جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸

دیدگاه‎ها

اگر به‌طور اجمال به مسئله چهار دهه گذشته نگاه کنم، در هرچند وقت رژیم بامهارتی عجب جناح‌هایی را در راستای تغییرات آهسته در ساختار خود ایجاد نموده است، که در همین مسیر با شعارهایی گوناگون، طبیعتاً متناسب با زمان حرکت کرده‌اند. "اصلاح‌طلبان" تا این برهه از زمان آخرین این جناح‌ها بوده‌اند.

گفتمان «اهواز گراد» در یک روند تکاملی اعتراضی توانسته است گفتمان «الاحواز» را به حاشیه براند. همین امر نوید بخش عصری جدید در سیاست‌ورزی در مورد خوزستان است. امروز کارگران، دانشجویان، معلمان و سایر اقشار معترض به جای تبری جستن از اعمال الاحوازیه، فریاد می‌زنند «خوزستان تنها نیست ...»

در وهله نخست، نگاه ژیژک قدرت محوراست و هم چنان بر این نظراست که چپ با حضور و یا مشارکت در دولت و ماشین قدرت، و داشتن عزم و اراده لازم و آموختن از امثال مارگارات تاچرها و ترامپ ها می تواند پیش برود. در حقیقت تأکیدبر اعمال قدرت، ویژگی سوسیال دمکراسی موردنظر او را تشکیل می دهد. از همین منظر او یک فیلسوف اقتدارگرا محسوب می شود و نه یک فیلسوف جامعه گرا و آزادیخواه و ضدقدرت و ضدسیستم.

دونالد ترامپ واقعی سفارت آمریکا را به اورشلیم می‌برد، تنش با چین و روسیه را در برنامه روزانه خویش به‌پیش می‌برد. ترامپ واقعی در راه آوردن حکومت‌های فاشیستی در کشورهای آمریکای لاتین و فشار به دولت‌های مردمی از طریق محاصره و تحریم‌های اقتصادی اجتماعی آن‌ها همچنان ادامه می‌دهد. نسخه پرداخته‌شده آقایان ترامپ، پمپئو، و بولتون برای ایران چه می‌تواند باشد؟

در نظر ویتگنشتاین، مقوله متافیزیک بحثی است پوچ و بی معنی و فلسفه سرانجام خود را به نفع رشد علوم تجربی منحل خواهد کرد و به انکار هر نوع متافیزیک خواهد پرداخت. مقوله منطق نیز آموزش و تئوری نیست بلکه آینه تصویر جهان است. جهان مجموعه ای از واقعیات است و نه اشیاء. واقعیات در فضای منطقی، جهان را تشکیل می دهند.

آقای ظریف تلاش می کند تا الزامات لازم برای همسو شدن با قوانین بین الملل از راه پارلمانتاریسم را پیش ببرد که کاری است قابل ارج نهادن. اما ایشان به خوبی میداند- اگر عامدانه سر در برف نکرده باشد - مجلسی که فاقد ظرفیت لازم و دانش لازم برای اتخاذ تصمیمات حیاتی است قادر نخواهد بود که ایشان را در این راه همراهی کند.

کارگران هفت تپه با داشتن تجربه زنده و تلخ پی آمدهای خصوصی سازی، در کنارمعلمان و دانشجویانی که به کالائی و پولی کردن آموزش و مدارس و‌ دانشگاه ها معترضند، تا همین جا هم نقش مهم و تاثیرگذاری در پژواک دادن گفتمان ضدسرمایه داری در سطح جامعه ایران و حتی در بیرون از کشور داشته اند.

عتراضات و شورش های خیابانی نیز تاکنون نتوانسته اند حلقه سخت حاکمیت (بیت رهبری) و تمامی ارگان های زیرمجموعه آنرا از خواب بیدار سازند و راه دیگری بجای سرکوب برای حل بحران های سیاسی، اقتصادی- اجتماعی که خود عامل بوجودآورنده آن می باشند، بکار گیرند. پافشاری آیت اله خامنه ای برادامه سیاست های ضد ملی و با نادیده گرفتن مطالبات سیاسی- اقتصادی مردم و سرکوب آن توسط نیروهای اطلاعاتی- امنیتی تنها کشور را به نقطه ای خواهد رساند که راه بازگشت از آن دیگر براحتی موثر نخواهد بود.

هیچ راهی برای اپوزیسیون جدی برای رسیدن به یک حمهوری سکولار بر آمده از دل یک انتخابات آزاد مبتنی بر منشور حقوق بشر، نیست! جز همراهی کامل با نیروهای معترض و رهبران آن ها. تلاش برای ایجاد یک جهبه گسترده با دیگر نیروهای خواهان چنین جمهوری مهم ترین وظیفه اپوزیسیون است. بدون چنین جبهه وسیعی که بتواند اعتماد عمومی و مهم تر اعتماد نسل جوان را جلب کند امکان غلبه بر حکومت مستبد و سرکوبگر ممکن نیست!

در مورد بحران ایران و سیاست تحریم ها نیز بنظر نمی رسد که اصطکاک جدی بین دو حزب در موردآن بوجود بیاید بویژه که از دیرباز حمایت حزب دموکرات از اسرائیل جزو سیاست های ثابت آن بوده است. با این همه دموکرات ها در مجموع، هم خواهان نوعی همکاری آمریکا با اروپا حول بحران هسته ای ایران هستند و هم مخالف چیدن همه تخم مرغ های سیاست منطقه ای در سبدعربستان- بویژه پس از رسوائی جهانی قتل جمال خاشقجی- آن گونه که سیاست تاکنونی ترامپ بوده است.