چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۶ ژانویه ۲۰۲۲

دیدگاه‎ها

مقایسه واقعی این دو دولت، این پرسش را پیش رو می ‌نهد: از نظر داخلی، کدامیک از دو دولت توان زندگی بیشتر می ‌داشتند؟ این امر که «نیروی کار» عظیمی در روسیه در انتظار کار بودند و دولت به آنها کار می‌ داد و این امر که هنوز صنعت رشد بایسته را نجسته بود، ذهن را به این پاسخ راهبر می ‌شود که دولت استالین دیر پاتر می ‌بود. اما توجه به این امر که این دولت تک پایه بود و کارگر، در برابر دولت خدا صولت، خود را ناتوانی محض می ‌یافت، ذهن را به این واقعیت راهبر می ‌شود که دولت استالین، شکننده ‌تر بود. با توجه به این امر است که واقع بین‌ترها، مرتب این واقعیت را خاطر نشان می ‌‌کنند که هرگاه غرب، در روسیه، جنگ بر ضد دولت نوپا را به راه نمی ‌انداخت، بسا این دولت ماهیت توتالیتر نمی ‌جست.

در بررسی وقایع رخ داده در صحنه جنگ، تقدم همواره با داوری بر سر چیستی دستورات صادره از سوی فرمانده است و نه حول چگونگی رفتار مجری اوامر. آری اپراتور شریک جنایت بوده است ولی سر قاتلان، همانا آمران‌اند و بس. این فرماندهان سپاه هستند که مشی نظام را در هوا و زمین و در اقتصاد و سیاست پیش می‌برند. سیاستی که، اساساً در ستاد فکر این نظام - بارگاه ولایت فقیه – ساخته و پرورده می‌شود و برای عملیاتی شدن آمادگی می‌گیرد.

در این سال ها « دئیست» های ترکیه خود را سازمان داده اند. در سال ۲۰۱۸ «انجمن دئیست ها» از «اتحادیه آتئیست ها» انشعاب کر د. موسس این انجمن آقای «اوزجان پالی» که صاحب یک موسسه نظافتی در استابول است، می باشد. او چون به وجود یک خالق معتقد بود، دیگر ماندن در «انجمن آتئیست» را برای خود جایز نمی دانست و بنابراین از آن انجمن بیرون آمد و اقدام به راه اندازی " انجمن دئیست ها" کرد. بر دیوار دفتر کوچکش در محله ای در قسمت آسیایی استانبول، در طبقه اول، در یک خیابان لائیک و تجاری، بر روی دیوار در کنار عکس آتاتورک عکسهایی از افلاطون، ولتر، انیشتن، لئونارد داوینچی، ابراهام لینکن، روسو، ادیسون، جرج واشنگتن، کلینت استوود، ویکتورهوگو، ناپلئون و مارلون براندو به دیوار نصب شده اند.

سقوط پرشتاب به اندرون این سیاهچاله تاسف بار است آنهم در روزهایی که امثال بکتاش آبتین ها توسط همکاران "اکبر خوشکوشک" کشته میشوند, عده ای ذوق زده, از دیپلمات اسبق رژیم جمهوری اسلامی گرفته تا دیگران, حضور این شکنجه گر و قاتل بدنام در کلاب هاوس و همنشینی با وی را رویدادی میمون و مبارک معرفی می کنند؛ و برخی از او حتی مجددا دعوت به گفتگو دو طرفه می کنند و به لطائف الحیل و با فریبندگی اشتیاق هم صحبتی با یک قاتل را اینگونه توجیه می کنند که هدف به چالش کشیدن قاتل است و لاغیر! درست مثل آنهایی که با تردستی مردم را به تماشای اعدام و دار زدن و شلاق و سنگسار در ملاء عام دعوت می کنند تا به زعم خویش به "عوام الناس" نشان دهند جمهوری اسلامی چقدر بی رحم است.

حاکمان که بی شک از مساله روزمره جامعه خبر داشتند، با بروز اعتراضات سعی کردند، همه مشکلات موجود را به دولت محول کنند، دولت استعفا داد، توکایف امور را کاملا بدست گرفت. همزمان نظربایف که شورای امنیت قزاقستان را جهت ماندن در صحنه سیاست و اداره امور کشور از پشت پرده تاسیس کرده بود، از سمت خود استعفا داد. توکایف که قرار بود در سایه نظربایف بماند، مردشماره یک سیاست این کشور شد. بدین سان دوران قدر و قدرت نظربایف در یک حرکت مردمی به سررسید.

فرهنگ خرده بورژوازی نادیده گرفتن منافع دیگران و همه چیز برای خود است. او در صورت ورشکستگی گرچه براحتی در استخدام کارخانه ای بعنوان کارگر ساده در میاید، اما دائما در تلاش است، به جایگاه نخست خود برگردد، از ان نیز به سکویی بالاتر، همین خصلت وی را از کارگر جدا میکند، به سرمایه دار بودن سوق می دهد.

وقتى بنام دينى كه تبعيض ها را الغاء كرد تا انسان بتواند رشد كند، براى يك تن، به اين توجيه كه روحانى است و در اين جهان، از دانش اداره كشور هيچ نمى ‏داند، تبعيض مطلق قائل مى ‏شوند و حتى دانشمندترها مى ‏بايد تحت حكم او باشند، غير ممكن است هرمى از انواع تبعيض ها شكل نگيرد. ولايت مطلقه فقيه رأس اين هرم است. اين هرم قدرت زندان جامعه جوان امروز ايران و ضد رشد و ويرانگر نيروهاى محركه است.

تیم مذاکره کننده تا کنون “پیش نویس توافق احیای برجام” را به عنوان مبنای مذاکره در دور جدید نپذیرفته است. علی ‌خامنه‌ای در آخرین دیدار با دولت روحانی از مفاد “پیش نوییس توافق احیای برجام” به تندی انتقاد کرد و گفت که خط قرمزهای تعیین شده او رعایت نشده‌است. اگر در آن دوره بدرجه ای رویکرد دیپلماسی پیش برنده مذاکرات بود، این دور حاکمیت یکپارچه میدان و دیپلماسی را در هم آمیخته و تیمی را روانه وین کرده است که تمامأ برنامه علی خامنه ای و سپاه را می خواهد پیش ببرند.

سیاست اقتصادی متفاوت از سیاست های دولت های دست راستی گذشته که منجر به افزایش فاصله طبقاتی، گسترش فقر و عدم دسترسی میلیون ها شهروند به رفاه اجتماعی. سیاست های رفاهی و مبارزه با فقر حکومت های چپ، از یک سو و دفاع آنها از دمکراسی و باقی ماندن در چنین سیستم و ساختار سیاسی در سوی دیگر، یکی از دلایل مهم استقرار و نهادینه کردن دمکراسی در این کشورها ست. تا جائی که جناح های راست جوامع نام برده، در صورت باخت در انتخابات آزاد، ترس از کوبایی شدن را نداشته و شکست خود را می پذیرند.

"چپ های دمکراتیک" با شفافیت کامل مخالف هرگونه گذار انقلابی یا براندازانه، چه خشونت آمیز و چه خشونت پرهیز هستند و بر این باورند که اگر ملتی قادر است انقلاب بکند و حکومتی را سرنگون کند، حتما بسادگی بیشتری و هزینه کمتری قادر خواهند شد که حکومت های غیر دمکراتیک و حتی خودکامه خود را مجبور به قبول ماده ۲۱ اعلامیه حقوق بشر بکنند