دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ - ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۸

چالش های اصلی زیست محیطی

مصاحبه "به پیش" با احمد هاشمی...
۳۰ آذر ۱۳۹۶

نئولیبرال های طرفدار "بازار آزاد سوسیال محور" و طرفداران برنامه های توسعه سازمان ملل از "رشد با کیفیت"، "رشد سبز" و "اقتصاد سبز" طرفداری می کنند، و مدل توسعه این گروه "توسعه پایدار" با "حکمرانی خوب"است که مبارزه با فقر یکی از ارکان این مدل توسعه است.

در اردوگاه منقدان و مخالفان سرمایه داری نئولیبرالی، اقلیتی از محققان دانشگاهی و کنشگران مدنی در جهت "اقتصاد بدون رشد" در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، هم به لحاظ کار تئوریک و هم در عرصه عملی فعال اند.

محیط زیست در دیدگاه های عمومی شما چه جا و مقامی دارد؟

بیش از 15 سال است، که عضو حزب سبز اتریش ام. از نظر گرایش خود را چپ سبزاندیش می دانم. اساساً به دلیل رابطه ام با طبیعت، محیط زیست نقش مهمی در کاراکتر سیاسی ام دارد. در زندگی شخصی نیز از این مرام پیروی می کنم.



چه رابطه ای بین تخریب محیط زیست با مناسبات سرمایه داری وجود دارد؟

شکی در این نیست که تغییرات منفی اقلیمی و تخریب محیط زیست، نتیجه اقتصاد سرمایه داری است.

تخریب محیط زیست در سرمایه داری، یک پروسه ی بی انتها است، که شامل تمام اجزا کره خاکی، اتمسفر آن، اقیانوس ها و ... می شود.

اقتصاد به عنوان متابولیسم جامعه با طبیعت (مارکس)، یعنی این که بشر مواد خام را از طبیعت می گیرد، سپس آن را به کالا تبدیل می کند و بعد از مصرف آن را به عنوان زباله به طبیعت بر می گرداند. بدین ترتیب طبیعت برای سرمایه داری از یک سو، یک انبار ذخیره مواد خام و از سوی دیگر محلی برای انباشت زباله است. با افزایش بهره برداری از مواد خام، از یکسو طبیعت تخریب می شود و از سوی دیگر به کمیابی مواد خام منجر می گردد. انباشت زباله نیز باعث تخریب مضاعف محیط زیست و برهم خوردن تعادل اکو سیستم می شود.

نتیجه این که مناسبات سرمایه داری با پرنسیپ "آنارشی بازار آزاد" و "سبک زندگی امپریال" عامل اصلی تخریب محیط زیست در شرایط کنونی است.

در اینجا مایلم به نقش سوسیالیسم دولتی (سوسیالیسم واقعا موجود) در رابطه با تخریب زیست محیطی اشاره ای داشته باشم.

سوسیالیسم دولتی (سوسیالیسم واقعا موجود) نه تنها متحمل یک شکست بزرگ اقتصادی شد، بلکه نقشش در تخریب محیط زیست فاجعه بار بود. بخش وسیعی از مزارع کشاورزی در آسیای میانه در اثر استفاده مداوم و نابجا تبدیل به بیابان شدند. دریاچه آرال، یکی از بزرگترین منابع آبی محصور، نیز بدون آب باقی مانده است. و مهمتر از همه، وقوع یکی از وحشتناکترین سانحه های اتمی (چرنوبیل)، که باعث مسمومیت هوا، آب و خاک شد.



مگر جامعه آینده ای بدون سرمایه داری به مواد خام نیاز ندارد و زباله تولید نمی کند؟

مسئله در اینجا بر سر "جامعه آینده ای بدون سرمایه داری" نیست، زیرا نمی دانم که "جامعه آینده ای بدون سرمایه داری" چه مشخصاتی دارد، اما این را می دانم که، اقتصاد متکی بر عرضه نامحدود و ارزان منابع و مصرف انبوه، برای تأمین رشد اقتصادی بالا به مانند گذشته و برای زمان طولانی، دیگر ممکن نیست. در چارچوب مدل توسعه اقتصادی متکی بر بازار آزاد رادیکال راه حلی برای بحران اکولوژیکی وجود ندارد. به همین دلیل است که محدودیت رشد، مهار رشد و رشد صفر، در کشورهای صنعتی و ثروتمند، اکنون موضوع مهم روز است، زیرا در میانه قرن بیست و یکم، جمعیت جهان به 9 میلیارد می رسد و این سئوال که "چگونه می توان کالاهای ضروری ساکنان کره خاکی یعنی آب، غذا و انرژی را تأمین نمود و در این حال تعادل اکوسیستم جهان را حفظ نمود؟"، سئوال اساسی در این قرن است.



گره های اصلی برنامه ای، برای غلبه بر دشواری های محیط زیستی کدام اند؟

گره اصلی برنامه ای، برای غلبه بر دشواری های محیط زیستی، در این دو سئوال زیر خلاصه می شود:

الف- مرز کمیتی رشد اقتصادی کدام است؟ اقتصادی بدون رشد؟

ب- کدام رشد اقتصادی پایدار و با کیفیت است؟ رشد اقتصادی سبز؟

در رابطه با پاسخ به این سئوالات است که چشم اندازها و راستاهای برنامه ای متفاوت شکل می گیرند.

جریان های حاکم نئولیبرالی، دو دیدگاه با اندکی تفاوت را، عرضه می کنند:

- نئولیبرال های طرفدار "بازار آزاد رادیکال" می گویند رشد اقتصادی مرزی ندارد و آن ها برای نرخ رشد اقتصادی هرچه بیشتر، تلاش می کنند. آن ها می گویند وقتی اقتصاد رونق دارد وضع همه خوب است. در این دیدگاه اهمیت رشد اقتصادی برای "کشورهای جنوب" و "کشورهای شمال" یکسان است. با شکست "میثاق واشنگتن" در "کشورهای جنوب" آن ها با اضافه نمودن بندهایی به "میثاق واشنگتن" که به " پسامیثاق واشنگتن" معروف است، در نظر دارند رشد اقتصاد را با گره زدن به مبارزه با فقر قدری انسانی نمایند.

- نئولیبرال های طرفدار "بازار آزاد سوسیال محور" و طرفداران برنامه های توسعه سازمان ملل از "رشد با کیفیت"، "رشد سبز" و "اقتصاد سبز" طرفداری می کنند، و مدل توسعه این گروه "توسعه پایدار" با "حکمرانی خوب"است که مبارزه با فقر یکی از ارکان این مدل توسعه است.

در اردوگاه منقدان و مخالفان سرمایه داری نئولیبرالی، اقلیتی از محققان دانشگاهی و کنشگران مدنی در جهت "اقتصاد بدون رشد" در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، هم به لحاظ کار تئوریک و هم در عرصه عملی فعال اند.

چپ های مخالف سرمایداری در رابطه با موضوع رشد اقتصادی به دوگروه تقسیم می شوند:

- چپ های ارتدکس و رادیکال، تمایل چندانی به بحث برسر "رشد با کیفیت"، "رشد سبز" و "اقتصاد سبز" ندارند و آن ها حل مسئله را در جایگزینی نظام سوسیالیستی با نظام سرمایه داری می بینند: سوسیالیسم یا بربریت.

- سبز ها و احزاب چپ اروپایی و چپ های آمریکای لاتین و جنوبی، مناسبات سرمایه داری را "پایان تاریخ" نمی دانند، اما در رابطه با جامعه آلترناتیو سایه روشن های نظری متفاوتی در میان آنان حاکم است. در این مجموعه بحث برسر "رشد با کیفیت"، "رشد سبز" و "اقتصاد سبز" و "اقتصاد بدون رشد" موضوعی جدی است. در این مجموعه سوسیال دموکراتها در عمل تا زمانی که سمتگیری استراتژیک شان در چارچوب خط موسوم به " راه سوم" است، پای اصلی آن ها در قطب نئولیبرال های طرفدار "بازار آزاد سوسیال محور" قرار دارد.

اکوسوسیالیست ها در جنبش محیط زیستی، یک جریان حاشیه ای اند، اگرچه آن ها هرگونه تغییر اساسی در مناسبات سرمایه داری را منوط به برپایی سوسیالیسم می دانند، اما موضوع حد و مرز رشد اقتصادی و بخصوص مصرف بی رویه در اقنصاد سرمایداری را مسئله قابل بحث می دانند.



با تشکر از شما بابت این شمائی که از مواضع عام ترسیم کردید، منظورم متوجه مواضع شما و خاصه در جهات برنامه ای برای تحول جامعۀ ایران است.

همگن سازی تعهدات بین المللی با قوانین ملی و محلی و اجرای آن در رابطه با تغییرات اقلیم

تجدید بنای اکولوژیکی زیر ساخت های آّ ب، حمل و نقل و انرژی

تمرکز سیاست گذاری در عرصه انرژی های تجدیدپذیر

استفاده و ارتباط پایدار با مواد خام و فراورده های طبیعی و زیرزمینی

سیاست گذاری با شاخص های زیست محیطی و عدالت اجتماعی در عرصه حمل و نقل و تمرکز این سیاست گذاری ها در حمل و نقل ریلی

بهبود زیستگاهی در عرصه کشاورزی و جنگل ها و مراتع

سرمایه گذاری در عرصه تکنولوژی های پایدار

بهبود و گسترش دامنه اقتصاد منطقه ای و محلی با شاخص های زیست محیطی و عدالت اجتماعی

سرمایه گذاری در عرص اقتصاد سبز

رفرم در عرصه مالیات های کشوری با شاخص های زیست محیطی و عدالت اجتماعی و استفاده از ابزار های مالیاتی در رابطه با آلودگی (مالیات کربن، مالیات محصول و...)

باید اذعان کنم که این برنامه بدون کنترل بر اقتصاد مالی، پولی و بانکی کشور از یکسو و از سوی دیگر بدون غیر مرزی کردن قدرت انحصارات در صنعت و تجارت در ایران ممکن نیست.



نیروهای طرفدار محیط زیست، خاصه نیروهای چپ، غالباً با معضل تعادل بین محیط زیست، عدالت و پیشرفت مواجه اند. تعادل بین این سه را چگونه برقرار می کنید؟

سه وجه محیط زیست، عدالت و پیشرفت (اقتصاد) وجوه پیچیده رشد و توسعه پایدار اند.

"وجود این سه وجه در رشد و توسعه پایدار بدین معنا نیست که تک تک آن ها جمع جبری بخش هائی از سیاست اند، بلکه بیشتر، نیت تحقق این هدف دشوار است که، ملاک حد تحمل محیط زیستی، اهداف صریح عدالت خواهانه و نتایج پایدار اقتصادی در یک برنامه عمل واحد به هم گره زده شوند"

(Spangenberg, Seite 27- 28. 2006.)

تا کنون محققان در عرصه رشد و توسعه پایدار، سه مدل برای پیوند دینامیک سه وجه نامبرده پیشنهاد کرده اند:

الف- مدل مثلثی

ب- مدل ستونی

ج- مدل تخم مرغی

توضیح تک تک این مدل ها از حوصله این بحث خارج است.



از نگاه زیست محیطی، توسعه پایدار در کشور های توسعه یافته را چگونه می بینید؟

یک نکته مسلم است، که از نگاه زیست محیطی، با وجود تسلط بازار آزاد رادیکال و شیوه و استیل زندگی شهروندان، در کشورهای توسعه یاقته، تا توسعه پایدار، راه درازی وجود دارد. دلیلش این است، که بیست در صد جمعیت ساکن در کشور های توسعه یافته و ثروتمند، هشتاد درصد منابع طبیعی موجود کره خاکی را مصرف می کنند. در این هیچ شکی وجود ندارد، که الگوی توسعه در کشورهای صنعتی را نمی توان در تمام جهان گسترش داد. کپی پروسه رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، توسط کشورهای در حال توسعه تعادل اکوسیستم را به هم خواهد زد.



چالش های محیط زیستی چه نقشی در پروسه توسعه کشورهای درحال توسعه دارند؟ بطور مشخص چه رابطه ای بین کیفیت محیط زیست و رشد اقتصادی در کشورهای درحال توسعه وجود دارد؟

وزنه سنگین تخریب محیط زیست در کشورهای در حال توسعه از دو سو می آید، یک سوی این تخریب، در اثر نرخ رسد اقتصادی بالا و بی کیفیت، که در پروسه صنعتی شدن با استفاده بی رویه از مواد خام و انرژی می باشد. از سوی دیگر تخریب زیست محیطی ناشی از فشار فقر، که در کنارش آگاهی محدود از نتایج وخیم انهدام محیط زیست، نقش عمده ای بازی می کند.

رشد اقتصادی، هدف اصلی سیاست های اقتصادی دولت ها است. روشن است که رشد اقتصادی سریع، باعث ایجاد زیان های جدی به محیط زیست می شود. دیدگاه رایج و مسلط امروزه این است که رابطه رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست در کشورهای در حال توسعه به صورت وارونه U است و به منحنی زیست محیطی کوزنتس معروف است. این بدان معنی است که در سال های اولیه رشد اقتصادی مقدار تخریب زیست محیطی افزایش می یابد اما به مرور زمان و پس از رسیدن به سطح معینی از رشد، کیفیت محیط زیست بهبود می یابد.

به کارآیی این دیدگاه، در کشور های در حال توسعه، در عمل می توان شک نمود. اولاً این چرخش اجباری را که قرار است اتفاق بیافتد، کمتر شاهد بوده ایم، ثانیا زمان این نقطه عطف نامعلوم است، در نتیجه، ادعای بهبود اتوماتیک زیست محیطی ممکن است بسیار دیر اتفاق بیفتد.



علت های اصلی تخریب محیط زیستی در ایران کدامند؟

مطابق گزارش 2016 دانشگاه ییل، در مجموعه 180 کشور ایران در رده 105 قرار دارد. حادترین افت را ایران در شاخص هوا داشته است که از رتبه 52 به 109 تنزل پیدا نموده است. در ارزیابی های "شبکه رد پای جهانی" در رابطه با "رد پای اکولوژیکی" ایران در لیست قرمز قرار دارد.

ایران براساس آخرین آمارهای بین المللی جزء ده کشور منتشرکننده گازهای گلخانه ای ناشی از احتراق سوخت های فسیلی است (IEA Report 2012)

شکی در این نیست که همه دشواریهای محیط زیستی در ایران ناشی از تغییرات اقلیمی در سطح کره خاکی نیست. موارد زیر باعث شده اند که کشور ما در استانداردهای بین المللی در جایگاه بسیار اسفباری قرار گیرد:

آلودگی آب

مصرف بی رویه انرژی و انتشار آلاینده ها و گازهای گلخانه ای

صنعت فرسوده، افزایش بی رویه شهرنشینی، پیدایش کمربندی، از حاشیه نشینان در اطراف شهرهای بزرگ و حتی متوسط ایران و فرار از روستاها

استفاده بی بندوبار و غیرمسئولانه از مواد شیمیایی، انرژی و خاک

تشعشع گازهای سمعی حاصل از پالایشگاه ها و اتوموبیل ها

استفاده بی بندوبار از جنگل ها و مراتع

استفاده بی بندوبار و سودآورانه شخصی از معادن و فراورده های زیرزمینی

انباشت زباله در رودخانه ها

و...



چالش های اساسی زیست محیطی در ایران کدامند؟

ایران در منطقه خشک در آسیا و جهان قرار گرفته است، که دو سوم آن را بیابان ها تشکیل می دهند و فقط در قسمت شمالی آن و بخشی از قسمت غربی و جنوبی جنگل وجود دارد، که آن هم به شدت درحال تخریب است. آسیب پذیری محیط زیست در ایران، در نتیجه تغییرات اقلیم بسیار وسیع است و مهمترین آن ها عبارتند از:

- افت کمی، کیفی و بحران منابع آب در کشور

- پدیده گرد و غبار که به ریزگردها معروف شده اند

- آلودگی شدید هوا در کلانشهرهای ایران

- نابودی و خشک شدن تالابها

- افزایش فرسایش خاک و بیابان زایی به دلیل تخریب جنگل ها و مراتع

- بحران خشکسالی ادواری و آسیب پذیر شدن محیط زیست کشور به این پدیده

- فرونشست زمین، در نتیجه افت آب در سفره های زیر زمینی

- نابودی و ویرانی بخشی از گونه های گیاهی و جانوری

- آلودگی دریای خزر و خلیج فارس

آلودگی های ناشی از رادیواکتیو نیروگاه هسته ای



کدام مسئله محیط زیست در کشور ما حاد است و پرداختن به آن از اولویت برخوردار است؟

مسئله آب مهمترین معضل کنونی محیط زیست و خطر بزرگی برای صلح و امنیت در ایران است. تأمین آب شیرین برای همه مردم در مخاطره جدی است. در سال های اخیر کمبود آب، مشکل بزرگی در ایران شده است. در رابطه با تهدید آب، ایران در رتبه 24 در سطح جهان قرار دارد. ارزیابی کارشناسان داخلی و خارجی این است که 12 منطقه از 31 منطقه آبی در ایران در 40 سال آینده با کمبود شدید آب و خشکسالی مفرط مواجه خواهند شد.

((World Resources Institute

مهمترین دلایل این کمبود عبارتند از:

- آلوگی منابع آب، تقلیل آب در سفره زیرزمینی و خشکسالی و تبخیر زیاد آب

- ازدیاد جمعیت، شهرنشینی و توسعه کشاورزی و صنعت

- مصرفه بی رویه آب در بخش کشاورزی، بخش کشاورزی با مصرف 90% بزرگترین مصرف کننده آب کشور می باشد.

مدیریت غلط، کمبود بودجه، فقدان کارشناسان با تجربه، فقدان قانون جامع مربوط به آب در ایران و قانون گریزی لجام گسیخته در چارچوب قانون های نیم بند موجود باعث گشته که ما "شاهد رشد حفر چاه و قطر لوله چاه هستیم که غلب به صورت غیر مجاز انجام گرفته است به گونه ای که حفر چاه از 50 هزار حلقه در سال های 1355-1340 به 105 هزار در 1360-1355 و قطر لوله چاه از 5 اینچ به 10 اینچ رسید (قاسمی 1392).



نقش نهادهای ذیربط دولتی و جامعه مدنی ایران را در رابطه با دشواریهای محیط زیستی در ایران در لحظه کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟

در جمهوری اسلامی در سطح کلان کشوری سه نهاد در رابطه با حفظ محیط زیست و توسعه پایدار وجود دارند که عبارتند از:

الف- شورای عالی حفاظت از محیط زیست که مسئول آن، معاون رئیس جمهور است

ب- سازمان حفظ محیط زیست ایران

د - کمیته ملی توسعه پایدار

وظیفه این دو نهاد آخر عمدتاً مراقبت، مشورت و تحقیق است و در موارد بسیار اندکی امکان اجرایی دارند .

لازم به یاد آوری است که شورای عالی حفاظت از محیط زیست در دوره احمدی نژاد منحل شد و در دوره روحانی دو باره احیا گشت.

در تنها شهر ایران، یعنی در پایتخت، نیز نهادی تحت عنوان "شورای محیط زیست و توسعه پایدار" وجود دارد.

بدون تردید کار محققانی که در چارچوب این نهادهای دولتی فعال اند، قابل تقدیر است. اما اگر بخواهیم از نگاه سه وجهی محیط زیست، عدالت و پیشرفت (اقتصاد)، در رابطه با نتایج کار این نهادها قضاوت کنیم، باید گفت با توجه به ساختار قدرت سیاسی – اقتصادی حاکم در ایران بخصوص بخش معروف به "اقتصاد خصولتی" این نهادها در عرصه برنامه های عملی حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار در ایران قادر به ایفای هیچ نقشی نیستند.

در مسیر تحقق حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار جامعه مدنی، در قالب NGO ها، نقش بسیار برجسته ای را ایفا می کند. با امکانات حمایتگرانه NGO ها می توان بخش وسیعی از شهروندان را در کارزارها و پروژه ها بسیج نمود.

آماری حاکی از آن است که شمار NGO های فعال در ایران حدود 20000 است، البته در این آمار NGO های حامی حقوق بشر نیز به حساب آمده اند.



دشواری های عمده محیط زیستی در کشورهایی با اقتصاد نفتی، از جمله کشور ما کدام اند؟ چه معیارها و اقداماتی برای برونرفت از این دشواری ها لازم اند؟

اقتصاد نفتی دارای ویژگی های خاصی است. کشورهای با اقتصاد نفتی از لحاظ اقتصادی وابسته به یک منبع فناپذیر اند. صنعت نفت به شدت سرمایه بر است و جزیره ای است در ساختار کلی اقتصاد.

دشواری توسعه اقتصاد نفتی در ایران را می توانم به سه بخش تقسیم نمایم:

1- توسعه اقتصادی - عدالت اجتماعی

2- توسعه سیاسی- اجتماعی

3- توسعه زیستگاهی (اکولوژیکی)

توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی: مهمترین خطر در این رابطه، وابستگی کامل اقتصاد ایران به نفت است. در ادبیات توسعه از این خطر تحت عنوان های "مصیبت منابع"، "نفرین منابع" و "نفرین نفت" صحبت می شود. بحث اساسی این خطر باید در جای دیگری انجام گیرد، زیرا موضوع اصلی بحث ما در اینجا "توسعه زیستگاهی (اکولوژیکی)" است.

توسعه سیاسی- اجتماعی: خطر مرکزی در کشور های نفتی از منظر سیاسی- اجتماعی، از کارافتادگی مداوم سیستم، به دلیل شکل گیری رژیم های اقتدارگرای رانتی با استفاده از درآمد نفت است. در اینجا به این موضوع هم نمی پردازم.

بحث اصلی ما در اینجا مسئله توسعه زیستگاهی (اکولوژیکی) است. مسئله سازترین موضوع اقتصاد نفتی علاوه بر تجدیدناپذیر بودن آن، نقش بسیار مخربش در محیط زیست است.

پروسه حفاری، استخراج، فرآوری و فروش نفت شامل خطرهای گسترده ای در رابطه با محیط زیست از جمله برای خاک، آب، هوا و همچنین حیوانات، گیاهان و انسآن ها است.

بخصوص در پروسه حفاری نفت که بخش بالادستی در صنعت نفت نامیده می شود، بکارگیری ماشین آلات سنگین به شکل فزاینده ای منجر به تخریب اکوسیستم و نابودی درختان و آلودگی خاک و هوا می شود.

اگرچه امروزه دیگر از مواد انفجاری کمتر استفاده می شود، اما استفاده از حجم عظیمی از آب هنوز هم متداول است. این موضوع بخصوص در ایران فاجعه زاست. همچنین سوزاندن گازها و مواد شیمیایی باعث گسترش گازهای گلخانه ای می شود.

در پروسه میان دستی که شامل حمل و ذخیره سازی نفت می شود، تخریب محیط زیست امری معمولی شده است.

در پروسه پایین دستی، که بعد از انتقال نفت به پالایشگاه ها آغاز می شود، به دلیل بکارگیری انواع مواد شیمیائی و احیاناً تولیدات نامناسب، تخریب محیط زیست همچنان ادامه دارد.

دومسئله مهم دیگرباعث تشدید مضاعف تخریب محیط زیست در صنعت نفت در ایران است:

الف – بکارگیری تکنولوژی کهنه

ب- چاه های نفت فرسوده

قبل از این که به معیارها و اقدامات لازم برای برونرفت از این دشواری های زیست محیطی بپردازم، توضیح این نکته اساسی را ضروری می دانم که از نظر من توسعه سیاسی در ابعاد حکومت و دولتمداری، نهادها، دموکراسی، حقوق بشر، صلح و امنیت، گامی اجباری برای حل دو مشکل دیگر یعنی "توسعه اقتصادی -عدالت اجتماعی" و "توسعه زیستگاهی (اکولوژیکی)" است.

اما این بدان معنا نیست که برای بهتر شدن شرایط محیط زیستی باید به انتظار نشست. برای کوتاهی کلام در اینجا فهرستی از تدابیر لازم را می آورم:

همگن سازی تعهدات بین المللی با قوانین ملی و محلی و اجرای آن در رابطه با محیط زیست در صنعت نفت.

اولین گام به تصویب رساندن قوانین حمایتی محیط زیست در بخش صنعت نفت و در پی آن فراهم نمودن شرایط اجرایی و در آخرین گام عملیاتی نمودن آن است.

ایجاد مرکزی در جهت مدیریت برای جلوگیری، واکنش و مقابله با خطرات در بخش صنعت نفت.

تأمین مالی تکنولوژی حمایتگر محیط زیست و بکارگیری فن آوری هایی که نهاده های آلوده کننده را کاهش دهند.

برنامه ریزی در جهت کمترین آسیب زیست محیطی در پروسه حفاری.

اقدامات ضرور در پروسه حمل و ذخیره سازی برای جلوگیری از فاجعه نفتی

پرهیز از تولیدات مخرب محیط زیستی در پالایشگاه ها



پروژه های جهانی در جهت حفظ محیط زیست، به تغییرات رادیکالی در جایگزینی انرژی های پاک به جای انرژی فسیلی معطوف اند. کشورهای با اقتصاد نفتی، از جمله کشور ما، در نتیجه این پروژه ها با چه چالشهایی روبرو خواهند شد؟

من در جهت جایگزینی انرژی های پاک به جای انرژی فسیلی، سیاستگذاری طولانی مدت در عرصه انرژی (سه یا چهار دهه در ایران) را ضروری می دانم، پاره ای از پارامتر های این سیاستگذاری عبارتند از:

- بهره برداری مسئولانه و مفید از انرژی موجود در ایران

- کشف و شناسایی تمام منابع انرژی در کشور

- ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاری در عرصه انرژی های تجدیدپذیر

- تأمین بودجه لازم

- گسترش تحقیق و توسعه و تدارک دانش فنی لازم در عرصه انرژی های پاک

- اقدامات حمایتگرانه در رابطه با امکانات زیرساختی جامعه از جمله حمل و نقل عمومی و حمل و نقل ریلی

- استفاده از ابزار های مالیاتی در رابطه با آلودگی (مالیات کربن، مالیات محصول و...)

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید