چهارشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۴ آوریل ۲۰۱۹

گفتمان 

اگر چه گفتمان انقلابی در بسیج نیروهای انقلاب نقش مهمی داشت اما نمی‌تواند علت اصلی انقلاب تلقی شود. یکی از مشکلات این تفسیر آن است که نمی‌تواند روند حوادث اولیه انقلاب را توضیح دهد. اولین حرکات انقلابی که با شب‌های شعر انستیتو گوته شروع شد، نیروهای اسلامی غایب بودند. حتی بعد از ان، از اولین اعتراضات قم در دی ماه و پس از آن حوادث تبریز، باز این طرفداران شریعتمداری بودند که هنوز قدرت زیادی در میان معترضین داشتند. تنها پس از حوادث جمعه سیاه، نیروهای رادیکال اسلامی توانستند زمام عموم را به دست گیرند.

نادیده گرفتن و پرده‌پوشی نابرابری‌ها و تبعیض ساختاری و نهادینه‌شده علیه گروه‌های موسوم به اقلیت‌های اتنیکی، به‌جای گسترش همبستگی اجتماعی و همگرایی دمکراتیک، به گسترش شکاف و تنش‌های اتنیکی، واگرایی و ایدئولوژی‌های "قومی" منجر می‌گردد. در پرتو نادیده گرفتن ستم یا تبعیض اتنیکی،حفظ تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی راهی جز روش‌های آمرانه و تقویت ناسیونالیسم ایرانی در رویارویی با ایدئولوژی‌های قوم‌گرایانه نمی‌یابد.

رهبری فرد محور در اپوزیسیون جمهوری اسلامی را فراموش باید کرد که هم غیر دمکراتیک و زیانبار است و هم فاقد زمینه. جامعه ایران طی این چهار دهه، خوشبختانه بیش از آنی جلو رفته و پیشرفت کرده است که دیگر بار بخواهد زیر علم و کتل این یا آن شخصیت فرهیخته (کاریسما) گرد هم آید.

این کتاب نیروهای چپ را به دو قسمت داخل و خارج کشور تقسیم می‌کند و به‌درستی می‌گوید تا زمانی که فعالیتی مستمر و بادوام در بخش داخلی این گروه شکل نگیرد، بخش خارج کشور آن امکانات لازم برای اقدامی ‌مؤثر و مفید را نخواهد داشت.

بحث بر سر این است که به تفسیر و تعبیر نشستن ظرایف بس بغرنج پدیده‌های انسانی با قوانین خشک خود پندار و در قالب رمان و اثر فکری ریختن آن‌ها به گونه تک‌خطی، خطر ساده‌سازی در خود دارد؛ حال‌آنکه پاسداشت هنر و ادبیات، به فهم بغرنج و خلاق تاریخ است و بیان تاریخ، در پیچیدگی‌های اندیشه ورزانه ژرف. و بدین گونه است که می‌توان جبهه عدالت‌خواهی را به‌روز کرد و توانمند نمود. نیت خوب، به نگرش امروزین نیاز دارد.

سوسیالیسم، تنها دوست واقعی دموکراسی می‌باشد. سوسیالیسم، تنها نیرویی است که نه تنها به نجات کامل دموکراسی از چنگال‌های خفه‌کننده نئولیبرالیسم همت گماشته است، بلکه قادر می‌باشد تا از دستاوردهای دموکراسی در قرن انقلاب تکنولوژیک دیجیتال جهت اعمال اراده "دموس" به نفع تمام مردم بهره‌گیری نماید

در اینکه، نیلِ به دمکراسیِ واقعی و مشارکتِ مردمی، به نوعی، نیازهایِ خود-مدیریتی را حتی در محدودهِ یک کشور رفع می‌کند، اما شکی نیست که وجود استبدادِ سیاسی و نبودِ راه‌کارهایِ دمکراتیک برایِ مبارزه و پیشرفتِ انسانی، مسیرهایِ دیگری و از جمله بدیل‌هایِ فرامرزی را در برابر این جوامع مطرح می‌کند. هم اکنون در مناطقِ مختلف ایران، جریان‌هایِ سیاسی مدعیِ حقوقِ ملیت‌ها، مبارزات خود را در راستایِ تبدیل ایران به جامعه‌ای فدرال و به طورِ رسمی متشکل از ملیت‌هایِ متنوع ادامه می‌دهند.

چندساعتی قبل از سوءقصد در کریست چرچ روی یکی از فورومهای راست افراطی بر اینترنت خبر "حملۀ قریب‌الوقوع به مزاحمان" اعلام شد و لینکی به صفحۀ فیس بوکی، که سوءقصد از آن زنده پخش شد. فرستندۀ خبر، که لابد تارانت بوده است، به خبر افزوده است: "خوب بچه‌ها، الآن دیگر زمان آن است که از وراجی دست‌برداریم و دست به عمل بزنیم".

جنبشی که اتحادش تنها و صرفاً بر روی نفی [سلب] نهاده شود یا شکست خواهد خورد و در این حالت غالباً وضعی ایجاد خواهد کرد که از وضعیت حاکم در آغاز به مراتب بدتر خواهد بود و یا این که این جنبش تجزیه و تقسیم به دو می‌شود. یعنی شکافی به وجود می‌آید که محصول برآمدن ناگهانی و خلاق یک طرح سیاسی اثباتی و سازش‌ناپذیر [آنتاگونیستی] با نظم مسلط است. طرحی که از پشتیبانی تشکلی نظم یافته [با دیسیپلین] برخوردار باشد

در رابطه با اوضاع نابسامان چپ ایران می‌توان از چند عامل عمومی که شامل چپ در تمام جهان و چند عامل خاص نام برد. اکثر این عوامل در هم تنیده هستند و جدا کردن آن‌ها از یکدیگر بسیار مشکل است. برخی از انان نیز در ابتدا پیامد عوامل دیگر بودند اما امروز خود انها دیگر زندگی مستقل خویش را یافته‌اند. عوامل اصلی را در هر حال می‌توان، شکست چپ ایران در عرصه داخلی و شکست جهانی چپ پس از سقوط دیوار برلین تلقی کرد.