دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۲ اوت ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

رابطه اصلاح طلبان با ولی فقیه، در کل جاده‌ای یکطرفه را می‌ماند که در آن اولی به دنبال جلب محبت "رهبر"، نزدیکی به وی و دستکم ابراز التزام به اراده ولایی اوست؛ دومی اما، نه فقط سیاست ممانعت از ورود اصلاح طلبان به دایره قدرت، که رفتار مبتنی بر دفع هر ندای اصلاح طلبی از ساختار را دارد. این اما مانع از آن نشده که آنان بر تعلق خود به نظام پای بفشرند. ‌استمرار طلبی اصلاح طلبان ریشه‌‌ در پیوند آنها با امکانات مادی در نظام دارد و دلبستگی‌هایشان به اسلام سالاری.

جنبش اعتراضی که زیر پوست جامعه جریان دارد و خواهی نخواهی باز سر بلند خواهد کرد. چنانچه هواداران یک انقلاب توده‌ای صف خود را از اصلاح‌طلبان و تحول‌خواهان متمایز کنند، بدیهی‌ست طبقه‌ی کارگر و دیگر فرودستان بهتر خواهند توانست همدلی طبقات متوسط را جلب کنند و یا دست‌‌کم از بی‌طرفی مثبت آنان در راه پیکار دموکراتیک و خواسته‌های بنیادین جامعه بهره مند شوند.

روی آوردن چین به سوی صحنه ای پر مخاطره، مسلما کمتر از تحول در سیاست خارجی ایران نیست. شعار راهبردی ایران – در 40 سال گذشته - " نه شرقی نه غربی" بوده است. این تفاهم نامه نشانه اولیه ای از کنار گذاشتن این شعار است. حالا : کمی چینی جانشین شده است و به احتمال زیاد رهبری ایران می خواهند "کمی اروپائی" را هم اضافه کنند.

به نظر میرسد انتخابات 1400 برای اکثریت مردم ناراضی فرصتی فراهم نمی کند که رئیس جمهور مورد اعتماد خود را انتخاب کنند. اما می تواند شرایطی فراهم سازد که وسیع ترین طیف اصلاح طلبان ایران، اعم از سکولار یا اسلام گرا، از تشکل های هویت گرا فراتر رفته و، بر پایه برنامه و خط مشی مطالباتی، در یک تشکل فراگیر و قانونگرا متحد شوند. اصلاح طلبان امکان و اهمیت این تحول را دست کم نگیرند و تاثیر آن بر سرنوشت کشور را بس فراتر از مشارکت انضمامی در یک دولت غیر اصلاح طلب تلقی کنند.

گزارش های دیگری هم در ماه های اخیر از سازو کار پرداخت غیر دلاری بین چین و ایران گفتگو می کنند. این را که امریکا یک چنین توهینی را چگونه می تواند هضم کند باید دید. چین برای مقابله با امریکا – حداقل اکنون- تلاش نمی‌کند. برای ایران هم، صادرات نفت و گاز، یک دارایی راهبردی، با پرداخت به ارزهای کشوری مستلزم یک جهش اعتقادی است. در سال‌های اخیر، چین از عربستان سعودی هم خواستار خروج از مدار دلار برای تجارت نفت بوده است.

برپایه‌ی نظریه‌ی تاریخیت آلن تورن جامعه‌شناس فرانسوی می‌بایست درباره‌ی ماهیت جنبش‌های اجتماعی، بیش از بررسی زمینه‌های ظهور جنبش‌های اجتماعی به درک هدف‌هایی که این جنبش‌ها دنبال می‌کنند توجه کرد. از این منظر ریشه‌ی انقلاب ایران را می‌توان در قیام سال 42 جستجو کرد که با توجه به دیدگاه‌های آیت‌الله خمینی از همان آغاز انقلابی دينی، تجددستيز، پدرسالار، غرب ستیز و گذشته‌گرا بود که در رويارويی با مدرنيزاسیون آمرانه‌ی پهلوی به‌راه افتاد.

در واقع فاکتور" X" درباره امنیت و همکاری نظامی تحت پیمان چین – ایران است. دوگانگی دو طرف در مورد موضوع اهمیی ندارد، اگر تنش های بین امریکا- ایران عمیق تر شود، تهران با توجه به مزیت دو جانبه ، دادن اجازه دسترسی گهگاهی چین ( و روسیه) به پایگاه های آن در خلیج فارس برای خنثی کردن حضور امریکا را آغاز خواهد کرد. بی تردید، ایران برای انتقال فن آوری نظامی پیشرفته از چین (و روسیه)، زمانی که تحریم امریکا روی چنین معاملاتی در چهارچوب برجام پایان یابد تلاش خواهد کرد.

هدف اعلام نشده تشویق کشورهای منطقه به حرکت به سوی سیاست های خارجی مستقل، کنار گذاشتن یوق غربی، به ویژه سرکردگی امریکا است. اما شیوه انجام این کار از سوی چین به شدت متفاوت از راهکارهای قهری و اغلب خشنی است که قدرت های غربی به طور سنتی در منطقه اتخاذ می کنند.

بنابر این می بینید که راهی که قدرت در چین شکل گرفته، با تجربه ما در تاریخ غرب بسیار متفاوت است. در نتیجه چینی ها دیدگاه بسیار متفاوتی درباره دولت دارند. در حالی که ما تمایل داریم آن را به عنوان متجاوز ببینیم؛ و فکر می کنیم که دولت چین یک سازمانی است که قدرتش باید محدود و مشخص شود. چینی ها اصلاً این طور به دولت نگاه نمی کنند. نگاه مردم چین به دولت بعنوان یک محرم است ( در واقع نه فقط محرم بلکه بعنوان یک عضو خانواده که در حقیقت رییس خانواده بزرگ خاندان است).

 باز کردن درهای ایران بر روی سرمایه داران چینی، می تواند موجب وابستگی گسترده و عمیق ساختار اقتصادی کشور به سرمایه داری چین گردد. این امر می تواند به نفوذ، کنترل و هدایت سیاسی امنیتی، کشور توسط قدرتمداری های حاکمه در چین منجر گردد. همچنین این امر می تواند هر چه بیشتر به سرازیر شدن ارزش های افزوده مؤسسات اقتصادی ایرانی به چین منجر بشود، که بطور طبیعی به نفع مردم ایران ناست. چین، یک دوست تازه به میدان وارد شده است. با دوستان تازه، نه تنها باید با احتیاط عمل نمود، بلکه با توافق های به عمل آمده مرحله به مرحله به پیش رفت، بلکه باید در این مسیر از ندانسته ها و نشناخته ها احتیاط نمود.