يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

چگونه است که دست انسانی بی پناه به خشن ترین شکلی بریده میشود، و وجدان و روح اجتماعی آن را تاب آورده و اعتراضی نمی کند؟  

از یک زاویه دیگر این مسئله را مورد ارزیابی قرار دهیم. میدانیم که ما در دنیا دارای دهها، بلکه صدها زبان مختلف هستیم، که گروه های انسانی متفاوت به آنها سخن میگویند. میدانیم که این زبان ها نه تنها از کلمات، دستور زبان و انواع مختلف بسته بندی های ترکیبی لغات جهت توصیف و بیان حالت های مختلف هستند، بلکه الگو های بیانی آنها برای تفکرات، احساسات و تشریحات متفاوت با همدیگر بکلی متفاوت هستند. آیا این تفاوت ها موجب آن میگردد تا گروه های زبانی مشخصی از نظر میزان قدرت تفکر از گروه های زبانی دیگر برتر، یا پایینتر باشند؟ آیا کسانی که به چندین زبان تسلط دارند، لزوما از دیگران با هوش تر هستند؟

آقای دونالد ترامپ، یک هفته بعد از یورش های وحشیانه اردوغان به "روژاوا" گفت، نفت خاورمیانه دست خودمان است، نگران نفت نباشید. او در ادامه گفت که بعضی از رهبران نظامی کردها، از قبیل پ ک ک، بدتر از داعش هستند، باید گذاشت اینها مدتی با هم جنگ بکنند، سپس رفت و آنها را از همدیگر سوایشان کرد. او آنچه را که سیاست واقعی جمهوریخواهان و دموکرات ها در منطقه است، ساده و پوست کنده بیان می کند. این چهره واقعی آنچه که بعضی ها آن را رهبری جهان آزاد می نامند، است.

به نظرمی رسد که نخستین راه برقراری آرامش درسوریه اتحاد کردها با دولت سوریه و حل کردن بحران قومی درمنطقه باشد؛ اما، آیا روسها درمقابله با اقدام کشوردوستشان ترکیه، به این اتحاد احتمالی– که نیازمند رودرروشدنشان با آن کشوراست – یاری خواهند رساند یا اینکه بی طرفی درپیش خواهند گرفت؟ چنین به نظر نمی رسد که بدون درگیرشدن روسیه و ایران دراین نبرد، اتحاد میان دولت سوریه و کردها نیزچندان کارایی داشته باشد.

فعالیت های گسترده دیاسپارای کرد طی سالهای طولانی قادر بوده است تا در افکار عمومی جهانیان حقوق پایمال شده ملت کرد را برجسته نموده و خصوصا افشاگریها در مورد جنایات صدام حسین، جمهوری اسلامی ایران، داعش در سوریه و عراق و بالاخره دولت های فاشیستی ترکیه در حق آنها، موجب شده است تا افکار عمومی جهانیان از حق تعیین سرنوشت آنها توسط خودشان حمایت کنند.

اتهام زنی، دروغ پراکنی، خود و جریان وابسته به خود را جریانی تماما برحق دانستن و دیگران را دشمن و مزاحم دیدن ریشه های عمیق فرهنگی تاریخی دارد. مقابله با آن بسیار دشوارتر از بحث های نظری و رد و پذیرش این یا آن ایده است.

افزایش بحران داخلی و مشکلات ناشی از روابط خارجی اردوغان را در موضعی قرار داده است که برای خروج از آن و کسب اعتبار از دست رفته نیاز به تحریک و ایجاد جو ناسیونالیزم ملی و ایجاد جو سرکوب و رعب و وحشت داخلی داشته و هنوز هم دارد.

نوشته بودم ایران را نمی توان كثیرالملل نامید. ایران كشوری كه دارای یك ملت ایرانی كه در درازای تاریخ از اقوام و قبایل مختلف شكل گرفت. گرچه در تاریخ همیشه به نام ملت نامیده نشده بودند و در عصر جدید بر آن نهاده شد اما از نظر محتوایی مجموعه این اقوام و قبایل در یك نسبت ارگانیك تحت آیین ها و تمدن و فرهنگ مشترك و زیر فرهنگ های متنوع، دارای چنان ماهیتی شدند كه میتوان نام ملت بر آن نهاد یعنی از نظر لفظ ملت ایران پدیده ای جدید و از نظر معنا (وجود عینی) قدیم است كه در طول تاریخ دائما منسجم تر شد و این است تفاوت ملت در ایران و ملل اروپا.

نظریه پردازهای چپ پیش بینی می کنند که در نظام کمونیستی جهانشمول آینده، دولت منحل خواهد شد و جامعه بصورت مدیریت خودگردان و سازمانهای شورایی مردمی بوجود خواهد آمد که دمکراسی سوسیالیستی و جامعه رفاه بی طبقه را عملی خواهند نمود.

عدم قبول این واقعیت که حزب چپ ایران به تنهایی با جمع کردن افراد پراکنده ای از سوسیال دموکراسی نمی‌تواند جبهه سکولار جمهوری‌خواهی دموکراتیک را نمایندگی کند، به اصرار در تکرار مکرر یک باورمندی اشتباه منجر می‌گردد.