جنبش نوین صلح، پاسخ به تجدید تسلیح آلمان!

کمک های ضرور آری، اسلحه نه!

یک‌شنبه, 6. مارس 2022 - 20:49

در بوندستاگ، اولاف شولز در توضیح طرح جامع دولت خود گفت: "ما باید از خود بپرسیم: روسیه پوتین چه مهارت هایی دارد؟ و آلمان به چه مهارت هایی برای مقابله با این تهدید، امروز و در آینده نیاز دارد؟" او می‌خواست ثابت کند، که او هم می تواند با شمشیر بکوبد. که این به اندازه کافی بد خواهد بود. اما شاید بدتر این باشد، که شولز در این حرفش جدی باشدبه طوری که بوندسوهر (ارتش فدرال)  باید عملاً در موقعیتی قرار گیرد که به اصطلاح، با «توانایی‌های» روسیه برابری کند. آن وقت معنای آن این است که، تانک و هویتزر از فلنزبورگ در شمالی ترین شهر آلمان تا گارمیش جنوبی ترین آن استقرار یابد؟  خیر  این حقیقت که «آلمان» روزی به این شکل خود را مسلح کند با این میلیارد ها متصور نیست، اما این فقط می تواند در مورد آلمان به عنوان یک نیروی هسته ای طرح باشد.

توضیح : برگردان فارسی مقاله هفته نامه فرایتاک را تقدیم میکنم. آگاهم که این تجاوز روسیه احساسات فراوانی را برانگیخته و به وضوح به نمایش گذاشته است. اینچنین احساساتی در مقابل این تجاوز غیر منتظره نیستند و مسلما باید در پس ذهن همگان قرار داشته باشند ولی باید از خود سئوال کنیم که چگونه میتوان به این احساسات پاک و بی آلایش احترام گذاشتاقداماتی که به جنگ بیشتر و فاجعه بارتر  منتهی شوند نمی توانند راه حل باشند. اقداماتی که خود مذمون بودن و غیر انسانی بودن جنگ را تضمین می کنند و احساس همگان را در نفرت به جنگ به عمق میبرند، مسلما مورد نیاز است. بدین عبارت توجه کنیم که پوتین - روسیه - تا همین جا هم جنگ را باخته است زیرا نفرت جهانیان را علیه مجریان تجاوز برانگیخته است. در هفته گذشته از جمله ۳ تظاهرات بزرگ در آلمان در محکومیت جنگ و حمله روسیه و   همبستگی با اکراین برگزار شددر برلین چند صد هزار نفر با فراخوان بدون پرچم احزاب سوسیال دمکرات، چپ آلمان،  سبزها و تعداد زیادی از تشکل‌های  دمکراتیک طرفدار صلح به خیابان آمدند که وزنه اصلی آن محکومیت جنگ و همبستگی با اکراین بود. در کلن و در جریان  برگزاری کارناوال عملا تظاهرات صلح با بیش از ۱۰۰ هزار شرکت کننده برگزار شدموضوع اصلی این تظاهرات در قالب طرفداری از صلح، اما محکومیت و ضدیت با پوتین و روسیه برجسته بود. در مونیخ در چهارشنبه گذشته ۴۵ هزار نفر که بعنوان مارش صلح گرد آمده بودند،  سخنرانانی که بر مقابله به مثل تاکید کردند بشدت مورد استقبال قرار گرفتند و آنها که مثل رئیس اتحادیه کارگری ایالت باواریا و یا مسؤل حزب چپ آلمان در آن ایالت بر صلح و مذمت تسلیح مجدد تاکید داشتند با سوت همراهی شدند. این آن چیزی نیست که در خدمت صلح و قطع جنگ باشد!

 روز یکشنبه، اولاف شولتز، صدراعظم آلمان در بوندستاگ گفت، که بوندس‌ور(ارتش آلمان) به بودجه ویژه 100 میلیارد یورو مجهز خواهد شداین رقم بیش از بودجه چندین وزارتخانه آلمان است، مثلا، وزارت آموزش و تحقیقات با ۱۹،۳۶ میلیارد یورو،  وزارت بهداشت با ۱۶،۰۳ ، وزارت کشور با ۱۸،۵۰ ، وزارت خانواده، زنان، سالمندان و جوانان با ۱۲،۱۶ ، وزارت اقتصاد و انرزی با ۹،۸ ،وزارت توسعه و همکاری با ۱۱۰،۶ ،وزارت کشاورزی و تغدیه با ۶،۹۸ میلیارد یورو) و بودجه نظامی در آینده به بیش از دو درصد تولید ناخالص ملی خواهد رسید. در این باره در این مقیاس پیش از این صحبت نشده بود. نمایندگان چه کردند؟  آنها از روی صندلی بلند شدند و برای مدت طولانی کف زدندبله، سخنان صدراعظم در تشویق نمایندگان گم شد. این رخداد ترس آوری استنمایندگان پارلمان آلمان بزرگترین تسلیح مجدد را که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون در تاریخ آلمان وجود داشته است، جشن گرفتند! شاید  سکوت و خویشتن‌داری بی سر و صدا مناسب‌تر میبوددر عوض، گویی بوندستاگ تجربه ماه اوت خود را، هنگام ترگ افغانستان پس از ۲۰ سال در چنین روزی در فوریه تجربه کرده استنمایندگان 100 میلیارد در ساختمان رایشتاگ را درست همانطور که پیشینیان آنها اعتبارات جنگ را در تابستان 1914 تصویب کرده بودند: با اشتیاق و با وجدان راحت.

 آنالنا بربوک وزیر خارجه آلمان گفته، صبح پس از حمله به اوکراین "در دنیایی متفاوت از خواب بیدار شدیم".  آیا اینطور است؟  آیا کشورهای بزرگ و به میل خود در همه جا حق مداخله نظامی را برای خود محفوظ نمی دانند؟  به ندرت دلایل خوب هستند - بوسنی - بیشتر بد - فالکلند، افغانستان، لیبی - گاهی هیچ - عراقحتی امروز نیز جنگ ابزار رایج سیاست استآیا واقعاً باید این را یادآوری کرد، کمتر از یک سال پس از بازگشت بوندسوهر از جنگی که بیست سال به طول انجامید؟

 جنگ در اوکراین جنایت است. اما این جنگ تغییر پارادایمی نیست که رفتار عموم مردم با توجه به آن تغییر می کند. تغییر پارادایمی پاسخ آلمانی نسبت به این جنگ استولادیمیر پوتین مسئول تبدیل تنش طولانی مدت بر سر اوکراین، به جنگ در اروپا است. اما اولاف شولز مسئول واکنش آلمانی ها است. جنگ پوتین اشتباه است، اما خروج آلمان از سیاست خویشتن داری نظامی و سیاست تاکنونی نسبت به روسیه، نیز اشتباه است.

آیا یک جنبش صلح جدید به عنوان واکنشی به تسلیح مجدد ظهور خواهد کرد؟

 در بوندستاگ، اولاف شولز در توضیح طرح جامع دولت خود گفت: "ما باید از خود بپرسیم: روسیه پوتین چه مهارت هایی دارد؟ و آلمان به چه مهارت هایی برای مقابله با این تهدید، امروز و در آینده نیاز دارد؟" او می‌خواست ثابت کند، که او هم می تواند با شمشیر بکوبد. که این به اندازه کافی بد خواهد بود. اما شاید بدتر این باشد، که شولز در این حرفش جدی باشدبه طوری که بوندسوهر (ارتش فدرال)  باید عملاً در موقعیتی قرار گیرد که به اصطلاح، با «توانایی‌های» روسیه برابری کند. آن وقت معنای آن این است که، تانک و هویتزر از فلنزبورگ در شمالی ترین شهر آلمان تا گارمیش جنوبی ترین آن استقرار یابد؟  خیر  این حقیقت که «آلمان» روزی به این شکل خود را مسلح کند با این میلیارد ها متصور نیست، اما این فقط می تواند در مورد آلمان به عنوان یک نیروی هسته ای طرح باشد

حالا حتماً آلمان باید یاد بگیرد که بمب را دوست داشته باشد؟  باورش سخت است که نمایندگان مجلس وقتی ایستاده کف زدند متوجه این جنون شده باشنداز سوی دیگر، آنها نمی‌خواهند باور کند که، اکنون در حال تحویل سلاح به منطقه جنگی هستندرابرت هابک، معاون صدر اعظم از حزب سبز، گفت که این تصمیم درست است، اما "امروزه کسی نمی داند که آیا خوب است یا خیر".  او اشتباه می کند: شما این را خوب می دانیدموارد کمی در تاریخ وجود دارد که دستور «با اسلحه‌های بیشتر و بیشتر، صلح کن» مؤثر واقع شده باشدما می توانیم مطمئن باشیم: چنین موردی نخواهد بود. بر عکس. غرب با تحویل تسلیحات خود جنگ را طولانی می کند. به محض اینکه از سلاح های آلمان در آنجا استفاده می شود، دیگر فقط مسبب کشته ها پوتین نیست، آلمان نیز است!

 آیا صدها هزار تظاهرکننده که در آخر هفته به دلیل وحشت خود در جنگ اوکراین به خیابان های برلین آمدند، این را می دانستند؟  این مردم تحت تاثیر یک احساس قرار گرفتند: ما نمی توانیم دست روی دست بگذاریم و رنج مردم اوکراین را تماشا کنیمما باید کاری انجام دهیمحق با شماستکمک برای مردم در اوکراین مورد نیاز استسلاح های غرب اما رنج جنگ را طولانی می کند و هیچ تغییری در نتیجه آن نخواهد داشتهر قدر هزینه های تجاوز روسیه افزایش یابد، تعداد قربانیان اوکراینی نیز افزایش می یابدتظاهرکنندگان باید مراقب باشند که خشم خوب آنها به آسیاب های دولت فدرال هدایت نشود تا سیاست های نادرست و مخرب را دنبال کنند.

هنگامی که میلیاردها دلاری که شولز درباره آنها صحبت کرد تبدیل به سلاح های جدیدی شد، مشخص خواهد شد که آیا جوانان در اعتراض به دپوهای بوندسوئر به خیابان ها می ریزند، همانطور که اتوبان ها را در اعتراض به تغییرات آب و هوایی می بستندبنابراین آیا یک جنبش صلح جدید نیز با تسلیح جدید ظهور خواهد کرد؟  همیشه کسانی هستند که کار جنگ را انجام می دهند.ما اکنون دوباره آن را تجربه کرده ایمامیدوارم کسانی هم پیدا شوند که به امر صلح بپردازند

 اوکراین هنوز آماده پیوستن به اتحادیه اروپا نیست!

 اما شاید واقعاً نقطه عطفی رخ داده استشاید دگردیسی سبزها – از کبوتر تا شاهین – نمایانگر تحولی باشد که کل جامعه را تحت تأثیر قرار داده است: در سال ۱۹۹۹، سبزها هنوز مجبور بودند - به معنای واقعی کلمه – پس از جنگ جهانی دوم، برای گرفتن موافقت استقرار نظامی سربازان آلمانی در خارج از کشور، اعتراف کنندحالا آنها به بزرگترین بسته تسلیحاتی آلمان در تمام دوران، بله گفتنداتفاقاً می توان برای سبزها کمی متاسف شد: آنها فقط دو بار در دولت فدرال حضور داشتند و هر دو بار بلافاصله پس از تصدی مسئولیت با مسئله جنگ و صلح مواجه شدند. از سوی دیگر، شما همیشه می توانید به دلیل خواسته های خود شکست بخورید - نه به خاطر خواسته های دیگران.

باید دید که آیا سنت صلح در جامعه آلمان غربی به پایان رسیده است یا نه و آیا صرفاً با اینستاگرامی کردن اعتراض سیاسی جایگزین شده است: شست برای پوتین، لایک بزرگ برای اوکراین. در هر صورت، این تصور به وجود می‌آید که رسانه‌ها و سیاستمداران کمتر و کمتر می‌توانند از امواج احساساتی که سراسر کشور را فرا گرفته است بگریزند. و سپس نه تنها تحلیل سیاسی به سرعت در هم می‌آید، بلکه شرایط به‌طور کلی فرسایش می‌یابد. مثال پوچ از مونیخ: شهردار محلی خواستار آن شد که رهبر ارکستر فیلارمونیک روسی "به وضوح و صریح" از جنگ پوتین فاصله بگیرد: "اگر والری گرگیف تا روز دوشنبه به وضوح موضع خود را در مقابل پوتین روشن نکند، دیگر نمی تواند رهبر ارکستر فیلارمونیک مونیخ باشد." و سپس او را در واقع روز سه شنبه بیرون انداخت. بنابراین هنگامی که همبستگی تحمیل شود،  نمی توانید بدون اثبات نگرش خود خشنود باشید، این امر در مونیخ یا مسکو تفاوتی ندارد!

متاسفانه نمی توان به سادگی به ریشه‌های درگیری نزدیک شد. آنها در اعماق گذشته قرار دارند. آنها به لحاظ تاریخی رشد کرده و از هم منشعب شده اند. برای درک آنها به زمان، مهارت و صبر نیاز است.

کدام یک از دست اندرکاران حاضر است،  این موضوع را در حال حاضر مطرح کند؟  حداقل نه آنهایی که بیشترین سود و زیان را دارند: خود اوکراینی ها، رئیس جمهور آنها، ولدیمیر زلنسکی، شدیداً خواستار تسریع در پذیرش کشورش در اتحادیه اروپا استاگر حقیقت را به زلنسکی می گفتند، بهتر بود: تهدید روسیه به تنهایی اوکراین را برای اتحادیه اروپا مناسب نمی کنددر عوض، اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون، امید اوکراینی‌ها را برانگیخت: «شما یکی از ما هستید و ما شما را می‌خواهیم.» همانطور که به یاد دارید، با چنین جملاتی بود که کل آشفتگی شروع شد.  «مردم اوکرایناین لحظه شماستدنیای آزاد با شماستآمریکا با شماست!» سناتور آمریکایی جان مک کین در دسامبر 2014 در میدان فریاد زد و مردم او را باور کردندچه زمانی غرب از قول دادن به اوکراین بیش از آنچه که می تواند ارائه دهد، دست می کشد؟

منبع اصلی: از هفته نامه فرایتاگ ۳ مارس ۲۰۲۲ 

https://www.freitag.de/autoren/jaugstein/gigantisches-ruestungspaket-ist-gefaehrlicher-irrweg

 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.