شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۳۰ می ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

نباید اقتدار نظامی حکومت را چه در منطقه و چه در توانایی سرکوب داخلی دستکم گرفت‌. جمهوری اسلامی ایران حکومت شاه نیست که تحت فشار برآمد اجتماعی یا فشار بین المللی قدرت را به سادگی واگذار کند. این نظامی است که از دل انقلاب برآمده است و تکتیک‌های سرکوب جنبش‌های اجتماعی را به خوبی‌ بلد است و مهارتش هرچه بیشتر شده است.

باید اقرار کرد که در زمینه های تبلیغات در دنیای دیجیتال مجازی، نئولیبرال های سلطنتی و اسلامی ایرانی از نیروهای دموکرات، آزادیخواه و چپ های سوسیالیستی چندین قدم جلوتر هستند. این نمونه را در بسیج آنها بعد از فاجعه کشتارهای آبان ماه سال گذشته شاهد بودیم. اگر رسانه هایی هم که بخواهد دروغ پراکنی ها و فجایع پشت پرده امپریالیستها را افشا نماید، به سرنوشت جولیان اسانژ ها و ویکی لیکس ها دچار خواهد شد.

موضوع کرونا و کشتار کارگران در محیط های کار ناامن ایران، دغدغه کنونی همه فعالان کارگری می باشد که در این رابطه با نگاه یک وجهی جمهوری اسلامی را مسبب این امر معرفی می کنند تا از پرداختن به رکن اصلی تحریم 40 ساله ایران چشم بپوشند. اینکه کارگران نمی توانند محدودیت ها را رعایت کنند، مسبب رعایت نکردن آن کیست؟ جمهوری اسلامی؟ دولت اعتدال و توسعه حسن روحانی؟

یکی از جنبه های واقعاً غم انگیز اتحادیه اروپایی آن است که نتوانست برای توسعه واتخاذ آمادگی برنامه هایی را که می توانست به عنوان یک واحد، به عنوان یک منطقه به بیماری پاسخ دهد به اجر بگذارد. و بنا براین هر کشوری از اتحادیه اقدام هایی را بدون هیچ گونه هماهنگی اتخاذ کرد و افکار عمومی بدون دانستن آن که کدام رویکرد بهتر است سر در گم رها شد.

مؤسسات درمانی که اولویت خویش را نه بر حفاظت از جان مردم، بلکه سود دهی بیشتر برای صاحبان سرمایه تعیین نموده بودند، در مقابل حمله بحران ساز این ویروس، تنها قادر بودند به بخش های اندک و توانمند جامعه خدمت رسانی کرده باشند. آنها حتی برای کاهش هزینه هر چه بیشتر، از انبار کردن استراتژیک تجهیزات و داروهای لازم برای بحران های مشابه، به این دلیل که هزینه بردار است امتناع کرده و از این طریق میلیون ها انسان را در پیشرفته ترین کشورهای صنعتی جهان در مقابله با این ویروس به صورت خلع سلاح شده ای به میدان مبارزه فرستادند.

سلول انفرادی دنیای دیگری‌ست. آنجا هیچ چیزش شبیه بیرون نیست. اولین ضربه همین است. ضربه به عادت‌ها، به خود‌ انگاره‌ها؛ یعنی همان تصویری که هر فردی از خود دارد. مثل این است که در چنین شرایطی قبل از هرچیز تصویر فرد از خودش مخدوش می‌شود. اینجا از اعتماد خبری نیست. اینجا محیط اتهام و دفاع است. اینجا محیطِ بردنِ اعمال و افکار در زیر ذره‌بینِ شک است و آدمی معمولاً از زندگی در محیط‌های شک‌آلود دچار اضطراب می‌شود.

هیچ چیز تلخ تر، خطرناک تر و مفلوک تر از یک ملت، یک جامعه بی هویت شده وچهره ملی از دست داده نیست. جامعه ای بی حس شده، معلق گشته در فضا، گم شده درنا کجا آباد حکومت اسلامی.

امپریالیسم جهانی راه برون رفت خویش را در دست یازیدن به فاشیسم کین توزانه با غیر خودی هایی که آنسوی مرزها قرار دارند، یافته است. آنها از هم اکنون در راستای پیشبرد این استزاتژی ویرانگرانه و جنایت کارانه بر علیه غیر خودی ها آغاز به کوبیدن بر طبل های جنگی نموده اند.

رژیم جمهوری اسلامی نیز تاکنون هیچگونه طرح وبرنامه ای اساسی برای یاری رسانی در نظر نگرفته است، هرچند که تجربه سالیان اخیر نشانگر این واقعیت است که رژیم در مصائبی مانند زلزله و سیل و دیگر بلایا در رساندن کمک های ضروری و کافی به آسیب دیدگان از کارنامه بسیار بدی برخوردار است، و این مردم نوعدوست و فداکار بودند که با احساس مسئولیت درتمام ایران به یاری هموطنان شتافتند، اما شرایط کنونی و قرنطینه امکان کمک رسانی مردمی به آسیب دیدگان را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد.

اگر کسی هم تا کنون به این خصلت ویرانگری و انگلین سرمایه داری باورنداشت اکنون می تواند با حضور و تاخت و تازاین این «مهمان» فی الواقع دعوت شده بخوبی آن را به خوبی حس و لمس کند. بنابراین خلط موضوع بین ویژگی های این یا آن سرمایه و این یا آن قالب های انضمامی و مشخص و محلی، و سرشت عام سرمایه داری درمقیاس جهانی و ندیدن رابطه توامان زیست و تنازع آن ها در یک کالبدمشترک، تنها آشفتن مناسبات و مرزهای رابطه تحلیل خاص ها با وضعیت عام است.