چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ - ۸ ژوئیه ۲۰۲۰

ایشچی، دنیز

بر آمد سیاسی چپ دانشجویی نیز نه فقط میتواند متاثر از سازمان های سیاسی چپ بوده باشد، بلکه قادر است آنها را به نقد کشیده و خود تاثیرات ویژه خویش را بر سازمان های سیاسی چپ به جای بگذارد. از این نظر است که "پیشگامی" و "پیشاهنگی" جنبش دانشجوئی، بر پایه های خواستگاه تاریخی آن قادر است تا بار دیگر بصورتی سازمان یافته تر، غنی تر و موثر تری حضور خویش را در صحنه سیاسی کشور به نمایش بگذارد.

کشورهای مختلف سرمایه داری عضو پیمان ناتو در بازتعریف خویش از دشمن خارجی، خواهان حفظ و تضمین منافع ویژه خویش اند و میخواهند تا از دشمنی با چین و روسیه فاصله بگیرند. آنها خواهان گسترش مناسبات خویش با چین، روسیه و دیگر کشورهایی اند که بصورتی تئوریزه شده از طرف قدرتمداری نئوکان های جناح نفتی – مالی نظامی، بعنوان "دشمن جنگ کلاسیک" آنها معرفی میشوند.

امروزه اگر سازمان ها و احزاب چپ دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی اقدام به اکسیون های مشترک، اعلامیه های مشترک، همگون کردن شعارهای خود و اقدامات مشابه دیگر ننمایند، در راستای انجام وظیفه تاریخی خویش اقدام کاری نکرده اند و مردم ایران آینده آنها را بخاطر این خطا نخواهند بخشید.

طبیعی است که شعارهای "مرگ بر" و یا "نابود باید گردد" آنها، منجر میشود تا خیلی از افراد دموکرات، سکولار و مخالف جمهوری اسلامی ایران که لزوما در صفوف نیروهای چپ قرار ندارند، و از چنین ادبیاتی استفاده نمیکنند، چنین تجمعاتی را آنارشیستی، افراطی و ترسناک تلقی کرده و به آنها با دید منفی نگریسته و از آنها دوری بجویند.

نیازهای کلان دوران گذار امروز، کدامین آمال و آروزوها هستند؟ روایت گذار و رسیدن بر چنان آمالی را کدامین راهکارهای سیاسی میتوانند بر آورده نمایند؟ برنامه گذار آلترناتیو سرمایه داری کلان جهانی چه است و چه اهدافی را تعقیب می نماید؟ نیروهای چپ، از جمله حزب چپ ایران فدائیان خلق کدامین راهکار گذار را جهت پاسخگوئی به این نیازهای کلان مطرح می نمایند.

واقعیت این است که تمامی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران را آخوندها تشکیل نمی دهند، و تمامی آخوند ها آدم های ضد مردمی نیستند. به قدرت رسیدن چنین ائتلاف هایی نه تنها میتواند حمام خون راه انداخته و فاشیسم نوینی را بر سر کار بیاورد، بلکه دوباره کشور را با ترکیب قدرت حاکمه نوینی تقدیم کلان سرمایه داری جهانی زیر پرچم انگلیس و امریکا خواهد کرد.

اگر سؤال این است که آیا اولویت با وحدت، فراگیر و قدرتمند نیروهای چپ بر پهنه سیاسی کشور است، یا وحدت جبهه ای جمهوریخواهی، باید با شفافیت و قدرت تمام گفت که وحدت و حضور قدرتمند اردوگاه چپ در صحنه های پیکار سیاسی در اولویت اول قرار دارد.

اگر رکن دیگر نظام ارزشی سوسیالیستی بر پایه های نقش ارزش آفرینی کار مبتنی بدانیم، نظام و واحدهای سنجشی و تبادلات اقتصادی نیز بر پایه های ارزش آفرینی "کار" مبتنی خواهند بود، نه بر اساس ساخت و پاخت های سوداگرانه در بازارهای پولی، مالی و سهامی جهانی. نظام ارزش آفرینی "کار" محوری فقط میتواند از طریق نقش کنترل کننده حاکمیت سیاسی اردوگاه کار میسر بوده و تنها از آن طریق است که میتوان از سقوط و عقب گشت مجدد آن بدست قدرتمداری سرمایه داری کلان ممانعت نمود.

اگر دولت های ناسیونالیستی بعثی در سوریه و عراق در شکل ناسیونالیسم عربی آن بر علیه کردها، ترکمن ها، آسوری ها و دیگر گروه های اتنیکی، ناسیونالیسم ترکی در ترکیه جهت آسیمیله کردن کردها و اقلیت های دیگر، ناسیونالیسم فارسی در ایران بطور مشابه، توسط قدرتمداران حاکمه، انواع مختلف تبعیضات را بر غیر خودی ها روا داشته اند، از این طریق نه تنها قدرت های اقتصادی و سیاسی را در دست هزار فامیل های خویش نگاه میداشتند، بلکه از طریق چنین سلطه ای تلاش در محو، و از بین بردن غیر خودی ها مینمودند.