عملکرد بیماری عفونی در این دوره چرخش!

عملکرد بیماری عفونی در این دوره چرخش!
سه‌شنبه, 25. ژانویه 2022 - 23:19
در کانون صف بندی‌های جاری در جهان، پرسش محوری باید این باشد و پرسیده شود که چپ پایبند به آرمان و دارای حس مسئولیت واقعی نسبت به مردم خود را در کدامین رویکرد باید نشان دهد و ملاک تشخیص در این زمینه اصولاً چیست؟ چپ بودن آیا به اینست که در پرتو نگرشی قطبی و بخاطر مخالفت با فلان قطب جهانی، جانب قطب دیگری از دنیا را گرفت یا که در پرهیز از قطبی نگری برای کشورش، سیاستی متوازن و مناسبات سازنده با همه اقطاب را خواست؟ اولی چه بداند و چه نداند و چه بخواهد یا نخواهد عملاً در انطباق با مشی "رو به شرق" جمهوری اسلامی گام می‌زند و مشوق تولید "سردار سلیمانی"هاست، دومی اما سیاست متفاوت دانستن جمهوری اسلامی و ایران را دارد.

جهان روند شکل‌گیری تعادل تازه‌ میان کشورها را در مسیری پر آشوب و در سمت توازنی نوین طی می‌کند. چرخشی که اگر ناروشنی‌هایش بسیارند، پهن بودن واقعیتی چترگونه‌ بر بالای سر این روند جاری اما امری مسلم است. این واقعیت که، نظم‌های تک محوری و دو پایه‌ای‌ فروریخته طول قرن بیستمی و شبه نظم‌های ناپایدار بعدی سه دهه اخیر، با رخت بربستن به دیروز پیوسته‌اند و جهان جدید، نیازمند آن سان نظمی است که بتواند همزیستی چند قطب رقیب و نیمه قطب‌ متشکل از قدرت‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی متعدد را در خود جا دهد. انحصار قدرت جهانی، شانسی برای بازسازی ندارد و چشم انداز، همانا بلوک‌بندی‌ها، اتحادهای ناحیه‌ای و فراقاره‌ای و سربرآورده‌های منطقه‌ای است.

این روند برای چپ جهانی با هر تعلق ملی در شاخه‌های متشکله‌اش، بدل به آزمونگه دیگری شده است. نشستن سر این امتحان که تا چه میزان معنی چرخش تاریخی حاضر را دریابد تا بتواند در قبال تحولات و رخدادها بنحو درست تعیین جایگاه کند و هر شاخه ملی از آن نیز خود را در سطحی از عمل فرابرویاند که قادر باشد در کشور متبوع خویش انتخاب ایستگاه عمل خود را به فرجام برساند. اصل مسئله، هم ذهن تکانی‌ها از رسوبات هر نوع قطبی نگری است و هم درک چیستی صحنه نزاع سلطه‌ها در جهان امروز. وگرنه، هم ضرورت مخالفت با سلطه‌گری‌ها چون هر وقت دیگر معتبر است و هم مبارزه‌ چپ با هر نوع بهره‌کشی و برتری‌جویی‌ سیاسی و اقتصادی، کماکان حق است و دارای حقانیت.

هم از اینرو، موضوع نه "آمریکا پرستی" ادعایی و این خوش خیالی که گویا آمریکا به عنوان صاحب هنوز بیشترین قدرت از سلطه‌طلبی‌هایش‌ دست کشیده است، بلکه در اینست که دریابیم "ینگه دنیا" دیگر نمی‌تواند در دنیا همچون معلم دیکته عمل کند. اگر این درک باشد، نه ذهن تحلیلی و نه عمل میدانی مقهور "قدرقدرتی" آن نمی‌شود، جهان قدرت را توطئه گرایانه از دریچه "شیطان بزرگ" نمی‌نگرد و لذا از آویزان شدن به حریف‌های آن می‌پرهیزد. به تبع از این نیز معضل در چپ ایرانی، نه گویا دست کشیدن آن از مخالفت با سیاست‌های زورگویانه آمریکا یا هر قدرت دیگر، بلکه عملکرد تداوم بیماری آمریکا ستیزی همچون آئین در بخشی از آنست که بیماری مزمن را در دوره عفونی‌اش می‌گذراند.

حزب چپ ایران(فدائیان خلق) که مدام بر نیاز ایران به مناسباتی متوازن با غرب و شرق بر پایه مناسبات سازنده متقابل تاکید دارد، سه روز پیش در رابطه با سفر رئیسی به روسیه و سفری از هر نظر پرسش برانگیز، با صدور اعلامیه‌ای خاطر نشان ‌کرد که نباید به بازیچه شدن کشور در دست روسیه تن داد. این هشدار اما آمریکا ستیزان را خوش نیامده و برآشفته‌ ‌کرده است. سروصداهایی مشابه آن هیاهوهای راه ‌افتاده در زمانی که، حزب ما پیرامون ناروشن بودن مفاد قرار داد ٢۵ ساله با چین سئوالاتی را پیش کشیده بود. ملاک اگر نه نیت‌ها که عمل باشد، آنگاه پرسیدنی است منشاء این برآشفتگی‌ها جز هیستری آمریکا ستیزی چیست و بهره بردار این هیاهو کیست مگر جمهوری اسلامی؟

تغییرات جاری با ذهن قطبی نگر نمی‌خواند و چون عملاً قادر به دریافت چند و چون این دگرگونی‌ها نیست، با برنتابیدن واقعیت به مقابله دون کیشوتی با آن بر می‌آید. بخشی از آمریکاستیزهای ما که همواره در اسارت قطب گرایی‌اند، هم اکنون در جستجوی اقطاب تازه‌ در مقابله‌جویی با یانکی هستند. چین "منحرف" تا زمان موجودیت شوروی، از اینرو برای‌شان کعبه شده که رقابت بین آمریکا و چین از محورهای اصلی تحولات ژئو اکونومیک و ژئو پلتیک جهانی شده است. روسیه نیز - و نه دیگر شوروی! - به این دلیل که، دوباره به عنوان ابر قدرت قد می‌کشد. کوشش‌ها برای مترقی جلوه دادن تقابل روسیه و چین با آمریکا، از قطبی نگری نوع ایدئولوژیک متجلی در آمریکا ستیزی بر می‌خیزد.

آمریکاستیزها البته طیف هستند و نه یکدست، و در رابطه با جمهوری اسلامی نه الزاماً هم موضع. حتی متضاد همند. اما بیشترین اعتراضات به حزب چپ ایران در این رابطه از سوی دسته‌ای صورت می‌گیرد که بین آمریکا ستیزی‌ و نوع مماشات‌گری‌ نسبت به جمهوری اسلامی نسبت مستقیم برقرار است. "راه توده" و محافلی از "توده"ای‌ها و حلقاتی از "اکثریت" مواضع خلاف حزب چپ را دارند. آنانی که، در تمجید از چین، چونان الگوی "سوسیالیزم موفق" هوراها می‌کشند و "ولیکا روس" پوتین را به عنوان سنگری استوار در برابر غرب می‌ستایند. چپ بودن برای اینان آمریکا ستیزی است و تعمداً هم آن را چنین می‌فهمند تا مشی‌شان در قبال جمهوری اسلامی جنبه توجیه به خود گیرد.

در این میان اما مجموع نوشته‌های سایت "راه توده" و از جمله مقاله اخیر آن با عنوان "بن بست سیاست‌های گذشته باید شکسته شود"‌ خصلت نماست. رسانه‌ای که با همه معروف بودن‌ به جنجال آفرینی‌ها‌، انصافاً این حسن را دارد که در پافشاری بر خط "مرگ بر آمریکا" جویده جویده حرف نزند. در این مقاله نه فقط دفاع جانانه‌ای از مناسبات حکومت اسلامی با روسیه صورت گرفته و مخالفت‌ها با چند و چون آن جبهه آرایی راست معرفی می‌شود، "کارشکنی"‌ها در زمینه پیشرفت این مناسبات با طرفداران غربگرای درون حکومت آدرس می‌یابد! این یعنی دفاع از سمتگیری "رو به شرق" ولایت فقیه زیر علم و کتل همان مشی معروف "که بر که؟" به سود واپسگراترین‌های حکومت اسلامی!

خلاف این صراحت اما، بقیه آمریکا ستیزها، سیاست "رو به شرق" جمهوری اسلامی را در تحلیل نهایی، ولو بگونه شرمنده و پوشیده جبهه‌ای از مقاومت جهانی مقابل آمریکا دانسته و حتی آن را با توجیهاتی منطبق با منافع ملی معرفی می‌کنند. اگر آمریکا ستیزی‌ اینان در دوره وقاحت‌های ترامپیسم بخاطر هماهنگ بودن با نیاز واقعی سیاست کمتر توی ذوق می‌زد، اکنون و در تداوم رفتارشان ناگزیرند هیستری ضد آمریکایی خود را همچون ایدئولوژی به نمایش نهند. این در واقع و در تحلیل نهائی همانی را بیاد می‌آورد که بخش عمده‌ای از چپ در چند سال اولیه پسا انقلاب در دام آن افتاد و با رفتن زیر پرچم "خطر آمریکا فوری و قطعی است" عملاً در مقطعی حساس گرفتار کمند جمهوری اسلامی شد.

در کانون صف بندی‌های جاری در جهان، پرسش محوری باید این باشد و پرسیده شود که چپ پایبند به آرمان و دارای حس مسئولیت واقعی نسبت به مردم خود را در کدامین رویکرد باید نشان دهد و ملاک تشخیص در این زمینه اصولاً چیست؟ چپ بودن آیا به اینست که در پرتو نگرشی قطبی و بخاطر مخالفت با فلان قطب جهانی، جانب قطب دیگری از دنیا را گرفت یا که در پرهیز از قطبی نگری برای کشورش، سیاستی متوازن و مناسبات سازنده با همه اقطاب را خواست؟ اولی چه بداند و چه نداند و چه بخواهد یا نخواهد عملاً در انطباق با مشی "رو به شرق" جمهوری اسلامی گام می‌زند و مشوق تولید "سردار سلیمانی"هاست، دومی اما سیاست متفاوت دانستن جمهوری اسلامی و ایران را دارد.

چپی که تحقق عدالت اجتماعی را در برقراری آزادی‌ها و دموکراسی بجوید، تضمین برقراری دموکراسی را در تامین امنیت اجتماعی درون کشوری بداند و این یکی را هم بدرستی مشروط به وجود محیطی امن در منطقه زیستی خود بفهمد که لازمه آن داشتن مناسبات متوازن و دور از قطبی نگری و قطبی عمل کردن است، باید هم در برابر سیاست خارجی قطب‌گرای جمهوری اسلامی بایستد. این چپ خود را نه در ستیزه‌جویی ایدئولوژیک که در موافقت و مخالفت مشخص با سیاست‌ها و رویکردهای هر قدرت خارجی به تعریف بر می‌خیزد. مشخصه اعلامیه صادره از سوی حزب چپ ایران مرزبندی ما بود با هر سیاست خلاف منافع ملی ‌ایران چه از سوی آمریکا باشد و چه روسیه و هر دیگری.

باید گفت که اعتراض آمریکاستیزانه علیه این یا آن به اصطلاح همسویی چپ با راست‌گرایان، بی توجه به محتوی و چند و چون مواضع متخذه هر کدام‌، عین شعبده‌بازی و غرض‌ورزی است. اما این را نیز به تکرار باید گفت که اگر هر مخالفت با جمهوری اسلامی نه نشانه چپ بودن و چه بسا حتی از موضع راست گرایانه صورت گیرد، اما هر چپی که خود را در اشتراک سیاسی با حکومت ولایی آمریکا ستیز ببیند هر چه هم از مارکس خرج کند از چپ بودن ساقط است. امید که بختک زمانی تراژیک اکنون اما کمیک در عملکرد چپ ایران تکرار نشود. چپ راستین، دوست داشتن ایران را در مخالفت با جمهوری اسلامی نشان می‌دهد و هم علیه آمریکا و دیگر پرستی است و هم به دور از آمریکا و دیگر ستیزی.

دیدگاه‌ها

ناشناس

سلام لیلی خانم. امید که این نام، اسم مستعار از سوی آقایی نباشد تا من به خاطر خطابیه خطا دچار شرمندگی نشوم. دوست محترم از نظر من اما، عشق ورزیدن به معشوق  که مراد از آن در اینجا آرمان اجتماعی است، حتی در حد "مجنون" افسانه‌ای هم حق هر کسی است و نه تنها اشکال ندارد که ‌جای احترام هم دارد. سخن اما بر سر شیفتگی‌های کور و در پیش کسانی تا حد جنون است و من فقط دلسوزانه و به پشتوانه تجربه‌ای گرانسنگ دوستان را از آن پرهیز داده و می‌دهم. حال اگر این دوستانی چون شما را برآشفته می‌کند، لطفاً آن را نادیده گرفته و همچنان به "آمریکا ستیزی" خود ادامه دهید و مرا هم از اینکه موجب ناراحتی شما شده‌ام ببخشید. با احترام، کریمی

ی., 06.02.2022 - 21:01 پیوند ثابت
لیلی

چقدر جالب است! بهزاد کریمی  همان شور و هیجانی را که سی سال پیش به کمونیسم نشان میداد، امروز به آمریکا و غرب دارد و حتا از شدت نفرت از چپ نارضایتی از آمریکا را بیماری عفونی می خواند. رفقای حزب چپ کمی آثار صاحبنظران چپ معاصر را مطالعه کنید. 

ی., 06.02.2022 - 00:58 پیوند ثابت
ناشناس

دوست ارجمند جناب رادمنش: رفیق بهزاد کریمی در انتشار کامنت ها نقش و وظیفه ای را عهده دار نیست. کامنت ها از جانب مسئول وقت سایت بررسی شده و انتشار می یابند. با احترام. «سایت به پیش»

س., 01.02.2022 - 21:39 پیوند ثابت
راد منش

با درود به رفیق بهزاد کریمی ؛ضمن تشکر از تحلیل جناب عالی با عرض پوزش به اطلاع سایت به پیش میرساند که در حدود ۷ نظر در بخش دیدگاه مربوط به مقاله چپ رمانتیک....از دنیز ایشچی عزیز برای ایشان ارسال شده ولی تا کنون منعکس نشده است،ممنون می شوم اگر مشگل را مرقوم فرمایید.

س., 01.02.2022 - 19:08 پیوند ثابت
Abas

دوست و رفیق ارجمند ، استاد بهزاد کریمی، 
با تشکر از توجه شما و وقتی که برای روشنگری گذاشتید ، و با امید به پیروزی و موفقیت شما و حزب چپ در راه رسیدن به استقلال ، آزادی و عدالت اجتماعی . 
با تقدیم احترام . 
عباس 
 

ش., 29.01.2022 - 08:24 پیوند ثابت
ناشناس

سلام عباس محترم. حق با شماست که هیچ دکترین ملی نمی تواند در خلأ پیاده شود و با توازن قوا در جهان و منطقه زیستی خود رابطه نگیرد. سیاست خارجی هر کشوری، امری است واقع و قابل تحقق در ظرف واقعیت های موجود جهانی. هم از اینرو نوشته با این شروع شده است که بشناسیم روندهای جاری در جهان را تا ضمن بازنگری در نگاه های پیشین، ان را با واقعیت موجود صیقل دهیم. جهان کنونی، دنیایی است چند قطبی که هنوز هم تا رسیدن به ثبات نسبی فاصله دارد و در آشوب پیش می رود. درست در اینجاست که سیاست منطبق بر مصالح ملی ما، رابطه با همه اقطاب را نیاز دارد و بازی هوشیارانه و صلح خواهانه در میدان رقابت ها در راستای منافع ملی مان. مشیو سیاستی که هم اکنون بیش از هر زمانی شدنی است. تاکید اثباتی من در مقاله هم داشتن رابطه همزمان و متوازن ایران با همه ابر قدرت ها و قدرت ها در خدمت مصالح ملی کشور است. 
مشکل ما با جمهوری اسلامی در این زمینه، نه به اینست که چرا با روسیه و چین روابط کلان برقرار می کند، چیزی که راستگرایان و سوپر راست ها بر ان انگشت می نهند و می کوشند از روسیه تصویر دیو به دست دهند و از چین ازدها تا امریکا فرشته بنماید! معضل اینجاست که این حکومت با دو ابر قدرت متعارض با ابر قدرت امریکا نرد محبت می بازد تا با این یکی بیشتر بستیزد! این نوع ورود در مناسبات، جدا از اینکه توان جمهوری اسلامی از هیچ نظر با دو ابر قدرت روسیه و چین هماوردی ندارد، بی هیچ برو برگرد وابستگی اور و یکسویه است و لذا بازیچه شدن دست انها را در پی دارد بدانگونه که تا همینجا هم چنین بوده است. مشی "رو به شرق" جمهوری اسلامی، نه نقد "نه شرقی و نه غربی" چند دهه ای خانمانسوز آن، بلکه تکوین بمراتب بدتر آن در ایران امروز است. ما از ستیزندگی جمهوری اسلامی با غیر،  نه خودبودگی مرتبط با جهانی به وسعت دهکده که فاجعه "استقلال هستی سوز" دیده ایم و می بینیم و از این یکی رویکرد حضرات زیان باز هم بزرگ تر را خواهیم دید. 
و اما در باره پیشروی های ناتو در شرق اروپا. ما نه فقط با این توسعه طلبی مخالفیم که معترض موجودیت و ادامه حیات ناتو هستیم. ما حسرت تلاشی ورشو را نمی خوریم بلکه دغدغه ابقا و توسعه ناتو را داریم. چپ اروپای غرب و شرق و امریکا لازم است خواهان الغای ناتو شود و بر جایگزینی ان با پیمان مودت فراقاره ای و عدم تعرض بیایستد و ما هم حامی قرص این رویکرد رخ بنماییم. 
برقرار باشی دوست عزیز و با احترام، بهزاد کریمی

پ., 27.01.2022 - 20:55 پیوند ثابت
Abas

با سلام ، 
این مطلب نه از زاویه تضاد فکری با شما ، بلکه صرفا از زاویه روشنگری برای نویسنده  نوشته شده . 
مقاله شما ، به خوبی به مساله منافع ملی پرداخته وبدرستی  به انتخاب  سیاستی متوازن از زاویه منافع ملی نسبت به شرق و غرب اشاره میکند . 
اما تاریخ نشان داده که منافع ملی در رابطه ای تنگاتنگ با منافع بین‌المللی ، قطب بندی ها و جایگاه کشور ها در صف بندی های جهانی قرار دارد . 
مثل صف بندی کشور های عضو ناتو در مقابل اتحاد جماهیر شوروی سابق ، که در فروپاشی کشور شورا ها  و تبدیل آن به روسیه فعلی نقش به سزایی داشتند ، و در حال حاضر هم همین پیمان در اوکرائین  به مقابله با  همین روسیه پرداخته و در صدد برپایی درگیری ( اگر نخواهیم از جنگ نام ببریم ) خانمانسوزی در منطقه است. 
سوالی که مطرح می‌شود اینست که ، در چنین شرایطی ، چگونه میبایست منافع ملی و منافع بین‌المللی را  در کنار هم قرار داد و یا باهم تلفیق کرد ؟ 
آیا در شرایط کنونی منافع ملی ما ، از طریق حفظ منافع بین المللی ، یعنی قرار گرفتن در کنار شرق بیشتر حفظ نمی‌شود ؟ یا اینکه منتظر نوبت خود پس از فروپاشی همین روسیه سرمایه داری توسط غرب و ناتو و عواملش  بمانیم ؟ 
زیرا کافیست که فقط یک لحظه ، عدم وجود همین روسیه سرمایه داری را تصور کنیم ، مطمئنا دمباسک که هیچ ، شاید امروز از ایران هم دیگر خبری نبود ، ودر ازای دمکراسی نئولیبرالیسم و سرمایه داری  بانک‌های جهانی ، بر کشورمان همان میرفت که بر رومانی ، بلغارستان، لهستان،و یوگسلاوی رفت . 
لازم به تذکر میبینم که ، 
۱- منظور از منافع بین‌المللی ، نگاه از عینک احزاب برادر و کمینترن و غیره نیست .
۲- در اینجا به هیچ عنوان قصد دفاع از سیاست جمهوری اسلامی  که از روی استیصال ، به دستان سرمایه داری شرق نگاه دوخته ، نیست.
 با تشکر قبلی از روشنگری شما . 
عباس 

چ., 26.01.2022 - 22:24 پیوند ثابت
رضا

سایت اخبارچپ رامی خواندم مقاله ای درتاییدسربدارن اتحادیه کمونیستهاودرتاییدآن بود.جداوقتی بعدازچهل سال همان اشباهات دوباره تکرارمیشودیاسی برآدم مستولی میشود.آخرزمان کمی نیست چهل سال وتاکنون بسیاری ازاندیشه ها اشتباه بودنشان ثابت شده .ولی درعوض چنان مقاله رفیق بهزادکریمی درخشان است که تداوم افتخارات فداییان رابه کرسی تاریخ مینشاند.درودبرحزب چپ که هرموضع گیریش دسته گلی بسرچپ است .

چ., 26.01.2022 - 18:34 پیوند ثابت
سعید

بادرودبه رفیق بهزادکریمی.جای بسی تعجب است که بعدازچهل سال هنوزدرس نگرفته اند.ولی مواضع حزب چپ سلامت وآبروی چپ رابه ایران وایرانیان بازمی گرداند.پیروزباشید

چ., 26.01.2022 - 11:06 پیوند ثابت

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.