جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹

گفتمان 

برای یک سازمان چپ فعالیت در راستای انتقال قدرت سیاسی و اجتماعی از حکومتگران سرمایه داری به نفع کارگران و تهی دستان و ایجاد دمکراسی رادیکال حیاتی است. در این رابطه رخداد انقلاب به مثابه یک پروژهِ بنیادیِ اجتماعی برای انتقال قدرت اجتماعی برجسته بوده، نقش سازمان به مثابهِ یک نهاد سیاسیِ مملو از توشهِ نظری و رهنمود دهنده بسیار مهم است.

سخنرانی در همایش اتحاد جمهوری خواهان درشهر کلن

شحصیت‌ها و روشنفکران در خارج از کشور نیز قادر به حرکت و ابتکار و فعالیت موثر نیستند، بلکه اغلب اسیر واکنش‌های بی هدف و "باری به هر جهت" هستند؛ و هم چنین دچار محدویت شناخت عمومی از جامعه ایران نیز هستند، غالباً به جای مطالعه دقیق و پیوسته حوادث و پژوهش‌های کارشناسی، انشاء نویسی‌های زیبا و طرح‌هایی‌های طنین انداز رایج است.

دیجیتال دموکراسی؟ تجزیه تحلیل می‌کند که چگونه دیجیتالی شدن جامعه و رشد و گسترش شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به احیای اهمیت یافتن دوباره نقش احزاب سیاسی کمک کنند. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ایجاد و برقراری رابطه سریع بین نمایندگان و رای دهندگان را ممکن سازند. اما، آیا احزاب سیاسی تا چه میزان در استفاده از امکانات نوین خوب عمل می‌کنند؟

در یک چنین شرایطی، منازعه کمدی گروگان گیری کشتی‌های ایرانی و انگلیسی توسط نیروهای امنیتی طرفین، فراروئی پدیده "بوریس جانسون" در روند برگزیت انگلستان، تلاش دونالد ترامپ در خرید "گروئنلند"، ادامه تظاهرات یکماه اخیر هنگ کنگ، دشمن تراشی خارجی بین‌المللی از چین و روسیه، و موارد مشابه دیگر را باید چگونه دیده و ارزیابی نمود.

در نبود آزادی‌های دمکراتیک و نیروهای قدرتمند اپوزسیون در صحنه علنی فعالیتهای جامعه، بدیهی است که استفاده از هر نوع امکان عملی برای حضور (قانونی، غیر قانونی و در صورت امکان بطور علنی) در امور جامعه مفید است. انتشار بیانیه اولیه برای استعفای خامنه‌ای و اطلاعیه های حمایت از آن، از جمله راهکارهای مبارزاتی است که در نبود حقوق مدنی به اشکال گوناگون عمل می‌کنند.

معضل در این رابطه را باید در موجودیت و دوام جمهوری اسلامی دید! در نظامی که اگر همانند سلف خود اتکاء بر فروش نفت و گاز دارد و لذا خود را نه که نیازمندی چندان به درآمد از صنعت گردشگری، اما مبتنی بر خود ویژگی هایش، بگونه ای بس مضاعف متعهد به پاسداری از ناموس اسلامیت و مقابله با تهاجم "فرهنگ غربی"!

برای تحول خواهان نوپا همه چیز باید از نو پایه گذاری شود. آن ها ناچارند با نقد هر دو گروه یاد شده خلاقانه راهکارهای جدید و بدیعی را با آزمایش و خطا کشف نمایند و طبیعی هست که هر دم به چپ یا راست بغلتند تا بتوانند مسیر درست و هموار را پیدا کنند.

امروز چپ رادیکال و « تحول‌طلب» اگر واقعاً بخواهد پرچم دو نسل گذشته خود را بالا نگه دارد و میراث‌دار انان شود، اگر خواهان رسیدن به «حریت، مساوات و عدالت» باشد، اگر بخواهد به مساوات نه در حرف بلکه در عمل و از راه ازادی‌ برسد آنگاه باید هدف خود را دفاع از سوسیالیسم، فمینیسم و محیط‌زیست اعلام کند.

استراتژی یک سازمان سیاسی چپ رادیکال ارائه یک آلترناتیو سوسیالیستی است که در بلند مدت از طریق چالش های رقابتی دموکراتیک غیر خشونت آمیز می‌خواهد بافت های اقتصادی اجتماعی خود را شکل داده و به مرور زمان تحکیم نماید. این آلترناتیو خواهان آن است که کنترل سرمایه و ارزش انباشته شده و افزوده را زیر کنترل و مالکیت نیروی کار و نمایندگان آن در بیاورد.