دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۲ آوریل ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

گزارش های دیگری هم در ماه های اخیر از سازو کار پرداخت غیر دلاری بین چین و ایران گفتگو می کنند. این را که امریکا یک چنین توهینی را چگونه می تواند هضم کند باید دید. چین برای مقابله با امریکا – حداقل اکنون- تلاش نمی‌کند. برای ایران هم، صادرات نفت و گاز، یک دارایی راهبردی، با پرداخت به ارزهای کشوری مستلزم یک جهش اعتقادی است. در سال‌های اخیر، چین از عربستان سعودی هم خواستار خروج از مدار دلار برای تجارت نفت بوده است.

برپایه‌ی نظریه‌ی تاریخیت آلن تورن جامعه‌شناس فرانسوی می‌بایست درباره‌ی ماهیت جنبش‌های اجتماعی، بیش از بررسی زمینه‌های ظهور جنبش‌های اجتماعی به درک هدف‌هایی که این جنبش‌ها دنبال می‌کنند توجه کرد. از این منظر ریشه‌ی انقلاب ایران را می‌توان در قیام سال 42 جستجو کرد که با توجه به دیدگاه‌های آیت‌الله خمینی از همان آغاز انقلابی دينی، تجددستيز، پدرسالار، غرب ستیز و گذشته‌گرا بود که در رويارويی با مدرنيزاسیون آمرانه‌ی پهلوی به‌راه افتاد.

در واقع فاکتور" X" درباره امنیت و همکاری نظامی تحت پیمان چین – ایران است. دوگانگی دو طرف در مورد موضوع اهمیی ندارد، اگر تنش های بین امریکا- ایران عمیق تر شود، تهران با توجه به مزیت دو جانبه ، دادن اجازه دسترسی گهگاهی چین ( و روسیه) به پایگاه های آن در خلیج فارس برای خنثی کردن حضور امریکا را آغاز خواهد کرد. بی تردید، ایران برای انتقال فن آوری نظامی پیشرفته از چین (و روسیه)، زمانی که تحریم امریکا روی چنین معاملاتی در چهارچوب برجام پایان یابد تلاش خواهد کرد.

هدف اعلام نشده تشویق کشورهای منطقه به حرکت به سوی سیاست های خارجی مستقل، کنار گذاشتن یوق غربی، به ویژه سرکردگی امریکا است. اما شیوه انجام این کار از سوی چین به شدت متفاوت از راهکارهای قهری و اغلب خشنی است که قدرت های غربی به طور سنتی در منطقه اتخاذ می کنند.

بنابر این می بینید که راهی که قدرت در چین شکل گرفته، با تجربه ما در تاریخ غرب بسیار متفاوت است. در نتیجه چینی ها دیدگاه بسیار متفاوتی درباره دولت دارند. در حالی که ما تمایل داریم آن را به عنوان متجاوز ببینیم؛ و فکر می کنیم که دولت چین یک سازمانی است که قدرتش باید محدود و مشخص شود. چینی ها اصلاً این طور به دولت نگاه نمی کنند. نگاه مردم چین به دولت بعنوان یک محرم است ( در واقع نه فقط محرم بلکه بعنوان یک عضو خانواده که در حقیقت رییس خانواده بزرگ خاندان است).

 باز کردن درهای ایران بر روی سرمایه داران چینی، می تواند موجب وابستگی گسترده و عمیق ساختار اقتصادی کشور به سرمایه داری چین گردد. این امر می تواند به نفوذ، کنترل و هدایت سیاسی امنیتی، کشور توسط قدرتمداری های حاکمه در چین منجر گردد. همچنین این امر می تواند هر چه بیشتر به سرازیر شدن ارزش های افزوده مؤسسات اقتصادی ایرانی به چین منجر بشود، که بطور طبیعی به نفع مردم ایران ناست. چین، یک دوست تازه به میدان وارد شده است. با دوستان تازه، نه تنها باید با احتیاط عمل نمود، بلکه با توافق های به عمل آمده مرحله به مرحله به پیش رفت، بلکه باید در این مسیر از ندانسته ها و نشناخته ها احتیاط نمود.

 در حوزه بدیل سیاسی، جمهوری خواهی مبتنی بر پارلمانتاریسم، دمکراسی و سکولاریسم شکل برتر راه حل ایجابی گذار به اقتدار عقلانی درایران است. ایران با دو تجربه اقتدار سنتی (موروثی) و کاریزماتیک (استبداد دینی) بیش ازهر زمان دیگری از زمینه گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک برخوردار است. نه تجربه مشروطه خواهی در ایران به ثمر رسید ونه تجربه اصلاح طلبی دینی توانست هموارکننده گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک در ایران شود. از این رو جمهوری خواهان همچون صدای سوم در نفی اقتدارهای موروثی، دینی و ایدئولوژیک مدتها است بر جمهوریت همچون مطلوب ترین آلترناتیو فراگیر تاکید کرده‌اند.

اما درباره آقای رضا پهلوی چه می توان گفت؟ اینکه نام ایشان درپای بیانیه نه به جمهوری اسلامی در کنار اسامی دیگر امضا کنندگان بدون پسوند یاپیشوند «شاهزاده» و نظایرآن آمده است، بخودی خود عاملیست مثبت. اما مهمتر از آن سخنان رضاپهلوی در جمع طرفداران سلطنت مبنی بر نقد حکومت موروثی و ترجیح نظام جمهوری برنظام پادشاهی است. او در بحث خود به درستی از موضع یک کنشگر مدرن و امروزین، با تکیه بر مبانی دموکراسی، باعزیمت از اصل بنیادین انتخابی بودن همه مقامات برپایه شایستگی های فردی، باتاکید براهمیت دوره ای بودن همه مسؤلیت ها به نقد نظام موروثی و ترجیح نظام جمهوری به نظام پادشاهی می پردازد.

ما در سطح جهان با دو گرایش سخت متضاد روبه‌رو هستیم. یکی فرآیند جهانی شدن است که حتی مشروعیت ایدئولوژی دولت ها ی ملی را تا حدودی خدشه دار کرده است. مثلا در اروپا ما شاهد اتحادیه اروپا هستم و بدین ترتیب هر شهروند کشورهای اروپایی، هویت چندگانه‌ای پیدا می‌کند که فقط با هویت‌های ملی قابل توضیح نیست. بنابراین فرآیند جهانی شدن، از یک‌طرف ناسیونالیسم و واگرایی و انزواجویی را کمرنگ و هم‌پیوستگی‌های فرا مرزی و فرا ملی را تقویت کرده است.

با انجماد مطالبات کلان مردم و تقلیل صورت بندی آن ها به «نه»، گفتمانی وجود دارد با ماهیت فرافکنانه که درونمایه اصلی اش علاوه بر انتزاع سازی و مثله کردن واقعیت های انضمامی مطالبات جنبش های اعتراضی و در تناظر با آن در عرصه هویت سازی، برساختی است مبتنی بر اصالت مقوله های انتزاعی چون «هویت ایرانی و ملی و امثال آن»، تا از این طریق بتوان خصلت انضمامی و مشخص مطالبات مردم را تخطئه کرد. در چنین گفتمانی همانطور که این کارگران و زحمتکشان و قاطبه مردمان ساکن ایران نیستند که به مطالباتی چون عدالت و آزادی و قدرت و توزیع آن معنا می بخشند، در عرصه هویت تراشی نیز چنین است.