شنبه ۰۹ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۸ مارس ۲۰۲۰

مراد رضایی

باید تاکید کرد، که تامین امنیت غذایی، وظیفه‌ی دولت است. خواه از طریق تنظیم معقول درآمدها و خواه از طریق توزیع مواد غذایی. تا کنون 2234 نفر در ایران در اثر بیماری کرونا جان خود را از دست داده‌اند؛ اما حتی آمارهای حکومتی به ما می‌گویند که این آمار تا انتهای اردیبهشت چند ده هزار نفر خواهد شد. این وضعیت، دیگر مرگ طبیعی بر اثر بیماری نیست. این قتل عمد، توسط دولتی است که طبقات فرودست ایران را هر روز فقیر و فقیرتر کرده است و مسئولیت نمی‌پذیرد...

با یک حساب سرانگشتی می‌توان متوجه شد که احتمالاً در ماه‌های میانی سال آینده، کشور با بحران قحطی گسترده مواجه خواهد شد. حتی گندم مصرفی برای تولید نان خانوار ایرانی وارداتی و متکی به دلارهای نفتی است. بحران محتمل قحطی، که احتمالاً سرمایه‌دارانی که به رانت اطلاعاتی اقتصادی دسترسی دارند، بسیار پیشتر از من و شما آن را حدس زده‌اند و انبارهای خود را برای این آینده‌ی نزدیک پر کرده‌اند، تنها با اتحاد وسیع کارگران و زحمتکشان برای تغییر وضعیت موجود امکان‌پذیر خواهد بود.

از«جنگجویان خط مقدم» مبارزه با کرونا، که توسط مردم این روزها قهرمان تلقی می‌شوند گفتیم. به لیست این قهرمانان باید این مشاغل را نیز افزود: بهیارها و بهورزها، پرسنل داروخانه، راننده‌ی آمبولانس، منشی بخش، رادیولوژیست، تکنسین آزمایشگاه، نیروهای خدماتی بیمارستان، بیماربرها، کارکنان آشپزخانه‌ی بیمارستان، پرسنل سردخانه، و هر شغلی که نسبتی با نظام سلامت دارد، اما تشکل و سندیکا ندارد. ماه‌ها حقوق معوقه دارند، شرکتی هستند و امنیت شغلی ندارند.

رواج چهل ساله‌ی تزویر و اختناق در ساختار حکومت جمهوری اسلامی، یک بی‌اعتمادی عمومی نسبت به گفته‌ها و کرده‌های سران حکومت ایجاد کرده است. حتی در ساده‌ترین مسائل، نظیر اخبار هواشناسی یا آمارهای اقتصادی، مردم به صورت پیش‌فرض، ادعاهای حکومتیان را دروغ تلقی می‌کنند. به طور ویژه، پس از ظهور و گسترش امکانات فضای مجازی، این بی‌اعتمادی نسبت جمهوری اسلامی افزایش پیدا کرد.

برای یک نیروی سیاسی مستقل، این آمار حداقل می‌تواند نشانه‌ی تاثیر مستقیم و جدی «مسئله‌ی ملی» در سپهر سیاسی «حواشی ایران» باشد. حواشی ایران، یعنی هر جایی غیر از مرکز، که به دلیل تفاوت‌های زبانی، فرهنگی و مذهبی، حامل شکلی از «ستم ملی» یا حداقل «مساله‌ی ملی» هستند. اما به دلیل بافتارهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی مختلف در هر کدام از این حواشی، ما نه با یک ستم ملی یا مساله‌ی ملی مشترک در تمام مناطق غیرمرکز، که با مدل‌های مختلفی از این مساله در مناطق مختلف روبرو هستیم.

خصوصی‌سازی، یا به بیان دقیق‌تر فروش منابع ملی به سرمایه‌داران، در سال جاری، به شکل گسترده‌ای در بخش معدن باب شده است. واگذاری معادن به بخش خصوصی، در دو دهه‌ی اخیر وجود داشته است. اما حجم واگذاری‌های سال جاری بسیار بیشتر بوده است. همین امر سبب شده است در سال جاری بیش از سی معدن به تعطیلی کشیده شوند و بیش از پنجاه کارگر معدن، در حوادث کار جان خود را از دست بدهند.

موضوع ما در این مطلب، پرداختن به بحران کار، در زمینه‌ی کشاورزی است. خشکسالی در چهار سوی کشور، قطعاً به دلیل بحران در مدیریت منابع آب است. چرا که در همان سیستان و بلوچستان خشک نیز، هفته‌ی گذشته شاهد سیلی بودیم که زندگی باقی مانده‌ی اهالی را با خود برد.

این روزها تنش میان ایران و آمریکا جدی است. جدیتی که حتی ممکن است منجر به جنگ شود. اما کارگران ایرانی مدت‌ها قبل از آغاز جنگ، قربانی آن بوده‌اند. با فشار معیشتی، اخراج، بیکاری و حقوق‌های بسیار پایین‌تر از خط مطلق فقر. در صورت بروز جنگ هم این طبقه‌ی کارگر خواهد بود زندگی و خانه و کاشانه‌ی خود را از دست خواهد داد. آنان که در بروز بحران، تنش و جنگ نقشی نداشته‌اند، قربانیان اصلی وضعیت شده‌اند...

در مورد خیابان موضوع کاملاً متفاوت است. یک موزیسین خیابانی، در یک خیابان شلوغ، با انبوه مخاطبان اطرافش، وسط یک اجرای شاد، هر آن ممکن است چیزی بخواند که با تمایلات سیاسی و ایدئولوژیک حکومت هم‌خوان و همساز نباشد. در جامعه‌ی منسدد ایران، این اتفاق برای دستگاه سرکوب یک کابوس است: تبدیل یک موسیقی معمولی خیابانی به آغازگر یک اعتراض خیابانی!

هیات مقررات زدایی مصداق بارز یک نهاد فراقانونی و غیر شفاف است که آسیب‌های جدی در وضعیت معیشتی طبقه‌ی کارگر ایجاد کرده است. شناخت و افشای نهادهای اینچنینی، اعضای آن و عملکردهای آنها، یک زمینه‌ی فعالیت روشنگرانه برای فعالیت‌های کارگری خواهد بود.