سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۱ اوت ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

راهگرد سوسیالیستی الگوی مالکیت اجتماعی، عمومی با نوع مدیریت تامین اشتراک منافع را بر نوع مالکیت خصوصی مبتنی بر مدیریت استثماری ارجح دانسته و علت های اصلی بحران های جنگ افروزانه، تخریب محیط زیست و گسترش روز افزون فقر، بی خانمانی و ژرفای عمیق فاصله میان ندارها و ثروتمندان را در مالکیت خصوصی و نوع مدیریت نظام استثماری ذاتی ناشی از آن میداند.

ما آزموده‌ایم دراین عرصه بخت خویش. ما با آگاهی کامل پی‌آمدهای گذراز نظام شاهنشاهی به جمهوری ولایت فقیهی اسلامی را دریافته‌ایم و اکنون نباید و نمی‌توانیم گذر ناخودآگاهانه هرگونه نظام دیگر را، حتی با برتری نسبی در مقایسه با این نظام، برتابیم. حرکت ما به پیش لازم‌است با آگاهی کامل از مسیر پیشِ رو، با اتحاد کامل ملی و طبقاتی، و با انضباط و دوراندیشی کامل همراه باشد.

از همین منظر است که خامنه ای این جمله‌ی خمینی: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» را حکیمانه‌ترین و دقیق‌ترین سخن می خواند. اما از سوی دیگر، تأکید دارد خدایی که صدها دشواری را در طرفةالعینی حل می‌کند، یک قدم را می‌تواند سالیان دراز نگه دارد.

 در شرایطی که نسل های نوین در تلاش هستند تا ساختار و فورمولبندی نوین سوسیالیستی را بعنوان آلترناتیو جایگزین تازه بازنویسی نمایند، فرش قرمز انداختن جلو پاهای امثال "جو بایدن" ها، که در جای خود اگر از دونالد ترامپ ها بدتر نباشند، بهتر نیستند، شایسته هیچ جریان سوسیالیستی و چپ ایرانی نیست.

پژواک بزرگ هشتک « لغواعدام» جوانان دستگیرشده، که مشخصا ردپای خیزش های ۹۶ و ۹۸ را با خود دارند، مثل هر حرکت بزرگ بطوراجتناب ناپذیر موجب برانگیختن موج های ثانوی هم می گردد. از همین رو توسط تشکل های گوناگون کارگری و دانشجوئی و زنان و بسیاری دیگر از تشکل ها و افراد و شخصیت ها در جامعه واقعی با محکوم کردن اعدام و خواست آزادی آن ها پی گرفته شده است و حاکی از آن است که دیوارچینی بین جامعه مجازی با جامعه واقعی هم چون رابطه ظروف مرتبطه با یکدیگر وجود ندارد.

برای نیروی چپ کشورهای موسوم به "اسلامی"، محوری‌ترین موضوع سیاسی چند دهه اخیر که همچنان هم جاری است مواجهه با بنیادگرائی اسلامی است. چپ بدون تعیین نسبت صریح خود با این پدیده و برعکس اصرار کماکان بر قرار دادن نقطه عزیمت حرکت خویش بر "امپریالیسم آمریکا"، چه بخواهد و چه نخواهد به ورطه خطای سیاسی عمده ندیدن و عمده ندانستن بنیادگرایی در کشور و منطقه خواهد غلتید. نام بنیادگرائی در ایران ما، جمهوری اسلامی است با کارنامه مشخصی که با خود دارد

در هر صورت،حدس می زنم که این تفاهم نامه یک مانوور باشد و تبدیل به قرارداد رسمی بین دو کشور نشود و بنابراین بخش قابل توجهی از این اعتراضات، همراه خود این تفاهم (تفاهم نامه) برای دوره ای طولانی به تعلیق در آید.

به طوراجتناب ناپذیر طرف ضیف و شکننده این معامله و امتیازدهنده ایران است. با این همه رژیم ایران نیاز دارد که از حمایت این کشورها در سطح جهانی چه سیاس یو چه نظامی و از جمله وتوی آن ها در سازمان ملل و بازار و مشتری ثابتی گرچه با قیمت ارزان برخوردار باشد و بتواند اسلحه بخرد و دیگرسوداهای نظامی و امنینی خویش را با پشت گرمی و سنگرگرفتن در پشت آن ها ادامه دهد.

پرسش درباره انشعاب اقلیت-اکثریت و نیز دیگر انشعابات و «پژوهش» درباره آنها، مثل هر کار پژوهشی جدی دیگری، کاری است سخت و دشوار، و نیازمند اتخاذ متدی درست. برای این منظور باید پیش ازهرچیزاز«برون» به مسئله وارد شد و نه از«درون»؛ باید که با رها شدن ازهمه پیشداوری ها و تعلقات احساسی، فارغ ازمصلحت اندیشی به جستجوی حقیقت همت گماشت.

این که روح اله زم در این نمایش تلویزیونی رفتار مقامات امنیتی و سپاه با خود را "ملایم" از آنچه می پنداشت می خواند، بر فرض صحت، نشانگر افزایش نقش شکنجه های نرم در واداشتن زندانی به "اظهار پشیمانی" است.