يكشنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۴ فوریه ۲۰۱۹

گفتمان 

بحران اقتصادی ترکیه تنها چند روز پس از انتخابات، با افزایش لجام‌گسیخته‌ی قیمت ارز خود را نشان داد. در عرض چند هفته قیمت دلار و یورو به حدود دو برابر قیمت سابق خود رسید و ضربه‌ای سنگین به صنایع وابسته به خارج ترکیه وارد کرد.

"اکتبر" ولی علیرغم همه خدماتش، تناقض بزرگی را هم از خود بر جای گذاشت: جایگزینی اراده دمکراتیک مردم با پیشاهنگی اراده گرا! همین معضل گرهی بود که آن انتخاب انسانی اولیه را زیر سایه برد و طی زمان حتی بیشتر. این تناقض، موجبی برای تعویق افتادن‌ها و دقیق‌تر، به تعویق انداختن‌های‌ مکرر اصلاح نگاه و عمل آراده‌گرایانه در پسا 1917 و شوروی زاده آن بود.

ما با گذار از ایرادات و اشتباهات فکری، برنامه‌ای و سیاسی خود و با گذار از رنج‌های فراوان بیرونی و درونی، در پاسخ به نیازهای جامعه و مردم خود حزب جدید چپ ایران را تشکیل دادیم.

امروز با هر جوان تحصیل‌کرده کشورمان که هم‌سخن می‌شویم، از انزجار او به ظلم و ستم و تعدی، متحیر می‌مانیم. علی‌رغم آموزش‌های نظام اسلامی که دره بزرگ فقر و ثروت را مشیت الهی معرفی می‌کند، به‌جرئت می‌توان گفت، فرایند روحیه آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه در میان جوانانمان، به یک فرهنگ تبدیل‌شده است.

خموشی گزینی آقای رضا پهلوی درباره سیاه‌کاری‌های پدربزرگ و پدر خویش، برای دلجویی از اولی‌ها بوده است. در مشروطه‌خواه نمایی‌اش اما، کنار خرد جویی‌های خودش و رهنمایان هوشیار و آگاه به نیاز زمان دوستدار خویش، درواقع بازتاب گرایش سلطنت مشروطه.

فروتن در خودآموزی و آموختن از دیگران و پابرجایی در آرمان‌های انسانی و ارزش‌ها. اگر نگاه نقاد و خود انتقادی، متعلق به مدرنیته است و بیانگر روح آزادیخواهی، "فدایی خلق" هم با هر آلودگی به کهنگی‌ها، در کلیت خود تعلق به این پدیده دارد و پالایش‌هایش نیز، صورت گرفته بر همین بستر.

در گذار از حکومت شبه توتاليتر به دموکراسی، نقش اصلی با جنبش اعتراضی مردم و در رأس آن طبقه کارگر بود. مشارکت وسیع مردم، اين پيروزی را امکان‌پذیر ساخت. اما اين جنبش با رهبری لخ والسا، ژان پل دوم و کلنل والدمار فیدریج (ماژور)، بنیان‌گذار جنبش جایگزین نارنجی به پيروزی رسيد.

افغانستان ثبات نمی‌گیرد مگر در تعامل ارگانیک با قدرت‌های بیگانه و در همان حال، نه که سازگار با هیچ تحکمی از سوی غیر! از یکسو حضور خارج در ساختار این کشور واقعیتی است نهادینه‌شده و حتی درون ساختاری، اما همین ساختار درونی از سوی دیگر و نیز از دیرباز، پس زننده بیگانه آمر! نیروهای درونی‌اش در کشاکش با یکدیگر به این یا آن قدرت همسایه و غیر همسایه متوسل می‌شوند، ولی در برخورد با حامی حریف و رقیب خود، پرچم استقلال برمی‌افرازند و مستقل جلوه می‌کنند!

در سال‌های اولیه دهه ٤٠ چندین گروه روشنفکری و دانشجویی به‌طور مخفیانه به مبارزه علیه رژیم شاه برخاستند، که بیشتر فعالیتشان در عرصه‌های پخش اعلامیه و ردوبدل کردن جزوات و کتاب‌های ممنوعه و تشکیل جلسات بحث و گفتگو پیرامون مسائل سیاسی روز ایران و جهان، کار در کارخانه‌ها و یا تحقیق و پژوهش درباره اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران بود

میلانی با چنین درکی از شاه در ابتدای کتاب می‌گوید، او «مرغدلی بود که چون شیر می‌غرید اما به محض احساس خطر غرشش به کرنش بدل می‌شد.» عده‌ای از هوادارانش همه دودلی‌های او را به داروهایی که شاه برای درمان سرطان می‌خورد نسبت می‌دهند اما از نظر میلانی «ریشه تردیدها و تزلزل‌هایش در ماه‌های قبل از انقلاب را باید بیشتر در سرشت شخصیتش سراغ کرد نه ترکیب داروهایی که پزشکانش تجویز می‌کردند.»