دوشنبه ۰۵ مهر ۱۴۰۰ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۱

دیدگاه‎ها

اما خامنه ای علیرغم ریسک ها ظاهرا با توجه به تنگناها و ابعادبحران و نارضایتی موافق گشایش اقتصادی است و آن را برای روی کارآوردن دولت بعدی و تثبیت آن که درجهت راهبرد«گام دوم» و تمرکزقدرت بیشتر بدست باندهای تندرو است لازم می بیند. از همین رو می توان گفت خامنه ای به لحاظ محتوا و لو تلویحا به تداوم مذاکره و سازش با قدرت ها در این عرصه که نسبت به ضرورت تمرکزقدرت در داخل امری ثانوی محسوب می شود، چراغ سبزداده و در همان حال به لحاظ شکلی به سپاه و قدس و سلیمانی ادای دین کرده است.

تزهای پیش رو، در عین توجه به ارزیابی‌ها از تحولات و مواضع تاکنونی در تلاش است با نظرداشت تحولات پیش رو، راهکارها و برنامه‌ی سیاسی تاکنونی را تدقیق و با توجه به چشم‌اندازهای محتمل تدوین و تکمیل نماید. در این تزها از سند کنگره قبل هم استفاده شده است. برخی بخش‌ها از جمله بخش اتحادها و ائتلاف‌ها با اندکی تغییر بازنویسی شده است. بخش مربوط به راهکارها می‌تواند عینا نقل شود و با بازبینی، تدقیق و تکمیل شود.

بازگشت به دوران محدودیت های قبلی ( غنی سازی سه و نیم درصدی ...) و سانتژیفوژهای نسل قدیمی و... بازگرداندن غول به درون بطری در شرایطی که از بطری بیرون جسته است، برای این جناح قابل تحمل نیست. در حقیقت مفاداصلی فایل صوتی هم که چیزی حز هشدارنسبت به پیروزی میدان بر دپیلماسی نیست، دقیقا به دلیل این که با آن چه در واقعیت جریان دارد تطابق دارد، پژواکی این چنین گسترده و پر بسامد داشته است.

خود سیستم سرمایه‌داری جدید به یک سلاح‌کشتارجمعی تبدیل شده‌است. اما ما می‌دانیم که، (درعین‌حال)تقریبا به یک مذهب، به خدا و همه‌ی الهه‌ها تبدیل شده است. به نظر می‌رسد نمی‌دانیم چگونه باید عبادت در پیشگاه این محراب را متوقف کنیم.

جالب است وقتی مشاهده میکنیم که اکثر نقد کنندگان سخنان اخیر جواد ظریف، با وجود زدن لقب هایی مانند، شیاد، دروغگو، حامی جنایت های جمهوری اسلامی ایران، گفته های ایشان را به دو قسمت میکنند. بخشی را که مخالف آن هستند، دروغ، شیادی و حقه بازی قلمداد میکنند، اما بخشی را که با نظرات آنها هماهنگی دارد، سند و مدرک تاریخی می نامند. آنها وقتی که به نظرات ضد روسی، یا ضد چینی ایشان میرسند، بخاطر همنوایی آن با استراتژی جنگ طلبانه امپریالیستی، این ادعا های ایشان را به صورت مدرک و سند تاریخی قلمداد میکنند.

ظریف مدعی است که قاسم سلیمانی خواهان صلح بوده و جنگ طلب نبوده؛ علیرغم آتش افروزی در لبنان, عراق, یمن؛ سوریه و آغاز جنگ های نیابتی بی شمار در منطقه. این همان ظریفی است که با پررویی تمام به لنز دوربین های جهان زُل زد و گفت در ایران زندانی سیاسی نداریم؛ همه ایرانیان در ابراز عقیده خود آزاد هستند. این همان کسی است که می گفت ایزوله و منزوی شدن ایران؛ و بی وقفه و لاینقطع بودن حالت انقلابی کشور که حداقل صدها میلیارد دلار ضرر و هزینه داشته است, انتخابی است که ملت ایران کرده اند و به پای آن ایستاده اند و با عشق و علاقه هزینه می دهند.

کنگره دوم حزب چپ ايران (فدائيان خلق) در ماه های آتی برگزار خواهد شد. برنامه سياسی و تدقيق اساسنامه در دستور کار کنگره دوم قرار دارد. شورای مرکزی در اين رابطه دو کميسيون تشکيل داده است تا برنامه سياسی را تهيه و اساسنامه را تدقيق و تکميل کنند.

با آ‌ن‌که تبعیض‌های قومی و موانع ساختاری در حاشیه‌نشینی و جداسازی قومی بسیار مهم هستند، ممکن است این پرسش پیش بیاید که چه‌گونه برخی از خارجی‌تباران در جدال با موانع ساختاری موجود توانسته‌اند موقعیت خود را در جامعه به‌بود بخشند؟ اگر بپذیریم انگیزه، پیشینه و توانایی افراد در میزان «به‌هم پیوسته‌گی» آن‌ها نقش دارد، آیا تئوری تبعیض ساختاری با این خطر روبه‌رو نیست که این عامل های و کنش بین اشخاص و محیط را دست کم بگیرد؟ موضوعی را که در تنوع وضعیت زنده‌گی گروه‌های مختلف در محیط‌های گوناگون مؤثراست؟

رابطه اصلاح طلبان با ولی فقیه، در کل جاده‌ای یکطرفه را می‌ماند که در آن اولی به دنبال جلب محبت "رهبر"، نزدیکی به وی و دستکم ابراز التزام به اراده ولایی اوست؛ دومی اما، نه فقط سیاست ممانعت از ورود اصلاح طلبان به دایره قدرت، که رفتار مبتنی بر دفع هر ندای اصلاح طلبی از ساختار را دارد. این اما مانع از آن نشده که آنان بر تعلق خود به نظام پای بفشرند. ‌استمرار طلبی اصلاح طلبان ریشه‌‌ در پیوند آنها با امکانات مادی در نظام دارد و دلبستگی‌هایشان به اسلام سالاری.

جنبش اعتراضی که زیر پوست جامعه جریان دارد و خواهی نخواهی باز سر بلند خواهد کرد. چنانچه هواداران یک انقلاب توده‌ای صف خود را از اصلاح‌طلبان و تحول‌خواهان متمایز کنند، بدیهی‌ست طبقه‌ی کارگر و دیگر فرودستان بهتر خواهند توانست همدلی طبقات متوسط را جلب کنند و یا دست‌‌کم از بی‌طرفی مثبت آنان در راه پیکار دموکراتیک و خواسته‌های بنیادین جامعه بهره مند شوند.