سلیمانیەوە. ئاشنایەتی لەگەڵ ئەو رووداوانە گرنگە بۆ لێکۆڵینەوەی وردتر لە بوارەکانی ئەو قۆناغە مێژووییەی ئێران و کوردستان پیایدا تێپەڕبوون.

وەك ماڵپەرێ دەنگەکانیش سوپاس و پێزانین بۆ بەڕێز بەهزاد کەریمی دووپات دەکەینەوە کە کاتی تەرخانکرد بۆ هەڵدانەوەی چەند لاپەڕەیەکی گرنگ لەسەر ئەو مێژووە و بەشکردنی هەندێک لە یادەوەریەکانی خۆی لە گەڵ خوێنەرانی کورد:

 

دەنگەکان: وەك یەك لەو ئێرانییانەی کە دەوترێت کورد نەبوون و لەو سەردەمە لە کوردستاندا بوون، بێهروز سلیمانی ناوێکە دێتە سەر گۆ و بەر گوێکان دەکوێت کە باس لە رووداوەکانی کوردستان و ئێرانی ئەو سەردەمە دەکرێت. ئەو نوێنەرایەتی چێ قۆناغێکی رەوتی چەپی دەکرد لە کوردستان و ئێران و ناوچەکە لەو سەردەمەدا؟

بەهزاد کەریمی: ئەگەر کەسێك بە شوێنی لەدایکبوونی و جیناتی پێناسە بکرێت ئەوە بێهروز سلێمانی کورد نەبوو و "ئێرانی بوو کە کورد نەبوو" وەك ئێوە دەڵێن، بەڵام پێناسەی دیکە هەیە. لە خانەوادەیەکی لوڕ لەدایك بووە، کە زۆر نزیکن لە کوردەوە، هەرچەندە لوڕ وەك گروپێكی ئیتنیکی دیکە دەناسرێن لە ئێران لەسەر بنەمای دیالیکت و شێوازی ژیان و مێژوویان.

ئەگەر بێهروز بە شوێنی نیشتەجێبوون و زمانی پێناسە بکەین، بەڵی ئەو کوردە و خەڵكی سنەیە. باوکی لە شاری بروجەردەوە کۆچی بۆ سنە کردووە، کە ٣٢٠ کم لە سنەوە دوورە. بۆیە ساڵانی خوێندنی لە سنە تەواو کرد. لە ساڵی ١٩٤٧ لەدایك بووە. خۆی وەك کوردیش دەناساند و خەڵكی سنەش هەر بەو شێوەیە وەك یەکێك لە خۆیان لێیان دەڕوانی.

سەرباری باکگراوندە لوڕ و کوردبوونەکەی، ئەو تەواوی ژیانی بۆ ئازادی کورد لە ئێران تەرخانکرد و لەو پێناوەشدا ژیانی لەدەستدا لە چوارچێوەی ئەو ڕاستییەی کە ئەو مارکسیست بوو، کۆمۆنیستێكی پێداگر و بڕوای بە ئینتەرناسیۆنالیسم هەبوو.

ئەوەندە بڕوای بە دۆزەکەی هەبوو، ئەگەر بیزانیایە لە هەر شوێنێکی جیهان تێکۆشانی ئەو بۆ چینی کرێکار دژ بە چەوساندنەوە و داپڵۆسین و ستەمکاری پێویستە، ئەو بێدودڵی بە کاوەخو دەچووە ئەو شوێنە.

شایستەی ئەوەیە وەك تێکۆشەرێکی ماندوونەناسی چەپی شۆڕشگێر بناسرێت، کە شەڕی دژ بە نادادی دەکرد، بێگومان بە تێکۆشان دژ بە ستەمی نەتەوایەتی و بەرگریکردن لە مافی گەلی کورد.

دەنگەکان: چریکەکان یەك لە پاڵنەرە سەرەکیەکانی پشتی شۆرش بوون، بەوەی زۆر پێش هێزەکانی دیکە خەباتی چەکدارییان راگەیاند وەك تاکتیک و ستراتیژ دژ بە سیستەمی دەسەڵاتداری پاشایەتی. پلانی گروپەکە بۆ کوردستانی ئێران چی بوو دوای کەوتنی شا، بۆچی بێهروز بۆ ئەوێ نێردرا؟ دەمانەوێت لە تایبەتمەندی تێکۆشان لە کوردستان تێبگەین هەروەها توانا تایبەتەکانی بێهروز بۆ ئەو تێکۆشانە.

بەهزاد کەریمی: تێکۆشانی چەکداری چریکەکان، وەك رێکخراوێکی مارکسیستی شۆڕشگێر، هێڵێکی روونی هەبوو لەسەر مافی ئەو گەلانەی دووچاری ستەمی نەتەوایەتی هاتوون لە ئێران. لە دوای درووستبوون چریکەکان ئەدەبیاتیان لەسەر ئەم بابەتە بڵاوکردەوە و گرنگییەکی زۆر درایە گەلی کورد (لەسەردی شا وە)، بە تایبەتی مێژووی کورد و ترادسیۆنی تێکۆشانی چەکداری لەناویاندا.

حەوت ساڵ شەڕی چەکداری رادیکاڵانەی چریکەکان و قوربانییەکانی ئەندامەکانی دەیاندا لە پێکدادانە چەکدارییەکانی ناو شارەکاندا هاوسۆزییەکی زۆری بۆ رێکخراوەکە درووستکرد لەناو گەنجانی کورد، بەتایبەتی خوێندکارانی زانکۆ و مامۆستاکان، بە هەمانشێوە لەناو فەرمانبەر و کرێکارانیشدا. سەرباری ئەمە، چریکەکان لە کوردستان شانەی نهێنییان نەبوو، ئەوەی پێێ دەڵێن 'خانەیێ تیامیی'، یان بڵێێن یەکینەی گەریلایی (ناوشار).

چەند مانگێك بەر لە شۆرش بێهروز لە زیندان ئازادبوو دوای حەوت ساڵ بەندکردن و دەستبەجێ لە سنە شانەیەکی پێنج کەسی پێکهێنا بە دەستپێشخەری خۆی. ئینجا لە رێگای یەکێك لە ئەندامانی ئەم شانەیەوە پەیوەندیان لەگەڵ یەکینەیەکی گەریلایی (شار) لە تەبرێز درووستکرد.

بێگومان سەرکردایەتی چریکەکان هەمیشە دەیویست رێکخراوەکە لە کوردستان شوێنی هەبێت بەهۆی پێگەی ستراتیژی کوردستانەوە، کە دەیتوانی وەك ناوچەی لۆجیستیش بێت بۆ تێكۆشانی چەکداری لە تەواوی وڵات. لەسەر ئەم بنەمایە بڕیاردرا بنکەمان لە کوردستان دامەزرێنن و من بۆ ئەو کارە دیاریکرام، بەهۆی ئەوەی کەمێك سەروکارم لەگەڵ بابەتی پرسی کورد هەبوو.

ئەم کارە سەرەتا جێبەجێنەبوو بەهۆی خێرایی رووداوەکان دوو مانگ بەر لە شۆڕش. دواتر کە شۆڕش سەرکەوت رێکخراوەکە دەستیکرد بە کاری ئاشكرا و لە چەندین ناوچە ئۆفیسیان کردەوە لەوانەش کوردستان. من بە سەرۆکی لقی کوردستان دیاریکرام و دواتر لەگەڵ چەند گەریلایەك چووینە مەهاباد و لەوێ لقی کوردستانی چریکەکانمان دامەزراند لە شوباتی ١٩٨٠.

ئیدی بە هاوکاری هاوسۆزەکانمان بارەگای خۆمان درووستکرد و تابلۆی رێکخراوەکەمان لەسەر بارەگای مەهابد دانا بە ناوی: "رێکخراوی چریکەکانی فیدایی گەلی ئێران – لقی کوردستان".

هەفتەیەك بەر لە کردنەوەی ئەو بارەگایە بێهروز و ئەندام و لایەنگرانی شانەکەی سنە ئۆفیسێكیان لە سنە کردەوە لەژێر ناوی ئۆفیسی لایەنگران، کە گەنجێکی زۆری بۆلای خۆی راکێشا لەگەڵ کرانەوەیدا. بێهروز سسەرپەرشتی ئۆفیسەکەی دەکرد. بازنەی بزووتنەوەکە لە دەوری مافی نەتەوایەتی گەلی کورد تا دەهات مەزن دەبوو. دوای شۆڕش بووە بنکەیەکی شۆرشگێڕانەی چالاك.

لقی کوردستان زۆر پێویستی بە کادری ئەزموونداری سیاسی و سەربازی هەبوو، بەتایبەتی لە ناوچەکانی باکوری کورسستانی ئێران کە زۆرتر لەژێر کاریگەری حیزبی دیموکرات بوو. ئەمە وایکرد زۆر لە کادرەکانی کورد نەبوون بنێرێنە کوردستان تا بتوانن لایەنگرەکان رێکبخەن لە شارە کوردییەکان.

لە سێ مانگی سەرەتای شۆڕشدا لانیکەم ٢٠ کادر کە کورد نەبوون نێردرانە کوردستان، زۆربەیان ئازەری بوون و نێردران بۆ ئەوەی ئەرکی شۆرشگێڕی ئەنجامبدەن بۆ پشتیوانیکردن لە گەلی کورد و هاوپشتی درووستبکەن. هەشت لەو کادرانە دواتر کوژران بەهۆی بەشداربوونیان لە تێكۆشانی کوردستان.

سەرکردایەتی لقی کوردستان هەر لەسەرەتاوە دەیویست هەتا دەکرێت خەڵكی رەسەنی ناوچەکە لە مەودایەکی کورتدا بچنە پێشەوە و کارەکان بگرنە دەست. درووشـی ئێمە ئەمە بوو: 'کوردان سەرکردایەتی کارەکان بکەن'. دواتر ئەمە بەردەست نەبوو بەهۆی رووداوە خێراکان لە کوردستان و ئێران کە چەندین بابەتیکیانان درووستکرد زۆر قوڵترە لەم دیمانەیەدا باس بکرێن.

دەنگەکان: بێهروز ئەندامی دەستەی دانوستکاری کورد بوو لە دانیشتەنەکان لەگەڵ هێزەکانی سەر بە دەسەڵات لە گفتوگۆکانی هاتنە کایە دوای پێکدادانە چەکدارییەکەی شاری سنە، ئەمەش خۆی پێگەی گرنگی چریکەکان دەردەخات لەناو کوردەکان و زۆربەی لایەنە بەرهەڵستکارە کوردیەکانی ئەو کاتە. باشە کوردەکان پێشوازییان دەکرد لە چریکەکان وەك رێکخراوێك کە لەگەڵ سیاسەتەکانیدا کۆکبوون، یاخود ئەوە رۆڵە سیاسی و عەسکەری بێهروز و کادیرەکانی تر دەیانگێڕا وایکردبوو رێکخراوەکە ئەو متمانە و رێزگرتنە خۆجێیە بۆخۆی بەدەستبهێنێت؟

 

بەهزاد کەریمی: شێوازی پەیکەری رێکخستنی لقی کوردستانی رێکخراوەکە جیاوازی هەبوو لە کارەکانی ئۆفیسەکەی سنە. یەکینەی سنە کە هەرچەندە لەژێر رکێفی لقی کوردستاندا بوو خاوەن زۆرترین ئەندام بوو بە بەروارد لەگەڵ هەموو یەکەکانی دیکەی لقی کوردستان. ئەندامەکانی ئەو ئۆفیسەی سنە بە سەرۆکایەتی بێهروز بریتیبوون لە هاوڕێیانی سنە و باشوری کوردستان (ئێران). بێهروز زۆر بە بەهێزی سەرکردایەتی ئەو یەکینەیەی دەکرد. ئەو نەك هەر سەرکردەیەیکی تژی لە کارامەیی رێکخراوەیی بوو، بەڵكو وەك شۆرشگێڕێکی میللی گەل لەناو شاری سنە دەناسرا.

جێگای خۆیەتی ئاماژە بەوە بکەم دوو بۆ سێ مانگ بەر لە شۆرشی ئێران چەندین بنکە درووستکرابوون لە سنە کە لە مزگەوتەکاندا کۆدەبوونەوە. ئەو بنکانە هێدی هێدی بوونە دەزگای گرنگ کە پاڵپشتی جەماوەرییان لێدەکرا و دواتر سەرکەوتن و توانیان شارەکە کۆنتڕۆڵ بکەن. ئەو بنکانە لەلایەن گروپە چەپڕەوەکان و ئەو لایەنانە درووستکران کە بەرگریکاربوون لە مافی نەتەوەیی کورد. لایەنگرانی چریکەکان رۆلی دیاریان هەبوو لەو بنکانەدا.

بێهروز کەسایەتیەکی دیاربوو کە پێشەنگانە ئامادە بوو لە ریزی پێشەوەی هەموو جوڵەیەكی ئەو بزووتنەوە جەماوەرییە لە سنە، جا ورە و ئەزموونە سیاسییەکەشی یاریدەدری بوون لەمەدا. کاتێك سوپا ویستی لەرێگای پیلانێکەوە لە تشرینی دووەمی ١٩٧٨ بانگەواز بکات بۆ خۆپیشاندان دوای پێکدادانی خەڵك و پۆلیس لە سەقز تا دیسان بە زبری توندوتیژی و فشار خەڵك چاوترسێن بکات، بێهروز یەك لەو رێكخەرانە بوو دەستبەجێ رووبەری ئەو پلانە وەستانەوە و هەوڵی سوپایان پوچەڵ کردەوە.

ئەو بزوتنەوە جەماوەرییە کە لە بنکەکانەوە گەشەی کرد ئەنجوومەنی شاریان درووست کرد لە سنە لەسەر بنەمای ئەنجوومەنی گەڕەکەکان. هەر یەك لە ئەنجوومەنی گەڕەکەکان لە ١٠ ئەندامی هەلبژێردراو پێکهاتبوو کە دەستەیەك لە ٥٦٠ نوێنەر ئەوانیش ئەنجوومەنی شاریان لە سنە وەك باڵاترینیان دەسەڵات هەڵدەبژارد ، کە پێکهاتبوو لە ٢٥ ئەندام و رۆڵی پارێزگار و دیوانی سەرۆك شارەوانییان دەبینی.

ئەم گۆڕانکارییە بۆ دەزگاکانی دەسەڵاتی ناوەندی شتێك نەبوو بە ئاسانی قبوڵی بکەن، بەتایبەتی سوپا و هێزە ناوخۆییەکانی دواکەوتوانە بەکاردانەوە بوون لەسەر ئەو جۆرە پێشکەوتنانە. بێهروز بە یەك لە ٢٥ ئەندامەکەی ئەنجوومەنی دەسەڵاتی باڵای شار هەڵبژێررا و ئەوەش رۆڵی ئەوی وەك سەرکردەیەكی گەلی سنە کە لە خۆیان بوو یەکلاکردەوە.

دوای سەرکەوتنی شۆڕش ئەنجوومەنی شار رووبەڕووی بەرهەڵستکاری بوویەوە لەلایەن هێزە ئیسلامیستە ناوخۆییەکان. یەکێك لەو هێزانە مەلایەك سەرکردایەتی دەکرد ناوی سەفداری بوو، کە نوێنەرایەتی دەسەڵاتی نوێی خومەینی دەکرد و زۆر دژی چەپەکان و راستڕەوە نیشتمانییەکانیش بوو، تەواو پشتی بەستبوو بە سوپا و بنکە سەربازییەکانیانەوە. لقێکی دیکە هەبوو بەناوی (قوتابخانەی قورئان) کە ئەحمەد موفتیزادە سەرکردایەتی دەکرد و بەلای ئیخوان موسلمیندا دەیشکاندەوە. موفتیزادە لەلایەك دژی سەفداری بوو لە لایەکی دیکەوە دژی چەپەکان و هێزە شۆڕشگێڕەکان بوو. ئەو هەڵوێستە پارادۆکسانەی موفتیزادە بووە هۆی چەند پێکدادانێكی جیاواز. لە لایەکەوە هەردوو باڵە ئیسلامیەکەی موفتیزادە و سەفداری کەوتنە ململانێەوە، لە لایەکی دیکەوە خەڵك رووبەڕووی موفتیزادە بوونەوە، خەڵک لە دژی ئەوانەش وەستانەوە کە هەواداری حکومەتی ناوەند بوون.

دواترە خۆپیشاندانیكی گەورەی جەماوەری رژایە سەر شەقامەکانی شاری سنە بە هیوای بەرخۆدانی نیشتمانیانە کەچی لایەنە سیاسییە جیاوازەکان لەناو خۆیاندا شەڕیان بوو لەسەر ئەوەی کێ دەبێت سەرکردایەتی ئەو هەستانە جەماوەرییە بکات. لەم رەوشەدا بوو سوپا هێزی نارد بۆ سەرکوتکردنی ئەوانەی لەدژی لایەنگرانی حکومەتی ناوەندی رژابوونە سەر شەقامەکان لەوێشەوە شەری خوێناوی سنە لە (26 ئەسفەندی 1979) کڵپەی سەند .

کۆمسیۆنێکی کاتی شۆڕشگیڕ لەو کاتەدا درووستکرا کە بێهروز ئەندامی بوو.ئینجا بۆ ئەوەی بەربگرێت لە رووداوی نەخوازراوی دیکە لە دژی و کۆتایی بە جەنگ بهێنرێت لە کوردستان، حکومەتی ناوەندی شاندێکی باڵای ناردە کوردستان بۆ دانوستان کە پێکهاتبوون لە تالیقانی، رەفسنجانی، بەهەشتی، بەنی سەدر، سەباغیان، فروهەر و وەزیری ناوخۆ حاج سەید جەڤادی. لەو دانوستانانەدا لە وەفدی بەرامبەر بێهروز بووە نوێنەری چریکەکان وەك ئەندامی کۆمیتە حەوت کەسییەکەی شاری سنە بۆ دانوستدان. بەوشێوەیە بەشداری دانوستانەکانی کرد لەگەڵ شاندەکەی حکومەت.

دەنگەکان: کەی کوردستانی جێهێشت و چووە تاران؟ دەڵێن لەوێ بەردەوامیداوە بە ژیانی سیاسی و ژیانی تایبەتی خۆی بە شاراوەیی. دواتر لە کاتی جیابوونەوە (ئینشیقاکی) چریکەکان بۆ دوو باڵی زۆەرینە و کەمینە بۆچی ئەو لەگەڵ باڵی زۆرینە بوو، لە کاتێكدا ئەوە باڵی کەمینەی چریکەکان بوو کە دەیویست لە کوردستاندا بمێنێتەوە و لەوێوە پەرە بدات بە تێکۆشانی چەکداری ؟ دەمانەوێت تێبگەین لەوەی چۆن ئەزموونەکانی پێشتری ئەو لە کوردستاندا لە پشت ئەو بڕیارەی دواتری بووە بۆ چوونە ناو ئەو باڵەی هەبوونی چەکداری لە کوردستاندا رەت دەکردەوە. لەوانەیە چیدی بڕوای بە ڕاپەڕین لە کوردستانی ئێراندا نەمابێت و بێهیوابووبێت لە هێزە کوردیەکانی ئێران کە دوای شکستی سەربازی ئیدی پاڵیاندایە عێراقی سەدام حسێن؟

 

بەهزاد کەریمی:

بەر لەو چوونە بە نابەدڵییەی بۆ تاران (کە لەسەر داخوازی خۆی نەبووە) با تۆزێك بگەڕێینەوە دواوە. جەنگی سنە لە ئاداری ١٩٧٩ کۆتایی هات، بەڵام گرژی بەردەوام بوو لە نێوان دەسەڵاتە ئیسلامییەکە و کوردستانی تازە هەستاوە سەرپێ کە داوای ئۆتۆمۆنۆمی دەکرد. ئەو گرژیانە تا دەهات لێرە و لەوێ توندتر دەبوون لە کوردستان و کۆمەڵگە بەسەر دوو دوو بەرەەدا دابەشبوو. قەیران و کێشەکان ئەوەندە قوڵبوون تەنانەت عەبدولرەحمان قاسملۆ[سەرۆکی حیزبی دیموکارت) نەیدەتوانی بچێتە کۆبوونەوە فەرمییەکانی حکومەت، کە ئەو هەلبژێردرابوو و بە ئەندامی کۆمیتەی نووسینەوەی دەستووری نویێ ئێران بۆ ئەوەی دەستورێکی نوێ لە جێێ ئەوەی شا دابنرێت.

دواتر لە ١٩ ئابی ١٩٧٩ خومەینی وەك رابەری دەسەڵاتی ئیسلامی ئێران فەرمانی تەواو داگیرکردنی کوردستانی دەرکرد. لەو کاتەدا هێزە شۆڕشگێرەکان و ناسیۆنالیستەکان [ لە کوردستان] دەبوو بکشینەوە بۆ سنووری عێراق. بێهروز زۆر بەنرخ و ئازایانە ئەو پاشەکشەیەی رێکخست. رۆڵێكی زۆر کاریگەریشی بینی لە بە نهێنی رێکخستنی هێڵەکانی بەرگری خەڵکی سنە و شارۆچکەکانی دیکە کە دەکەوتنە باشوری کوردستان (باشوری کوردستانی ئێران).

دوو مانگ دوای داگیرکردنی سنە خومەینی فەرمانیکرد کە بچیتە لای دانیشتوانە مەزهەب سونەکان لە کوردستان. هێزەکانی بەرگریانکردبوو گەڕانەوە شارەکان و بە کراوەیی دەستیاننکردەوە بە چالاکیەکانیان. هەروەها ئۆفیسی سنەی لقی کوردستانی چریکەکان بەو شێوەیە دەستیکردەوە بە کارەکانی. دوەرەیەکی تر لە دانوستانی نێوان تاران و نوێنەرانی کورد دەستیپێکردەوە لە مەهاباد.

هێزە بەرگریکارەکانی کورد پاشان هەستان بە هەڵبژاردنی وەفدی نوێنەرایەتی گەلی کورد، کە لەلایەن زانای ئاینی نیشتمانپەروەر و پێشکەوتووخواز شێخ عیزەدیین حوسێنی سەرکردایەتیکرا. وەفدەکە پێکهاتبوو لە سێ ئەندامی حیزبی دیموکرات، سێ ئەندامی کۆمەڵە و سێ ئەندامی لقی کوردستانی چریکەکان. وەفدی رژێم پێکهاتبوو لە سەباغیان و فروهەر و وابزانم چەماران لەناویاندا بوو. ئەم دانوستانە لە مەهاباد جیاواز بوو لەوەی پێشتر لە سنە کرا، کە لەسەر کۆتایی هاتنی جەنگ و بەڕێوەبەردنی سنە بوو. ئەمجارە باسەکان لەسەر ئۆتۆنۆمی بۆ کوردستان و چۆن ئەنجامدانی بوو لە ئێران.

دوای دوو دەورەی دانوستان نەگەیشتنە ئەنجام، شکستەکەش بۆ دوو هۆکار دەگەڕێتەوە، یەکەم رژێم خۆی دانی بە مافی کورد نەدەنا و کردەوەی خراپ لەلایەن دوژمانی کوردەوە ئەنجام دەدران لە تاران و لەناو وەفدەکەی نوێنەرایەتی دەسەڵاتی دەکرد. دووەم کۆمەڵێک داواکاری زۆر لەلایەن وەفدە کوردییەکەوە دەکرا لەکاتێکدا لەناو خۆیاندا ناکۆك بوون و نەگەیشتبوونە یەک ئامانج.

ئەوانە رێگەیان خۆشکرد بۆ ئەوەی دواتر کۆماری ئیسلامی دەستبکاتەوە بە هێرشکردن، ئەمجارە بۆ ئەوەی بەتەواوەتی کۆتایی بە بەرخۆدانەکان بێنێت لە کوردستان. بەنی سەدر کە سەرۆكی کۆمار بوو بە سوپای وت پوتەکانیان دانەکەنن تا ئاشتی لە کوردستان بەرقەرار دەبێت. ئیتر شەڕێکی درێژخایەنی خوێناوی کرا لە بەهاری ١٩٨٠.

بێهروز ئەندامی وەفدە کوردیەکە بوو. لەگەڵ دەستپێکردنی شەڕ هێزە کوردییەکان چوونە گوندەوار و ناوچە سنوورییەکان، سەرکوتکردنی دەوڵەتیش بەردەوام بوو لە دژی ئەوانەی پارتیزانانە بەرگرییان دەکرد. بێهروز بەرپرسی رێکخستنی هێزەکان بوو لە ناوچەکانی باشوری کوردستان (لە ئێران). ئا لەو کاتەشدا بوو کە گۆڕانکاری گرنگ لەناو ریزەکانی رێکخراوی چریکەکاندا روویاندەدا.

رژێم بە سەرکردایەرتی خومەینی ئەم سیاسەتەی پەیڕەوکرد کە "دوای شا نۆرەی ئەمریکایە". توندترین فۆرمی دژە ئەمریکایی خستە گەڕبۆ ئەوەی دەسەڵاتی خۆی لە دەوری ئەقو دروشمە تۆکمە بکات و ئاسایشی دەسەڵاتی خۆی پارێزراوبێت. بۆ ئەوەش دەستیگرت بەسەر باڵوێزخانەی ئەمریکای لە تاران و تەواوی وڵاتەکەی لە دەوری دروشمی "مردن بۆ ئەمریکا" کۆکردەوە. ئەمە جگە لە گەلی کورد کە دوای ئەو شەپۆلە دژە ئەمریکاییە نەکەوتن و بەردەوام بوون لە داوای خۆیان بۆ ئۆتۆنۆمی. ئیتر کوردەکان بە دەوڵەتیشیان وت نا بۆ ئەو سیاسەتە و خۆیان ئامادەکرد بۆ بەرەنگاربوونەوە دژ بە کۆماری ئیسلامی. دواتر چریکەکان دوو رێگایان لەبەردەمدا بوو: پشتیوانی هەڵویستی بەناو "دژە ئیمپریالیستی" رژێم بکەن یان بەردەوام بن لە سەر پێگەی دیموکراتیانە و شەڕکردن لە دژی رژێـم بۆ دۆزی سیاسەتی ئازاد.

دوای ماوەیەك لە کێشەی ناوخۆ بە داخەوە چریکەکان زۆربەیان پشتیوانی سیاسەتی بەناو "دژە ئیمپریالیزمی" رژێمیان کرد ، هەر بەهۆی تێگەشتنی کەمیش لە دیموکراسی دژی ئازادی سیاسی وەستانەوە و بەناو "یەکێتی دژ بە ئیمپریالیزمیان" کردە بەرنامەی سەرەکی سیاسییان. ئەم سیاسەتە و هەڵوێستی زۆرینە دژ بە خەباتی چەکداری رێگەخۆشکەر بوون بۆ روودانی جیابوونەوەکە. رێكخراوەکە بەسەر دوو باڵی "زۆرینە" و "کەمینە" دابەش بوو لە هاوینی ١٩٨٠. باڵی زۆرینە پشتیوانی رژێمیان کرد هەرچەندە رەخنەشیان لێی هەبوو. باڵی کەمینەش دژ بە رژێم وەستانەوە بە هەموو فۆرمێك، بە خەباتی چەکداریشەوە.

ئەم رەوشە کاریگەرییەکی قوڵی کردە سەر لقی کوردستانی چریکەکان و بووە هۆی چەند رووداوێکی تراژیدی لە مێژووی ئەو رێکخراوەدا. دوای ئەوەی باڵی زۆرینە بە بیرێکی ساکارەوە پشتیوانی رژێمیان کرد، لقی کوردستان لەوەش زیاتر دەستیان لە بەرگری بەردا و دژی بەرخۆدانی چەکداری وەستانەوە. ئەمەش کوردانی شۆك کرد و زۆر توڕەبوون لە رێکخراوەکە. لە ئەنجامدا لقی کوردستان (باڵی زۆرینە) لە دوو لاوە هێرشی دەکرایە سەر، لە لایەك بەهۆی سیاسەتی داپڵۆسینی رژێم کە باڵی زۆرینەی هەر وەك دوژمن تەماشا دەکرد، لە لایەکی دیکەوە لە لایەن هیزە کوردیەکانی بەرگرییان دەکرد وزۆر توڕەببوون لەو سیاسەتە و لەبەرامبەریدا دانیان بەخۆیاندا نەدەگرت.

ئەوەبوو لقی کوردستان هیچ بژاردەیەکی نەما جگە لەوەی کوردستان جێبهێڵێت و بۆ ماوەیەك ئەندامانی بنێرێتە بەشەکانی دیکەی وڵات، بەتایبەتی تاران و تەبرێز. ئەمە یەکێك لە خەمناکترین قۆناغەکانی ژیانی شۆڕشگێڕێکی وەك بێهروز بوو. ئەو خودی خۆی ببوە دوو کەرتەوە لەنێوان دڵ و مێشکیدا. سەرباری هەموو رەخنەکانی لە سیاسەتی گۆڕاوی چریکەکان، ئەو دژ بە جیابوونەوە و دابەشبوونی رێکخراوەکە بوو، بۆیە مایەوە لەناویدا (لەگەڵ باڵی زۆرینە).

جگە لەوەش گەیشتبووە ئەو بڕوایەی کە جەنگی کوردستان دژ بە کۆماری ئیسلامی بێئەنجامە. پەیوەند بە لایەنێکی شاردراوە لە پرسیارەکەتاندا، پێویستە ئەوە بڵێم کە بێهروز هەرگیز متمانەی لەدەستنەدابوو لە داکۆکیکردن لە مافی نەتەوەیی گەلی کورد. لە تارانیش دەستیکرد بە کارە سەختەکانی بۆ ئەوەی لقی کوردستان جێگەی خۆی بگرێتەوە و بەردەوامیدا بە خەباتی سیاسی بۆ بەرگریکردن لە مافەکانی گەلی کورد.

هەندێكجار بۆچوونی زۆر توندی هەبوو لەسەر هێزە راستڕەوە کوردیەکان و پەیوەندیان بە رژێمی سەدام حسێنەوە لەکاتی جەنگی ئێران و عێراق، لە هەمانکاتیشدا بە قەد یەك گەردیلە سازشی بۆ رژێمی ئێران نەکرد. دواجار لە تشرینی یەکەمی ١٩٨٠ بێهروز سولەیمانی و چەند هاوڕییەکی دیکە رێکخراوی چریکەکان (باڵی زۆرینەشیان) جێهێشت، ئەوان بە گروپی ١٦ی ئازار ناسران.

بابەتی سەرەکی جیابوونەوەکەی ئەم باڵەی ئەوان ئەوە بوو باڵی زۆرینەی چریکەکان دەیویست لەگەڵ حزبی تودە (حزبی شیوعی ئێرانی سەر بە سۆڤیەت) یەکبگرێت، بێهروز تەواو دژی ئەوە بوو.

وەك من لە نزیکەوە ناسیومەوە و لەگەڵیدا لە پەیوەندیدا بووم تا رۆژی ئەو جیابوونەوەیە، خاڵی سەرەکی جیابوونەوەی لەوان بۆ بێهروز مامەڵەکردنەکە بوو لەگەڵ کۆماری ئیسلامیدا. لە راستیدا ئەو وەڵامی بۆ پرسیارەکانی خۆی نەدۆزییەوە تەنانەت لەو گروپەشدا کە جیابوونەوە (لە باڵی زۆرینە)، بەڵام هەر بە هێزەوە تا دوا ساتەکانی ژیانی درێژەیدا بە چالاکییەکانی هەرچەندە بەردەوام رەخنەشی هەبوو. ئەو لەو گروپە نوێیەدا راوێژکاری کۆمیتەی ناوەندی بوو، هەمان ئەو پۆستەی کە لە چریکەکاندا هەیبوو.

 

زۆربەی گروپە سیاسییەکان ئەو کاتە لیژنەی ئەمنی خۆیان هەبووە، هەندێکیشیان دەزانرێت کە لێپێچینەوەیان ئەنجام داوە، کەسانیکیش کە لەو سەرەمەدا ژیاون باس لەوە دەکەن تەنانەت گروپی سیاسی چەکدار هەبووە ئەو کەسانەیان کوشتووە کە بە هەڕەشەیان زانیون. ئایا راستە بێهروز لەو کردەوانەدا بەشداربووە ەبوەی ئەندامی لیژنەی ئەمنی بووە بەر لە جیابوونەوەی هەردوو باڵەکەی چریکەکان؟ دەنگۆیەك هەیە کە لێپێچینەوەی لەگەڵ کەسیك کردووە و دانپیدانەکانی تۆمار کردووە و دواتر کوژراوە لەسەر ئەوەی خیانەتی لە رێکخراوەکە کردووە، لەسەر هەبوونی پەیوەندی بە مەخابەرتی ئێران یان عێراق. باسەکان ناڕوونن ، بۆیە گرنگە تێگەیشتن هەبێت لەسەر ئەوەی لیژنە ئەمنییەکانی گروپە چەپەکان سەرقاڵی چی بوون. رەوشی ئەمنی بۆ ئەو گروپانە لەو سەردەمە چۆن بووە لە کوردستان، ئایا فوو لە چرای ژیانی کەسی بێتاوان کراوە یان ئەشکەنجە ئەنجامدرابێت لەلایەن گروپە چەپەکانەوە؟

بەهزاد کەریمی: یەکەم، لە تێکۆشانی چەکداریدا مردن و ژیان پرسێکی گرنگە. درووستکردنی یەکینەیەکی ئەمنی و پاراستن سروشتییە و حەتمیشە. هەر گروپێك کە ئەم فۆرمە لە خەبات دەگرێتە بەر و خۆی ناپارێزێت مانای وایە ئەو گروپە گاڵتەی بەخۆی دێت.

دەبێت بڵێم لقی کوردستان و ئۆفیسی سنە ئەوەندە سەرقاڵ بوون نەپەرژانە سەر ئەوەی یەکینەیەکی ئەمنی درووستبکەن، هەرچەندە بە هەستیاریەوە مامەڵەمان دەکرد و هەموومان ئاگاداری خۆمان بووین. بۆیە دەکرێت لێپێچینەوە کرابێت لەوانەی شکیان لێکرابێت کە بۆ دوژمن دزەیانکردبێتە رێکخراوەکەوە. ئەوەندەی من ئاگادارم بێهروز بەشدار نەبووە لە لەناوبردنی هیچ کەسێك. من هەموو ئەو جۆرە باسانە رەت دەکەمەوە.

لە شوباتی ١٩٧٩ تا شوباتی ١٩٨٠ من بەرپرسی لقی کوردستانی چریکەکان بووم بەر لەوەی بمنێرنە تاران، دوای ئەوە ئیتر راستەوخۆ بەشدار نەبووم لە کاروباری کوردستان. لەو ساڵەدا (کە بەرپرس بووم)، بێهروز لە چوارچێوەی پەیکەری رێکخراوەییدا کاری دەکرد و پابەند بوو پێی. ئەو راپۆرتەکانی بۆ من دەنارد لەسەر کارەکانی ئۆفیسی سنە و لقی کوردستان، بۆیە بڕواناکەم بابەتێکی هێندە گرنگ هەبووبێت لەژێر بەرپرسیارێتی ئەودا روویدابێت و منی لێ ئاگادار نەکردبێتەوە.

چەندین بابەتی سیاسی هەبوون لە نێوانماندا کە من و ئەو لەسەری ناکۆك بووین. من هەندێك سەرکێشم لێ بەدی دەکرد لە چالاکییەکانیدا و هۆشداریم پێدەدا لەو بارەیەوە، هەندێك جار هاوڕام بوو، هەندێكجاریش موناقەشەی دەکرد لەسەر ئەوەی کە ئەو راست دەکات. لێ بیرم نایەت هەرگیز بە پێچەوانەی بڕیارەکانی لقەکەوە کاری کردبێت، هەرکاتێكیش لق ئاگادری کردبێتەوە بڕیارێك بگۆرێت گۆڕیویەتی.

ئەو ساڵەی کە سەرۆکایەتی ئۆفیسی سنەی دەکرد بێهروز لە پێگەیەکدا بوو کە دەیتوانی بڕیاری زۆر بدات و سەرکردایەتی لقی کوردستان لە مەهاباد توانای نەبوو رایگرێت، بەڵام من گەواهی دەدەم کە هەرگیز پێشێلکاری ئەو پەیمانانەی نەکرد کە بە حزبەکەی دابوون یان سەرپێچی لە بڕیارەکانی حزبەکەی بکات.

سەرباری ئەمانە دەبێت دان بەوەدا بنێم کە شەش مانگی سەرەتای ١٩٨٠ لقی کوردستان لەژێر چەندین فشاری جۆراوجۆردا بوو، هەروەها توشی جۆرێك لە شڵەژان بوو لە سەرکردایەتیەکەیدا چونکە ئەندامەکانی تیرۆر دەکران و بە ئامانج دەگیران لەلایەن کەسانی "دەرەوە" و "ناوەوە"، دەکرێت رووداو هەبووبن کە بە چاوی دادوەری ئەمڕۆمان تەنیا لێکەوتەیان پەشیمانی و توڕەییە. بە هەرحاڵ رەوشی ئاڵۆزی ئەو سەردەمەش ناکرێت پشتگوێ بخرێت.

  • پەیوەندی نێوان چەپی کورد و چەپی ئێران زۆر لاوازبووە لەم چەند دەیەی رابردوودا بە بەراورد بەو کاتەی کە بێهروز سلیمانی لە کوردستان بوو. راستە ئەوە ٤٠ ساڵە لە ئێران چەپ بە گشتی لە پاشەکشەدایە و لەسەر پێی دواوەی وەستاوە بەهۆی داپڵۆسینی دەوڵەتەوە، بەڵام بۆچی پەیوەندی ئەو دوو لایەنە ئۆپۆزسیۆنە ساڵ بە ساڵ لە لاوازیدایە لە کاتێکدا کۆماری ئیسلامی توانیویەتی بنکەیەکی پتەوی پشتیوانی جەماوەی کورد بۆ خۆی درووست بکات. لێکدانەوەی ئێوە بۆ ئەم رەوشە چییە؟

بەهزاد کەریمی: راستە پەیوەندی نێوان چەپ و هێزە کوردیەکان لە هەمو روویەکەوە زیانی پێگەیشت و لە دوا ئاساتی لاوازیدایە. کاتێكی زۆریشی دەوێت بۆ چاککردنەوە و هێنانەوەی ئەو پەیوەندییە بۆسەر رێگەیەکی درووست، بەڵام من پێموانییە رژێم بنکەیەکی لەوشێوەیەی هەبێت.

لە ئێران نەک تەنیا چەپ، رێکخراوە کوردیەکانیی دیکەش کێشەی زۆر گەورەیان هەیە بەهۆی ستەمی رژێم و ناکۆکی ناوخۆییان. گرنگ ئەوەیە کەمەرشکێن نەکراون و ئێستاش هەموو لایەك هۆشیاربوونەتەوە لەسەر پێویستی هاوکاریکردنی یەکدی و تێگەیشتنی کۆمەڵگەکانیان.

  • هەوڵ ئەدەم پەرداخەکە نیوە ببینم و هیواخوازم جارێکی دیکە پڕببێتەوە. ئینجا لاوازی ئەو پەیوەندییەش پەیوەست نییە بە ژیان و مانی کەسێکەوە، بە بێهروزیشەوە. ئەمە پرۆسیەکی گرنگە و پەیوەندی بە چەندین هۆکار و کاردانەوەی فراوانەوە هەبووە و هەیە، کە باسکردنیان لەدەرەوەی توانای ئەم دیمانە (کورتەدایە).

بزووتنەوەی کورد لە ئێران لە قۆناغێکی سەختدایە، بەڵام بەردەوامە چونکە رەگەکەی لەناو گەلی کوردایە ، لە ئێرانیشدا هیچ هێزێك نییە بە ئاستی چەپ بەرگری بکات لە مافە ڕەواکانی کورد.

گومان لەوەدا نییە کە کۆماری ئیسلامی ئێران هەبوونێکی سەربازی و ئەمنی بەهێزی هەیە لە کوردستان، بەردەوامیش لە هەوڵدایە کە کوردستان بکاتە بنکەیەکی سەرەکی خۆی لە رێگای هێزە ئیسلامییەکانەوە، ئەمە رابردووی هەیە کە دەکرێت ببینرێت. من پێموانییە کۆماری ئیسلامی سەرکەوتوو نەبووە لەوەی کە بنکەیەکی بەهێزی کوردی هەبێت.

شیکردنەوەی رەوشی ئێستای کوردستان کاتێكی زۆری دەوێت، کە ناکرێت لەم پرسیار و وەڵامانەدا شیبکرێتەوە کە تایبەتن بە کەسایەتی پایەبەرز بێهروز سلیمانی، جا با ئەم دیمانەیەمان بە چەند دێڕێك لەسەر ئەو کەسایەتییە کۆتایی پێ بێنین .

بێهروز سلیمانی زیندووە و سەرنجی ئێوەش وەك لێکۆڵەرەوانی کورد لەسەر ئەو خۆی بەڵگەی ئەوەیە.

بێهروز ئەستێرەیەکە لە ئاسمانی چەپی ئێران ، یەکێك بوو لە بە ئەزموونترین و خۆنەویسترین رۆڵەکانی گەلی کورد، کە لە ١٠ تشرینی دووەمی ١٩٨١ کاتێك لەلایەن دوژمنەوە گەمارۆ دەدرێت، بە بەرچاوی هاوژینەکەی و منداڵەکانیەوە وەك پڵنگێك بۆ پەنجەرەی ماڵەکەی هەڵدێت و لە بەرزترین نهۆمەوە خۆی هەڵدەدات.

ئەو گیانی سپارد و دوژمن واقی ورما، ئەو نەیهێشت دوژم پەی ببات بە تەنیا یەك زانیاری لەوانەی لە دڵیدا هەڵیگرتبوون.

هەروەك شاعیری گەورە ئەحمەدی شاملو لە شیعرێکیدا باسی دەکات، ئەو لە مردنی خۆی دڵنیا بوو بۆیە ساتی مردنی خۆی هەڵبژارد و خستییە سەر پاشخانی ژیانی شۆڕشگێری خۆی.

ئەو دەشیزانی ئەگەر دەستگیر بکرێت لە ژێر ئەشکەنجەدا تا دوا ڕادە هەوڵی شکاندنی دەدەن، تا ئەو ئاستەی نەتوانێت بۆ گولەبارانکردنی لە سەر پێیەکانی خۆی بوەستێت.

نهێنییەکانی خەڵك و هاوڕێ کانی لەگەڵ خۆیدا بردە ژێر گڵەوە، دوژمنیش شکستی خوارد لەوەی ئەو زانیاریانەی دەستبکەوێت.

بێهروز سلیمانی تەنیا منداڵی سنەی شارەکەی خۆی نەبوو. تەنانەت دەڕبڕینە کوردییەکەی دەڵێت "ئەی رۆڵەی گەلی کورد" یان لە ئیران دەڵێن "تێکۆشەری ئازادییەکانی گەلی ئێران" بەس نن بۆ ئەوەی پێناسەی بێهروز بکەن.

بێهروز سەر بە کەمپی جیهاندۆستی مرۆڤایەتی و ئازادی و دادپەروەری دنیا بوو. ئەو شا سولەیمانی ئازار و حەسەرتی کوردستانی شۆرشگێر بوو. با ساتێك خۆ بچەمێنن بۆ (یادێك لە) بێهروز سلیمانی.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.