سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ - ۷ دسامبر ۲۰۲۱

ایشچی، دنیز

بیکاری عظیم، گرسنگی و فقر، ورشکستگی موسسات و بانک ها، زمینه را برای غلیان و خیزش ها جنبش های عظیم توده ای فراهم می نمود. این در شرایطی بود، احزاب کمونیست و سوسیالیست همراه با اتحادیه های کارگری، نه تنها جهت یاری کردن بسیج شده بودند، بلکه در مسیر بسیج سوسیالیستی جنبش کارگران و زحمتکشان به میدان آمده بودند. به نوعی، عرصه برای دومین انقلاب سوسیالیستی در دنیا در ایالات متحده آمریکا فراهم میشد. همانطور که اشاره شد، جنبش کمونیستی و کارگری آمریکا، تجربه انقلاب اکتبر روسیه را پیش روی خویش داشت که بیش از یک دهه از آن نگذشته بود.

امروزه خیزش های جدید توده ای و نوین جنبش های آنارشیستی را در حرکت ها و جنبش های نسل جدید، جنبش های دانشجویی و جوانان، در قالب هایی مانند مانند " تسخیر وال استریت" و جنبش های ضد جنگ، جنبش های ضد تبعیض جنسی و غیره شاهد میباشیم، که غالباً توسط نسل جوان سازماندهی شده و کلیت نهادها و ارگان های اصلی قدرتمداری های کلان سرمایه داری جهانی را مورد هدف قرار می دهند.

اختلافات ما بین آنارشیستها و دولت جمهوری، که عملا تحت کنترل کمونیست ها بود، به درگیری های پلیسی، امنیتی و نظامی کشیده میشود. کمونیستهایی که پیرو خط مسکو بودند، به موازات تروتسکیستها و کمونیستهای مستقل از خط مسکو ، که "پوم" ( پ او یو م) نامیده میشدند، در جمهوریت نقش داشتند. جنگ های داخلی میان جمهوری جوان که بیشتر دست کمونیست ها و سوسیالیستها بود، با آنارشیستها را ترور سرخ، و جنگ میان فاشیستها و فالانژیستها را با جمهورت و آنارشیسم را به نام ترور سفید می نامند. البته که کشتار ترور سفید دهها برابر ترور سرخ بود.

شرکت آنارشیست ها از نقاط مختلف دنیا، از جمله آمریکا در مکزیک، از جمله داستان نویسی های کوتاه جک لندن، شکت خود اما گولدمن از جمله ویژگیهای انقلاب مکزیک بود. انعکاس جهانی آن در اروپا و جاهای دیگر میان جنبش های انقلابی و آنارشیست ها خیلی زیاد بود. به طوری که کراپوتکین" از رهبران جنبش آنارشیستی روسیه و اروپا، از تجربیات جنبش دهقانی و انقلاب مکزیک در فورمولبندی نظریات خویش برای جنگ های دهقانی استفاده می نمود.

آنارکو سندیکالیسم، از طریق رهایی کارگران و زحمتکشان از بند کار ستمگران، مستقیما وارد فاز آفرینش جامعه بدون طبقاتی خویش می‌گردند. آنها در این زمینه با خلاقیت، ابتکار و توان و قابلیت های کارگران در شرایطی متکی هستند که دیگر اثری از قدرتمداری سیاسی، الهی و مالکیت اقتصادی موجود نیست.

درس بزرگی که آنارشیستها از تجربه کمون پاریس آموختند، این بود که اگر چه آنها با شیوه های مسالمت آمیز و مدنی هم بخواهند با ساختاربندی جامعه ایده آل سوسیالیستی خویش اقدام نمایند، یا حتی به اعتراضات و اعتصابات مسالمت آمیز جهت دست یافتن به خواسته های خویش دست بزنند، با خشن ترین شیوه های کشتار و سرکوب قدرتمداری های حاکمه مواجه خواهند بود.

تشکیل و مدیریت کمون پاریس طی بیش از هفتاد روز عمر آن تجربه بزرگی برای جنبش کارگری محسوب میگردید. در عین حال کشتار و قتل عام بیش از بیست هزار کمونارد در پاریس، از یک طرف میزان شدت و وسعت وحشیگری و جنایت و بربریت صاحبان قدرت و سرمایه را به نمایش گذاشت، از طرف دیگر برای آنارشیستها هم ثابت کرد، که حتی اگر آنها هم تلاش نمایند تا فقط از طرق مسالمت آمیز، مانند به راه اندختن اعتصابات، مبارزات خویش را به پیش برند، باز هم آنها با چنین میزان از وحشیگری و خشونت از طرف قدرتمداران حاکمه روبرو خواهند شد.

علیرغم انتظارات ما، آلترناتیو فاشیستی، به میزان قدرتمندی در میدان تنازعات اجتماعی برآمد داشته و عمل می نماید. مردم عادی و توده های زحمتکش، نیروهای آزادیخواه و صلح طلب باید بتوانند با چنان الترناتیو شفاف، منسجم و واحد ویژه ای به میدان آمده و برآمد نمایند تا بتوانند توده های عظیمی را که میتوانند به دام ایدئولوژی های فاشیستی می افتند را قانع نمایند، که آلترناتیو مقابل انسانی سعادتمند تر، و بالنده تری در مقابل فاشیسم موجود بوده و برای عبور از این دوران بحرانی وجود دارد. این آلترناتیو جایگزین، همان الترناتیو سوسیالیستی است.

فایل صوتی جلسه پرسش و پاسخ تلگرامی

میهمان: دنیز ایشچی - پژوهشگر، عضو حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰- ۳ سپتامبر ۲۰۲۱

ساعت: ساعت ۹ شب به وقت ایران - ۱۸:۳۰ به وقت اروپای مرکزی و ۱۲:۳۰ به وقت شرق آمریکا و کانادا

https://t.me/joinchat/tV0lKV4J97UzZWY5

برآمد واحد چپ ایران، به موازات خیزش های جنبش کارگری، نقشی حیاتی در تثبیت نیروهای جبهه گذار سوسیالیستی، بعنوان هسته مرکزی و مرکز ثقل جنبش آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم ایران است. امروز، به هزاران دلیل متفاوت می توان گفت که شرایط برای اتحاد نیروها، سازمان ها و احزاب چپ در ایران، و تشکیل سازمان یا حزب واحد فراهم است. آنچه را که می توان بطور واقعبینانه در مورد آن صحبت کرد، در درجه اول ضرورت برآمد واحد نیروهای سوسیالیستی در صحنه سیاسی کشور برای موفقیت آنها در برگشت ناپذیر کردن گذار سوسیالیستی از جمهوری اسلامی ایران است.