يكشنبه ۰۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۳ ژانویه ۲۰۲۲

توجیه جنایت، بی هیچ شرح و تفصیلی از سوی سردار کل سپاه!

۲۰ دی‌ ۱۴۰۰

در بررسی وقایع رخ داده در صحنه جنگ، تقدم همواره با داوری بر سر چیستی دستورات صادره از سوی فرمانده است و نه حول چگونگی رفتار مجری اوامر. آری اپراتور شریک جنایت بوده است ولی سر قاتلان، همانا آمران‌اند و بس. این فرماندهان سپاه هستند که مشی نظام را در هوا و زمین و در اقتصاد و سیاست پیش می‌برند. سیاستی که، اساساً در ستاد فکر این نظام - بارگاه ولایت فقیه – ساخته و پرورده می‌شود و برای عملیاتی شدن آمادگی می‌گیرد.

در این دو سالی که از شلیک موشک به هواپیمای مسافربری در روز شوم ١٨ دی ١٣٩٨ می‌گذرد، علیرغم هر میزان از نفرت پایان ناپذیر که به این نظام مستعد ارتکاب انواع جنایت دارم، هیچوقت نخواسته‌ام تن به این دهم که قصد شلیک کننده در آن فاجعه عمدی بوده است. هرگز هم با همه دردی که همانند میلیون‌ها انسان ایرانی و غیر ایرانی از این فاجعه‌ منجر به مرگ غمبار ١٧٧ انسان طی این مدت بر دلم نشسته است، نتوانسته‌ام بپذیرم که در لحظه برای شلیک، دستور نظامی از بالایی‌ها در میان بود.

این جنایت، مرگ آفرینی عیان بود بر متن سیاست‌های تبهکارانه از سوی جمهوری اسلامی. محصول سیاست‌هایی که رژیم با نشاندن کشور در فضای تنش و تشنج، عملاً انواع عوارض وحشتناک را تدارک می‌بیند. در چنین فضایی، هر پیامد منحوس این سیاست، برای حضرات امری "طبیعی" جلوه می‌کند و فاجعه سرنگونی هواپیما نیز برای این سردار سپاه همچنین. مسئولیت اصلی این فاجعه را طی دو سال گذشته همواره و بطور مشخص راس نظام - علی خامنه‌ای، فرمانده هوا و فضای سپاه، فرمانده سپاه قدس، فرمانده کل سپاه و دبیر شورای عالی امنیت رژیم دانسته‌ام و شکستن کاسه کوزه سر چند مامور مادون فرمانبر مرگ را هم نه چیزی بیشتر از تکمله اصل جنایت و فرار از پاسخگویی نظام در این آدمکشی تکان دهنده.

اما آنچه امسال در سالگرد این فاجعه آفرینی از زبان خانم زهرا مجد و آقای محسن اسدی لاری مادر و پدر دو تن از قربانیان کشتار موشکی - جانباختگان محمد حسین و زینب اسدی لاری در گفتگو با شماره امروز دوشنبه ٢٠ دی ماه روزنامه شرق آمده است، عمق فاجعه را بیش از هر وقت دیگر نشان می‌دهد. با گفتگوی جناب سردار، باز بیشتر معلوم می‌شود که آمادگی ذهنی در مسئولین نظامی، امنیتی و سیاسی نظام حاکم برای قربانی گرفتن از مردم در خدمت اهداف پلیدشان، تا چه اندازه‌ است.

بنا به روایت این داغداران، سرانجام در "نزدیک‌های چهلم" و "با واسطه و اصرار یکی از بستگان"، حسن سلامی - فرمانده سپاه به دیدار آنها می‌آید تا در باره "جایگاه" رفیع فرزندان جانباخته آنان، برایشان سخنرانی ‌کند. ضمن اینکه خود آنها کمترین تمایلی هم برای رودرروشدن با مقامات نظام به ویژه قبه داران‌اش نداشتند. جناب سردار خطاب به این مادر و پدر جگر سوخته می‌گوید: "آیا می‌دانید بچه‌های شما چه جایگاهی دارند؟... از شهید وسط جبهه جنگ هم نقش‌شان بیشتر است؟... می‌دانید اگر اینها [مقتولان فاجعه‌] نبودند، چه جنگی می‌شد؟... اگر این اتفاق [شلیک به هواپیما] نمی‌افتاد، ١٠ میلیون جمعیت کشته می‌شدند و این واقعه [مرگ همه سرنشین‌ها و خدمه] باعث شد که جنگ رخ ندهد"!

یک چنین واگویی را چه نیاز به شرح و تفسیر بیشتر؟ اعتراف مگر شاخ و دم دارد؟ ١٧٧انسان که هیچ، حتی به گفته خمینی بنیانگزار نظام‌شان، حتی همه نه بگویند ملاک باز آنی است که من می‌گویم! و این در عمل، یعنی اگر لازم افتاد هر اندازه خواستیم برای رسیدن به مقصود خواهیم کشت! اکنون هم که مصلحت نظام را ولایت فعلی تعیین می‌کند و اجرایش بر عهده سرداران: سلامی‌ها، شمخانی‌ها، سلیمانی‌ها، حاجی زاده‌ها و... پس چه جای سئوال اگر١٧٧ تن را در هوا بزنند تا مثلاً "جنگ نشود"؟ در نظام ولایی که به گفته خامنه‌ای، "مستضعف" اصلاً خود آنست، هر اقدام و جنایتی در دفاع از نظام منطق دارد و مجاز است. حال چه با شلیک بر سینه‌ها در خیابان‌های آبان ٩٨ و چه سپر قرار دادن جان سرنشین‌های هواپیمای مسافربری در دی ٩٨. سلامی، سرداری است خشک مغز که فقط ناشیانه مغز و مکنونات نظام را در این دیدار به زبان ‌آورده است. او عمل به حرف این نظام را تصریح کرد.

همچنان بر این نیستم که گویا در آن لحظه شوم، مثلاً دستور شلیک از بالا بالاها داده شد که: زود باشید و بزنید این هواپیمای مسافربری ۷۵۲ اوکرائینی را! این نوع تصویر سازی، عین ساده‌انگاری است. واقعیت آنست و اکنون با اعتراف فرمانده سپاه و اظهارات فرمانده هوا و فضای سپاه در استنادی باز بیشتر، که دستور شلیک، یک دستور از پیش صادر شده به هر چیزی بود که اپراتور در آسمان می‌بیند! او تنها دستور ابلاغی از قبل را اجرا کرده است و لذا ادعای اقدامی خطا، داستانی بیش نیست.

در بررسی وقایع رخ داده در صحنه جنگ، تقدم همواره با داوری بر سر چیستی دستورات صادره از سوی فرمانده است و نه حول چگونگی رفتار مجری اوامر. آری اپراتور شریک جنایت بوده است ولی سر قاتلان، همانا آمران‌اند و بس. این فرماندهان سپاه هستند که مشی نظام را در هوا و زمین و در اقتصاد و سیاست پیش می‌برند. سیاستی که، اساساً در ستاد فکر این نظام - بارگاه ولایت فقیه – ساخته و پرورده می‌شود و برای عملیاتی شدن آمادگی می‌گیرد. به این اعتبار، آنچه در ١٨ دی ماه ١٣٩٨ رخ داد یک قتل عمد بود! تجلی عمل بود به تصمیم پیشاپیش حکومت! در اصل، حرف و تصمیم خامنه‌ای ولی فقیه بود! ١٧٧ انسان را سیاست‌های او کشت، در همان روزی که دو سال بعد هنرمند نامی - بکتاش آبتین، آگاهانه به کام مرگ بر اثر کرونا فرستاده شد.

افزودن دیدگاه جدید