شنبه ۰۶ آذر ۱۴۰۰ - ۲۷ نوامبر ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

کسانی می گویند که یکبار دنبال همه با هم رفتند و دیگر نمی خواهند دنبال چنین چیزی باشند، در حالی که همه با هم در ذات خود بد نیست، مهم این است که گرد چه چیزی همه با هم می شوند، مگر آنجا که سیل می آید یا زلزله همه با هم به کمک هم نمی رویم؟ مگر ما همه با هم از حقوق انسانی خود دفاع نمی کنیم.

گفتگوی تلویزیون کلمه با مهرداد درویش پور و حسن شریعتمداری درباره رابطه خیزش های اجتماعی، مسئله گذار و رویکرد اپوزیسیون است.

در واقعیت تاریخی منطقه و بویژه در چند دهه گذشته روابط امریکا در بازی با دولت ها و گروه های بنیادگرا، از طالبان و داعش و بکوحرام و ... غیر از راه اندازی جنگ‌های نیابتی و ناپایدار کردن و پاشیدن دولت های ملی، تصویر دیگری به نظر نمی رساند، و این تنها بخشی از برنامه و اراده و منافع استراتژیک نئولیبرالها از بهار عربی تا امروز را نشان می‌دهد، چنان سیاستی مبتنی بر حل بحران حباب‌های پولی مالی با حفظ مناطق نفوذ دلار، در عین انکه گربه باید موش بگیرد و سیاه و سفیدش فرقی نمی کند ادامه داشته است و واضح چنین سیاستی «بگذار خودشان با خودشان بجنگند» در سخنان بعضی از سیاست گزاران به روشنی شنیده می شود.

واضح و مبرهن است که جامعه افغانستان در کلیت خویش از جامعه سنتی، طایفه ای، قبیله ای و مذهبی بلوچستان چند قدم جلوتر است. اگر فرقه تمامیت خواه، ارتجاعی، متعصب و جزم گرای طالبان با کمک پاکستان توانست به این راحتی بر کل جامعه افغانستان غلبه و سیطره پیدا کند و تمجید و تحسین علمای بلوچستان از جمله مولوی عبدالحمید (امام جمعه زاهدان) را برانگیزد، در فردای صبح آزادی و حتی اگر در استان انتخابات آزاد برگزار شود، در مورد سرنوشت بلوچستان باید جداً نگران بود. زیرا بسیاری از علمای بلوچستان که غایت آرزوی آنها حکومت طالبانی است، فارغ التحصیل همان مدارس دیوبندی جهادی از پاکستان هستند و معتقدند با آمدن حکومتی مثل طالبان باران نور و رحمت می بارد و امنیت بی نظیر برقرار می شود.

واقعیت این است که هم راست جهانی به رهبری امریکا و هم چپ جهانی به رهبری شوروی موضوع گرایشات انقلابی و مقوله حکومت اسلامی آقای خمینی را جدی نگرفتند و هر کدام به زعم خود خواستند از آن استفاده ابزاری و سیاسی ببرند و آن را موقت می پنداشتند؛ غافل از این که اتفاق عجیب و منحصر به فردی در ايران در حال به وقوع پیوستن بود و آن این كه در عصرجدید بعد از قرون وسطی، اولین حکومت پوپولیستی مذهبي جهان در حال تولد بود!

حاصل مجموع کوشش ها اثبات این قاعده شد: هرگاه بر سر حق بایستی و عرصه را بر قدرتمداران تنگ کنی، پیروزی تو مسلم است. اگر فرهنگ مردم، فرهنگ ﺁزادی باشد، در جا پیروز می شوی و گرنه دیرتر پیروز می شوی. به سخن دیگر، اگر جنگ میان بیانهای قدرت نبود و همان اجماع بر سر بیان ﺁزادی، در دوران بعد از سقوط رژیم شاه برجا می ماند، جمهوریت مردم برای نخستین بار در تاریخ ایران، اساس سازماندهی نظام اجتماعی و دولت می گشت.

مضحکه اینکه اژه ای منصوب خامنه ای گفته "آقای محسنی اژه‌ای از دادستان کل کشور خواسته "بدون فوت وقت پیرامون موضوع مذکور و رفتار مامورین با زندانی و یا زندانی با زندانی با سرعت و دقت تحقیق کند." او چنان با موضوع تماس می گیرد که اگر کسی اطلاع نداشته باشد، فکر می کند اژه ای، تازه وارد دستگاه قضائیه شده و از آنچه که در زندانهای جمهوری اسلامی می گذرد، خبری ندارد. اژه ای با سیستم زندانهای جمهوری اسلامی کاملا آشنایی داشته و دارد. یک پای اژه ای همیشه در اوین، این زندان مخوف جمهوری اسلامی است. آخه مردک، مگر نیروهای غیبی این همه دوربین را در زندان های شما کار گذاشته و شما از آنچه که در زندانهای تان روی می دهد دسترسی ندارید؟ این دوربین ها از سوی مسئولان تحت ریاست شما و برای کنترل 24 ساعته زندانیان اسیردرچنگال اهریمنی شما، کار گذاشته شده است.

برآمد واحد چپ ایران، به موازات خیزش های جنبش کارگری، نقشی حیاتی در تثبیت نیروهای جبهه گذار سوسیالیستی، بعنوان هسته مرکزی و مرکز ثقل جنبش آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم ایران است. امروز، به هزاران دلیل متفاوت می توان گفت که شرایط برای اتحاد نیروها، سازمان ها و احزاب چپ در ایران، و تشکیل سازمان یا حزب واحد فراهم است. آنچه را که می توان بطور واقعبینانه در مورد آن صحبت کرد، در درجه اول ضرورت برآمد واحد نیروهای سوسیالیستی در صحنه سیاسی کشور برای موفقیت آنها در برگشت ناپذیر کردن گذار سوسیالیستی از جمهوری اسلامی ایران است.

در حقیقت، چه پیش و خواه بعد از اسلام و نیز در انقلاب مشروطیت، هیچ مقام اول دینی به جمهور مردم، تصریح نکرده است. تصریح خمینی در نوفل لوشاتو، بر جمهور مردم ، انقلاب دینی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است که هرگاه او بر عهدش وفا می کرد، عامل همین انقلاب در دنیای اسلام و تمامت جهان می گشت. اما به تدریج که ستون پایه های قدرت ساخته می شوند، بیان او نیز از ولایت با جمهور مردم است تا ولایت مطلقه فقیه و از ولایت فقیه اجرای قانون اسلام است تا ولایت فقیه مقدم و حاکم بر احکام دین است و تشکیل مجمع تشخیص مصلحت، تغییر می کرد. چنین خائن به آرمان های مردم گشت. در حقیقت، هر قدرتی نیاز به انحصار قانون گذاری دارد : مصدر قانون منم!

وقتی بخش تحلیل طبقاتی را از پارامترهای تحلیلی حذف میکنیم، آلترناتیو "دموکراسی" را که هر کسی تفسیر متفاوت و جداگانه خویش را از آن دارد، بعنوان استراتژی گذار از جمهوری اسلامی ایران تعیین میکنیم، با توجه به بحث های قبلی، نیروهایی را که ما آنها را در گروه بندی "غیر دموکراتیک" قرار میدهیم، از جمله در عرصه جهانی حکومت های کوبا، ونزئولا، چین، روسیه، و امثال اینها از گروه دوستان خویش حذف کرده، تمامی قدرتمداری های نئولیبرال به اصطلاح دموکراتیک را که خود را سیمای دموکراسی جهانی معرفی میکنند، و هر روز بخاطر الکسی ناوالنی ها و خوان گوایدوها، در حالیکه "جورج فلوید ها" را در خیابان ها و "جولیان اسانژ ها" را در زندان ها خفه کش میکنند، پیراهن ها خویش را سینه چاک میکنند، در گروه بندی " همه با هم جهانی" خویش قرار میدهند.