يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸

محمد اعظمی

آقای روحانی حقیقتا مردم و خصوصا دانشگاهیان را دست کم گرفته و با فریبکاری حکمی را اصل مسلم فرض کرده و بر اساس آن استدلال می کند. او با فرض من درآوردی و فریبکارانه "خوشبینی مردم نسبت به دولت" احکام دیگری را نتیجه می گیرد.

پورمحمدی، رئیسی، ری شهری که نقش مهمی در اجرای تصمیم خمینی داشتند، یعنی متهمان اصلی بیدادگری، در جایگاه داد و دادخواهی قرار دارند. امروز پرداختن به این موضوع، مساله نخست و مقدم ما نیست. ابتدا باید حقیقت روشن شود پس از آن، اجرای عدالت در مورد مجرمین معنا دار خواهد بود. در چارچوب اجرای عدالت است که، شعار "می بخشیم" یا "نمی بخشیم" ملموس و قابل فهم می شود. 

 

به لحاظ سیاسی نیز، گرایش مسلط این پروژه بر این باور است که در جمهوری اسلامی با این ساختار و قانون اساسی راه اصلاحات مسدود است. اصلاحطلبان حکومتی نیز نشان داده اند که راهکاری برای برونرفت کشور از وضعیت بحرانی ندارند. از اینرو بر گذار از جمهوری اسلامی، با تکیه بر جنبش های اجتماعی، برای دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت تاکید می شود

طرح همه پرسی و مراجعه به صندوق رای هر چند برای فشار به جناح مسلط بیان شده اما می بایست ساده از آن نگذشت. روحانی شاخک های حسی اش خوب کار می کند. از وضعیت و موقعیت خودی های حاکم، اطلاعات زیادی دارد. او نشان داده است که بی گدار به آب نمی زند. طرح همه پرسی او در سالروز انقلاب نشانه تغییر وضع کیفی در موقعیت بالائی هاست

حکومت جمهوری اسلامی و در راس آن دستگاه ولایت فقیه امروز از ضعف و زبونی است که نیازمند اعترافات تلویزیونی شده تا به مردم جامعه تهاجم کند. حکومتی که در هر "انتخابات" به رغم ایجاد انواع و اقسام فلیترها و حذف همه نیروهای مردمی، باز از دورترین فرد خودی، در یک انتخابات غیرآزاد و غیردموکراتیک زیر کنترل مقامات انتصابی، شکست میخورد

با چنین رویکردی است که جمهوری اسلامی داستان خودکشی زندانیان را بدون شرم اعلام می کند. این حکومت و مقامات امنیتی و قضائیاش برای خاموش کردن حرکت مردم هنوز در این توهم اند که می توان با سرکوب حرکتی را که در اعماق جامعه و در گستره کل کشور سر برآورده، خاموش کنند. اینکه رژیم مرگ در زندان را به خود زندانیان متصل کرده است، نه برای فریب مردم، که در اساس برای کاشتن تخم ترس و ارعاب در دل مردم است. می خواهند عقوبت یک اعتراض در جمهوری اسلامی را گوشزد نمایند. می خواهند مرگ را سزای اعتراض به فساد و رانت خواری و استبداد در اذهان مردم بنشانند و وحشت را در چشم آنان پدیدار کنند.

در این تظاهرات نقش و رد پای نیروهای متشکل چپ و ترقی خواه چندان قابل مشاهده نیست. همه نشانه ها حاکی از امکان انفجار و برآمدهای توده ای است. برای تقویت نقش و اثرگذاری نیروهای آزادیخواه می بایست بسیار پیش از این ها کاری صورت می گرفت، نهالی کاشته می شد تا امروز به بار نشیند. ما چنین عمل نکرده ایم. اگر امروز هم دست به کار شویم هر چند دیر است، اما می توان امیدی را در دل ها زنده کنیم.

انتخابات آزاد، مفهومی تعریف شده است. پیرامون آن اگر اختلافی هست، که هست، در درک اهمیت و چگونگی تحقق آن است. در ارتباط با ضرورت و اهمیت آن، بر این باورم که در جامعه هر گرایش و فکری می بایست امکان طرح نظر خود را داشته باشد تا در نهایت با رای، تکلیف این نظرات روشن شود. بدون وجود یک چارچوب دموکراتیک نمی توان به راه حلی نهایی برای پاسخگوئی به مسائل اجتماعی رسید. و این چارچوب دموکراتیک حاصل نمی شود مگر این که همه افراد و جریانات تن به داوری صندوق رای بدهند و...

ما درک و دریافت حدوداً مشابه‌ای از این پروژه نداریم. تفاوت نظر داریم اما مشکلات ما بر تفاوت نظر متمرکز نیست. طی سال‌ها مبارزه آموخته‌ایم که حزب یکپارچه، اگر هم وجود داشته باشد، فرمایشی و بوروکراتیک خواهد بود. ما در یک سازمان واحد می‌توانیم متفاوت بیندیشیم. می‌توانیم با تأکید بر یک مبانی مشترک، بر اساس نظر اکثریت، فعالیت سیاسی مؤثری داشته باشیم. تفاوت‌ها به‌خودی‌خود نه منفی است و نه فضیلتی است