شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۶ ژوئن ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

در برخی نظام‌های سیاسی، راه غلبه بر دشواری‌‌های ناشی از کارکردهای قدرت، نه الزاماً اصلاح است و نه تدارک ناگزیر انقلاب. راهبردی است متفاوت از دو رویکرد اصلاح طلبی وانقلاب خواهی که با نام تحول طلبی جا افتاده است. در باور من که اصلاح در مورد جمهوری اسلامی را توهم می‌دانم، تحول طلبی در ایران زمینه و مفیدیت بیشتری دارد تا وقوع انقلاب.

تضاد سیاسی بنیانی درسرتا سرتاریخ سرمایه داری این بوده است که همه ی سرمایه داران تنها تا جایی منافع سیاسی مشترک دارند که پیکارطبقاتی جهانی ادامه یابد؛ اما همزمان، همه ی سرمایه داران دشمن همه ی سرمایه داران دیگرند. این تضاد، تضاد بنیانی نظام سرمایه داری است و همواره بسیارآماده ی شعله ورشدن خواهد ماند.

به واقع نیز کم نبوده اند نظامهائی که فرصتهای موجود برای اصلاح را، و همیشه به بهای گزاف، از دست نهاده اند. اما شاید از زمره نخستین درسهای تاریخ، و خاصه تاریخ معاصر، این باشد که میدان برای این دست "نافرمانیهای غیرمدنی" مدام تنگتر شده است.

درد آور است اما واقعیت دارد؛ راه تاریخی طی شده، بر خورد ملت، نمایندگان ملت و ،روشنفکران و احزاب و سازمان های سیاسی آن با تفاوت های کم و بیش در این پروسه تاریخی و فراز فرود های آن نسبت به حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آن چیزی بسیار فراتر از همین روح اجتماعی حاکم، سنت ها و باور های دیر پای سخت جان نیست.

عدم آمادگی و آینده‌نگری دولت‌های جهان برای مقابله با پاندِمی کووید-19، ناشی از این واقعیت نیز است که هیچ کس در دنیا - به جز شاید انگشت شمار افرادی، از جمله در بین پزشکانِ کارآزموده در بیماری‌های واگیر و ویروسی- چنین رخداد با چنین ابعاد جهان‌شمولی را هرگز پیش‌بینی نکرده بود: نه از سوی گروه‌های سیاسی راست یا چپ، نه از سوی فعالان رهایی‌خواه، انقلابی یا ضد ‌سرمایه‌داری و نه حتا از سوی هواداران دفاع از محیط زیست و اِکولوژیست‌ها که همواره به‌راستی از خطر نابودی اِکوسیستم سخن می‌رانند

در آخرین موضع گیری وزیر کشوراو وقیحانه دستگاه اجرائی خود را بری از هر گونه تیراندازی و سرکوب اعلام کرده است. وزیری که چندی قبل به تمسخر در پاسخ به نماینده استان البرز در ارتباط با کشته شدگان آبان ماه و این که چرا تمام شلیک ها بر سرمعترضین بوده گفت "خب شلیک به پا هم انجام شده" !!

تهیه واکسن ویروس کرونا برای صدها میلیون مردم آمریکا، و هشت میلیارد جمعیت کره زمین، برای سرمایه داری جهانی نه یک وظیفه انسانی، بلکه یک بازار وسیع سودآوری است، که آنها در تلاش کنترل و به انحصار در آوردن آن هستند.

امروز سکوت در برابر این جنایت بگونه ای ما را اگر شریک نگویم، حداقل در صف این جنایت پیشه گان قرار می دهد. ما را که خط فاصل خود با حکومت را حداقل با اعتراض به این جنایت و دلجوئی از خانواده های داغدیده افغان ترسیم نمی کنیم. شرمساری خود را از جنایتی که بنام جمهوری اسلامی، بخوان بنام ایران و ایرانی در حق این افغان های کشته شده انجام گرفته، ابراز نمی داریم.

اگر بخواهم این نوشته را در در چند خط فشرده کنم مهم ترین فرازهای آن عبارت خواهد بود از: بحران انتقال، فراروئیدن تضادکار وسرمایه به تضاد با کل زندگی انسان و زیست طبیعت و همزیستی آن ها، ضرورت برگرداندن هیولای دولت رهیده از کنترل جامعه به درون بطری ( پارادایم دولت های خدمات اجتماعی ترازنوین که در مقالات پیشین مطرح شده است تلاشی برای صورت بندی چنین دولت هائی است)، طبعاً عامل و سوژه پیش برنده آن شکل گیری یک جامعه جهانی فعال و از جمله طبقه جهانی پرولتاریا، جنبش های اجتماعی و طبقاتی ضدسیستم هستند.

در بیانیه به نقش میانجیگریی دولت در اصل سه جانبه گرایی تاکید می شود که در شورای عالی کار نقش دولت یک نقش دائمی (نه میانجی گرانه در مواقع ضرور و لاینحل) و تصمیم گیرنده است که مخالف سه جانبه گرایی مورد التزام سازمان جهانی کار است و بیانیه خواهان تغییر ساختار حاکم بر شورای عالی کار به شکل یاد شده است. و همچنین بیانیه به درستی بر کارفرما بودن حاکمیت اشاره دارد و دلیلی برعدم صلاحیت رژیم در حضورش به عنوان میانجی بی طرف می باشد که می بایست حضورش ملغی یا توسط قواعدی مؤثر تاثیر سوءش مسدود گردد.