جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷ - ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۸

گفتمان 

كسانیكه امروز برای اجابت دعای خود نزد مجالس و كابینه‌های دولت‌های غربی می‌روند تا برایشان نسخه‌های شفابخش افیونی بپیچانند، از اعتماد به توان مردم ایران نومید شده و بریده‌اند!

در اهمیت ایجاد رسانه‌ها در جهت تقویت جنبش‌های آزادیخواهانه و عدالت‌جو در ایران تردیدی نیست. ولی سوال اصلی این است که آیا خود نیروهای آزادیخواه و عدالت‌جو تا چه حد در صرافت چنین کاری هستند و مهم‌تر از همه، تا چه میزان از امکانات و نیروی لازم برای چنین برآمدی برخوردارند؟ طبیعی است که فعالان عرصه‌ی سیاست برای پیشبرد اهدافشان، تبلیغ و ترویج برنامه عمل‌شان، برای جلب پشتیبانی نیروهای مورد نظرشان نیازمند ابزار ایجاد ارتباط با جامعه هستند

محدود و منوط کردن آزادی و دمکراسی به چارچوب حمهوری اسلامی، غیراخلاقی، غیرخردمندانه، مغایر با خرد نقاد، متنافر با فرهنگ و اندیشه سیاسی دمکراتیک معاصر و متضاد با منافع و نیاز مردم، جامعه و کشور ما و مشارکت آزاد و برابرحقوق همگانی در اداره امور جامعه و کشور در جهان جهانی شده معاصر است.

اما این روزها در کنار وارد کردن بدترین اتهامات توهین آمیز به این پناهندگان و مهاجرین اقتصادی به آمریکا، ما شاهد صحنه جدا کردن کودکان از والدین، در قفس کردن آنها، دیپورت و زندانی کردن والدین و تقسیم کودکان میان خانواده های داوطلب نگهداری از این بچه ها می باشیم. این صحنه ها فقط و فقط خاطرات دوران حملات استعمارگرانه به کشورهائی که تحت مستعمره در چند صد سال پیش و "کانکوستودور"ها و جدا کردن فرزندان بومیان از والدین در آن دوران واقع می شد را در خاطره ها زنده می کند.

تاریخ، همیشه تاریخ معاصر است یعنی به تاریخ گذشته برمبنای داده‌ها، دانسته‌ها، تجربه‌ها و زیسته‌ی امروز، پرداخته می‌شود. کسانی آگاهانه یا ناآگاهانه گونه‌ای برخورد گزینشی با تاریخ می‌کنند، جنبه‌هائی را برمی‌گزینند، جنبه‌هائی را کنار می‌گذارند

طبیعی است درزمانی كه فرد نتواند تابع جمع باشد و منافع خود را با آن تطبیق دهد و یا جمع نخواهد حقوق فردی را تضمین و محترم شمارد، آن تشكل، جمعی متفرق است كه بر بستر یكسری از ضرورت‌ها و اجباراً پیرامون هم گردآمده‌اند كه با اندكی جابجایی شیرازه آن به هم خواهد ریخت و ماندگاری تصوری تصنعی و عبث خواهد بود

نظام سیاسی ایران (سلطنت)، علیرغم تحمل اصلاحات مهم مدرن در پروسه نوسازی، بالاخره موهبت الهی باقی ماند و نتوانست از ریشه ها و زمینه های باستانی، اسلامی و شیعی خود بگسلد. بدینترتیب خرد و اندیشه نقاد، آزادی و دمکراسی پارلمانی، ابتدا در اندیشه شهریاری ایرانی – شیعی (شهریاری خداسالار- شیعی گوهر) تحلیل وتقلیل یافت و سپس بر پای آن قربانی شد.

باتوجه به وجود ریشه دار فکر و فرهنگ سیاسی شهریاری دین گوهر در ذهن ایران و ایرانی بنظر می‌رسد برای عقلانی کردن و دمکراتیزه کردن روابط ایرانیان با یکدیگر و سیستم سیاسی و ساختار سیاسی کشور و عمل کرد آنها و استقرار نظام دمکراتیک مبتنی برحق رای همگانی درکشورمان، علاوه بر ضرورت مبارزه سیاسی و نقد ولایت فقیه و گسست از آن، نقد پادشاهی و گسست از آن نیز الزامی است.

ماندن در احزاب و سازمانها و گروهای منقبض شده در خود به بهانه های مختلف و خود راضی کن، کار ساز نیست ، تلاش برای پایه گذاری وساختن حزب دمکراتیک برنامه محور و فراگیر در جهت تغییر و تحولات دمکراتیک و ارتقا ایران به نظام اجتماعی و سیاسی دمکراتیک وظیفه روزمره و مستمرما در قبال جامعه و مردم کشورمان است

نسل فدایی امروز ـ در شکل کنونی ـ و بزعم من ـ ازدو نسلِ پیش و پس از انقلاب بهمن قابل تعریف و تجربه هست. تقاوت این دو نسل را می شود نه تنها در نگرش و منش زندگی که دراختلافات یا تقابلات و جدالهای درون و برون تشکیلاتی و در قلم زنی ها و غیره مشاهده کرد