شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

گفتمان 

مسعود به فکر فرو رفته، قول هیپیاس سوفسطایی بشردوست قرن پنجم پیش از میلاد در یونان را به یاد می اورد که می‌گوید: "ما همگی خویشاوند و همشهری و دوستیم و اگر بر طبق قانون عرف هم چنین نباشد، بر حسب طبیعت، همگی، کسان هم هستیم، شباهت های ما نمودار خویشاوندی مان است ..."؛ حرکات دست و سر مسعود نشان می دهند که او حیران است که با این خویشاوندی همگانی، جایی که می بایست کمتر رنج و درد باشد، رنج و درد بیشتر و جایی که می توانست خوشی و لذت بیشتر باشد، لذت کمتر و جایی که لازم نیست آسیب و زیانی باشد، آسیب و زیان فراوان. هراس هست. مسئولیت هم هست.

متأسفانه وجود این روابط برخی از محافل چپ را باین نتیجه می رساند که ایران در رودر رویی با امپریالیسم قرار دارد و باید حمایت شود و همچنین نتیجه گیری میشود که دولت ایران دارای وجوه مثبت است. نتیجه غلط این گونه تحلیل ها آنست که ما خواسته هایمان را بجای واقعیتها می‌نشانیم. ممکن است که ونزوئلا و ایران دارای سیاستهای دفاعی مشابهی در رابطه با آمریکا باشند ولی خیلی اشتباه است اگر بخاطر آن دولت جمهوری اسلامی را حکومتی مترقی، ضد امپریالیست و مثال زدنی بدانیم.

مرزبندیِ نقش‌ها و حوزه‌ها، بدون شک، کار بسیار دقیقی است. حتا بی‌نهایت سخت است. اما تمام تاریخ بازنمودهای مدرن از سیاست، در پرتو طیفی کامل از «توتالیتاریسم‌ها» تا «سوسیالیسم‌ها»، به سمت نشان‌دادن این موضوع رفته که هیچ چیز فوری‌تر از امید‌بستن به «سیاست» چون آنی که تمام معنا را تبیین کند وجود نداشته است.

اخراج از کشور، فقط بیرون رانده شدن از یک مکان خاص نیست، بلکه یک بعد زمانی هم دارد. بیرون رانده شدن، همانقدر که به فضا و مکان مربوط می‌شود، به معنای نوعی عدم تعلق زمانی نیز هست. «فردا» برای انسان اخراج شده متعلق به جای دیگری است. در واقع اخراج چیزی کمتر از ربودن توان زندگی یک فرد نیست، موقعیتی که چشم‌انداز یک آینده بهتر را نیز از بین می‌برد.

لغزش دیدگاهی در هر دو شعار "می بخشیم، اما فراموش نمی کنیم" و "نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم" همانا تقلیل مجدد مفاهیم حق و جزا به اموری شخصی یا سیاسی و در هر حال مقید است. برای روشن شدن موضوع، بیائیم بر این سؤال مکث کنیم که "این کیست که می بخشد یا نمی بخشد؟"

ساختمان امروز و فردا بدست انسان انجام می گيرد و ا نسان بازيچه بی اراده تقدير «عوامل و جبرها» نيست، بل فعال نيز هست و نحوه برخورد او با واقعيتها تاثير کلی در چند و چون سرنوشت وی دارد، مبارزه برای فعال و نسبی کردن وی بحق نبردی ستودنی است. در حقيقت، عوامل بنابرآنکه چه سان از راه ذهنيات در عمل و شيوه تفکر انسان تبلور جويند تأثيراتشان متفاوت می شوند. بدينخاطر است که در پی جستن عوامل پيروزی و يا شکست بدنبال نقش شخصيت ها و روحيه و طرز عمل جامعه می روند.

این حس تبعیض بر متن نوعی سیاست عرب زدائی که خود را در تعویض نام بسیاری از شهرها و روستاها به زبان فارسی نشان می‌داد، عنصری ثابت در همه طول سلطنت دو پهلوی پدر و پسر بود. نحوه برخورد تحقیرآمیز و مبتنی بر تبعیضات آشکار، با بروز دادن نمودهای خود در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، اداری و فرهنگی موجب تولید حس بیگانگی در عرب‌ها نسبت به حکومت وقت و حامیان ایدئولوژیک و فرهنگی آن می‌شد. بر چنین زمینه‌هایی پاره‌ای تحرکات ناسیونالیستی طی دو دهه قبل از انقلاب سربرآورد و در مواردی حتی جنبه سازمان‌دهی به خود گرفت. این نیز در شرایطی که پان عربیسم رو به اوج در کل خاورمیانه، احساسات ناسیونالیستی عربی را تغذیه می‌کرد.

با مفاهيم شورش و جنبش نمی توان اعتراضات ۹۸ را تبيين کرد. ما نيازمند مفهوم سازی هستيم. مفهومی که بتواند اعتراضات آبان را تبيين کند. مفهومی که برخاسته از پيوند بين تهيدستان و طبقه متوسط فرودست است. چرا که هر دو در اعتراضات ۹۸ مهر خود را به آن زدند. اين شکل اعتراض هم مشخصه هائی از شورش دارد و هم جنبش. هم تمايزاتی معينی با آندو دارد. اين مفهوم لازم است وارد ادبيات جامعه شناسی سياسی گردد و مشخصه های آن تعريف شود. "خيزش" واژه مناسبی برای تبيين اعتراضات آبان ۹۸ است.

سیاست در سراسر جهان امروزه آلوده است، آلوده به تظاهر، خیانت و دروغ. کسانی که به صورت حرفه ای وارد کار سیاست می شوند، این مطلب را پیش فرض پذیرفته اند که هر فردی که بهتر و زیباتر تظاهر کرده و دروغگوی قهار تری باشد، در این راه موفق تر است. متأسفانه در تمامی انواع از سیستم های حکومتی در جهان که تا به امروز بر سر کار آمده اند و یا امروزه بر مسند حکومت هستند، همه و همه حکومت هایی بر پایه نیاز به وجود سیاستمداران در ساختار حکومت بوده و هستند.

در میان جریانات و سازمان های چپ، جریان سومی هم بسیار فعال است که خواهان آزادی، عدالت و گذر از جمهوری اسلامی به یک جمهوری سکولار دمکرات است. حزب چپ ایران (فدائیان خلق) و تعدادی ازسازمان ها و جریانات سیاسی و شخصیت های جمهوریخواه آزادیخواه نیز جزو این نیروها محسوب می شوند. این نیروها به دنبال ائتلاف، همکاری و همگرایی با جریانات جمهوریخواه و چپ هستند و بر این اعتقادند که یکی از مهمترین مسایلی که برای مردم در جامعه ایران مطرح است، همانا موضوع عدالت اجتماعی، معیشت، بهداشت، بیکاری، آزادی ها، و ... است.