سه شنبه ۲۸ دی‌ ۱۴۰۰ - ۱۸ ژانویه ۲۰۲۲

منوچهر مقصودنیا

سیاست اقتصادی متفاوت از سیاست های دولت های دست راستی گذشته که منجر به افزایش فاصله طبقاتی، گسترش فقر و عدم دسترسی میلیون ها شهروند به رفاه اجتماعی. سیاست های رفاهی و مبارزه با فقر حکومت های چپ، از یک سو و دفاع آنها از دمکراسی و باقی ماندن در چنین سیستم و ساختار سیاسی در سوی دیگر، یکی از دلایل مهم استقرار و نهادینه کردن دمکراسی در این کشورها ست. تا جائی که جناح های راست جوامع نام برده، در صورت باخت در انتخابات آزاد، ترس از کوبایی شدن را نداشته و شکست خود را می پذیرند.

اگر سؤال دربرگیرنده همه نیروهای کشورمان ایران باشد، که قاعدتاً باید چنین باشد، در آنصورت به جای واژه اتحاد بهتر است از واژه همبستگی و توافق در بعد ملی و جایگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر برای چنین همبستگی ای استفاده شود. چرا که اعلامیه جهانی حقوق بشر دربر گیرنده حقوق بخشی از جامعه، بخشی از نیروهای سیاسی یا بخشی از اقشار نبوده، بلکه در گیرنده حقوق همه ساکنین یک کشور و یا بشر بطور کلی است.

مضحکه اینکه اژه ای منصوب خامنه ای گفته "آقای محسنی اژه‌ای از دادستان کل کشور خواسته "بدون فوت وقت پیرامون موضوع مذکور و رفتار مامورین با زندانی و یا زندانی با زندانی با سرعت و دقت تحقیق کند." او چنان با موضوع تماس می گیرد که اگر کسی اطلاع نداشته باشد، فکر می کند اژه ای، تازه وارد دستگاه قضائیه شده و از آنچه که در زندانهای جمهوری اسلامی می گذرد، خبری ندارد. اژه ای با سیستم زندانهای جمهوری اسلامی کاملا آشنایی داشته و دارد. یک پای اژه ای همیشه در اوین، این زندان مخوف جمهوری اسلامی است. آخه مردک، مگر نیروهای غیبی این همه دوربین را در زندان های شما کار گذاشته و شما از آنچه که در زندانهای تان روی می دهد دسترسی ندارید؟ این دوربین ها از سوی مسئولان تحت ریاست شما و برای کنترل 24 ساعته زندانیان اسیردرچنگال اهریمنی شما، کار گذاشته شده است.

شخصیتی در قد و اندازه و توان خامنه ای ( حداقل در سال های اول ولایت فقیه ای -اش) برای فردای بعد از او در سطح بالای نظام دیده نمیشود. در نتیجه با مرگ او، جمهوری اسلامی وارد فاز تازه ای خواهد شد که می تواند برای نظام خطرآفرین و برای اپوزیسیون فرصت زا باشد. از هم اکنون می تواند شواهد زیادی را دید که طیف های مختلف برای فردای نظام بدون خامنه ای در حال برنامه ریزی هستند. و بیش از همه بیت خامنه ای. اما انباشت بحران ها، مشکلات اقتصادی و نارضایتی روز افزون مردم، می تواند این نقشه ها را نقش بر آب کند.

ایران با داشتن 16،1 تریلیون متر مکعب ذخایر قطعی، در جایگاه دومین دارنده منابع گاز طبیعی جهان ایستاده است. اما سهم ایران درتجارت جهانی گاز طبیعی ناچیز و نزدیک به صفر است. ناکارآمدی در مدیریت کلان اقتصادی، مایع از دست رفتن فرصت های توسعه اقتصادی، تباهی کیفیت زندگی مردم، حاتم بخشی درآمدهای ناشی از منابع گاز به حامیان واقعی و ظاهری حکومت در عرصه جهانی و برون رفت ایران از صحنه رقابت بین المللی گاز شده اند. سیاست های ماجراجویانه و تنش زای حکومت جمهوری اسلامی ایران در منطقه نفت و گاز خیز غرب آسیا، رویاروئی مستمر با کشورهای غربی و رقبای منطقه ای را به دنبال داشته است که مانع سرمایه گذاری لازم برای شکوفایی صنعت گاز طبیعی ایران شده است. سیاست نسنجیده و سرسختانه حکومت جمهوری اسلامی در برابر واقعیت های آشکار اقتصادی، منطقه ای و تاریخی، درحالیکه به زیان حال و آینده ایران است، برای کشورهای رقیب و همسایگان فرصت جو، سودمند و فرصت آفرین بود.

 ارزشهای پایه ای در این سند، دموکراسی و در کنار آن عدالت اجتماعی و دیگر ارزشهای عموم بشری مثل حقوق بشر  هستند. 

توهم اصلاح، تغییر و کنار گذاشتن چنین سیستم‌هایی با شرکت در انتخابات خواب‌وخیالی بیش نیست. این را ما ایرانی‌ها با تمام وجود، با گوشت و پوستمان تجربه کرده‌ایم. اصلاح‌طلبان دولتی و غیردولتی، بارها تلاش کردند تا بین بد و بدتر دست به انتخاب زده تا جمهوری اسلامی را اصلاح کنند. این راهکار نتیجه‌ای جز تداوم رژیم نداشته است.

تاکنون و در عمل کشوهای بازیگر در افغانستان، دولت افغانستان را دور زده‌اند. دولت افغانستان چاره‌ای جز قبول واقعیت موجود ندارد. اگر دو سال قبل سیاست اعلام‌شده دولت این بود که مذاکرات صلح باید زیر نظارت دولت صورت گیرد، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی تن به پذیرش ادامه مذاکرات بدون حضور مستقیم نمایندگان خود داده است

اکنون با پیروزی نسبی بشار اسد در جنگ داخلی، و فشارهای چند جانبه برای خروج نیروهای نظامی ایران از سوریه، یعنی آزاد شدن بخشی از واحدهای نظامی حزب الله  و لشگر فاطمیون در جنگ داخلی سوریه، آیا وظیفه دیگری به حزب الله در منطقه واگذار می گردد؟