دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

گفتمان 

در نبود آزادی‌های دمکراتیک و نیروهای قدرتمند اپوزسیون در صحنه علنی فعالیتهای جامعه، بدیهی است که استفاده از هر نوع امکان عملی برای حضور (قانونی، غیر قانونی و در صورت امکان بطور علنی) در امور جامعه مفید است. انتشار بیانیه اولیه برای استعفای خامنه‌ای و اطلاعیه های حمایت از آن، از جمله راهکارهای مبارزاتی است که در نبود حقوق مدنی به اشکال گوناگون عمل می‌کنند.

معضل در این رابطه را باید در موجودیت و دوام جمهوری اسلامی دید! در نظامی که اگر همانند سلف خود اتکاء بر فروش نفت و گاز دارد و لذا خود را نه که نیازمندی چندان به درآمد از صنعت گردشگری، اما مبتنی بر خود ویژگی هایش، بگونه ای بس مضاعف متعهد به پاسداری از ناموس اسلامیت و مقابله با تهاجم "فرهنگ غربی"!

برای تحول خواهان نوپا همه چیز باید از نو پایه گذاری شود. آن ها ناچارند با نقد هر دو گروه یاد شده خلاقانه راهکارهای جدید و بدیعی را با آزمایش و خطا کشف نمایند و طبیعی هست که هر دم به چپ یا راست بغلتند تا بتوانند مسیر درست و هموار را پیدا کنند.

امروز چپ رادیکال و « تحول‌طلب» اگر واقعاً بخواهد پرچم دو نسل گذشته خود را بالا نگه دارد و میراث‌دار انان شود، اگر خواهان رسیدن به «حریت، مساوات و عدالت» باشد، اگر بخواهد به مساوات نه در حرف بلکه در عمل و از راه ازادی‌ برسد آنگاه باید هدف خود را دفاع از سوسیالیسم، فمینیسم و محیط‌زیست اعلام کند.

استراتژی یک سازمان سیاسی چپ رادیکال ارائه یک آلترناتیو سوسیالیستی است که در بلند مدت از طریق چالش های رقابتی دموکراتیک غیر خشونت آمیز می‌خواهد بافت های اقتصادی اجتماعی خود را شکل داده و به مرور زمان تحکیم نماید. این آلترناتیو خواهان آن است که کنترل سرمایه و ارزش انباشته شده و افزوده را زیر کنترل و مالکیت نیروی کار و نمایندگان آن در بیاورد.

ستم بر خلاف تبعیض همیشه منفی است. توسط گروهی در جامعه اعمال می‌شود که از قدرت بیشتری نسبت به گروه تحت ستم برخوردار است. همچنین از آنجا که ستم شکل ساختاری به خود می‌گیرد، معمولاً طی مدتی طولانی پابرجا باقی می‌ماند. باید در نظر داشت هنگامی که از شکل ساختاری ستم گفته می‌شود این لزوماً به معنی ستم از سوی نهادهای دولتی نیست.

با توجه به همه نکات گفته شده در بالا می‌توان به پرسش « ما که هستیم؟» پاسخ کوتاهی داد. در سند پیشنهادی «راستاهای عمومی» ، به جای آنکه گفته شود ما که هستیم، گفته می‌شود، ما از حقوق چه کسانی دفاع می‌کنیم، چیزی که چندان مناسب نیست.

با توجه به گسترش فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در میان توده‌های مردم، یک نیروی چپ پیگیر، تحریم‌های اقتصادی را تنبیه جمعی یک ملت تلقی کرده و نمی تواند همانند «حجتیه»ای‌های اسلامی و غیراسلامی طرفدار نظریه «هر چه بدتر، بهتر» و پشتیبان این نوع تحریم‌ها باشد.

امروز، هیچ حزب چپ رادیکالی که بر آمال‌های سوسیالیستی، فمینیستی، زیست‌محیطی تأکید نکند را نمی‌توان طرفدار جدی عدالت اجتماعی، آزادی و برابری تلقی نمود. چنین حزبی نه فقط از این آمال‌ها در سطح کشور خویش دفاع می‌کند، بلکه خود را عضوی از خانواده همه جنبش‌های مترقی جهانی که چنین اهدافی را دنبال می‌کنند محسوب می‌نماید.

نام آدام اسمیت در ذهن ما با بازار آزاد و بعد هم نئولیبرالیسم عجین شده است. اما آیا به راستی آدام اسمیت طرفدار یک سرمایه داری بی لگام بوده است، که در آن "انتظام همه چیز به دست نامرئی بازار" سپرده شده است؟ این تصویر مسخ شده ای از او است. اما آیا عنوان "یک سوسیال دموکرات نرم" را هم می توان به او اطلاق کرد؟