شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

حال از دید ساده ریاضی بنگریم. کم یا بیش از ۲۰۰ شهرستان از زیر سلطه کابل خارج شده اند. در آن مناطق نه قوای حفظ نظم عامه، نه نهاد های خدماتی و نه هم قوای مسلح وجود ندارند. تمام تشکیلات نظامی از هم پاشیده و اسلحه آنها یا به دست باند ها و دلال های قاچاق اسلحه و مواد مخدره افتاده است و یا هم به دست طالبان. مگر ممکن است در شش ماه آینده با این سیستم فاسد، این قوای مسلح ناکارآ ـ به استثنای کماندو های و گروه های ویژه صفر دار ـ بر آنهمه اراضی بزرگ افغانستان مسلط شد و طالبان را از آنجا ها به دور راند؟ ـ این ادعا ها قریبی بیش نیستند.

در کل به سه نوع توازن منافع در عرصه جهانی، منطقه یی و داخلی نیاز است. بدون رسیدن به این سه نوع تعادل، کشور شتابان به سوی تباهی، بربادی و ویرانی خواهد شتافت و به لبه پرتگاه نابودی خواهد لغزید. خطر تبدیل شدن افغانستان به یک سیاهچاله سهمگین ژئوپلتیکی بسیار بالا است. سیاهچاله یی که همه چیز را در پیرامون خود خواهد فرو برد.

به راستی «صلح» چگونه به دست می‌آید؟ بر سر چه موضوعاتی باید توافق صورت بگیرد تا نتیجه آن قطع جنگ و صلح پایدار باشد؟ توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؟ توافق در جهت کنار رفتن رئیس‌جمهور غنی و ایجاد دولت توافقی جدید؛ آنگونه که طالبان گفته‌اند؟ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؟ یا توافق بر سر موضوعات و اصول اساسی‌تر دیگری که این‌همه، فرعی بر آن‌ اصول اساسی تلقی می گردد؟

درکوبا گروه هایی هستند که از دولت متنفرند، از سیستم متنفرند، وتنها می‌خواهند بتوانند به شیوه ای که مردم درکشورهای سرمایه داری زندگی می‌کنند زندگی کنند. گروه دیگری از مردم وجود دارد که به دلایل و باورهای مختلف درواقع با شیوه ای که این قدرمتمرکز شده است مشکل دارند. و بعد درواقع گروه بزرگی ار مردم هستند که واقعا احساس می‌کنند که دیگر نمی‌توانند تحمل کنند. آری، آن‌ها دوز اول، دوم، وبرخی حتی دوزسوم واکسن را دریافت کرده بودند، اماچنین به نظر می‌رسید که چیزی درحال تغییر نیست، و قطعا به زودی تغییر نخواهد کرد.

سالهای سال است که آمریکا، توسط ژاندارم منطقه ای خودش در این منطقه، یعنی دولت استرالیا در تلاش است تا یک ائتلاف امنیتی نظامی قدرتمندی در این منطقه ایجاد نماید. در این زمینه آنها موفق شده اند تا یک ائتلاف امنیتی مابین استرالیا، آمریکا، کره جنوبی و ژاپن در این منطقه ایجاد نمایند. تلاش آنها در پیوستن کشورهای دیگری از قبیل هنوستان، فیلیپین و تایلند چندان موفق نبوده است. با وجود این، آنها با سماجت تمام استراتژی امنیتی گسترش این ائتلاف را ادامه میدهند. در این زمینه آنها اهمیت ویژه ای روی هندوستان قائل بوده و با بهره بردای از اختلافات مرزی آنها با چین، تلاش مینمایند تا از طریق تحریکات ناسیونالیستی، هندوستان را به سمت خویش بکشانند.

 

آیا اعتراض‌های خوزستان به سوی سراسری شدن می‌رود؟

زمینه‌های این جنبش و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن با دی ۹۶ و آبان ۹۸

جنبش‌های اجتماعی در ایران و رابطه آن با اپوزیسیون

تبعیض اتنیکی و نقش آن در اعتراض‌های خوزستان

اگر پیش از این نمی‌دانستند قدرت چیست، امروز می‌دانند که قدرت رابطه میان سلطه‌گر با زیر سلطه است. آنچه در این رابطه بکار می‌رود، ترکیبی از زور و مال و علم و فن و این و آن ماده و این و آن نیروی محرکه است. بنابراین، پیش از برقرار شدن رابطه قوا، قدرت وجود ندارد و با قطع رابطه نیز از میان بر می‌خیزد. پس، وجودی مستقل از رابطه دو ضد در رابطه قوا با یکدیگر، ندارد تا تقدیر و یا ... آن را به کس یا کسانی (نخبه‌ها) بدهد. چون ویران‌گر حیات، بنابراین، ضد حق است، نه ملک و نه حکم خداوند است.

این شرایط سخت و اسفبار معیشتی برای کارگران هستیم. شوراهای اسلامی کار به دلیل عدم استقلال و ساختار فرمایشی آن نمی‌تواند مدافع کارگران باشد و به دلیل همین ساختار، همیشه سد راه رسیدن کارگران به سندیکاهای مستقل کارگری بوده‌اند. کارگران و رانندگان شرکت واحد تجربیات عینی بسیاری از موانع ایجاد شده توسط شوراهای اسلامی کار "ضد کارگری" در جهت احیا و بازگشایی مجدد سندیکای شرکت واحد را دارند، که مستندات سنگ اندازی و مانع تراشی عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در همدستی با کارفرما در سایت و تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد در دسترس عموم قرار دارد.

در شرایطی که وسیع ترین و عمیق ترین اعتصابات کارگری بیش از چهل سال گذشته سرتاسر ایران را فرا گرفته است، نه تنها احزاب چپ با هماهنگی لازم به این موضوع برخورد نمی نمایند، بعضی از آنها طلاق از کارگران را با افتخار به اینکه دیگر حزب طبقه کارگر نیستند جشن میگیرند، به همان نسبت آنها به بیماری بی عملی مطلق مبتلا شده و بار خیلی سنگین چگونگی برخورد با این امر را تنها بر دوش های یکی دو نفر منتقل نموده اند. این بینش سندیکالیستی، تنها نقشی را که برای طبقه کارگر ایران قائل هستند، نقشی سندیکالیستی است و بس.

ین که این سیاست در دوران مذاکرات برای دستیابی به توافق برای برجام تا چه حد عقلانی است، بحث پیچیده ای است هم من و هم جناب نوربخش در نقد نظرات آقای خزئلی تاکید کردیم عقلانیت جمهوری اسلامی الزاما با محاسبات عقلانی ما از یک منطق پیروی نمی کند. گرچه این اقدامات می تواند توافق در مذاکرات برجام را دشوار سازد، در عین حال می تواند به ابزاری برای قدرت نمایی و امتیازگیری های بیشتر دو سویه در مذاکرات منجر شود.