چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ - ۸ ژوئیه ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

اما متأسفانه وضعیت کنونی در ایران نشان میدهد که برعکس، روند سیاسی و اجتماعی به قهقرا رفت و نظامی با مشخصات سرمایه داری عقب افتاده، تحت سلطه رژیمی سرکوبگر و فاسد بر روی کار است. سؤال عمده در مقابل کنشگران دمکرات و بویژه جریانات چپ و حامیان آنها در جنبشهای اجتماعی این است که هم اکنون چه باید کرد؟

سرمایه و قدرت در این نظام ها میتواند رای های صندوق های انتخاباتی را خریداری کرده و به نام "دموکراسی" قدرت های اقتصادی، سیاسی ، امنیتی، حقوقی و غیره را همچنان در دست کلان سرمایه داران نگه دارد. در این کشورها آنچه که به نام "دموکراسی" نامیده میشود، اعمال اراده و قدرت یک اقلیت کوچک بر اکثریت جامعه است.

در حقیقت این دوروئی و دوچهره گی رسوا و چندش آوربدون حدومرز، تماماً بیانگرسیمای بدون ماسک نظامی است که دروغ و فساد و دوروئی از سرتا پایش و از تمامی خلل و فرجش سرریز می شود و طبل رسوائی اش در چهارگوشه عالم نواخته می شود. وقتی سخن به این جا می رسد معلوم می شود که فی الواقع حکومت اسلامی حتی یک رژیم نمایشی هم نیست.

به باور ما، فداییان خلق میتوانند محور اتحاد و همگرایی احزاب و سازمانهای چپ کشورمان باشند. هرچند جریانات مختلف فدایی به تنهایی فاقد چنین پتانسیلی هستند، ولی جنبش فدایی در کلیت خویش ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به محوریت اتحاد چپ کشورمان را دارد.

 

احزاب و گروه های اصلاح طلب با مشاهده فضای حاکم بر جامعه و توده های مردم نسبت به خود در صدد آنند، که نیروه های خود را در قالب افراد مستقل و از شهر ها و شهرستان های کوچک معرفی نمایند، تا با پخش نیرو ها در اقصی نقاط کشور به کسب رأی از دست رفته پرداخته و مردم را نیز به پای صندوق های رأی بکشانند.

عملیات نوزده بهمن ۴۹ فارغ از درستی و خطای نوعی آن، انفجار پتانسیل آزادیخواهی انباشته شده و شور انقلابی نهفته در میان جوانان کشور برای دریدن پرده های چندلایه دیکتاتوری دوهزار و پانصد ساله و تخلیه خشم های فرو خورده از ناکامی انقلاب مشروطه و جنبش های ترقی خواه بعد از آن بود.

بزرگترین چالش در برابرحاکمیت و سلطه هر اقلیتی که نتواند با صورتک نمایندگی جامعه و بنام آن و اکثریت حکومت کند و خود بدست خود حتی مناسک مربوط به آن را برچیند، از مقوله ماندن و نماندن است. در اینجا تنها نکته مهم فرارویاروندن آن لحظه های فرخنده ای است که قدرت مستقر احساس کند که قادر به ماندن نیست!

اگر چنانچه بازگشت توده های مردم به خیابانها طولاتی شود و اوضاع فعلی با این شرایط حاکم‌ادامه یابد، و رهبری نظام اسلامی موفق به توافق معینی از ایجاد مناسبات با آمریکا بشود، تمکین جامعه برای ادامه سیاست با حکومت موجود ادامه خواهد یافت؛ در غیر این صورت با خروج کامل نیروهای معتدل درون نظام ، حلقه حکومتی تنگ تر خواهد شد.

امروزه بخشی از نیروهای چپ جوگیر سلطنت طلبی شده، آنها هم ترجیح میدهند تا با سکوت از کنار بهمن کبیر پنجاه و هفت عبور کنند، انگار که کاشکی این اتفاق تاریخی نمی افتاد. پیشنهاد من برای تشکیل میزگردی جهت بحث و بررسی اهمیت واقعه بیست و دو بهمن، از طرف همین دوستان چپ شهرمان با سردی مواجه میشود؛ چرا که تحت تاثیر پروپاگانداهای امپریالیسم رسانه ای، نوعی سمپاتی داشتن به مرده های تاریخی "سلطنت طلبی" جزعی از فشن و مد سیاسی روز گردیده است.

در یک کلام لب طرح، بلاموضوع کردن واقعیت تاریخی اشغال و پاک سازی سرزمین ونفس اشغالگری بود که پس از جنگ ۱۹۶۷ به توسط دولت های اسرائیل و حامیان بین المللی اش صرت گرفت بود و هیچگاه توسط جامعه جهانی و اسنادسازمان ملل برسمیت شناخت نشد.