دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

مراد رضایی

باوجود نبود آمارهای مستقل و واقعی می‌توان ادعا کرد حدود بیست میلیون کارگر ایرانی هر روز با خطر بیماری و مرگ در محل‌های کار دست‌وپنجه نرم می‌کنند تا اگر بخت با آن‌ها یار باشد و از خطراتی کە در محل‌های کار در کمینشان نشستە جان و تن سالم بدر برند، با دستمزدهای زیر خط فقر روزگارشان را بگذرانند.

تیر مستند «طراحی سوخته» به سنگ خورده است. هیچ نقطه‌ی غیر شفاف و مبهمی در اعتراضات کارگران هفت‌تپه وجود ندارد و کارگران همچنان به نمایندگان برحق خود اعتماد کامل دارند.

هر اعتصاب و اعتراض کارگری، علاوه بر تداوم مبارزه‌ای که در میان آن قرار دارد، تجربه‌ی کلی جنبش کارگری را نیز ارتقا می‌بخشد. از تکرار اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه نیز می‌توان هم به‌عنوان تجربه‌ای برای اعتراضات آتی هفت‌تپه و هم تجربه‌ای برای جنبش کارگری در ایران بهره برد. در این متن به نکاتی از این اعتصاب پرداخته می‌شود.

دولت وظیفه دارد وقتی فردی به سن قانونی رسید، برایش تأمین شغل کند. حال اگر به دلیل بحران ذاتی سرمایه‌داری که هرگز عرضه و تقاضا در هیچ کالایی – و ازجمله کالای کار- به نسبت برابر نمی‌رسند، افرادی در جامعه بیکار بودند، دولت وظیفه دارد حداقل حقوقی به‌عنوان حقوق بیکاری به بیکاران پرداخت کند. این‌ یک مطالبه‌ی صنفی و کاملاً معقول است که در بسیاری از کشورها اجرا می‌شود.

یک زن در قامت یک رهبر کارگری ظاهرشده و مواضع کارگران معترض را اعلام می‌کند و از عملکرد زنان در اعتراضات هفت‌تپه سخن می‌گوید. اهمیت این اتفاق وقتی روشن‌تر می‌شود که آن را در بستر جامعه‌ی ایران که زنان در آن برای حق پوشش اختیاری خود مبارزه می‌کنند و ورودشان به استادیوم فوتبال ممنوع است ببینیم.

جمهوری اسلامی بحران ساختاری اقتصادی خود را به افراد و مؤسسات ارزفروش و احتکار کننده نسبت می‌دهد و با تهیه‌ی ویدئوهای حمله‌ی پلیس و یا حتی اعدام سلطان‌ها(اعم از قیر و سکه و نمک!) تلاش می‌کند این برداشت را در جامعه رواج دهد که مشکل ساختاری وجود ندارد.

گفتمان «اهواز گراد» در یک روند تکاملی اعتراضی توانسته است گفتمان «الاحواز» را به حاشیه براند. همین امر نوید بخش عصری جدید در سیاست‌ورزی در مورد خوزستان است. امروز کارگران، دانشجویان، معلمان و سایر اقشار معترض به جای تبری جستن از اعمال الاحوازیه، فریاد می‌زنند «خوزستان تنها نیست ...»

انتخابات پیش ِ رو یک میدان خالی برای تازاندن ارتجاع اردوغانی است. نتیجه‌ی انتخابات از حالا مشخص است. آنچه مشخص نیست ادامه‌ی روند وضعیت ترکیه در روزهای پس از این انتخابات است. تغییرات قانون اساسی پس از رفراندوم، رئیس جمهور را عملاً به عنوان یک قدرت بلامنازع تبدیل کرده است