جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۵ ژوئن ۲۰۲۰

ابوالفضل محققی

درد آور است اما واقعیت دارد؛ راه تاریخی طی شده، بر خورد ملت، نمایندگان ملت و ،روشنفکران و احزاب و سازمان های سیاسی آن با تفاوت های کم و بیش در این پروسه تاریخی و فراز فرود های آن نسبت به حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آن چیزی بسیار فراتر از همین روح اجتماعی حاکم، سنت ها و باور های دیر پای سخت جان نیست.

ابرها می غرند باد همراه باران شلاق می کشد. آب رودخانه لحظه به لحظه بالا می آید. سنگی نسبتا بزرگ با سرعت به پایم می خورد تعادلم را بر هم می زند! دستم رها می شود و با صورت به داخل آب سقوط می کنم؛ سرعت آب به گونه ای است که می چرخاندم، قادر به فکر کردن و حرکت نیستم. همه چیزدر چند ثانیه اتفاق می افتد!

حس می کنم رگه ای خفیف از خونی کم رنگ در گونه هایش می دود! کدام زن است که در اوج پیری نیز از زیبائی او بگوئی و این گرمی و سرخی آرام برگونه هایش ظاهر نشود؟ لبخندی از سر رضایت می زند."خوشحال خواهم شد. این یک کار زیباست باید که قدر هر زیبائی وکار زیبا را دانست!امید وارم که زن ومرد روی شیشه برای تو هم برقصند!"

در آخرین موضع گیری وزیر کشوراو وقیحانه دستگاه اجرائی خود را بری از هر گونه تیراندازی و سرکوب اعلام کرده است. وزیری که چندی قبل به تمسخر در پاسخ به نماینده استان البرز در ارتباط با کشته شدگان آبان ماه و این که چرا تمام شلیک ها بر سرمعترضین بوده گفت "خب شلیک به پا هم انجام شده" !!

امروز سکوت در برابر این جنایت بگونه ای ما را اگر شریک نگویم، حداقل در صف این جنایت پیشه گان قرار می دهد. ما را که خط فاصل خود با حکومت را حداقل با اعتراض به این جنایت و دلجوئی از خانواده های داغدیده افغان ترسیم نمی کنیم. شرمساری خود را از جنایتی که بنام جمهوری اسلامی، بخوان بنام ایران و ایرانی در حق این افغان های کشته شده انجام گرفته، ابراز نمی داریم.

از نخستین تا آخرین تابلوی نا تمام"بازگشت پسر نادم به خانه " پسری خسته از جستجو از راه های طولانی که رفته است، از ماجراهائی که پشت سر نهاده، با لباس های مندرس که بعد سال ها به خانه پدری بر می گردد و آغوش پدری که بر روی او گشوده است و برادر کوچکی که شب هنگام از برادر بزرگ می پرسد:" چگونه بود این جستجو؟ چه کشیدی؟" جواب او که: "خود باید امتحان کنی." تمامی این مکاشفه انجیلی در یک اثر ناتمام.

خانواده‌های زیادی هستند که در شرایطی مشابه شرایط خانواده زینب قرار دارند. این کودک نه اولین فردی است که به دلیل فقر در این مناطق خودکشی کرده است و نه آخرین فرد خواهد بود. رئیس شورای شهرستان هلیلان یادآور می‌شود: از ۴-۵ سال پیش تا کنون حداقل ۱۰ نفر که از ۱۵ تا ۴۵ سال سن داشتند به دلیل فقر خودکشی کرده‌اند. تنها ۲ سال پیش یک دختر و ۲ پسر که بین ۱۵ تا ۲۰ سال سن داشتند خودشان را از بین بردند."

چوپانی که از ریز تا درشت مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی وفرهنگی، جامعه دخالت می نماید، دستور می دهد، بدون آن که کسی را یارای سؤال باشد و او پاسخگو . هیچ عرصه ای از حیات اجتماعی و قوانین نیست که توسط او لگد مال نشده و به گونه ای تحت سیطره او قرار نگرفته باشد. خود شیفته ای که هرگونه مخالفت با وی جرمی در حد توهین به والی خدا در ایران، بخوان روی زمین محسوب می شود .

روزهای سخت دانشگاه‌های ایران، سخت برای آن دسته از استادانی که به ناگزیر مانده بودند و دانشجویانی که از زیر ساطور اخراج جان به در برده و دم کشیده بودند. سال‌های وحشت اعدام‌های دهه شصت. گورهای جمعی که اکثر خفتگان در آن را مبارزان سال‌های دور یا نزدیک جنبش دانشجوئی و دانشجویان تسویه شده تشکیل می‌دادند. تمامی این‌ها ضرباتی عمیق بر پیکر دانشگاه و جنبش آزادی‌خواهانه‌ی دانشجویان بود. حتی دانشجویانی هم که تلاش می‌کردند رسالت خود را از طریق تلاش در راستای علم و در خدمت قرار دادن آن درمسیر ترقی اجتماعی ایفا نمایند از این ضربات بر کنار نماندند.

اما به ما و خط قرمز های ما مربوط بود. قلبم به درد می آید وقتی که برخورد خشن هواداران جریان های سیاسی رادر دانشگاه ها با جوانان آلامد و دانشجویانی که می خواستنددر سیمای مدرن غربی ظاهر شوند به یاد می آورم. چه میزان تلخ بود، هم از این رو هرگز سرنوشت این بخش از هنرمندانی که در چهار چوب تنگ تفکرما که تنگی آن به اندازه ای بود که حتی خوانندگان مدرن تازه پا گرفته، موسیقی پاپ، نیز از ابی تا گوگوش و شومنی به توانائی و هنجار شکنی فریدون فرخ زاد در آن جای نمی گرفت.