سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۱ اوت ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

 یکی از این تاکتیک هایی که اغلب با موفقیت مورد استفاده واقع گردیده است، اتهام خیانت و همکاری و خدمت به "دشمن" زدن به بخش هایی از نحله ها و سازمان های سیاسی سوسیالیستی در کشورهای مختلف است که از این طریق بخش عمده توان و پتانسیل های بخش های دیگر جنبش های سوسیالیستی کشورها را متوجه مقابله و تبلیغات منفی بر علیه متحدین طبیعی سوسیالیستی خویش می نماید.

به باور من عبور ایران به دموکراسی و مردم سالاری اگر از طریق جنگ و براندازی سخت نباشد باید از روش های اصلاح طلبانه و یا تحولی نرم صورت گیرد گه مقدمه اش رشد اقتصادی و افزایش سطح و حجم طبقات میانی جامعه است. برای چنین رشدی لزوما بالا رفتن سطح تولیدات داخلی و افزایش سزمایه گذاری های ملی لازم است.

از یکسو، بسیج شدن افکارعمومی و افزایش فشارمردمی و لاجرم افزایش هزینه ارتکاب جنایت اعدام در صورتی که مرتکب آن شود، و از سوی دیگر گزینه عقب نشینی که اکنون زیرذره بین جهانی قرارگرفته و حاکی از مؤثربودن اعتراضات بوده و خود هزینه ساز است.

جمعبندی و استدلال من در مورد رویدادِ سازمان شکن انشعاب اقلیت - اکثریت متأثر از روایت فردی بزرگانی است که خودشان هم شاهد و ناظر و از طرفین منازعه منجر به رویداد اسفبار بوده اند. با همه اوصاف سرگذشت درازدامنه ی انشعاب فقط در محدوده انشعاب اقلیت و اکثریت نگنجید و فراتر از آن رفت. اصول تحزب تاکید دارند، مقوله انشعاب ذاتی هر جریان سیاسی است و احزاب جریان چپ نیز در حوزه انشعاب عاری از تجارب خاص و وسیعی نیستند.

مروری بر روند شکل گیری اقلیت و اکثریت، از آغاز تا مقطع انشعاب نشان می دهد که دو جناح بتدریج به لحاظ نظری و به طور مشخص، حول تحلیل حاکمیت و مشی سیاسی سازمان در قبال آن از همدیگر دور می شوند. پس از چرخشی که به دنبال گرفتن سفارت توسط دانشجویان خط امام در نظرات هیئت سیاسی و جناح اکثریت در راستای حمایت از حاکمیت صورت گرفت، این دور شدن تسریع شد.

وطن پرستی افراطی با انکشاف افسانه ای از عظمت گذشته ی تمدن ایران باستان و توجیه غارت ها و کشور گشایی های شاهان دوران هخامنشی و ساسانی تحت پوشش ابرمردان اسطوره ای با سیاست های مبتنی بر تقلید از مدرنیسم اروپایی رضاشاه در هم آمیخت و شمار بسیاری از روشنفکران و اهل علم و قلم را به خود مجذوب ساخت.

شیون و داد و فغان اپوزیسیون نئولیبرال ناسیونالیستهای غالباً خارج نشین جمهوری اسلامی ایران در این زمینه که مملکت از دست رفت، بیشتر از این بابت است که آنها نه تنها خواهان برقرای چنین توافق نامه هایی با نئو لیبرال های امپریالیستی آمریکایی اروپایی هستند، بلکه خود همیشه مبلغان یک چنین توافق نامه هایی با اربابان خویش بوده و هستند که همیشه موجب به غارت رفتن واقعی ثروت های کشورمان بوده است

این گونه شركت ها بعد از چندین سال نتوانستند و یا نخواستند وام های دریافتی را با بانكها تسویه نمایند. به همین علت بدهی آنان به بانك ها بسیار افزایش یافته است با افزایش چندین برابری ارزش اینگونه شركت ها، قصد دارند كه بعد ازین افزایش این شركت ها با مراجعه به بانكها و دریافت مجدد وام این بار بر مبنای قیمت گذاری جدید پول هنكفتی را به عنوان وام دریافت نموده و بخشی از آن را به عنوان بدهی گذشته و بخش هایی را نیز برای چپاول در اختیار خود قرار دهند.

یکی از درس هایی که مطالعه تجربه یکصدمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست ایران به ما آموخت این است که در یکصد سال پیش، احزاب کمونیستی – کارگری ایران، بطور غالب از میان کارگران و زحمتکشان عضوگیری می کردند، نه روشنفکران سیاسی. به گفته دیگر، این خود کارگران بودند که اکثریت غالب اعضا، نمایندگان و رهبران احزاب سیاسی چپ سوسیالیستی و کارگری را تشکیل میدادند.

در امریکا فرهنگ پلیس بر مبنای نگاه نظامی و کنترل کننده بر نظم سیاسی عجین یافته که انواع تبعیضات اجتماعی، نژاد پرستی و حتی سرکوب حق رای، بخشی از آن است. در جائی که، سرمایه گذاری در برنامه های معطوف به رفاه اجتماعی و از جمله فعالیتهای کاریابی و بهداشتی میتواند به بهبودی شرایط زندگی برای طبقات و اقشار کارگری و محروم انجامد؛ متأسفانه، از جانب قدرتمندان سیاسی و اقتصادی موازین تنبیهی عمده شده اند.