شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۶ ژوئن ۲۰۲۰

ایشچی، دنیز

دموکراسی حباب پاک و شفاف، ظرف کریستال، آب زلال، آسمان آبی، بهشت برین و مدینه فاضله نیست؛ دموکراسی امکانات و مکانیزم هایی را فراهم میکند که قدرت های بازیگر در صحنه های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و غیره بتوانند با اتکا به آنها و از طریق استفاده از آنها اهداف خویش را در کسب قدرت، اعمال قدرت و تامین منافع گروه هایی را که آنها را نمایندگی میکنند، بکار گیرند. با این استدلال، دموکراسی به تنهایی نمیتواند یک هدف استراتژیک باشد.

سرمایه و قدرت در این نظام ها میتواند رای های صندوق های انتخاباتی را خریداری کرده و به نام "دموکراسی" قدرت های اقتصادی، سیاسی ، امنیتی، حقوقی و غیره را همچنان در دست کلان سرمایه داران نگه دارد. در این کشورها آنچه که به نام "دموکراسی" نامیده میشود، اعمال اراده و قدرت یک اقلیت کوچک بر اکثریت جامعه است.

در این دوران، جهانی سازی و حرکت جهانی سرمایه های مالی امپریالیستی و در راس آن آمریکا در جستجوی بازارهای ارزان نیروی کار، منابع طبیعی، بازارهای مصرف و مالیات های کم، و غیره است. نئوکان ها همچنان بر سیاست ورزی های نظامی گری آمریکائی، صدور دموکراسی آمریکائی از طریق اتکا به تک محوری سیاسی، حقوقی امنیتی آمریکائی در سطح بین المللی در تعویض حکومت ها عمل کرده اند.

امروزه بخشی از نیروهای چپ جوگیر سلطنت طلبی شده، آنها هم ترجیح میدهند تا با سکوت از کنار بهمن کبیر پنجاه و هفت عبور کنند، انگار که کاشکی این اتفاق تاریخی نمی افتاد. پیشنهاد من برای تشکیل میزگردی جهت بحث و بررسی اهمیت واقعه بیست و دو بهمن، از طرف همین دوستان چپ شهرمان با سردی مواجه میشود؛ چرا که تحت تاثیر پروپاگانداهای امپریالیسم رسانه ای، نوعی سمپاتی داشتن به مرده های تاریخی "سلطنت طلبی" جزعی از فشن و مد سیاسی روز گردیده است.

گرچه میتوان نتیجه گرفت که لزوما مقامات آمریکائی همیشه آلترناتیو منطقی را که به نفع خودشان باشد انتخاب نمیکنند، اما میتوان بصورت منطقی نتیجه گرفت که آنها آلترناتیو "هایبرید" یا مختلط را انتخاب خواهند کرد، که ترکیبی از فشارهای اقتصادی، تبلیغات و جنگ روانی، مبارزات سیاسی، تهدیدات امنیتی محدود و کنترل شده را به پیش ببرند.

دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خویش، این خواسته های نئوکان ها را بجا نیاورده است. اگر ایشان در دور دیگر انتخابات ریاست جمهوری دوباره بر سر کار بیایند، باید این بدهکاری خویش را به نئوکان های نفتی نظامی پس بدهند. دونالد ترامپ یک جنگ تمام عیار در منطقه خاورمیانه به نئوکان ها بدهکار است.

این یکی از خصلت های غریضی انسانها بطور عام در هر شریطی است که خود را با سیر عمومی جریان باد همنوا بکنند. وقتی که اکثریت مردم از طریق مشاهده رسانه های مجازی، صدائی، تصویری، کاغذی پیغام واحد روایت آمریکائی را شاهد بوده باشند، عموم مردم در جهت حرکت روایت و سناریوی عمومی آمریکائی شنا خواهند کرد.

اگر زمانی مثلا واحد ارزش مبادلاتی، یک سطل گندم بود، بعدا و به مرور زمان جای آن را سکه هایی گرفتند که از فلزات قیمتی زده شده بودند. آنچه که با این فلزات ارزش قیمتی می داد، یکی نادر و نایاب بودن آنها، دیگری تقاضا و ارزش یابی آنها به عنوان فلزات زینتی و از همه مهمتر، توافق عمومی اکثریت جامعه سیاسی - اقتصادی بشریت در مقاطع خاص تاریخی در مورد تبدیل این فلزات به واحدهای مبادلاتی ارزشی بود که منجر به گسترش تجارت و رشد اقتصادی جوامع می گردید.

آیا لازم نیست ما هم به این مسئله توجه کنیم که ما هم ممکن است از رهبری افرادی که در گفتار و کردار شفافیت و قاطعیت لازم را ندارند، در رنج میباشیم؟ بهتر نیست در صفوف مقدم کسانی قرار گیرند که از قابلیت های مردمی تری برخوردار بوده و توان انتقال پیغام ها، سیاستها و برنامه های تحول را به مراتب بهتری دارا هستند؟