چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ - ۱ دسامبر ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

ارسطو نظریه پرداز" منطق فرمال یا ظاهری" است و نه منطق محتوا؛ که تا پایان قرن 19 میلادی در اروپا معتبر بود. ماهیت هر پدیده ای در اجزاء درون آن قرار دارد و نه در بیرون از آن. به این دلیل وی توجه خاصی به تجربه و آزمایش داشت.

بیائیم باردیگر تجارب تلخ تاریخی " همه با هم " را تکرار کنیم، 40 سال پیش همه با هم بودن در برابر سلطنت پهلوی زمینه ساز جمهوری اسلامی شد؛ اما سهم نیروهای شرکت کننده در انقلاب چه شد؟ با این تجربه تلخ، حالا چرا دوباره باید بیاییم، با دیگران متحد شویم تا نظام سیاسی جمهوری اسلامی را برکنار کنیم که چه بشود؟

اکنون با پیروزی نسبی بشار اسد در جنگ داخلی، و فشارهای چند جانبه برای خروج نیروهای نظامی ایران از سوریه، یعنی آزاد شدن بخشی از واحدهای نظامی حزب الله  و لشگر فاطمیون در جنگ داخلی سوریه، آیا وظیفه دیگری به حزب الله در منطقه واگذار می گردد؟

اگر تأملی بر آثار ادبی و تراوشات فكری و هنری پس از كودتا داشته باشیم كه پیام عمده آن تبلیغ پوچی و بیهودگی جهان است، علت واقعی كسالت بار بودنشان را درك می كنیم و پی بعلت انحطاطشان می بریم. و در می یابیم كه ناتوانی و كوردلی این عاجزان از دیدن واقعیات پویا و زنده جامعه چسان اذهان را گیج و پریشان می نمود

اینجا ما فقط از یکسری آمار اقتصادی و اجتماعی صحبت میکنیم. این آمار نه تنها در مقیاس اقتصادی آمار دیگری مانند، نرخ رشد دستمزدها، تراز واردات و صادرات و آمار مشابه را در بطن خود ندارد، بلکه صحبتی از شاخصه ها و نوسانات بازارهای سهام، اوراق قرضه های دولتی و غیر دولتی، نوسانات بازارهای کالایی از قبیل نفت، طلا و کالاهای معدنی و غیره نیز صحبتی به زبان نمی آورد

خانم رایا- دونایفسکا، تئوری و مفهوم "نفی مطلق" هگل را وارد مبارزات زنان، کارگران، سیاهان، جوانان، اقلیت ها، خلقها و جنبش های رهایی بخش نمود. او تحول و تغیر مارکس را از مرحله فیلسوف به مرحله اقتصاددان سیاسی میدانست و میگفت نوع نخبه اشرافی "حزب آوانگارد" لنین سرانجام به تشکیل دولت "تک حزبی توتالیتر" رسید.

در شرایطی که تشکیل حزب چپ ایران (فدائیان خلق) و پا به عرصه سیاست گذاشتن وحدت نوینی از فدائیان خلق در حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، انتظارات نوینی را در عرصه چالش‌های سیاسی دموکراتیک ایجاد کرده است، عرصه سیاسی کشور تشنه نمایندگانی است که پرچم‌داران راستین ارزش‌های انسانی، آزادی، عدالت، حقوق بشر، هارمونی، ترقی و مودت انسانی می‌باشند.

سرمایه‌داری پیشرفته و افسارگسیخته‌ی امروزی که خود را در شکل نولیبرالیسم همراه با سلطه‌ی جهانی انحصاریِ سرمایه‌ی مالی و با بحران‌های ساختاری و ادواری‌اش عرضه، و انسان و انسانیتی بیگانه، منفرد و منزوی خلق کرده، همان ویژگی‌هایی را یافته که مارکس پیش‌بینی کرده بود.

در نیمه دوم قرن بیست، پروفسورهای دانشگاهی خود را با "بحث هستی و زمان "هایدگر، و متون کلاسیک فلسفی سرگرم‌کننده،مشغول کرده بودند و بجای انتقاد از "روابط اجتماعی" دنبال کشف "حقایق ابدی" می‌رفتند، و راست‌گرایان می‌گفتند جنبش اعتراضی جوانان چپ را باید با اندیشه‌های سورئالیستی واکسینه نمود

برای تزریق چنین دروغ‌های ساختگی، آن‌ها نه‌تنها به شخصیت‌هایی بدون وجدان اخلاقی احتیاج دارند تا آماده باشند با تمام وجود در سرنای چنین دروغ‌ها پروپاگانداهای تبلیغاتی ساختگی بدمند، بلکه گاها با چنان لحن شدید و آلوده‌ای چنین اتهاماتی را وارد کنند که هم افکار فاشیستی را در جامعه ترویج نمایند، هم کسانی را که چنین گرایش‌هایی دارند را به سمت خویش بکشانند