شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹

دیدگاه‎ها

زمانی که رأی‌دهندگان به احزاب سیاسی پشت کنند، مشروعیت کاندیداهای جذب و نامزد شده توسط حزب برای آن انجمن و نهاد سیاسی نیز بی‌معنا می‌شود. اگر رأی‌دهندگان اعتمادی به حزب نداشته باشند، چرا باید به کاندیداهایی که حزب نامزد کرده اعتماد داشته باشند؟

اشاره شد که برای درک اینکه اساساً چرا پارادایم مبارزه مسلحانه در جنبش چپ نوین دهه چهل و پنجاه ایران شکل گرفت‌، باید از مباحث این که «غلط بوده یا درست؟»، مقدمتاً فاصله گرفت و به این بررسی پرداخت که با بررسی شرایط عینی و تاریخی مشحص‌، باید به این سئوال پاسخ داد که اساساً چرا این جنبش اجتماعی شکل گرفت؟

اما سؤال این است که، چه عواملی به گفته مارکس باعث می شود (انسان) از قدرت ذاتی خویش فاصله بگیرد و فردیتش را از دست بدهد و تبدیل به پول شود. به نظر می رسد، در اینجا برپایه ی نظریه ی مارکس، پول به خودی خود علت نیست، بلکه معلولی است که در چرخه ی اقتصاد سرمایه داری خود تبدیل به علت می شود.

هیچ یک ازتشکل های نئو لیبرال قادر به ارائه پاسخی به مشکلات مادی سوزاننده مردم نیستند، تنها چپ است که می تواند به فراتراز سرمایه داری نئولیبرال برود که بتواند راه خروجی از بحران ارائه نماید، اگر چه این راه خروج می تواند در نهایت ما را به ورای سرمایه داری بکشاند. این نه تنها در هند بلکه در بقیه جهان نیز حقیقت دارد.

جوامع امروزین با عطف به تجربه های گذشته و دستاوردهای بشر و امکانات ارتباطی و تولدیک جامعه پیچیده مجازی مکمل جامعه واقعی و در پیوندمتقابل و تنگاتنگ با آن، واردفازجدیدی از بلوغ شده است؛ بطوری که امروز دیگر کارگران و زحمتکشان و بخش های دیگر جامعه حاضر نیستند مثل گذشته حق بازنمائی و زمام امور و نمایندگی خود را به این آسانی ها بدست نخبگان بسپارند.

هر طرحی که بخواهد با نفت به مثابه حلقه مرکزی و گرهی اقتصاد ایران تماس بگیرد، باید در درجه اول براساس وضعیت واقعی اقتصاد ایران، رابطه ای منطقی و قابل توضیح با توسعه پایدار داشته باشد.

الگوی غالب آبیاری در ایران، باعث شده است که بیش از 90 درصد از منابع آبی کشور در بخش کشاورزی مصرف شود، در حالی که در استانداردهای جهانی رعایت نسبت 70- 8- 22 درصدی در میان بخش های کشاورزی - شرب - صنعت ضامن توسعه پایدار است.

نوسازی واقعی پسا صنعتی از یک سو نیازمند دموکراسی، و از سوی دیگر نیازمند حاکمیت قانون و رقابت است. نوسازی واقعی پسا صنعتی در ایران تنها با توسعه پایدار که در محورآن نوسازی اکولوژیک باشد، ممکن است. در این نوسازی، محور توسعه، تنها اقتصاد نیست و شاخص اصلی سنجش توسعه نیز فقط رشد اقتصادی تلقی نمی‌شود.

از طرفی نئولیبرالیسم را در ایران کنونی نقد می‌کند، بدون این‌که توجه به این موضوع کند که در مورد ایران، کشوری که بیش از ۶۰ درصد اقتصاد آن در دست بنیاد های نظامی و حکومتی است، سخن از نولیبرالیسم بیشتر یک شوخی است تا چیز دیگر.



 

توضیح نویسندگان سند در رابطه با "جهانی شدن" صرفنظر از تناقضات، تکرار برخی از بدیهیات است. آن‌ها از یکسو به تعریف تمجید از جهانی شدن می پردازند و از سوی دیگر به نحوی، جهانی شدن را سرزنش می کنند. در اینجا هیچ نشانی از موضع و سمتگیری یک سازمان سیاسی در رابطه با مهمترین موضوع عصرحاضر، وجود ندارد.