يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹

گفتمان 

برخی از نیروهای چپ در ایران تمام نیروی خود را صرف تعیین استراتژی و تاکتیک برای گذر از جمهوری اسلامی، گاه به هر قیمتی، حتی تکیه بر نیروهای خارجی، می‌کنند و برخی شرط «حمایت» از هر حرکتی را «خشونت‌پرهیزی محض» اعلام کرده‌اند.

بسیاری از تحلیلگران سیاسی که همرأی با مردم هستند، در رسانه ها بر پیوند پایه ای و انترناسیونالیستی با جنبش ایران تأکید می ورزند. آنها به مردم خود ضرورت فاصله گذاری در شعارها میان «مردم ایران»و جمهوری اسلامی ایران را تذکر می دهند. این روحیۀ همبستگی کجا و شعار نفرت انگیز وتفرقه افکنانۀ "نه غزه، نه لبنان ... جانم فدای ایران ..." کجا؟ این شعار کمکی به مبارزه با سیاستهای توسعه طلبانۀ رژیم، که باعث تفرقه و جدایی بین مردمان منطقه شده است، نمی کند.

در همین جا لازم به گفتن است که در ابعاد توده اى و در سطوح مختلفِ اقشار اجتماعى در ایران ما، پرچم، اینکه چگونه باشد و با چه رنگ، کمتر دغدغه توده مردم بوده است. این حکومت ها و احزاب سیاسى و تا حدودى روشنفکران بوده اند که موضوع را پیش کشیده اند و گاهى همچون این روزها، تلاش کرده اند آنرا به عامل شکاف در صفوف مردم هم تبدیل نمایند و البته در بزنگاه هاى تاریخى و در چرخش هاى قدرت نیز، به طور طبیعى، تب این جریان، بیشتر بالا گرفته است.

شتاباندن مبارزه و بردن شیوه مبارزه تا آنجا که تنها بخش گذشته از جان ها در صحنه بماند، انتحار سیاسی و اتلاف نیروست. آوانگارد جان بر کف، می تواند در این یا آن برهه از زمان و توسط بخش هایی از مردم ناراضی مورد ستایش قرار گیرد ولی ستایش، به خودی خود مشارکت فعال در مبارزه نیست. همه مسئله، توده ای شدن مبارزه است؛ چنین مبارزه ای شکست ناپذیر است.

شواهدی بسیار از موارد تاریخی دست داشتن حکومت در ایجاد آشوب و نسبت دادن آن به مردم وجود دارد. اکنون این راز توسط برخی از ارگانهای دولتی و در جریان تصفیه حسابهای جناحی خود برملا شده است.(*) این رازها همچنین براساس اعترافات برخی از دست اندرکاران سابق که یا خود حکومت را ترک کرده اند و یا به دلایل مختلف از حاکمیت به بیرون پرتاب شده اند، روشن شده است، شهادتهایی که در دفاتر نهادهای مختلف حقوق بشری و دادگاههای رسیدگی به اعمال جمهوری اسلامی ثبت شده است.

ناسیونالیسم از راه دوره (یا ناسیونالیسمِ راه دور) به معنی مجموعه‌ای از رفتار و ادعاهای هویتی بخشی از مردمی است که در سرزمینی خارج از ان‌جایی که خود خانه پدری یا مادری خویش تلقی می‌کنند، ساکن هستند. اقداماتی که این گروه در جهت استقرار یا دفاع از حاکمیت ملی انجام می‌دهند بسیار متفاوت و گسترده است و می‌تواند از شرکت در انتخابات، تظاهرات، جمع‌اوری پول، لابیگری، تا حتی کشتن و مردن در دفاع از حاکمیت ملی را شامل گردد.

کشتار جمعی زندانیان سیاسی تنها مورد از جنایت حکومتگران علیه شهروندان خویش در ابعاد جنایتی علیه بشریت نیست. بسیاری از موارد دیگر نشان می دهند که عدالت نسبت به این دست جنایات، از جمله به دلیل بقای حکومتگران بر مسند قدرت، ابتدا به اعتباری تاریخی حاصل می شود و برای فرجام حقوقی آن هیچ تضمینی نیست.

سرزنش کردن همگان از بابت حمایت شان از اقدام تسخیر سفارت امریکا، بخصوص در سایه قرار دادن استقلال طلبی مردم ایران، برخوردی غیر عقلانی با یکی از مراحل تاریخ کشور ماست. به عوض این برخورد احساسی و یک جانبه، جا دارد که به ارزیابی عینی از آن رویداد دست زد. پرسش این است که در کورمال کورمال رفتن در راه استقلال، که این شیوه راه پیمودن، خود ضعفی بوده و هست، چه نتایجی بدست امده است؟

اگر دولت های ناسیونالیستی بعثی در سوریه و عراق در شکل ناسیونالیسم عربی آن بر علیه کردها، ترکمن ها، آسوری ها و دیگر گروه های اتنیکی، ناسیونالیسم ترکی در ترکیه جهت آسیمیله کردن کردها و اقلیت های دیگر، ناسیونالیسم فارسی در ایران بطور مشابه، توسط قدرتمداران حاکمه، انواع مختلف تبعیضات را بر غیر خودی ها روا داشته اند، از این طریق نه تنها قدرت های اقتصادی و سیاسی را در دست هزار فامیل های خویش نگاه میداشتند، بلکه از طریق چنین سلطه ای تلاش در محو، و از بین بردن غیر خودی ها مینمودند.

واژه ها و گزاره های مورد استفاده سرشار از خشم، نفرت و کینه و تهی از خرد و انصاف و احساس مسئولیت و بدون رعایت احترام و حرمت کلام و قلم، چونان ضربات سنگین و گلوله های زهرآگین، توسط بخشی از افراد در زندگی واقعی و شبکه های مجازی بسوی بخش دیگری شلیک میشوند. واژه ها و گزاره هائی که زخمهای عمیقی در روان و جسم افراد مورد تعرض یا طرفین بجای می گذارند و پیامدهای مخربی برای فرد و جامعه به بار می آورند.