شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

چنین شد که حماسه نه به جمهوری اسلامی، نه به انتخابات فرمایشی سال هزار وچهارصد شکل گرفت وحوزه های رای گیری را به حوزه نمایش اراده مردم در ندادن رأی و نه به جمهوری اسلامی بدل کرد. حوزه های خالی، اعتراض چشمگیر در عرصه دنیای مجازی، در افکار عمومی، حضور آگاهانه جوانان در صحنه مجادلات سیاسی در رسانه ها، کلاب هاووس بازگشت به غرور ملی که در این چهل سال پیوسته تحقیر شده بود مشخصه امروز انتخابات بود! همراه با ورشکستگی حکومت اسلامی که دیگر اعتبار و وجاهتی درقلب مردمان این سرزمین ندارد.

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای "جمهوری اسلامی " پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را "سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد" بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود.

"نه" به انتخابات را باید پس از 42 سال یک پیروزی برای مردم دانست و تمرینی برای دمکراسی فردا!. باید اقرار کرد که پس از 42 سال اتحادی ذهنی میان همه اقوام ایرانی از بلوجستان تا .... بوجود امده، برخی از این اتحاد هراسانند. این در جای خود یک پیروزی است. باید اقرار کرد که ترسها ریخته، به هماند اندازه رژیم هراسان شده است، سیاست سوریه شدن، نگذاریم جلاد رئیس جمهور شود ... رنگ باخته، خود دستگاه سوریه و جلاد در نزد مردم گشته است، این یک پیروزی است. باید اقرار کرد، که رژیم فهمیده است که مشروعیت ندارد، منبعد دچار اشتباهاتی فاحش خواهد شد، و این یک پیروزی است.

او همه تاکیدات را در این سخنرانی بر این گذاشت که مسئله این "انتخابات" معیشت مردم است و دولت آینده هم باید این معضل را پاسخ دهد، تا بدینترتیب عامل اصلی فلاکت مردم ناگفته بماند. تا این حقیقت پرده‌پوشی شود که این نه فقط فلان یا بهمان سیاست اقتصادی بلکه موجودیت نظام سیاسی و ساختاری است به نام جمهوری اسلامی که ولایت اس و اساس آن را تشکیل می‌دهد. گرچه او هراس خود از عدم شرکت طبقات و اقشار زحمتکش در "انتخابات" را نشان داد ولی لب از لب نگشود تا گفته نیاید که همانا به دستور خود وی بود که توده زحمت طی فاصله دو "انتخابات" جمهوری اسلامی در جریان دو خیزش دی ٩۶ و آبان ٩٨ به خاک و خون کشیده شدند.

 تبعات رد صلاحیت فله ای درمیان اصول گرایان در دراز مدت بروز خواهد کرد. چرا که کینه و نفاقی که خامنه ای با رد صلاحیت ها درمیان اطرافیان خود کاشته ست رویای جانشینی پسرش را مبدل به کابوس خواهد کرد. پس از مرگ خامنه ای، رقابت و دشمنی در میان اربابان قدرت، از فرماندهان سپاه بگیرید تا صاحبان مناصب دینی و دولتی که هر یک به منابع مالی عظیمی دست یافته اند نیازی به حدس و گمان ندارد. در جو فاسدی که بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور حاکم است ایجاد تفرقه در میان اطرافیان، هریک از آنها را بسوی دیگر اربابان خواهد راند و همبستگی درمیان آنها را برای حمایت از پسر خامنه ای، غیر ممکن خواهد ساخت.

حال در آستاته آخرین روز های مانده به انتخابات، بی تفاوتی وسیع مردم به آن چه که به عنوان جعبه رأی بر پاگردیده، بی تفاوتی به مناظره‌های تلویزبونی، به وعده وعیدهای کاندیداها، فضای سرد و خالی از نشاط، سکوت وهم برانگیز جامعه قطع امید کرده از حاکمیتی که هیچ مسئولیتی در مقابل مردم احساس نمی کند، و جوابش به اعتراض مردم سرکوب های وحشیانه، شکنجه، زندان، و اعدام است و بس . تمامی این ها دست در دست هم داده، روی گردانی هر چه بیشتر مردم، بخصوص نسل جوان را از حکومت اسلامی بیشتر و بیشتر کرده است.

در هیچ یک از دوره های انتخاباتی پیش از این، امکان تبدیل گفتمان تحریم انتخابات به یک گفتمان و یا تصمیم کلان ِ ملّی وجود نداشت. از این رو گریزی از این حقیقت نبود که حاکمیت سیاسی را تنها با ایستادن بر روی نقاط مرزی آن (درون و بیرون حاکمیت) میتوان بحرانی کرد (مثل انتخابات ٨٨ که از دلش یک جنبش فراگیر رقم خورد که مازادش به شکل یک جنبش در خیابانها سر ریز کرد) بنابر این در آن روزها نمیشد از بیرون مطلق ضربه زد.

تحریم انتخابات با "شرکت نکردن در رای گیری" تفاوت دارد. تحریم انتخابات یعنی تحریم رژیم؛ یعنی تحریم رژیم در همه جا وهمه زمینه ها؛ یعنی اقدام همگانی برای منزوی کردن رژیم، یعنی آغاز رسمی روندی که در طی آن رژیم روز بروز به کنجی رانده می شود و دربرابرش توده های مردم انبوه و انبوهتر صف آرایی می کنند. بدیهی است، تحریم انتخابات همچون بخشی از روند تحریم همه جانبه و دامنگستر رژیم، عملی درراه برای سرنگونی است. هنگام جنگ، طرفی که نیرو و امکانات بیشتر فراهم می کند بخت پیروزی اش بیشتر است.

با وجود رعب گسترده و جو شدید امنیتی و حضور گسترده سپاه و بسیج بخش وسیعی از مردم بلوچ از منظر روانشناختی احساس می کنند اسیر یا به عبارتی"گروگان یا زندانی" نظام هستند. عارضه یا سندرُم استکهلم پدیده ایست روانی یا نوعی مکانیزم دفاعی در ضمیر ناخودآگاه افراد که در آن گروگان یا زندانی اسیر و درمانده و نومید و ناتوان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان‌گیر پیدا می کند و از روی ٤٢ سال تجربه ناکامی و استیصال به این امید واهی دل بسته اند که بقول حافظ "درد از اوست و درمان نیز هم".

ازجمله وعده هائی که این هفت شیاد در دو مناظره اخیر اعلام کردند: رسیدگی به وضعیت کولبران و سوختبران بود. درحالیکه سال‌هاست پرونده کولبران در مجلس همچنان راکد مانده است وهیچکدام از این ریاکاران اقدامی درجهت تصویب وحتی مطرح کردن آن انجام نداده اند. بیشتر کاندیداها دراین مناظرات در وهله اول به شرایط و رنج کولبران و سوختبران اعتراف می‌کنند، سپس نوید برنامه ریزی برای بهبود شرایط آنان‌ را مطرح می‌کنند.