شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳ فوریه ۲۰۱۹

ابوالفضل محققی

تلخی، سختی، خشونت، اجحاف، نابرابری و سرکوب مداوم آن‌ها را گرگی کرده در مصاف زندگی که به چیزی جز یک‌لقمه‌نان باور ندارند. اکثریتی که همیشه زیر نظر حاکمیت‌اند. مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و با کمترین تخطی سخت‌ترین سرکوب در حقشان اعمال می‌شود!

چرا؟ چرا؟ از این‌همه اشتباه و آدرس اشتباه دادن درس نگرفتیم؛ هرگز تن به گفتگو و تلاش برای یافتن راه‌هایی برای هم‌گرایی برنیامدیم؟ همیشه پاسخ‌های از قبل آماده را در زرورقی از مسائل سیاسی پیچیدیم و بر آن مبنا صغرا و کبرا کردیم. پاسخ‌هایی که تنها می‌توانست و می‌تواند راضی‌کننده همان گروهان باقی‌مانده از لشگر سال‌های انقلاب باشد.

هیچ راهی برای اپوزیسیون جدی برای رسیدن به یک حمهوری سکولار بر آمده از دل یک انتخابات آزاد مبتنی بر منشور حقوق بشر، نیست! جز همراهی کامل با نیروهای معترض و رهبران آن ها. تلاش برای ایجاد یک جهبه گسترده با دیگر نیروهای خواهان چنین جمهوری مهم ترین وظیفه اپوزیسیون است. بدون چنین جبهه وسیعی که بتواند اعتماد عمومی و مهم تر اعتماد نسل جوان را جلب کند امکان غلبه بر حکومت مستبد و سرکوبگر ممکن نیست!

هیچ چشم‌انداز روشنی دیده نمی‌شود. حکومت مسلح تا بن دندان که لذت چهل سال قدر قدرتی، ثروت و لذت بری از نتایج انقلاب را داشته آیا تن به واگذاری حکومت و یا حتی تعدیل شیوه حکومت مستبدانه خود خواهد داد؟

دلش می گیرد. یاد سال ها کشاکشی می افتد که در سازمانش برای همین جایگاه ها در جریان بود. پنجه کشیدن بر چهره یک دیگر در رقابتی ناسالم. آرزو می کند کاش در این پیرانه سری دیگر چنین نباشد. هفتاد سالگیش نباید مانع از آن شود که بی هراس به حقیقت نهفته در عمق زندگی خیره گردد و چشم بر منیت های فردی بربندد و اعتراض نکند