چهارشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۹ - ۱ آوریل ۲۰۲۰

دیدگاه‎ها

در این گفتگوها و از جمله د رگفتگو با رادیو فردا به زمینه ها و پیامدهایاعتراضات اخیر پرداختم. اشاره کردم این خیزش نشان گر بازگشت ناپذیری مبارزات ساختار شکنانه فراگیری است که در پی نومیدی مردم از اصلاح طلبان و گسترش نارضایتی ها از دی ماه ۹۶ آغاز شد. اگر جنبش سبز عمدتاً خیزش اصلاح طلبانه سیاسی طبقه متوسط در تهران بود، دی ۹۶ خیزش خودانگیخته اما ساختارشکنانه تهیدستان ناراضی از وضعیت اقتصادی در شهرهای کوچک بود که هر دوجناح به مقابله با آن برآمدند.

در عراق و لبنان جنبش ها با توجه به شرایط ویژه خود توانسته اند بطورنسبی وارداین فازشده و عملا آن را به رژیم های خود تحمیل نمایند و برای تثبیت آن ها مبارزه کنند. اما در ایران ورود به همین مرحله بدلیل وجودقدرت منسجم تر و مصمم تر و بدلیل ساختارسلب و بشدت ارتجاعی تر و داشتن نهادهای سرکوب و سازمان یافته، با دشواری بیشتری همراه است و طبعا خیزش مردم با تعرض ها و سرکوب های به مراتب سخت تری از سوی حاکمیت مواجه است.

آذربایجانی‌، فارس زبان، مازندرانی، گیلک، خراسانی، اصفهانی، شیرازی، لر، کرد، ترکمن و بلوچ. درد یکی است و مشترک. سخن یکی است و سراسری. سخن اینست که این حکومت را باید پس نشاند. این تصمیم نابکاری را که او گرفته است باید برگرداند. ما می توانیم! می توان از عهده اینکار برآمد و باید هم برآمد. در این موضوع، نیروی ملت در کار است.

رژیمی که تا بن دندان مسلح است، اعم امکانات را در راستای سرکوب بی رحمانه مطالبات مردمی که از هرگونه حقوق اولیه زندگی محروم شده اند را داراست، نباید در برابرش با چوب و چماق به نبرد پرداخت؟. طرفداران اعتراضات مسالمت امیز، که معمولا خارج از گود نشسته، مردم را به رواداری فرامی خوانند و چرا از رژیم نمی خواهند که مطالبات مردم را براورده سازد، از خشونت بپرهیزد!

اپوزیسیون و ایرانیان خارج از کشور باید با تشکیل ستاد اطلاع رسانی و کمیته های حمایت از مبارزان داخلی اختلافات خود را به کنار گذاشته و متحدانه برای انعکاس صدای حق طلبانه ملت ایران در کنار یکدیگر قرار گیرند.

با وجود چالش های فنی - ارتباطی، این وجوه استراتژیک و سیاسی – اجتماعی است که تعیین کننده است و اکنون مهمترین مساله همانا تقویت همبستگی و حمایت فعال و پیوستن قشرها و لایه های گوناگون جامعه به جنبش یا همان ضرورت توده ای شدن جنبش است. کارگران و معلمان و دانشجویان و دانش آموزان و جنبش زنان و ... می توانند این حمایت فعال را با دامن زدن به مبارزات خود در محل زیست و نیز حضوردر جنبش های خیابانی به منصه ظهور برسانند و به جنبش نفس تازه ای بدمند و تداوم آن را تضمین کنند.

اگر سؤال این است که آیا اولویت با وحدت، فراگیر و قدرتمند نیروهای چپ بر پهنه سیاسی کشور است، یا وحدت جبهه ای جمهوریخواهی، باید با شفافیت و قدرت تمام گفت که وحدت و حضور قدرتمند اردوگاه چپ در صحنه های پیکار سیاسی در اولویت اول قرار دارد.

اعتراض و بیان، مطالبه پیگیری دزدیها و اختلاسهای چند صدمیلیون دلاری در کشور توسط رئیس جمهور، یک هدف کلی دارد، ایجادفضای مبارزه با فساد در پیشا انتخابات. تنها تفاوت این یکی با او قبلی که «بگم بگم» راه اندخته بود، در بیان اعداد است که اینبار اتاق فکر رژیم با این ترفند در پی رهیافتی برای گذر از بحران عدم شرکت توده در انتخابات است.

وضعیت کنونی تا اندازه ای همسان با شرایط بحرانی دوره ی پایانی سلطنت محمد رضا پهلوی به نظر می رسد؛ اما هنوز به آن درجه از بحران نرسیده است که توده های وسیع مردم در برابر دولتیان سینه سپرکنند. هنوزاعتراضات موردی است و بنا به ادامه ی حضور نیروهای نظامی و امنیتی و نرسیدن مردم به آرزوهایشن، حتی با انتخاب میان بد و بدتر، چه در دگرگونی نظام شاهنشاهی و چه در مرحله های انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، هنوز به شرایط لازم برای گذر از وضع موجود نرسیده اند.

اعدام زنده یاد سعید سلطان پور در زمره شوک‌های بزرگ عاطفی برای همه رفقای مرکزیت و همه تحریریه نشریه بود؛ عزیزی که به دلایل معین جایگاه خاصی در سازمان داشت. موضوع محوری اما دردمندانه آنست که این قتل تکان‌دهنده در هیچ کدام ماها موجب وارد شدن شوک سیاسی بیدار کننده نگردید!