چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

هدف این نیست که فقط تصویری سیاه و یک بعدی و منفی از کشورهای غربی ارائه داده شود. در این کشورها، نه تنها میلیون ها پناهنده و مهاجر اسکان یافته و زندگی پربار و اغلب سعادتمندی را برای خویش آفریده و به زندگی خویش ادامه می دهند، دوستان، همکاران و آشنایان زیادی با ارزش های قدرتمند انسانی یافته و با درک و همدردی متقابل در کنار هم زندگی می کنند. ولی قدرتمداران حاکم در این کشورها غالبا نمایندگی بلوک های قدرت های کلان سرمایه داری اقتصادی را می کنند، که اهداف استراتژیک آنها مسیر دیگری را از مردم عادی کوچه و خیابان طی می کند. این کلان سرمایه داری مالی، نفتی، نظامی و رسانه ای و غیره هستند که رشته های اصلی هدایت و سکان قدرتمداری سیاسی، اجتماعی و امنیتی را در دستهای خویش دارند.

در عصر سفر بە سیارەها و کهکشان‌ها در آیندە ای نە چندان دور، مادران حامل کودکان، از مادر بیولوژیک بودن بە مادر ماشینی دگرگون و تنها یک دستگاه رایانە سخنور به عنوان مادر حامل با همە ویژگیهای یک مادر، جایگزین خواهند شد کە گویش و زبان آن سامانە زبان مادری آنان خواهد بود.

امروز ایران در موقعیتی بسیار حساس در طول تاریخ خود قرا دارد و تنها جنگ نیست که خطر بالقوه همچون شمشیر دامکلوس بر بالای سرکشور قرار گرفته است، و تهدیدی است برای موجودیت کشور. فساد راهبردی و مدیریتی، تقسیم کشور میان باندهای امنیتی- نظامی و الیگارشی روحانیت شیرازه کشور را از هم پاشیده است.

به باور نگارنده و بر اساس تجربه حداقل چهل و چند ساله و با عنایت به قرائن و شواهد موجود در بین فعالان قومی و ملیتی، نفی حقوق اقوام نه تنها باعث همگرایی هویت ملی، که برعکس سبب ایجاد فرایندهای واگرایی فزاینده، تشدید ناسیونالیسم قومی جدایی خواه، هویت طلبی قومی یا ملیتی، گسترش ناسازگاری هویتی و گسل های قومی، افزایش شکاف بین ملیت ها و حکومت شده است.

تصادفی نیست که چنین روندی صدای اعتراض سایت جماران را در آورد و از این که نام «خمینی کبیر» در بیانیه و قطعنامه مراسم از قلم افتاده یا انداخته اند، لب به انتقاد به گشاید!: درحالیکه از رهبر انقلاب سه بار با عنوان و اسم و القاب نام برده شده و حتی از شهید سلیمانی و ابو مهدی مهندس هم ذکر خیر رفته است، اصلا به نام بلند خمینی کبیر اشاره نشده است.

هدف مقدم رژیم از توسل به شانتاژهسته ای بهم زدن چنین سیاستی و تغییراولویت های بایدن و دستورکار او، یعنی گوشزدکردن عاجل بودن حل تحریم ها، آن هم بسودامتیازدادن بود، بدون آن که باجی درخور برای مذاکرات جدید بدهد. هم چنین می دانیم که در درون تیم دولت آمریکا این بحث هم مطرح شده است که آیا باید با دولت روحانی که چندماه دیگر دورانش به پایان می رسد واردمذاکرات شد یا منتظردولت جدید در ۱۴۰۰ شد؟ ( با توجه به ارسال زیگنال هائی از سوی اصول گرایان از داخل به آمریکا که با ما بهتر می توانید کناربیایید تا با این دولتی که فاقداختیاربوده و درحال رفتن است که این را خودظریف مدتی پیش با خشم افشاکرد).

اساساً مفهوم و مقوله ای بنام استبدادِ فردی و دمکراسی تنها و زمانی دریک ساختار و سیستم اجتماعی و فرهنگی، قابل تعریف، درک ووارد مجادله های محافل گوناگون می شود که سازمان و سامانِ فرهنگ و اجتماعِ مورد نظر، تصویر و تبلورخود را درمسؤلان ومدیرانِ ـ چه انتخابی وچه انتصابی ـ به نمایش بگذارد.

به بیانی، «استبداد» و «دمکراسی» درهرشکل وشمایلش نمایش وتبلورِیک ساختاروفرهنگ ورفتارِ غالب درجای جایِ یک مجموعه ی تعریف شده درافرادی هست که برگزیده گان ومنصوبین یا نماینده گانش درارکان وارگانهایش، چهره وآینه ی تمام نمای غالب ومحکومِ درآن جامعه محسوب می شوند.

این ٤٢ سال ء فاجعه آمیز را شاید بتوان در آیینه دو سده سکوت پس از غلبه اعراب بر ایرانیان که دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب "دو قرن سکوت" آن را ترسیم و تشریح کرده است مورد بحث و بررسی قرار داد؛ اگرچه تNویل و تفسیر آن از حوصله این نوشتار کوتا خارج است. اما دو قرن سکوت بازتابی است از فرازها و فرودهای قلمرویی دیرینه که آنگونه توسط اعراب بادیه نشین شکست خورد. اگرچه در آن دوران قیام و ایستادگی های فراوانی نیز بر علیه خلفای بنی امیه و عباسیان پدیدار گشتند (همانگونه که در طی ٤٢ سال گذشته خیزش هایی نظیر ٨٨, دی ٩٦, آبان ٩٨ و غیره جود داشته), اما در یک نگاه انتقادی می توان سکوت را در مقابل زبان شمشیر عرب بعنوان مولفه غالب معرفی کرد که شباهت فراوانی با امروز دارد.

چرا درس ما به این نسل نباید درس محبتی باشد از زمزمه عاشقی؟ عشق به زندگی، این گوهر یکبار نهاده شده در کف انسان! چرا نباید درس ما درس هم گرائی و نزدیک شدن بهم دیگر برای یافتن زبان مشترک برای کاری مشترک باشد؟ مگر نه فلسفه هر بزرگداشتی، نقد آن گذشته و دادن پیام مشخص حاصل از این نقد برای آینده است؟

اینکه انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از نگاه اقشار گوناگون مردم خواستگاه های متفاوتی را انعکاس می بخشید را نمی توان کتوان کرد. اما یک خواست برای همه عمومیت داشت و آن نیز برون رفت از خفقان حاکم بر کشور بود. اما حکومت یک دهه ایت الله خمینی با شفاویت کامل نشان داد که وی هر آنچه را که در ابتدای انقلاب به زبان آورد هیچگاه مد نظرش نبود و خواست مشترک مردم هیچ همخوانی با نوع تفکر وی نداشت. آنچه توده مردم از آن بیخبر بودند، تقیه کردن وی بود که از باب تفکر شیعه گری وی در پشت پا زدن به گفته های قبلیش ریشه می گرفت و در سلک این عالیجنابان ردا پوش امری است پذیرفته شده.