يكشنبه ۲۹ دی‌ ۱۳۹۸ - ۱۹ ژانویه ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

این رویکرد سیاسی جهان را به دو میدان: کشورهای حاشیه امریکا و کشورهایی با اقتصاد، سرمایه گذاری های زیرساختی دولتی می توان تقسیم نمود. نئولیبرالیسم مورد حمایت امریکا که مدافع منافع شرکت های بزرگ امریکایی است، دولت های فوق را در مسیر ایجاد الیانس هایی در راستای حمایت از اقتصاد خود هول می دهند، که به عناوینی در تلاش جهت خروج از وابستگی به تسهیلات دلاری هستند.

اما برگ برگ صفحات تاریخ گواهی می دهد که در مبارزات اجتماعی، داشتن حسن نیت و افکار خیرخواهانه برای نیل به مقصد به تنهایی کافی نیست؛ برای پی ریزی یک حرکت استوار و موفقیت آمیز، ملزومات دیگری نیزمورد نیازاست که متأسفانه بخش عمدۀ رهبری «فرقه ...» فاقد آن بوده است.

چه مشکلی در این شعارها وجود داشت که برخی باچسبیدن به یکی دو شعار، تخطئه را بر حمایت ترجیح دادند؟ جز آن که برخی این شعارها را آنقدر رادیکال یافتند که نظیر آن در جنبش های اجتماعی پیشین به این عریانی مطرح نشده بود؟

با تمام اینها هنوز هستند افرادی که همچنان خواهان شرکت در انتخابات هستند و صندوق رای را تنها نماد دموکراسی دانسته و فکر می کنند می توان با تکیه بر آن با وجود ساختار غلط انتخاباتی و نظارت استصوابی و مهندسی شده انتخابت به دستاورد هائی هر چند ناچیز رسید.

داستان آقای تاج زاده داستان اصلاح طلب متوهمی است که حاضر نیست واقعیت های جاری در جامعه خسته، ویران شده، نااامید وعاصی از حکومت را ببیند وقبول کنند که آفتاب آن بر لب بام رسیده است. نفرتی که ازفرد خامنه ای و دستگاه سرکوب او در بطن و زیر پوست کشورخوابیده است را نمی بینند.

بر آمد سیاسی چپ دانشجویی نیز نه فقط میتواند متاثر از سازمان های سیاسی چپ بوده باشد، بلکه قادر است آنها را به نقد کشیده و خود تاثیرات ویژه خویش را بر سازمان های سیاسی چپ به جای بگذارد. از این نظر است که "پیشگامی" و "پیشاهنگی" جنبش دانشجوئی، بر پایه های خواستگاه تاریخی آن قادر است تا بار دیگر بصورتی سازمان یافته تر، غنی تر و موثر تری حضور خویش را در صحنه سیاسی کشور به نمایش بگذارد.

متاسفانه هنوز هم احتمالاً شاهد آن خواهیم بود که بخشی از گرایش های اپوزوسیون جمهوریخواه سکولار دوباره اسیر نگرش منفی نسبت به وجود نهادهای انتخابی شوند؛ نگرشی که میراث آموزه‌های سنتی و تحت تأثیر زیست اجتماعی پیشا‌‌مدرن مربوط است. بازگشت به رویکرد مزبور می تواند بار دیگر اپوزوسیون پیش گفته را در مخمصه ای فروبرده تا توصیه به سیاست تحریم انتخابات را سرلوحه قرار دهد، سیاستی که بار دیگر جمهوی خواهان سکولار را به سمت خدمت به اقتدارگرایان سوق خواهدداد.

خانم محمدی آن اندازه در کار سیاست بوده‌اند که بی آشنا با متن شناسی نباشند، پس پرسش این می شود چرا می‌خواهند از این نوشته روشن برداشتی دلخواسته بکنند؟ پاسخ اینست که ایشان با زدن رنگ تند عاطفی به یک تحلیل و تبیین سیاسی روشنگرایانه، خواسته‌اند سیاست مطلوب خود را در عاطفه جا دهند. به گمانم ایشان از اینکه فکر و قلم من عواطف سیاسی او و همفکرانش را می‌آزارد، دچار آزردگی خاطرند.

اینک که این جوانان از تنگدستی و بیکاری و غارت منافع ملی توسط حاکمان عوام فریب و غارتگر به فغان آمده اند و حق خود را میخواهند، شما فوتبالیستها که محبوبترین و نامدارترین چهره های جامعه هستید، این وطیفه ملی و انسانی شماست که به یاری مردم بشتابید و به این همه عشق و علاقه آنان پاسخ دهید و از خواسته های برحق آنان پشتیبانی کنید.

امروزه اگر سازمان ها و احزاب چپ دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی اقدام به اکسیون های مشترک، اعلامیه های مشترک، همگون کردن شعارهای خود و اقدامات مشابه دیگر ننمایند، در راستای انجام وظیفه تاریخی خویش اقدام کاری نکرده اند و مردم ایران آینده آنها را بخاطر این خطا نخواهند بخشید.