يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

درمیان کنشگران سیاسی و اجتماعی در ایران، در ابعاد بسیار بالای بی اعتمادی حاکم است، گسترش هنجارهای منفی این چنینی فقط می‌تواند اعتماد ناپایدار و شکننده در میان ما ایرانیان را بازهم شکننده‌ترکند.  

اگر می‌پذیریم روند فروپاشی نظام واقعی است باید کلاً سیاست نقد و اعتنا به اینها را کنار گذاشت و  همراه آن نیروهایی شد که در جهت این تغییرات نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

سند سیاسی بدون در نظر گرفتن مرحله پیشا دموکراتیکی و گشایش فضای باز سیاسی، وارد مرحله گذار شده و برای آن استراتژی تعیین نموده است. به این دلیل است که در تما‌می‌مبحث "استراتژی سیاسی ما برای گذار از جمهوری اسلامی" این سئوال که، چگونه در ایران گذارآغاز خواهد شد، مسکوت مانده است.

دوستان حامی‌سند سیاسی! آیا اطمینان کامل دارند که در گذار از جمهوری اسلامی‌به جمهوری سکولار، وضعیت آینده مطلوب تحول طلبان با نگره مذهبی با وضعیت مطلوب ما تقابل نخواهد داشت؟ یعنی اینکه جمهوری سکولار مدنظر دمکرات اصلاح طلبان متحول شده قرینه با جمهوری دلپسند ما هم خواهد بود؟

با این تحلیل و ارزیابی از وضعیت حکومت، قاعدتاً سادهترین نتیجه‌گیری، لزوم تغییر نظام و یا به زبان سیاسی سرنگونی، تغییر، برکناری و ... آن میبایست می‌بود؛ اما سند سیاسی پیشنهادی جز این دارد و سیاست «گذار از جمهوری اسلامی» را مطرح میکند.

زمانی که رأی‌دهندگان به احزاب سیاسی پشت کنند، مشروعیت کاندیداهای جذب و نامزد شده توسط حزب برای آن انجمن و نهاد سیاسی نیز بی‌معنا می‌شود. اگر رأی‌دهندگان اعتمادی به حزب نداشته باشند، چرا باید به کاندیداهایی که حزب نامزد کرده اعتماد داشته باشند؟

اشاره شد که برای درک اینکه اساساً چرا پارادایم مبارزه مسلحانه در جنبش چپ نوین دهه چهل و پنجاه ایران شکل گرفت‌، باید از مباحث این که «غلط بوده یا درست؟»، مقدمتاً فاصله گرفت و به این بررسی پرداخت که با بررسی شرایط عینی و تاریخی مشحص‌، باید به این سئوال پاسخ داد که اساساً چرا این جنبش اجتماعی شکل گرفت؟

اما سؤال این است که، چه عواملی به گفته مارکس باعث می شود (انسان) از قدرت ذاتی خویش فاصله بگیرد و فردیتش را از دست بدهد و تبدیل به پول شود. به نظر می رسد، در اینجا برپایه ی نظریه ی مارکس، پول به خودی خود علت نیست، بلکه معلولی است که در چرخه ی اقتصاد سرمایه داری خود تبدیل به علت می شود.

هیچ یک ازتشکل های نئو لیبرال قادر به ارائه پاسخی به مشکلات مادی سوزاننده مردم نیستند، تنها چپ است که می تواند به فراتراز سرمایه داری نئولیبرال برود که بتواند راه خروجی از بحران ارائه نماید، اگر چه این راه خروج می تواند در نهایت ما را به ورای سرمایه داری بکشاند. این نه تنها در هند بلکه در بقیه جهان نیز حقیقت دارد.

جوامع امروزین با عطف به تجربه های گذشته و دستاوردهای بشر و امکانات ارتباطی و تولدیک جامعه پیچیده مجازی مکمل جامعه واقعی و در پیوندمتقابل و تنگاتنگ با آن، واردفازجدیدی از بلوغ شده است؛ بطوری که امروز دیگر کارگران و زحمتکشان و بخش های دیگر جامعه حاضر نیستند مثل گذشته حق بازنمائی و زمام امور و نمایندگی خود را به این آسانی ها بدست نخبگان بسپارند.