چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱ اکتبر ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

نکته ای که پیش ازهرموضوع دیگر توجه صاحبنظران را به خود جلب می کند این است که آیا دولتیان کنونی کشورمان نمی خواهند ازپس برطرف کردن دشواری کار مردم کشوربرآیند یا اینکه می خواهند و نمی توانند؟ اگر نمی خواهند دلایل آن چیست؟

به همان مبارزه که مبارزات نسل‌های جوان در راه حفاظت از محیط زیست، یا مبارزات خیابانی در زمینه رفع استثمار اقتصادی و مبارزه در ضد جنگ و استقرار صلح بین المللی موثر است، شرایط برای ایجاد بافت ها و اندام‌های اقتصادی اجتماعی سوسیالیستی فراهم تر هستند.

در دنیای سرمایه داری تبلیغاتی خبری، رسانه های مجازی، تصویری، صوتی و کاغذی که دائما اذهان مردمی را از طریق بمباران اطلاعاتی هدفمند شستشو داده و با اتکا به آخرین مکانیزمهای کنترل روانی آنها را در راستای استراتژیک خویش هدایت می نمایند. آنها پروپاگانداهای هدفمندی را از طریق رسانه های مجازی که در عین حال نقش سازمان گرانه ای را نیز ایفا می نمایند، در اذهان آنها تزریق می نمایند، که اکثرا توسط دستگاه های امنیتی این کشورها کنترل و هدایت میگردند.

روشن است که این نوع برچسب زدن و برخورد انتزاعی، ‌پندارگرایانه، و پیش‌داورانه، آن هم بدون ارائه دادن هیچ‌گونه استدلال منطقی و مستندی، فقط "قصاص قبل از جنایتی" است برخاسته از شیوهٔ تفکر نویسنده که نمی‌توان آن را جدّی گرفت. به‌نظر می‌رسد که تلاش می‌شود به خواننده قبولانده شود که جهان‌بینی مارکسیستی- لنینیستی که "ایدئولوژی مسلط" در حزب تودهٔ ایران است، دیدگاهی ضد آزادی و ضد حقوق بشر است و از این روی این خطر وجود دارد که اگر زمانی حزب تودۀ ایران قدرت سیاسی را در دست بگیرد حقوق بشر را زیر پا بگذارد.

تاج زاده خود بخشی از این نظام است آن چه دل مشغولی اوست یافتن راه هائی برای ادامه حیات همین جمهوری است. او دغدغه اسلامی را ‌دارد که به نظرش مخدوش شده و باید چهره نورانی آن را احیا کرد.

امروز طبقه ی کارگر بیش از هر زمان زیر فشار حاکمیت استبدادی قرار گرفته است. سندیکاها زیر فشار خرد کننده ی نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی رژیم قرار دارند و سیاستهای نولیبرالی رژیم آشکارا در باره ی کارگران اجرا می شود.

اوج گیری مبارزات مزد و حقوق بگیران ایران که روشن ترین نمودهای‌های آن مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه و فولادسازی اهواز و اعتصاب‌های سراسری معلمان و رانندگان کامیون و اعتراض‌های گسترده ی بازنشستگان بود، نشان داد که ژرفش اجتماعی اقتصادی وسیاسی بحران درکشور یک روند عمومی‌و فراگیر است و کمتر استان و شهر و واحد تولیدی و خدماتی از آن برکنار است.

معتقدم باید حزب چپ ایران(فدائیان خلق) با پذیرش دوعضویتی می تواند بماند وگرنه بی نام فدائیان نیز نخواهد ماند. باید که نام فدائیان بر تارک تاریخ مبارزه مسالمت آمیز باشد تا پتانسیل دگردیسی منطقی و موزون این نام معتبر تاریخی آشکارتر شود.

به این خادم «مغضوب» حکومت اسلامی باید یادآوری کرد که تا انجا که به مردم ایران برمی گردد آن ها به صراحت روشن ساخته اند که دشمن مستقیم و رودرروی آن ها همین جاست و در داخل کشور و هر روز و همه جا در زندان و محل کار و دانشگاه ها و خیابان ها و حتی اتومبیل های شخصی فاقدحریم و در صف های خرید مایحتاجی که قیمت اشان روزانه جهش می کند و مشاهده فسادبیکران و تاراج ثروت ها و امکانات کشور ... آن را با گوشت و پوست خود تجربه و لمس می کنند.

این گرایش به هیچ وجه ملغمه‌ای از نظرات مختلف نیست و بر أساس تجربیات طولانی چپ بنا شده است. پیگیر در دفاع از عدالت اجتماعی و سیال و منعطف برای رسیدن به اهداف انسانی‌، مستقل و در عین حال دارای اشتراكات با گرایش های دیگر.