چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱ اکتبر ۲۰۲۰

آدام بوث

شرکتهائی که در اقتصاد "طبق درخواست" فعال اند، با "خویش فرما" نامیدن کارگران از قبول هر تعهدی برای تأمین شرایط کار، حقوق جنبی کار، لوازم مورد نیاز آنان، آموزش، ... اجتناب می ورزند. آنها نیز به جای سرمایه گذاری برای بهبود مهارتها و ابزارهای نیروی کار، و بنابراین به جای کمک به افزایش تولیدوری در بخشهای این اقتصاد، فقط از بیکاری توده گیر، و فراوانی کار ارزان قیمت و غیرتولیدی موجود در تمام عرصه های جامعه بهره می برند.

اقتصاد شراکتی به سرعت از مدلی مبتنی بر مشارکت و همکاری به مدلی برای استخدام دیمی و بی حق و حقوق تبدیل شده است. این تغییر پیامد مستقیم سرمایۀ گذاریهای پرریسک و الزامات رشد برای سودی است که باید نصیب سرمایه شود. چنین پروژه هائی ما را قدمی هم به جامعه ای برابرتر، که ما مشتاق نیل به آنیم، نزدیک نخواهد کرد

پتانسیل و امکانات اقتصادهای شراکتی و طبق درخواست در قالب محدودیتهای سرمایه داری آشکار شده اند. اینها ابداً انقلابی نیستند.

در این رشته از مقالات، نویسنده ظهور اقتصاد شراکتی (sharing economy) را، که به اعتبار شرکتهائی چون اوبر (Uber) و ایربی ان بی (AirBnB)، در رسانه های جریان غالب به شدت برجسته شده، تشریح می کند. این مدلهای جدید کسب و کار به عنوان یک مرحلۀ دینامیک جدید و انقلابی در حیات سرمایه داری معرفی می شوند. اما او نشان می دهد که واقعیت جهان سرمایه داری چقدر از این تصویر اوتوپیائی دور و بیگانه است.