سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۳ اوت ۲۰۲۱

دفتر شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

رفیق بیژن یار وفادار جنبش فدائی بود. انسانی خستگی ناپذیر، پرکار، صمیمی که در تمام عمر با آرزوی دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه کرد. قلبش برای کارگران و زحمتکشان و برای رهائی تهیدستان از فقر و تنگدستی می‌تپید. ما با احترام به سال‌ها مبارزه رفیق بیژن در صفوف فدائیان خلق، یاد او را گرامی می‌داریم.

رفیق طاهرپرور انسانی مقاوم، صادق، مهربان و فروتن بود و در میان زندانیان سیاسی به نشانه‌ی صمیمیت و خودمانی بودن ««مَشد ابول نامیده می‌شد. او بعد از آزادی نیز فعالیت سیاسی خود را در صفوف فدائیان خلق ادامه داد. مدتی جزو جریان فدائیان اکثریت بود ولی پس از چندی از فعالیت تشکیلاتی کناره گرفت، گرچه همواره به آرمان‌های انسانی و عدالت‌خواهانه‌ی خود وفادار ماند.

اسماعیل خوئی، بیش از همه، به عنوان شاعر شعر اعتراض در برابر اختناق و سرکوب، ستایشگر ستیز علیه ظلم و تباهی شناخته شده‌است. او همواره برای ایجاد جهانی انسانی و عادلانه و برای پاسداشت حرمت انسان مبارزه کرده‌است. برخی از اشعار او زمزمه‌ی رهروان آزادی و برابری در زندان‌ها و سیاهچال‌های هر دو رژیم بود، برخی دیگر، ورد زبان عاشقان زندگی در دنیای پاک آرزوها. زبان شعر اسماعیل خوئی سرشار از تصاویر دلنشین و بهره‌مند از گنجینه‌ی ادبیات کهن کشورمان است. او جزو پرخواننده‌ترین شاعران دوران خود بود و به طریق اولی، به عنوان یکی از سرآمدان شعر معاصر ایران در تاریخ ادبیات کشور ما خواهد ماند.

مادر شریفی یکی از مادران دلیری بود که در سال‌های سرکوب و سکوت، سال‌هائی که از زمین و آسمان بر سر مبارزان و آزادیخواهان مرگ می بارید و روزانه صدها تن از زندانیان سیاسی به دار آویخته‌ و یا تیرباران می‌شدند، سکوت نکرد و از جمله کسانی بود که صدای دادخواهی جانباختگان را به فریاد بدل کردند و پرچم دادخواهی خانواده‌ی جانباختگان را بر زمین گلزار خاوران به اهتزاز در آوردند. مادر شریفی پای ثابت مراسم خانوادگی و برگزاری یادمان‌ها در خاوران بود. او با حضورِِ خود در مراسم‌، یادمان‌ها شعله‌ی دادخواهی را زنده نگه داشت و هم‌چون دیگر مادران، نگذاشت گردِ فراموشی بر جنایت‌هایِ مستبدان حاکم بنشیند.

مادر گلچوبیان یکی از مادران شجاع و از دادخواهان پیگیر خاوران بود که نه تنها در گلزار خاوران حضور ملموسی داشت، در عموم مراسم هائی که برای گرامیداشت جانباختگان برگزار می شد، شرکت می کرد. او در مراسم ها از شرکت کنندگان درخواست می کرد که جمعی ترانه کاروان را بخوانند چون به قول خودش، کامبیز عاشق این آهنگ بود. متاسفانه در چند ساله‌ی اخیر به دلیل بیماری خانه‌نشین شد و نمی‌توانست در مراسم جانباختگان در گلزار خاوران حضور داشته باشد.

رفیق خاوری در پی دستگیری رهبری حزب توده‌ی ایران در سال ۱۳۶۲، ابتدا عملا و سپس در مقام دبیر اول رسماً عهده دار مدیریت این حزب شد. او بیش از سی سال در این سمت بود و در سال‌های پایانی عمرش، به عنوان صدر حزب توده‌ی ایران معرفی شد. فراز و فرودهای این حزب در طول حدوداً چهار دهه‌ی گذشته با نام خاوری گره خورده است و او با قرار گرفتن‌ در مرکز مسائل تشکیلاتی و مباحث سیاسی و ایدئولوژیک این حزب، نقش برجسته ای در حیات آن داشت.

رفیق محسن رشیدی یکی از صمیمی‌ترین همراهان ما، انسانی فروتن، پر تکاپو، منضبط و استوار بود. حضور او با چهره‌ای صمیمی و احساسی عمیق و انسانی فراموش ناشدنی است. انسانی شریف بود که همه‌ی وجودش را در راه زندگی بهتر برای مردمان کشور خود گذاشت. در هر کجا بود، حضورش گرمابخش بود و تاثیری ماندگار در محیط خود داشت.

رفیق حمزه فراهتی به مهربانی، فداکاری، فروتنی و ازخودگذشتگی شهره بود. همگان او را انسانی می‌شناختند که سختی‌ها و بدبیاری‌ها را با تحملی شگرف پشت سرگذاشت وسیاوش وار پاکی و پاکباختگی خود را با گذشتن از آتش به همگان نشان داد. حمزه فراهتی از آنانی بود که هرگز نخواست نام درآورد و آوازه کند، اما در نیکی‌هایش بسی پرآوازه شد. حمزه دلی حساس و هنرمندانه داشت که برای سعادت مردم می‌تپید.

بعد از انتشار مصاحبه‌ی روزنامه «مستقل» با فرخ نگهدار، پرسش‌هایی در مورد رابطه‌ی وی با حزب چپ ایران (فدائیان خلق) از جانب برخی از دوستداران حزب مطرح شده‌است.

با تاسف و تاثر فراوان از درگذشت خانم مریم مریخ همسر رفیق گرامی اسماعیل صفر زاده مطلع شدیم.

خانم مریم مریخ مربی شطرنج و از زندانیان سیاسی دهه...