دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۲ اوت ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

 در حوزه بدیل سیاسی، جمهوری خواهی مبتنی بر پارلمانتاریسم، دمکراسی و سکولاریسم شکل برتر راه حل ایجابی گذار به اقتدار عقلانی درایران است. ایران با دو تجربه اقتدار سنتی (موروثی) و کاریزماتیک (استبداد دینی) بیش ازهر زمان دیگری از زمینه گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک برخوردار است. نه تجربه مشروطه خواهی در ایران به ثمر رسید ونه تجربه اصلاح طلبی دینی توانست هموارکننده گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک در ایران شود. از این رو جمهوری خواهان همچون صدای سوم در نفی اقتدارهای موروثی، دینی و ایدئولوژیک مدتها است بر جمهوریت همچون مطلوب ترین آلترناتیو فراگیر تاکید کرده‌اند.

اما درباره آقای رضا پهلوی چه می توان گفت؟ اینکه نام ایشان درپای بیانیه نه به جمهوری اسلامی در کنار اسامی دیگر امضا کنندگان بدون پسوند یاپیشوند «شاهزاده» و نظایرآن آمده است، بخودی خود عاملیست مثبت. اما مهمتر از آن سخنان رضاپهلوی در جمع طرفداران سلطنت مبنی بر نقد حکومت موروثی و ترجیح نظام جمهوری برنظام پادشاهی است. او در بحث خود به درستی از موضع یک کنشگر مدرن و امروزین، با تکیه بر مبانی دموکراسی، باعزیمت از اصل بنیادین انتخابی بودن همه مقامات برپایه شایستگی های فردی، باتاکید براهمیت دوره ای بودن همه مسؤلیت ها به نقد نظام موروثی و ترجیح نظام جمهوری به نظام پادشاهی می پردازد.

ما در سطح جهان با دو گرایش سخت متضاد روبه‌رو هستیم. یکی فرآیند جهانی شدن است که حتی مشروعیت ایدئولوژی دولت ها ی ملی را تا حدودی خدشه دار کرده است. مثلا در اروپا ما شاهد اتحادیه اروپا هستم و بدین ترتیب هر شهروند کشورهای اروپایی، هویت چندگانه‌ای پیدا می‌کند که فقط با هویت‌های ملی قابل توضیح نیست. بنابراین فرآیند جهانی شدن، از یک‌طرف ناسیونالیسم و واگرایی و انزواجویی را کمرنگ و هم‌پیوستگی‌های فرا مرزی و فرا ملی را تقویت کرده است.

با انجماد مطالبات کلان مردم و تقلیل صورت بندی آن ها به «نه»، گفتمانی وجود دارد با ماهیت فرافکنانه که درونمایه اصلی اش علاوه بر انتزاع سازی و مثله کردن واقعیت های انضمامی مطالبات جنبش های اعتراضی و در تناظر با آن در عرصه هویت سازی، برساختی است مبتنی بر اصالت مقوله های انتزاعی چون «هویت ایرانی و ملی و امثال آن»، تا از این طریق بتوان خصلت انضمامی و مشخص مطالبات مردم را تخطئه کرد. در چنین گفتمانی همانطور که این کارگران و زحمتکشان و قاطبه مردمان ساکن ایران نیستند که به مطالباتی چون عدالت و آزادی و قدرت و توزیع آن معنا می بخشند، در عرصه هویت تراشی نیز چنین است.

چند چیز باید بی درنگ انجام گیرد. رئیس جمهور بایدن باید طبق وعده خود پایان دادن به حمایت امریکا از" عملیات تهاجمی" ائتلاف پایان دهد ودر روابط عربستان – امریکا تجدید نظر کند. حمایت تقریبا بی قید و شرطی که امریکا از عربستان سعودی به عمل می آورد باید خاتمه یابد. کاهش کمک ترامپ باید لغو شود و باید به نحوی که یمن بتواند از قحطی اجتناب کند کمک اضافی کافی تامین شود.

استراتژی عادی سازی مناسبات با آمریکا به هر قیمت و تحت شرایط توافقی، بدون تعریف مشخص از آنچه که ما مناسبات عادی می نامیم، می‌توانند کاملا به نتیجه معکوس آنچه که چپ سوسیالیستی از "گذار از جمهوری اسلامی" می نامد بیانجامد. تعریف ما از عادی سازی مناسبات به مثابه روابطی مبتنی بر احترام کامل به استقلال سیاسی طرفین در وارد شدن، یا عدم آن در هر عرصه ای از همکاری ها است.

در 22 فوریه بیش از یک میلیون نفر به فراخوان اعتصاب عمومی پیوستند و در بزرگترین بسیج ملی از زمان آغاز مقاومت در برابرکودتا راهپیمایی کردند. در یانگون، صد ها هزار نفر وارد جاده سول پاگودا، هدان جانکشن و میاینیگون شدند ، واین نقاط گردهمایی را پس از آن که با سیم خاردار سنگر بندی کرده بودند وآخر هفته قبل انباشته از پلیس ضد شورش بود پس گرفتند. در ماندالای ، ده ها هزار اعتراض کننده ناحیه مرکزی کسب و کار را تعطیل کردند و سرکوب را برای پلیس و نیروهای مسلح امکان ناپذیر کردند.

«تعهد» و «الزام» به «عدالت» و«آزادی» همواره شعاروآرزوی بسیاری ازافراد وجریانات سیاسی بوده ودرپروسه های مشخصی نیزبا رشد چالشها ودیسکوزها درون ساختاریِ احزاب ومجامع گوناگون فرهنگی، اجتماعی، به پیدایش و شکل گیری رسانه ها یی با رنگ وبوهای متفاوت و مختلفی منجرشده است.

مطابق پژوهش های استاد دانشگاه کالیفرنیا دانیال ترسمن (Traisman Daniel )، در اکثر موارد رویکرد به دمکراسی، برخلاف اراده دیکتاتورها، برپایه اشتباهات آنان رخ می دهد. ترسمن دویست و یک رخ داد تاریخی را واکاوی نموده، و ده اشتباه عمده دیکتاتور ها را برشمرده است. همچنین باید درنظر داشت که اشتباهات فوق خودبخود موجب بروز دمکراسی نخواهند شد، بل مسبب سقوط اقتدار رژیم های دیکتاتوری مشخصی هستند. جهت ترانزیت دیکتاتوری با دمکراسی در کشور باید مجموعه ای از شرایط مهیا باشد.

آیا در شرایطی که دهها کشور خارجی، از روسیه و ترکیه گرفته تا تمام کشورهای عضو پیمان ناتو در خاورمیانه حضور نظامی دارند. در شرایطی که تهاجمات نظامی آمریکا موجب کشتار و آورارگی میلیون ها نفر و ویرانی دهها و صدها شهر و آبادی گشته است. در شرایطی که حملات روزانه و هفتگی اسرائیل به کشور سوریه و گاه کشورهای دیگر و نقش مستقیم کشورهایی مانند عربستان در جنگ های بین کشوی منطقه ای یک واقعیت عادی و روزمره شده است، آیا حضور نظامی ایران در کنار آنها میتواند نمایانگر آن بوده باشد که آب پاکی بر سر آمریکا، ناتو، اسرائیل و عربستان و دیگران بریزیم و بگوییم که ایران عامل اصلی تشنج و بحران های خاورمیانه است؟