دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

دیدگاه‎ها

معتقدم باید حزب چپ ایران(فدائیان خلق) با پذیرش دوعضویتی می تواند بماند وگرنه بی نام فدائیان نیز نخواهد ماند. باید که نام فدائیان بر تارک تاریخ مبارزه مسالمت آمیز باشد تا پتانسیل دگردیسی منطقی و موزون این نام معتبر تاریخی آشکارتر شود.

به این خادم «مغضوب» حکومت اسلامی باید یادآوری کرد که تا انجا که به مردم ایران برمی گردد آن ها به صراحت روشن ساخته اند که دشمن مستقیم و رودرروی آن ها همین جاست و در داخل کشور و هر روز و همه جا در زندان و محل کار و دانشگاه ها و خیابان ها و حتی اتومبیل های شخصی فاقدحریم و در صف های خرید مایحتاجی که قیمت اشان روزانه جهش می کند و مشاهده فسادبیکران و تاراج ثروت ها و امکانات کشور ... آن را با گوشت و پوست خود تجربه و لمس می کنند.

این گرایش به هیچ وجه ملغمه‌ای از نظرات مختلف نیست و بر أساس تجربیات طولانی چپ بنا شده است. پیگیر در دفاع از عدالت اجتماعی و سیال و منعطف برای رسیدن به اهداف انسانی‌، مستقل و در عین حال دارای اشتراكات با گرایش های دیگر.

روند عمو‌‌می ‌انحطاط و فروپاشی رژیم بستر اصلی است. گندیدگی پاردایم اسلام سیاسی، موجب فرایندشتابناک از هم پاشیدگی و بی خاصیت شدن نهادهای گوناگون رژیم شده است، که حتی نهادهای امنیتی و نظا‌‌می‌ از آن مصون نمانده‌اند.

برجسته‌ترین فراز این بیانیه، درخواست استعفای رأس هرم قدرت یعنی ولی‌فقیه است. این بیانیه از خط قرمز نطام عبور کرده و رأس حاکمیت را نشانه گرفته و خواهان گذار ازکلیت آن است؛ این بیانیه با مضمونی شجاعانه، بازتاب گسترده ای یافته است. 

در سرزمینی که گرسنگی بی خانمانی وفقر بر آن حکم می راند جوانی به خاطر دزدیدن دوبسته شیر خشک برای کودکش در ملا عام شلاق می خورد ونوحه خوان کلاش مداح اهل بیت به نام "هادی رضوی" دو قلم دویست میلیارد تومان از بانک سرمایه وچند بانک دیگروام می گیرد و به جایش نوحه یا " ابا صالح" می خواند.

حزب توده ایران شعار پیش بسوی تشکیل جبهه واحد ضد دیکتاتوری می‌‌دهد، اما به علت عملکرد سکتاریستی این حزب در گذشته، هیچ سازمان و حزبی به جز حزب چپ حاضر به همکاری با آنها نیستند. اگر روزی این جبهه با حضور این دو حزب تشکیل شود، حزب توده باید سپاسگزار حزب چپ باشد چون حزب توده همه اتصالات همکاری خود با احزاب دیگر را سوزانده است.

این واقعیتی است که خود رژیم بیش از همه به آن واقف است. برای رژیم مسأله مهم و اکنون ایجادگشایشی در عرصه تحریم‌های خفقان آور نفتی و مالی است و بقیه تاکتیک‌ها و رویکردها، ترفندهائی برای تقویت موقعیت ضعف کمابیش مطلق خود در وادی مذاکره است.

در میان کشورهای در حال توسعه، قطعاً کشورهای بزرگی چون چین و هند توانستند به خوبی از مزایای جهانی‌سازی استفاده کنند. اما بسیاری از کشورهای دیگر بازنده جهانی‌سازی کنونی گشتند. کافیست به لیست کشورهایی که تحت فشار بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی و سازمان‌های مشابه دیگر هستند، نظری افکنده شود.

اروپا که مخاطب اصلی تهدیدها و اولتیماتوم‌های زمان بندی شده حکومت ایران هم است، برای خودش محرزشده که به دلیل تحریم‌های ثانوی آمریکا و پیوندهای اقتصادی عمیق اش با آنسوی اتلانتیک قادر به نجات برجام از طریق فعال کردن سازوکارمالی که مستلزم گشایشی در فروش نفت و کانال‌های بانکی است نیست.