سه شنبه ۳۰ دی‌ ۱۳۹۹ - ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

از نظر من دعوت بە مشارکت در انتخابات و رای دادن بە مجریان سیاست‌های بانک جهانی و نئولیبرالیسم در ایران، مشارکت در بینواسازی کارگران و زحمتکشان است. روحانی نزدیک بە ٨ سال مجری چنین سیاستی بودە است. نتیجە‌اش اینهمە فقر و فلاکت و بی‌حقوقی است کە گریبان طبقە کارگر را گرفتە و آنها را محتاج نان شب‌شان نمودە است. رئیس جمهوری کە از دل انتخابات فرمایشی بعدی بیرون بیاید، هر کس کە باشد، اگر بدتر از روحانی نباشد بهتر نخواهد بود.

در یک چنین شرایطی ما انتخابات ریاست جمهوری فرمایشی و نمایشی قدرتمداری حاکمه بر جمهوری اسلامی ایران را در سال 1400 شمسی پیش رو داریم. دور تسلسل انتخابات نمایشی که در آنها کاندیداهای مورد تایید ولایت فقیه، از کانال شورای نگهبان ولایت فقیه برای مقام ریاست جمهوری نامزد میگردند. گرچه در این انتصابات زیاد فرق نمیکند که کدامین کاندیدای ولایت فقیه به این مقام منتصب گردند، این مقام در چهاچوبه سیاستهای ترسیم شده توسط نهاد ولایت فقیه، مدیریت دیوان سالاری اداری اجرائی را در دست خواهند گرفت.

هرگونه كوتاهی در ارائه نظرات درست و پیشنهادات علمی به مسئولین، همه ما را نه تنها امروز، بلكه نزد آیندگان، مورد پرسش و قضاوت قرار خواهد داد. از این جهت به خصوص بر عهده دست اندركاران اصلی، به ویژه مسئولین امور پزشكی، چه وزارتی و چه نظام پزشكی است كه مطابق مصالح مردم، عمل نموده و از ارائه اطلاعات صحیح و علمی، و در اختیار قرار دادن آن ها به مسئولین كشور دریغ نورزند تا در نجات جان انسان ها كوتاهی نكرده باشند.

متاسفانه در میان چپ ها هم به نوعی وسوسه بازگشت به افتخارات گذشته و فراموش کردن درس های فروپاشی آن، که البته امروزه از عروج گرایش های اقتدارگرایانه در جهان هم تغذیه می کند بدون زمینه نیست و برای بخشی از ‌آن، فلسفه و مواضع بدیو می تواند دارای جاذبه باشد. به عنوان مثال در نگاهی به ویدئوی زیر که در آلمان (شهرهانوفر) و در نشستی پیرامون مواضع بدیوضبط شده است، می توان دید که چگونه رسما با نگاهی مثبت و با آب و تاب از نقش یک اقلیت سازمان یافته و مشرف برجامعه و «اکثریت خاموش» و از «دیکتاتوری» اقلیت و پرولتاریا سخن گفته می شود*.

در اینجا یک تغییرسیاست و تصمیمی پنهان نگهداشته شده وجود دارد که همانا سیاست کارشکنی با هدف ممانعت از بازگشت بایدن به برجام است و زدن تیری با دو نشان: در گام اول منتفی کردن بازگشت جوبایدن، چنان که اروپائیان از بایدن خواسته اند بدون قید وشرط به برحام بازگردد (در حقیقت بقیه مطالبات را پس از انداختن زنگوله به گردن گربه روی میز بیاورد)، که در برابرآن، رژیم هم به نوبه خود برآن شد که به اصطلاح سبقت گرفته و گربه را دم حجله بکشند! و اگر نتوانستند حداقل در گام دوم، پیشاپیش ابزارچانه زنی نیرومندی را برا ی خود فراهم کرده باشند.

بدین ترتیب حاکمیت در سایه سرکوب و اختناق به خیال خود برای تغییرقانون اساسی و بدون دست بردن رسمی به آن راهی کم هزینه یافته است. چرا که خوب می داند برگزاری رفراندوم که چه بسا بطور نا خواسته در حکم گشودن درب بطری و فوران نارضایتی های انباشته شده عمل کند و با پی آمدهای دیگری چون بروزمنازعات جدید درونی و نیز افزایش فشارهای بین المللی گردد. با این تصور که می توان دستکاری رسمی را به فرصت دیگر و مناسبی به لحاظ ثبات سیاسی موکول کرد.

اگر اپوزیسیون بیشتر از طریق روش سیاست ورزی در صحنه تلاش میکند تا فعالیت های خویش را به پیش ببرد، نیروهای ستون پنجم بر پایه های تحریکات احساسات و باورمندی های کور طیف های ویژه افراطی در جامعه کار خویش را به پیش میبرند. اگر اپوزیسیون، با اتکا به آگاهی های عمومی اقشار و طبقات اجتماعی حرکت های مدنی سیاسی و اجتماعی خویش را به پیش می برد، نیروهای ستون پنجم، با اتکا به تعداد محدودی افراد فناتیک، تحریک شده و افراطی ناسیونالیستی، دینی یا ایدئولوژیک ویژه ای از طریق تخریب و ویرانگری و ترور اقدام به پیشبرد آمال خویش می نمایند.

با شکست سیاست تهاجمی دستگاه ترامپ و سیاست های احتمالی معتدل تر از سوی آمریکا در دوران بایدن، گفتمان های متکی بر "رژیم چنج"، میلیتاریستی و خشونت بار که در چهار سال گذشته در ایران قوت گرفته بودند کمرنگ تر می شودند. امری که بخت استقبال از گفتمان تحول طلبی را دوباره افزایش میدهند.

انقلاب بزرگ اکتبر حاصل شرایط مشخص از یک بازه مشخص در تاریخ بود، لنین با تیز بینی شگفت آوری مقدمات انرا چید، در راستای تحقق ان تلاش نمود. این انقلاب توازن قوا در سطح جهان را دگرگون کرد، نهیب بزرگی به سرمایه داری در مسیر بقا و صیانت از خود زد. سرمایه داری نیز از ان استفاده بهینه برد، زمانی که شوروی و بلوک شرق دیوار آهنین به دورخود کشیدند، سرمایه داری برعکس دیوارها را شکست و شیوه زندگی بهمراه تجمل پرستی، رفتار و گردار سرمایه دارانه را جهانی کرد، مرزها را در هم نوردید، گلوبالیسم را در برابر مردم نهاد.