دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۰

علی رضا جباری (آذرنگ)

پرسش این است که مگرامنیت ملی به مویی بند است که با کوچکترین حرکت منتقدان درچارچوب هرمصاحبه، مقاله، شعر، تصویریا همایش متزلزل شود یا فرو ریزد؛ یا اینکه گردانندگان نظام از نتیجه های این کار بیمناک اند که اگرهر منتقد را به حال خود رها کنند تا هرچه دل تنگش می خواهد بگوید، سنگ بر روی سنگ بند نمی شود؟ بی تردید خانه ای که از پای بست ویران باشد سرنوشتش چیزی بجزفرو ریختن نخواهد بود و نقد یا تبلیغ، هیچ یک نمی تواند از فروریختن آن جلوگیری کند

دگر نمانده رَهی تا رسی به من، هِی های!

به راه بین تو مرا، دَردِ دِل ز یاد بِبر!

غبارِ شب زِ دل از شوق بامداد بِبر!

دگر سخن به تو اَم، رهرو سحر، این است.

بنا برآنچه از وعده های بی پشتوانه ی دولت سراغ داریم، ازجمله تداوم پرداخت یارانه و افزایش حد اقل و درصد افزایس حقوق و دستمزد کارگران و کارکنان دولت برپایه ی خط فقر و سبد معیشت خاتوار، می توان چنین انتظار داشت که در این مورد نیز به روشی همانند عمل شود و سهام این شرکتها، بدون هیچ گونه نظارت به نهادهای وابسته و سرمایه داران کلان واگذار شود.

فرا دست هر روز خرسند تر

فرو دست هر دم غم آکند تر

گشوده زلب قفل، دیوانگان

فروبسته لبهای فرزانگان

اگر فاش گویی زحقّت سخن،

به پاسخ تورا تیرآید به تن.

حتی اگرآمار رسمی درباب شمار مبتلایان به کرونا و شمار جان باختگان ابتلا به آن درست باشد، شمار جانباختگان نزدیک به یک پانزدهم و شمار مبتلایان را منابع رسمی کشور چیزی نزدیک به 3 درصد آمار جهانی و بسیار نامتناسب با میانگین جهانی نسبت درگذشتگان و میتلایان اعلام کرده اند که پیوسته رو به افزایش بوده است.

زنده ای تو،

بازگویی بس سخن از یادهای تلخ یا شیرین،

یادِ روزان نو و دیرین.

زنده ای تو،

دوستدارانت کنون پیرامُنت، انبوه،

چون پروانه گِردِ گُل،

شادمان از دیدن تو در کنار خویش.

تابنده – مهرگویی،

ندا در می دهد:

در انتظار پروازت مانده ام؛

تا برتو رهرو شیدا،

آغوش برگشایم

شرارهای سرکش بسی ستاره در سَحَر،

به جسمِ ما توان تازه می دهد؛

نشانه های صبحدم به نیمه شب،

فکنده نور در دلانِ بیقرارما،

به جانِ ما امیدِ تازه می دمد؛

دولت نمی تواند همه ی هزینه های تحمیل شده برخود از داخل و خارج کشور را تا ابد بر گرده ی تهیدستان کشور که نسبت آنها با توجه به شرایط بغرنج کشور رو به افزایش است تحمیل کند و سرانجام در ادامه ی چنین شرایطی زمانی فراخواهد رسید که همچون شاه ندای مردم را خواهد شنید و به مردم تسلیم خواهد شد یا ناگزیربه مقاومت بیهوده در برابر مردم با واپسین توان خویش برای حفظ کردن موجودیت خود خواهد بود.

وضعیت کنونی تا اندازه ای همسان با شرایط بحرانی دوره ی پایانی سلطنت محمد رضا پهلوی به نظر می رسد؛ اما هنوز به آن درجه از بحران نرسیده است که توده های وسیع مردم در برابر دولتیان سینه سپرکنند. هنوزاعتراضات موردی است و بنا به ادامه ی حضور نیروهای نظامی و امنیتی و نرسیدن مردم به آرزوهایشن، حتی با انتخاب میان بد و بدتر، چه در دگرگونی نظام شاهنشاهی و چه در مرحله های انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، هنوز به شرایط لازم برای گذر از وضع موجود نرسیده اند.