دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

دیدگاه‎ها

طرف اصلی اپوزیسیون آزادی‌خواه و دموکرات ایران، ارتجاع مذهبی حاکم بر ایران است و نه دولت‌های دیگر. این رویکرد باید بازتاب خود در هر قدم و ازجمله در برخورد با سپاه پاسداران نظام خود رانشان دهد.

پدید آمدن جریانات بنیادگرای اسلامی با کارنامه انسان ستیز و شقاوت‌بار داعش، القاعده ،طالبان، حشد الشعبی و بوکوحرام و رهبران قسی‌القلبی مانند بن‌لادن، الظواهری ، ملاعمر و ابوبکر بغدادی هرچند ریشه در باورها و آموزه‌های اسلام دارد اما عوامل دیگری نیز این‌گونه جریانات را بر مردم کشورهای اسلامی تحمیل کرده است.

دموکراسی، حکومت میتنی بر قانون، تضمین قانونی اجرائی آزادیهای فردی و اجتماعی، تفکیک قوا در مدیرت اجتماعی، شفافیت و مدیریت های نظارتی چند جانبه ، شکل گیری روزافزون نهادهای مدنی مردمی در ابعاد متفاوت از جمله پتانسیل هایی میباشند که میتوانند این دوران گذار با بصورتهای مدنی تری فراهم نمایند.

عمران خان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با حسن روحانی, به مصداق شعر معروف سعدی که می‌گوید:

"حکایت بر مزاج مستمع گوی         اگر خواهی که دارد با تو میلی

هر آن عاقل که با مجنون نشیند      نگوید جز حدیث روی لیلی."

اگر ما فقط و تنها خود را جمهوریخواهان سکولار دموکرات آزادیخواه مینامیم، اگر ما معتقدیم که در دنیای امروز، این مقوله ها نسبی هستند، خودمان را فریب ندهیم؛ ما فقط خواهان آن هستیم که ولایت فقیه و نام اسلامیت از قانون اساسی کشور حذف شود، نه چیزی اضافه بر آن.

 

 

 

 

پوشش "انسان دوستانه" این اقدام با توجیه کمک رسانی به مناطق سیل زده کشور و مصیبت دیدگان، ظاهر سازی محض برای پیشبرد مقاصد خاص قلدرانه "سپاه قدس" است. این، جز یک عمل سیاسی چند منظوره با انگیزه های نظامی گرایانه و سرکوبگرایانه نیست.

راهکار چپ رادیکال تنها در شرایطی قادر به پیش برد سیاستهای خویش خواهد بود که بتواند بخش عظیم نیروهای بالنده اجتماعی را با شفافیت تمام از راهکارهای آلترناتیو خویش آگاه نموده و از این طریق به یکی از سنگین ترین وزنه های اجتماعی سیاسی در کشور فرا روید.

توهم اصلاح، تغییر و کنار گذاشتن چنین سیستم‌هایی با شرکت در انتخابات خواب‌وخیالی بیش نیست. این را ما ایرانی‌ها با تمام وجود، با گوشت و پوستمان تجربه کرده‌ایم. اصلاح‌طلبان دولتی و غیردولتی، بارها تلاش کردند تا بین بد و بدتر دست به انتخاب زده تا جمهوری اسلامی را اصلاح کنند. این راهکار نتیجه‌ای جز تداوم رژیم نداشته است.

این اقدام زمینه را برای تجارت‌های هنگفت قدرت‌مداران سیاسی در بازار سیاه باقیمت‌های چندین برابر فراهم می‌کند. این اقدام زمینه را برای صف‌آرائی بیشتر امنیتی در منطقه میان اردوگاه آمریکا، اسرائیل و عربستان ازیک‌طرف و جمهوری اسلامی ایران از طرف دیگر فراهم می‌نماید.

سؤال اینجاست چطور شد اکثریت درون ملت‌ها بدون رهبری مشخص، اما با خیزش مردمی مستمر, موفق شدند دیکتاتورها را به زیر بکشند، اما به ما این‌گونه القاء می‌کنند که بدون ایجاد "رهبری" امکان سرنگونی جمهوری اسلامی وجود ندارد؟