يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

اکبر سیف

پرسش درباره انشعاب اقلیت-اکثریت و نیز دیگر انشعابات و «پژوهش» درباره آنها، مثل هر کار پژوهشی جدی دیگری، کاری است سخت و دشوار، و نیازمند اتخاذ متدی درست. برای این منظور باید پیش ازهرچیزاز«برون» به مسئله وارد شد و نه از«درون»؛ باید که با رها شدن ازهمه پیشداوری ها و تعلقات احساسی، فارغ ازمصلحت اندیشی به جستجوی حقیقت همت گماشت.

محمود از تبار فعالان سیاسی چپی بود که دموکراسی و آزادی را صرفا در حوزه نظر پی نمی گیرند، بلکه در روابط اجتماعی خویش جاری می سازند. اوبه شعر و ادبیات و موسیقی علاقه ای خاص داشت، زبانی طنزگونه داشت؛ بی جهت نبود که حضور او در محافل دوستان و آشنایان گرما و نشاطی خاص به جمع یاران می بخشید. اینک ما هستیم و فقدان محمود! سوگوار در غم از دست دادن او.

طرف اصلی اپوزیسیون آزادی‌خواه و دموکرات ایران، ارتجاع مذهبی حاکم بر ایران است و نه دولت‌های دیگر. این رویکرد باید بازتاب خود در هر قدم و ازجمله در برخورد با سپاه پاسداران نظام خود رانشان دهد.

برخلاف همه ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی وغیرحکومتی، این جمهوری اسلامی است که باشتابی باورنکردنی کشور رابسوی فروپاشی سوق داده ومی دهد. واتفاقاراه جلوگیری ازفروپاشی ایران، برکناری نظام قرون وسطائی حاکم وجایگزینی آن با نظامی دموکراتیک، عادلانه و به‌ دورازتبعیض است. ضرورت تشکیل جبهه وسیع جمهوری خواهان ازجمله ازچنین ضرورت هائی ناشی می شود.

پیش‌نویس سند سیاسی، جمهوری اسلامی را اصلاح‌ناپذیر ارزیابی نمی کند. این سند جمهوری اسلامی را مانع اصلی استقرار آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و توسعه پایدار نتیجه نمی‌گیرد. گویا با برچیده شدن بساط ولایت فقیه و محدود شدن قدرت و نفوذ نظامی-امنیتی‌ها و راست افراطی و تغییر قانون اساسی در این جهات، این خواست‌ها تحقق می‌یابند