شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۶ ژوئن ۲۰۲۰

ایشچی، دنیز

آقای دونالد ترامپ، یک هفته بعد از یورش های وحشیانه اردوغان به "روژاوا" گفت، نفت خاورمیانه دست خودمان است، نگران نفت نباشید. او در ادامه گفت که بعضی از رهبران نظامی کردها، از قبیل پ ک ک، بدتر از داعش هستند، باید گذاشت اینها مدتی با هم جنگ بکنند، سپس رفت و آنها را از همدیگر سوایشان کرد. او آنچه را که سیاست واقعی جمهوریخواهان و دموکرات ها در منطقه است، ساده و پوست کنده بیان می کند. این چهره واقعی آنچه که بعضی ها آن را رهبری جهان آزاد می نامند، است.

فعالیت های گسترده دیاسپارای کرد طی سالهای طولانی قادر بوده است تا در افکار عمومی جهانیان حقوق پایمال شده ملت کرد را برجسته نموده و خصوصا افشاگریها در مورد جنایات صدام حسین، جمهوری اسلامی ایران، داعش در سوریه و عراق و بالاخره دولت های فاشیستی ترکیه در حق آنها، موجب شده است تا افکار عمومی جهانیان از حق تعیین سرنوشت آنها توسط خودشان حمایت کنند.

عدم قبول این واقعیت که حزب چپ ایران به تنهایی با جمع کردن افراد پراکنده ای از سوسیال دموکراسی نمی‌تواند جبهه سکولار جمهوری‌خواهی دموکراتیک را نمایندگی کند، به اصرار در تکرار مکرر یک باورمندی اشتباه منجر می‌گردد.

اخراج جان بولتون، می‌تواند نشانه این باشد که آقای ترامپ تلاش دارد تا جهت سیاست خارجی خویش برای انتخابات اینده، برگ برنده ای در دست داشته باشد. او شاید امیدوار است که در تداوم سیاست‌های شلاق و شیرینی، از طریق مذاکرات توافقی را با ایران یا کره شمالی را قبل از گرم شدن انتخابات به مرحله عملی برساند.

کلان سرمایه داران ‌هنگ‌کنگ نه تنها از پیوستن ‌هنگ‌کنگ به چین راضی نیستند و خواب شیرین دوران حضور اربابان انگلیسی آمریکائی خویش را می بینند، بلکه آنها به حفظ مناسبات اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و امنیتی خویش با آن کشورها ادامه داده و پشتوانه عظیمی برای چنین حرکاتی ‌هستند.

دموکراسی و آزادی، پدیده‌های نسبی اجتماعی ‌هستند. نسبیت آنها به این بستگی دارد که آنها تا چه اندازه توسط "نهادهای قدرت" و "صاحبان سرمایه" کنترل و مهار شده و مورد استفاده و در نهایت سوء استفاده قرار می‌گیرند.

آیا ما نیز با حفظ استقلال سیاسی برنامه ای خویش، بصورتی استراتژیک در جبهه صلح و توسعه و ترقی قرار گرفته ایم، یا اینکه تبدیل به جاده صاف کن‌هایی بر روی امواج خروشان جنبش‌های مردمی جهت به تحقق رسانیدن پروژه‌های امپریالیستی شده‌ایم؟

در یک چنین شرایطی، منازعه کمدی گروگان گیری کشتی‌های ایرانی و انگلیسی توسط نیروهای امنیتی طرفین، فراروئی پدیده "بوریس جانسون" در روند برگزیت انگلستان، تلاش دونالد ترامپ در خرید "گروئنلند"، ادامه تظاهرات یکماه اخیر هنگ کنگ، دشمن تراشی خارجی بین‌المللی از چین و روسیه، و موارد مشابه دیگر را باید چگونه دیده و ارزیابی نمود.

راهکار عاقلانه تر این بود که بعد از اینکه این حرکت تأثیرات تبلیغاتی و روشنگرانه اولیه خود را گذاشت، متوجه می‌شدیم که تاریخ مصرف این تاکتیک تمام شده است، به آن پایان داده و به تاکتیک‌های متنوع و ابتکاری فراوان دیگری پناه می بردیم.  

به همان مبارزه که مبارزات نسل‌های جوان در راه حفاظت از محیط زیست، یا مبارزات خیابانی در زمینه رفع استثمار اقتصادی و مبارزه در ضد جنگ و استقرار صلح بین المللی موثر است، شرایط برای ایجاد بافت ها و اندام‌های اقتصادی اجتماعی سوسیالیستی فراهم تر هستند.