سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ - ۷ دسامبر ۲۰۲۱

اسدی، هوشنگ

ریش نتراشیده و لباسش شباهت او را به کارگران زیاد می کرد؛ داشتم فکر می کردم قیافه و صدایش برایم آشناست که مسعود احمدزاده برخاست و حرف او را قطع کرد؛ با چنان صدای بلندی خندید که دادگاه به لرزه درآمد و گفت: "از همین یک نمونه معلوم است دادگاه فرمایشی تشکیل داده‌اید، این آقا که خودش را کارگر معرفی کرد، دکتر جوان رئیس تیم دستگیری و بازجوی من است."

من تنها شاهد عینی این حوادث بوده ام: ماجرای زیبرم- دستگیری مجید احمد زاده - دادگاه مسعود احمد زاده. چند دهه بعد از آن ماجراهای تاریخ ساز، اغلب کسانی که در جریان انتشار این رویدادها بوده اند، جهان را ترک گفته اند. گویا من و محمد بلوری باقی مانده باشیم که لقب"پدر روزنامه نویسی ایران" را دارد و د ر کتاب خاطراتش فقط از ماجرای زیبرم گزارش اندک و ناقصی داده است. در سه نوبت، گزارش های مربوط به این حوادث را می خوانید. از نگاه تنها شاهد عینی که خودش هم به قهرمانان صحنه خونین مهر می‌ورزید.