يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹

گفتمان 

تلاش‌های پژوهشگران و نویسندگان را در گذشته و اکنون، برای زنده ماندن زبان‌های مادری را نباید نادیده گرفت؛ به‌ویژه درسال‌های اخیر پژوهشگرانی از نسل جوان،کارهای ارزنده‌ای در زبان و فرهنگ کردی و آذزی انجام داده اند، در شرایطی که حدود 40 در صد زبان‌های زنده دنیا درحال فراموشی و نابودی اند، ارزش کار این پژوهشگران جوان قابل تقدیر است.

با توجه به خسارات غیر قابل انکار جمهوری اسلامی، از طریق سیاست‌های انرژی هسته ای که به ایران وارد نموده است جای بسی تعجب است که نویسندگان سند پیشنهادی به کنگره، راستا های عمومی برنامه حزی چپ ایران (فدائیان خلق) می خواهند، بهره‏گیری از انرژی هسته‏ای را در ایران به بحث بگذارند.

لیبرالیسم مبتنی بر رسیدن به هدف به هر وسیله و استفاده از دادن هر وعده وعیدی جهت جلب رضایت و رأی مردم متکی است، تا از این‌طریق خود را به قدرت برساند. آن‌ها هیچ ابایی از دروغ گفتن و دادن وعده های سر خرمن قبل از به قدرت رسیدن ندارند. آن‌ها از متدهای ویژه مطالعه شده غیر اخلاقی جهت به قدرت رسیدن و قانونی کردن حاکمیت خویش سوء استفاده می‌کنند.

مذاکره بی قید و شرط طرفین یک نزاع می تواند اهداف مختلفی داشته باشد. از جمله مدیریت بحران، جلوگیری از جنگ های ناخواسته، ارزیابی واقعی اهداف طرف مقابل بدون واسطه ها و تبلیغات رسانه ای و رجزخوانی های از راه دور، تنش زدایی، بازی با کارت های واقعا موجود و ... و در صورت امکان حل و فصل آن دسته از اختلافاتی که هزینه کمتری برای دو طرف دارند و در نهایت حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات.

در جامعه سوسیالیستی، تعاونی‌های اعتباری و یا خود نهادهای اعتباری دولتها در مقیاس منطقه‌ای، شهری، ولایتی، ایالتی و کشوری می‌توانند از طریق فراهم کردن اعتبار برای پیاده کردن و به ثمر رساندن چنین پروژه‌هایی میتوانند به عنوان شریک و حامی وارد و داخل آنها شده و از پتانسیل‌های خلاق و ارزش آفرینی افراد در اجتماع استفاده نموده و بهره برداری نمایند.

اکنون که سرنوشت میلیون‌ها انسان، طبیعت پیرامون آن و نیز سرنوشت نسل‌های آینده، بازیچه‌ی مطامع و مقاصد اقلیتی زورگوی و جنگ افروز شده است، باید با رساتر کردن فریاد مخالفت با هیولای انسان‌خوار جنگ، در جلوگیری از فاجعه کوشید. این، وظیفه تاخیرناپذیر همه انسان‌های شرافتمند صلح‌طلب در ایران، منطقه و سرتاسر جهان است.

هدف ما از طرح راهکارها این است که در برهه‌ی نا به سامانی‌ها و سردرگمی‌‏ها، بدیل اساسی دیگر را که نجات را در درجه نخست در قدرت‌‌یابی مرد‌می‌(به ویژه کارگران و مزد و حقوق بگیران و همه‌‌ی‌ زحمتکشانِ آزادی خواه و نیز در نابرخورداران، فرودستان و تهیدستان) ‌می‌بیند، در اختیار جامعه‌ی علاقمند و دلبسته‌‌ی‌ رستگاری بگذاریم.

یعنی دیواری کوتاه‌تر از دیوار افغانستانی‌ها نیست؟ چرا این حکومت به‌جای افتادن به جان اینان از هزینه‌های سرسام‌آور خود در رابطه با سیاست "هلال شیعی"، و حفظ "عمق استراتژیک" و ماجراجویی‌های برون‌مرزی نمی‌کاهد؟  

طبقهٔ کارگر و مبارزان سوسیالیسم آن نیروی سومی هستند که صدایشان روزبه‌روز رساتر و بلندتر می‌گردد. نیروی سوم مبارزه طبقاتی را به‌عنوان واقعیت انکارناپذیر در عرصۀ مبارزات اجتماعی باور دارد و در مبارزه کار و سرمایه صراحتاً جانب‌دار اردوی کار است. نیروی سوم با اعتقاد به مبارزه طبقاتی و مبارزه علیه سلطه و جنگ‌طلبی امپریالیسم خواهان کنار نهادن جمهوری اسلامی و دولت نئولیبرال و امنیتی آن است.

اگر چه گفتمان انقلابی در بسیج نیروهای انقلاب نقش مهمی داشت اما نمی‌تواند علت اصلی انقلاب تلقی شود. یکی از مشکلات این تفسیر آن است که نمی‌تواند روند حوادث اولیه انقلاب را توضیح دهد. اولین حرکات انقلابی که با شب‌های شعر انستیتو گوته شروع شد، نیروهای اسلامی غایب بودند. حتی بعد از ان، از اولین اعتراضات قم در دی ماه و پس از آن حوادث تبریز، باز این طرفداران شریعتمداری بودند که هنوز قدرت زیادی در میان معترضین داشتند. تنها پس از حوادث جمعه سیاه، نیروهای رادیکال اسلامی توانستند زمام عموم را به دست گیرند.