دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۲ آوریل ۲۰۲۱

کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در وین

خیزش‌های مردم در آبان‌ماه۹۶ و دی‌ماه ۹۸، گسترش دامنه‌ی مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر کشور، مبارزات جنبش زنان و ابعاد ایستادگی مردم در برابر حکومت نشان دهنده‌ی آن است که نیروی تغییر در جامعه‌ی ما هم چنان زنده‌است و استبداد جمهوری اسلامی هم رفتنی است. هیچ نظام مستبدی در تاریخ پایدار نمانده‌است. جمهوری اسلامی هم استثنا نیست.

در شرایطی که اختلاس‌های میلیاردی و دزدی های نجومی بیداد می‌کنند، گرانی سرسام‌آور مایحتاج زندگی، فشار هر چه بیشتری به مستمری‌بگیران وارد می کند، بازنشستگان بعد از یک عمر کار و زحمت، این حق را دارند که زندگی شایسته‌ای داشته‌باشند. بازنشستگان خواستار آن هستند که مستمری به خط فقر رسانده شود، همسان سازی انجام پذیرد و خدمات درمانی رایگان به آنان تعلق گیرد.

همان‌طور که خود کارگران هفت تپه بارها به‌درستی بر تداوم مبارزه و ایستادگی تا به آخر تاکید کرده اند، کارگران راهی جز ایستادگی و تقویت همبستگی خود، جلب حمایت جنبش های اجتماعی و کسب و گسترش همبستگی های کارگری در پیش رو ندارند. کارگران هفت تپه باید بدانند که: "در زمین واقعی مبارزه" ترجیح وضعیت «بد» دولتی به وضعیت «بدتر» خصوصی، چاره‌ی کار آنان نیست. به عنوان یک تجربه، دست‌آورد مبارزات مشابه کارگران آرژانتین بعد از بحران اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۱، می‌تواند برای مشکلات امروز کارگران هفت تپه نیز ارزشمند باشد.

در جمهوری اسلامی قانون اساسی و دیگر قوانین رسمی در مغایرت کامل با مفاد اعلامیه‌ی حقوق بشر و حقوق شناخته‌شده‌ی مردم در سطوح مختلف هستند. این قوانین بر بنیان تبعیض علیه دگر اندیشان، زنان، دگرباشان جنسیتی، اقلیت‌های مذهبی و عقیدتی، تنظیم شده‌اند. حقوق برابر زنان با مردان، حقوق شهروندی مردم ایران فارغ از مذهب، باور و ملیت آنان، آزادی انتخاب پوشش، شغل، مسافرت، حق طلاق و سرپرستی فرزندان برای زنان به رسمیت شناخته‌ نمی‌شود.

رژیم جمهوری اسلامی که در ردیف بالاترین اعدام کنندگان در جهان قرار دارد، در طی بیش از چهل سال به‌طور مستمر و مداوم دست به جنایت اعدام زده‌، حتی به نماینده‌ی ویژه سازمان ملل اجازه‌ی ورود به ایران و بررسی این موارد را نیز نمی‌دهد.

کشتار عمومی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ شاید از نادرترین جنایات حکومتها با چنین ابعادی در تاریخ بشریت باشد. آن سال، خمینی جلاد که جام زهر آتش بس در جنگ هشت ساله با رژیم صدام در عراق را بهناچار سرکشیده بود، دستور اجرای نقشه‌ی شوم قتل عام زندانیان سیاسی را که از مدت ها قبل سران رژیم طراحی کرده بودند، با فرمان کتبی خود صادر کرد.

اعدام جنایتی دولتی است. قتل عمدی است که جمهوری اسلامی در چهل و یکسال اخیر همواره اعمال کرده است و برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه از آن بهره برده و لحظه ای غافل نمانده است.بامداد روز چهارشنبه پانزدهم مرداد حکم اعدام جنایتکارانه مصطفی صالحی از جمله معترضین دیماه ۹۶ علیرغم اعتراضات سراسری و بین المللی به اجرا گذاشته شد.

موج جدید صدور احکام و اجرای اعدام‌های سیاسی در شرایطی به راه افتاده است که اوضاع کشور هر روز خراب‌تر می‌شود. هزاران بازداشتی اعتراض ‌های آبان ماه ۹۸ اعم از زن و مرد هنوز در زندان هستند و در بلاتکلیفی به سر می‌برند. صدها فعال سیاسی و مدنی با پرونده‌سازی حکومت حبس‌های طولانی و در واقع به مرگ تدریجی در زندان‌ها محکوم شده‌اند.

گفتمان نژادپرستی در آمریکا سیستماتیک و روزمره است و پیشینه ای تاریخی دارد. اعتراضات اخیر و قیام گسنرده در واقع هشداری است به تمامی کسانی که به برتری نژادی اعتقاد دارند و درسی است که آموزه هایش می تواند تاثیراتی به مراتب فراتر از خود جامعه‌ی آمریکا داشته‌باشد.

تاریخ جمهوری اسلامی از ابتدای آن تاریخ تبعیض علیه زنان، اعمال خشونت علیه آنان، تشویق مردسالاری و بی حقوقی زنان بوده است. جمهوری اسلامی سنگسار زنان را قانونی کرده‌است. شلاق زدن را عملی و حتی کشتن زنان را توسط مردان ممکن کرده‌است.