سه شنبه ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۲۲ ژوئن ۲۰۲۱

مراد رضایی

من فکر می‌کنم که علی‌القاعده فضای سیاسی کشور بعد از این «انتخابات» حداقل برای مدتی بیش از پیش بسته شود. ولی در عین حال تصور نمی‌کنم که شرایط کشور و بین‌المللی به شکلی باشد که عمده‌ی مردم کشور مقهور این فضا شوند و به آن وضعیت تن دهند. به گمان من، مقاومت و نافرمانی‌های مدنی، اعتصابات گروه‌های مختلف اجتماعی و چه‌بسا اعتراضات گسترده‌ی خیابانی و میدانی شکل خواهد گرفت و در ارتباط با حق انتخابات آزاد و منصفانه و شفاف، جنبش رفراندوم‌خواهی برای نه گفتن به جمهوری اسلامی، نسبتاً به سرعت شکل خواهد گرفت.

مزیت تبلیغاتی کار بی‌ثبات اینترنتی در غرب، «پول بیشتر، کار کمتر» است. کارگران استارت‌آپ‌ها در غرب قدری بیش از کارگران دیگر درآمد دارند و البته مقداری زمان آزاد بیشتر. اما این دو مشخصه برای کارگران بی‌ثبات ایرانی کارکرد ندارد. تورم افسارگسیخته و صف بیکارانی که هر روز به کارگران استارت‌آپ‌ها اضافه می‌شوند، امکان کسب درآمد بیشتر در قبال کار کمتر را از کارگران ایرانی سلب کرده است. اما معایب این شکل از کار از قضا به شکلی شدیدتر در ایران موضوعیت دارند. امکان تشکل‌یابی که به صورت رسمی از تمام کارگران، معلمان، پرستاران و مزدبگیران ایرانی سلب شده است، در مورد کارگران استارت‌آپ‌ها به یک امر محال تبدیل شده است: این کارگران اولاً ارتباط ارگانیکی برای تشکل‌یابی ندارند و دوماً به سادگی از کار اخراج می‌شوند.

دیکتاتوری فردی شاه نقش اصلی و عمده را در تثبیت موقعیت نظام و اتخاذ تصمیمات بر عهده داشت و تمام امور در شعاع تصمیم و اراده‌ی وی به اجرا درمی‌آمد. مقوم اصلی این شکل از دیکتاتوری سرمایه‌داری وابسته بود و متقابلاً این دیکتاتوری هم خود را در وهله‌ی نخست مدافع مناسبات این شکل از سرمایه‌داری می‌دانست. در وهله‌ی دوم دیکتاتوری فردی حامی سرمایه‌ی رانتی یا بخشی از سرمایه‌داری بود که با دیکتاتوری ارتباط متقابل داشتند. اولویت سوم دیکتاتوری فردی نیز مدافعه از منافع طبقه‌ی حاکم و به طور مشخص خاندان سلطنت و شخص شاه بود. فدائیان دیکتاتوری فردی شاه را «خشن‌ترین و ارتجاعی‌ترین شکل دیکتاتوری» می‌دانستند که با اعمال حاکمیت مطلق فردی روزبه‌روز بر جاه‌طلبی و اشتیاقش به قبض قدرت افزوده می‌شد.

آرمان‌ها و اهداف فداییان که همان ٰدفاع از آزادی و عدالت اجتماعی است همچنان در میان مردم و جوانان کشور زنده است. جنبش فداییان یک جنبش تاریخی، آزادی‌خواهانه، عدالت‌خواهانه با آرمان‌های سوسیالیستی و چپ است. این جنبش می‌بایست به دنبال غلبه بر پراکندگی‌هایی که در میان چپ وجود دارد برود و نیز همراه با آن با جریانات مترقی و دمکرات جمهوری‌خواه ائتلاف وسیعی از این نیروها برای گذر از جمهوری اسلامی به‌وجود آورد تا بلکه بلوک جمهوری‌خواهی سکولار برای مبارزه علیه استبداد حاکم بر کشور هر چه بیشتر متشکل و تقویت شود.

واقعیت این است که تز اقتصادی جمهوری اسلامی در دوره‌ی جدید مجدداً به دوران برجامی برگشته است. اکنون دولت نیازی به بورس ندارد. پس با بلعیدن پول‌های آخرین سرمایه‌گذاران باقی‌مانده در بورس، قصد دارد پول را به سمت زمینه‌سازی برای سرمایه‌ی خارجی هدایت کند. ارزان‌سازی نیروی کار، برای ایجاد جذابیت سرمایه‌گذاری، و هدایت پول داخلی به سوی تجارت و احیاناً مشارکت در تولید، سیاست این دوره‌ی دولت و نظام خواهد بود.

فیلم‌نامه‌نویس برای نشان دادن دوره‌ی تاریخی وقوع داستان، از لباس‌ها، مراسم‌ها، و البته لحن‌ و شیوه‌ها و شیوه‌های گفتار رایج در دوران قاجار بهره برده است. هرچند که جایگاه اجتماعی آدم‌های فیلم هم در ساخته‌شدن لحن آنها موثر است، اما تلاش هوشنگ گلشیری چه هنگام نوشتن رمان شازده احتجاب و چه در زمان همراهی در نوشتن فیلم‌نامه، در جهت شبیه کردن طرز گفتار، به زبان رایج در عصر قاجار بوده است. فروپاشی تدریجی نظام «خان و رعیت» در جای‌جای فیلم مورد توجه قرار می‌گیرد. زبان فخرالنسا و خاطرات خسروخان مملو از تاکید بر وضعیت خان‌ها، کشتارها، عیش و نوش‌ها، کشتارها، و عدام رعایت حقوق انسان‌ها و احیاناً آزادی بیان است.

تبلیغ علنی مشروعیت سرمایه‌دار بودن برای نیروهای مذهبی جامعه از دوران هاشمی رفسنجانی آغاز می‌شود. رفسنجانی در سخنرانی‌ای که بعدها به «خطبه‌ی مانور تجمل» معروف شد، در نماز جمعه‌ای در آبان 1369، صراحتاً اعلام می‌کنند نیروهای مذهبی جامعه باید سرمایه‌دارترین بخش جامعه باشند. تا جایی که نماز جمعه به مانور تجمل تبدیل شود. او تصریح می‌کند بهترین خانه‌ها و خودروهای وارداتی حق حزب‌الهی‌هاست و جمهوری اسلامی باید از مفاهیمی نظیر ساده‌زیستی عبور کند. زندگی شخصی هاشمی رفسنجانی نیز که در خاطرات وی انعکاس دارد، نمایان‌گر اعتقاد کامل وی به «مانور تجمل» است.

سه- راه حل سوم رهاسازی سیاست‌های پولی است، مانند آنچه که در مقاطعی در برخی از کشورهای آمریکای جنوبی تجربه شد؛ پول ملی به کناری گذاشته شود، دستمزدها به دلار پرداخت شود و مردم به دلار خرید و فروش کنند!

در هر یک از حالت‌های فوق و همچنین در حالت تداوم وضعیت فعلی، ضرر اصلی متوجه طبقات فرودست و متوسط خواهد بود. در نتیجه ایستادن در مقابل این روند معیوب و چاره‌جویی برای تغییر نیز، رسالت این طبقات متضرر است.

 

با در نظر گرفتن این متغیرها، که حداقل در افق میان‌مدت امیدی به بهبود آنها وجود ندارد، می‌توان به سادگی مدعی شد که نوسان ارز در ماه‌های آتی بالا و پایین‌های زیادی خواهد داشت. علاوه بر این حتی اگر به اوج دوران برجام برگردیم، دلار دیگر به قیمت آن زمان برنخواهد گشت. ساختار فشل اقتصادی موجود، واقعاً امکانی برای بهبود ندارد. امیدهای بازار هم تا چند ماه بعد ناامید خواهد شد؛ باز هم مردم می‌مانند، و ضرر در سرمایه‌های خردشان.

 

محتوای آموزشی اکیداً ایدئولوژیک در مدارس، کیفیت آموزش را تقلیل داده است. اما در سطح آموزش عالی، دخالت ایدئولوژیک حکومت بر محتوای آموزشی بسیار دشوار است. در نتیجه تخریب کیفیت آموزش عالی در کشور، عموماً از طریق خصوصی‌سازی انجام شده است. مدرک‌گرایی، بحران بیکاری فارغ‌التحصیلان را سبب شده و پولی شدن دانشگاه‌ها، امکان تحصیل را از جوانان با استعداد سلب می‌کند. طبیعتاً راه حل بحران پیچیده‌ی کنونی، تعطیلی تمام دانشگاه‌های پولی و یا حتی رایگان کردن تمام دانشگاه‌ها نیست. دانشگاه آخرین حلقه از یک زنجیره‌ی معیوب است.