سه شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۸ ژانویه ۲۰۲۰

اِما سروینو

آیا اتحادیه ها از انگیزه های لازم برای نمایندگی کارگران موقت برخوردارند؟ این سؤال اولی است که باید به آن پاسخ گفت. به زعم نگارنده اتحادیه های کارگری اسپانیا از هر دو انگیزۀ ایدئولوژیک و سازمانی برای ایفای این نقش برخوردارند. هر دو اتحادیۀ سراسری اسپانیا (CCOO و UGT) همیشه خود را به عنوان سازمانی مدافع کل طبقۀ کارگر معرفی کرده اند. بنابراین این اتحادیه ها در وجه ایدئولوژیک دارای انگیزه برای نمایندگی کارگران موقت هستند.

مشخصه اصلی اعضای اتحادیه ها و رأی دهندگان به آنها این است که هر دو گروه از کارگران دارای قراردادهای دائمی تشکیل می شوند. طبق تحقیقی که سالها پیش زیر نام "ساختار، زندگینامه و آگاهی طبقه کارگر" انجام شده است، ۸۸ درصد اعضای اتحادیه ها یا کارمند دولت (۲/۵۲ درصد) یا از زمره مزدبگیران دارای قرارداد دائمی (۶/۳۵ درصد) بوده اند. از سوی دیگر بیش از ۸۵ درصد رأی دهندگان به اتحادیه ها کارگرانی بوده اند که دارای قرارداد کار دائمی اند.

همچنین وجود رقابت در بین اتحادیه ها نیز می تواند بر استراتژیها در رویکرد به کارگران نامتعارف مؤثر افتد. بنا بر برخی تحقیقات، رقابت بین اتحادیه ها می تواند به آنجا بیانجامد که این سازمانها فعالیت شان را بر دفاع از منافع اعضای شان متمرکز کنند. بنابراین در وجود رقابتهای بین اتحادیه ای، امکان نمایندگی از کارگران نامتعارف تضعیف می شود. با این حال در برخی از موارد آشکار شده است که این رقابت در راستای دفاع از منافع کارگران نامتعارف مثبت عمل کرده است

در این بخش به این سوال مرکزی می پردازم که استراتژیهای اتحادیه ها نسبت به کارگران متعارف چیست. هدف از این بخش از نوشته ارائه چارچوبی برای تحلیل این استراتژیهاست.

ظرفیت نمایندگی اتحادیه ها همچنین به قوت وابسته به ساختار سازمانی اتحادیه است. آن اتحادیه هائی که نقش مهمی را در هر دو سطح ملی و محلی (شرکتی) ایفا می کنند، در موقعیت گاه به مراتب بهتری برای جلب حمایت کارگران قرار دارند. برعکس، در جاهائی که قدرت اتحادیه ها اساساً در یک مرکز یا در سطح محلی متمرکز شده است، حمایت کارگران با دشواری قابل توجهی کسب می شود.

کارفرمایان حاضر به عقد قرارداد ثابت برای کارهای با "طبیعت موقت" نیستند و ترجیح شان این است که خسارت احتمالی را با اخراج کارگران جبران کنند. این واقعیت موجب حس نااطمینانی در کارگران نسبت به ادامۀ کارشان است. بنابراین روشن است که شرایط کار پاره وقت و موقت، بسیار متفاوت اند. البته در جهات کلی و اصلی شرایط کار برای کارگران این دو نوع شغل، فقیرانه و شکننده است، اما نیازها و مطالبات آنان دقیقاً یکسان نیستند.

کار نامتعارف یا نااستاندارد نیز می تواند اشکال متفاوتی را بپذیرد: مشاغل موقت، مشاغل پاره وقت، خویش فرمائی، کار سیاه و ... تمام این انواع مشاغل در مجاری متفاوتی بسط یافته اند و آثار متمایزی را بر شرایط استخدام در کشورهای مختلف اروپا بجا گذاشته اند. به طریق اولی، تغییرات در شرایط کار نیز از این تا آن کشور یکسان نبوده ان

کارگران جوان تغییرات فرهنگی و ایدئولوژیکی را نمایندگی می کنند که در خلال دهه های گذشته به وقوع پیوسته اند. برخی از محققان بر این نظر اند که آگاهی جمعی پیشین کارگران جای خود را به اخلاقیاتی فردگراتر داده است. در نتیجه هویت یابی ایدئولوژیک، که پیشتر در تعلق اتحادیه ای متجلی می شد، از بین رفته و رویکردی ابزاری نسبت به این قبیل سازمانها بروز یافته است. 

طبق تحقیقات موجود در بارۀ اتحادیه های کارگری، در خلال دهه های منتهی به بحران اقتصادی سالهای 70 قرن گذشته، وضع اقتصادی و سیاسی کار اتحادیه ها را در نیل به هدف تسهیل می کرد. از این منظر، یکی از فاکتورهای اقتصادی که در تحقیقات گفته شده بر آن تأکید می شود، نقش سیستم تولیدی فورد است. این سیستم اساساً مناسب تولید انبوه با روالی ثابت و تولیداتی استاندارد از طریق تقسیم کار به وظایف بسیار ساده است.

هدف این نوشته ارائۀ نظری تئوریک و داده های تجربی در بارۀ 1- عواقب گسترش مشاغل نامتعارف بر ظرفیت اتحادیه های کارگری برای نمایندگی [کارگران]، و 2- استراتژیهای این اتحادیه ها در رویکردشان به این گروه از کارگران در کشورهای اروپائی است.