چهارشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰

مراد رضایی

موضوع ما در این مطلب، پرداختن به بحران کار، در زمینه‌ی کشاورزی است. خشکسالی در چهار سوی کشور، قطعاً به دلیل بحران در مدیریت منابع آب است. چرا که در همان سیستان و بلوچستان خشک نیز، هفته‌ی گذشته شاهد سیلی بودیم که زندگی باقی مانده‌ی اهالی را با خود برد.

این روزها تنش میان ایران و آمریکا جدی است. جدیتی که حتی ممکن است منجر به جنگ شود. اما کارگران ایرانی مدت‌ها قبل از آغاز جنگ، قربانی آن بوده‌اند. با فشار معیشتی، اخراج، بیکاری و حقوق‌های بسیار پایین‌تر از خط مطلق فقر. در صورت بروز جنگ هم این طبقه‌ی کارگر خواهد بود زندگی و خانه و کاشانه‌ی خود را از دست خواهد داد. آنان که در بروز بحران، تنش و جنگ نقشی نداشته‌اند، قربانیان اصلی وضعیت شده‌اند...

در مورد خیابان موضوع کاملاً متفاوت است. یک موزیسین خیابانی، در یک خیابان شلوغ، با انبوه مخاطبان اطرافش، وسط یک اجرای شاد، هر آن ممکن است چیزی بخواند که با تمایلات سیاسی و ایدئولوژیک حکومت هم‌خوان و همساز نباشد. در جامعه‌ی منسدد ایران، این اتفاق برای دستگاه سرکوب یک کابوس است: تبدیل یک موسیقی معمولی خیابانی به آغازگر یک اعتراض خیابانی!

هیات مقررات زدایی مصداق بارز یک نهاد فراقانونی و غیر شفاف است که آسیب‌های جدی در وضعیت معیشتی طبقه‌ی کارگر ایجاد کرده است. شناخت و افشای نهادهای اینچنینی، اعضای آن و عملکردهای آنها، یک زمینه‌ی فعالیت روشنگرانه برای فعالیت‌های کارگری خواهد بود.

رادیکالیزه شدن اعتصابات کارگری، امری است که باید پس از خیزش با شکوه آبان ماه، منتظر آن بود. کارگران دیگر نه با زبان مسامحه و مطالبه، که با زبان تهدید و معارضه با حاکمیت سخن می‌گویند. به ویژه که حاکمیت بیم این را دارد که اعتراضات آبان ماه از سر گرفته شوند. نزدیک بودن انتخابات مجلس، که در اسفند ماه سال جاری برگزار خواهد شد این بیم را در مسئولین حکومت تشدید می‌کند. بنابراین این بهترین فرصت برای پیش روی اعتراضات کارگری است.

قطر تنها مقصد کارگران ایرانی نیست. کویت، سنگاپور، ترکیه و عراق نیز تحت نظر شرکت‌های اقماری سپاه پاسداران، به محل اشتغال سنگین کارگران ایرانی بدل شده‌اند. کارگرانی که بدون بهره‌مندی از هیچگونه حقوق اجتماعی به شکل برده در پروژه‌های سپاه در این کشورها کار می‌کنند.

پس چرا واکنش آمریکا به اعتراضات مردمی 98 ضعیف‌تر بوده است؟ دلیل این امر را باید در ماهیت اعتراضات جستجو کرد. واقعیت این است که آزادسازی قیمت‌ها، افزایش قیمت بنزین و اجرای سیاست‌های نئولیبرال اقتصادی، نسخه‌ی نهادهای اقتصادی بین‌المللی برای جمهوری اسلامی بوده است. سازمان تجارت جهانی و بانک جهانی، بدون شک از گران شدن بنزین، حتی به قیمت تحت فشار قرار گرفتن مردم ایران خوشنود هستند. امری که به سیاست‌های آمریکا در زمینه‌ی اعتراضات جهت می‌دهد.

ایجاد یک تشکل یا سندیکای مستقل در حوزه‌ی کشاورزی، که اولاً وضعیت اقتصاد کشاورزی در کشور را روشن کند، دوماً در مورد شرایط کارگران این حوزه‌ی عظیم و با اهمیت چاره‌اندیشی کند و سوماً مقاومتی متحدانه علیه کژکارکردی‌های دولت در حوزه‌ی کشاورزی به وجود بیاورد، یک فوریت است. چرا که علاوه بر معیشت چندین هزار خانوار، مساله‌ی غذای تمام مردم نیز به به این حوزه‌ی حساس وابسته است.

بیانیه‌ی ده ماده‌ای اعتراضی سینماگران، دقیق و محترم است. اما اگر این سینماگران دایره‌ی مطالبه‌ی خود را وسیع‌تر برمی‌گزیدند، می‌توانستند و باید، به وضعیت اسفناک کارگران فرهنگی نیز اعتراض می‌کردند. کارگرانی که قرار است صدای جامعه باشند، اما خود صدایی ندارند...

امکان اتحاد عمل میان کارگران معترض در واحدها و مناطق مختلف، با توجه به گسترش روز افزون اعتراضات بسیار بیشتر شده است و ایجاد ارتباط و طرح شعارهای متحد، نظام سیاسی و اقتصادی حاکم بر ایران را مستاصل و مجبور به عقب‌نشینی خواهد کرد.