يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹

دیدگاه‎ها

توضیح نویسندگان سند در رابطه با "جهانی شدن" صرفنظر از تناقضات، تکرار برخی از بدیهیات است. آن‌ها از یکسو به تعریف تمجید از جهانی شدن می پردازند و از سوی دیگر به نحوی، جهانی شدن را سرزنش می کنند. در اینجا هیچ نشانی از موضع و سمتگیری یک سازمان سیاسی در رابطه با مهمترین موضوع عصرحاضر، وجود ندارد.

انتخابات گذشته نشان داد که مردم دیگر نمی توانند به اصلاح طلبان اعتماد کنند، و شانزده میلیون افرادی که رأی ندادند، بخش بزرگشان کسانی بودند که در گذشته جزو لشگر و صفوف اصلاح‌طلبان بودند و با پشت کردن به ‌آن‌ها و حتی نادیده گرفتن توصیه خاتمی راه را تحریم انتخابات دانستند.

رفسنجانی غافل از آن بود، کسی که در نوک هرم ساختارقدرت می‌نشیند ولو دوست نزدیک و ۵۰ ساله اش باشد، قبل از هرچیز گوش به فرمان وظایفی است که ساختارقدرت و پویش ذاتی آن به او دیکته می‌کند. رفسنجانی هم البته در عمل به این گرایش ذاتی نظام که شرط بقاء آن بود، صرفنظر از برخی نق زنی ها نهایتاً تمکین می‌کرد.

ین اپوزیسیون که همیشه زیر سایه قدرتمداری غالب می‌خوابد، در شرایطی که احساس کند جبهه امپریالیستی در منطقه غالب است، به موازات کوبیدن جمهوری اسلامی ایران، نیروهای چپ دموکرات را به خاطر حمایت از جبهه صلح و توسعه جهانی در مقابل جبهه جنگ طلبان، مورد حمله و هجوم قرار داده و آنها را به حمایت از جمهوری اسلامی ایران متهم می‌سازند.

پشت به دشمن رو به میهن: اگر کشوری به میهن ما تجاوز کند، آنگاه درگیری دونیروی ارتجاعی است، و مردم ما علیه هردو: نیروهای امریکا و جمهوری اسلامی پاسدارها، بسیجی ها (لاتهای اسیدپاش)، آقازاده های ژن برتر، مدافعان حرم همگی یک طرفند و ملت ایران طرف دیگر ما همراه مردم ما علیه همه آنها دردفاع از مردم ما وکشورما مبارزه خواهیم کرد، بسته به شرایط و امکانات، به هر طریق و وسیله شریف.

آزادی اندیشه ،بیان و حق برگزاری اجتماعات مدنی مسالمت آمیز ، یکی از حقوق اساسی هر ملت آزاد و زنده ای است . مردم ایران با جان فشانی در انقلاب مشروطه و جنبش ملی به رهبری دکتر مصدق وسایر حرکت های مترقی و آزادی خواهانه مکررا بر مطالبه این حقوق اساسی و اولیه صحه گذارده اند. یکی از مطالبات اصلی و جدی انقلاب بهمن ماه 57 نیز ،مساله نفی سانسور و برقراری فضای آزاد مطبوعاتی و فکری و فرهنگی بوده است.

هم اکنون جریان چپ مسالمت آمیز ایران نه بر سر دوراهی، که در سه راهی سرگردان گرفتار آمده و دقیقاً در چنبره سه ظلع متفاوت از هم قرارگرفته است، که علیرغم طاقت فرسابودن، چاره ای جز دست و پنجه نرم کردن با اضلاع موصوف ندارد.

سوسیالیسم امروز، به هیچ وجه نمی‌‌تواند کاملا مشابه سوسیالیسمی‌‌ باشد که مارکس، روزا لوگزامبورگ، گرامشی و لنین ‌‌می‌‌گفتند و ترسیم ‌‌می‌‌کردند. سوسیالیسم امروز، در عین حال که جوهره آرمانی بنیانگذاران آن را در خود حمل ‌‌می‌‌کند، ویژگی‌های ارزشی قرن بیست و یکم را در خود آبستن خواهد بود.

اما چنانچه جمهوری اسلامی به این سیاست اشتباه خود پافشاری بکند و نیروهای اپوزسیون نتوانند او را وادار کنند که به موقع با آمریکا وارد مذاکره شود و از روند معاملات منطقه دور بماند، از یک‌سو بحران موجود و ناپایداری اقتصادی و سیاسی داخلی ادامه خواهد یافت و فقر ، تورم ، بیکاری و بی ثباتی بحران بزرگی را رقم خواهد زد، که ممکن هست سرنوشت بسیار مبهمی برای ایران داشته باشد.

تنها ارتجاع حاکم بر جمهوری اسلا‌می‌ ایران از یک طرف و جناح نفتی، مالی و نظا‌می‌ حاکمه بر آمریکا از طرف دیگر از کوبیدن بر طبل جنگی بهره ‌می‌ برند. آنهایی که در ایران از طریق کشتار فرزندان مردم با تفصیل ارتجاعی فرستادن آنها به بهشت، به سرکوب هر گونه حرکت مدنی و غارت ثروت‌های ملی مرد‌می‌ ‌می‌‌پردازند، و آنهایی که با ویرانی کشورها و کشتار مردم آنها جیب‌های سرمایه داری کلان نفتی، مالی و نظا‌می‌ را پر ‌می‌نمایند، از طریق تجارت و سوداگری جنگی سودهای کلان و هنگفتی را ‌می‌برند.