سه شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۶ می ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

در تظاهرات اعتراضی هفته های اخیر در شهرهای گوناگون عراق شعارهای بسیاری علیه جمهوری اسلامی سرداده شد. شعار «ایران برو بیرون »، یکی از شعارهای پربسامد مردم این کشور بوده است ، شعاری که در چارچوب سه شعار محوری ایرانیان در قیام دی ماه 96 در انتقاد از سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.

بسیاری از افراد ساکن شهرها و روستاهای مناطق مرزی، تا قبل از رسیدن به تحصیل در دبستان، زبان فارسی را یاد نمی‌گیرند. اساساً نیازی هم به یادگیری آن ندارند. در شهرهایی که تلویزیون‌های ماهواره‌ای با زبان محلی، دیده می‌شود، مردم در شهر با زبان محلی با یکدیگر صحبت می‌کنند و مایحتاج روزانه افراد به زبان محلی تامین می‌شود و هیچ نیازی به یادگیری فارسی احساس نمی‌شود.

تحول انقلابی و رسیدن به سوسیالیسم، از راه مبارزه مستقیم با مذهب نمی گذرد. وقتی با مناسبات و زیرساخت ها و عوامل ایجاد کننده بنیاد های مذهبی مقابله شود، بدون برخورد مستقیم با مذهب و تلف کردن وقت برای مبارزه با ظواهر حکومت خودخوانده خلافت اسلامی عراق و شام، می توان و بایست با ریشه های ابوبکربغدادی و اعوان و انصار آن مبارزه کرد. چپ باید بار دیگر به پا خیزد و بر پاهای خود ایستاده و با مردم سخن بگوید.

اگر رکن دیگر نظام ارزشی سوسیالیستی بر پایه های نقش ارزش آفرینی کار مبتنی بدانیم، نظام و واحدهای سنجشی و تبادلات اقتصادی نیز بر پایه های ارزش آفرینی "کار" مبتنی خواهند بود، نه بر اساس ساخت و پاخت های سوداگرانه در بازارهای پولی، مالی و سهامی جهانی. نظام ارزش آفرینی "کار" محوری فقط میتواند از طریق نقش کنترل کننده حاکمیت سیاسی اردوگاه کار میسر بوده و تنها از آن طریق است که میتوان از سقوط و عقب گشت مجدد آن بدست قدرتمداری سرمایه داری کلان ممانعت نمود.

اکتفا نمودن به طرح اهداف غیر سرمایه دارانه و وزنه ندادن به مطالبات عام دمکراتیک، بخودیِ خود، که بسیج کنندهِ اکثر توده ها، اقشار و طبقات جامعه بوده، نوید دهندهِ ایجاد جبهه ای گسترده از جنبشهایِ دمکراتیک مردمی باشد، ناصحیح است. حرکت به سوی سوسیالیسم، تدریجی و با توجه به بسیاری از عوامل داخلی و خارجی انجام می پذیرد و محدود نمودنِ حصارِ ترقی خواهانه به کنشگرانِ چپ نادرست است.

هیچ فرد یا گروهی مصون از خطا نیست. اما صداقت درونی و شهامت عقلانی لازم است تا انسان به عیوب و کاستی های خود پی ببرد و از خطاهای خود درس بگیرد. افسوس که در بین اغلب اپوزیسیون این متاع بسیار کمیابی است؛ چون غالبا خود را عقل کل می دانند. این امر باعث تکرار مکررات و بازتولید ناکامی های گذشته تحت عناوین مختلف می شود.

انقلاب افسون روشنفکران نبود دهها هزار مذهبی فعال که از طریق نهادهای گوناگون پیوند تنگاتنگی با مردم داشتند آنها بودند که مردم را افسون کردند هنکامیکه فضای سیاسی باز شد صدها روشنفکر وسازمانهای سیاسی که ضربات هولناکی را متحمل شده بودند از آنچنان نیروئی برخوردار نبودند که بتوانند مسیر انقلاب را تفییر دهند موج عظیم انقلاب برهبری خمینی بحرکت در آمده بود و هیچ نیرویی یارای مقابله با آن را نداشت.

امروزه نقش شبکه های اجتماعی در عمل بسیار گسترده تر و کارا تر از جریانهای سیاسی عمل می کنند. این شبکه ها می توانند ارتباطات وسیع و جدیدی را شکل دهندو در خدمت به سازمان دهی جنبشهای اجتماعی باشند. شبکه هایی که می توانند در این آشفته بازار بی هویتی تحمیل شده توسط حکومت اسلامی نقش هویت بخشی ملی و تاریخی را برعهده بگیرند.

چگونه است که دست انسانی بی پناه به خشن ترین شکلی بریده میشود، و وجدان و روح اجتماعی آن را تاب آورده و اعتراضی نمی کند؟  

از یک زاویه دیگر این مسئله را مورد ارزیابی قرار دهیم. میدانیم که ما در دنیا دارای دهها، بلکه صدها زبان مختلف هستیم، که گروه های انسانی متفاوت به آنها سخن میگویند. میدانیم که این زبان ها نه تنها از کلمات، دستور زبان و انواع مختلف بسته بندی های ترکیبی لغات جهت توصیف و بیان حالت های مختلف هستند، بلکه الگو های بیانی آنها برای تفکرات، احساسات و تشریحات متفاوت با همدیگر بکلی متفاوت هستند. آیا این تفاوت ها موجب آن میگردد تا گروه های زبانی مشخصی از نظر میزان قدرت تفکر از گروه های زبانی دیگر برتر، یا پایینتر باشند؟ آیا کسانی که به چندین زبان تسلط دارند، لزوما از دیگران با هوش تر هستند؟