يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

سیف‌اله اکبری

اشتباه رهبری مجاهدین در به عهده گیری انفجارها و ترورهایی که بعضاً ارتباطی به نیروهای مجاهدین نداشت، عامل دیگری بود که امپریالیسم و عوامل آن در داخل برای استتار خود و هدایت آن بسوی مجاهدین استفاده می‌‌‌‌کردند. متأسفانه بابت سودی که امپریالیسم و جناح‌‌‌‌های متخاصم حکومتی می‌‌‌‌بردند، مجاهدین تاوان می‌‌‌‌پرداختند.

 هدف امپریالیسم و خائنین به ملت و کشور ایران از کودتا، علاوه بر به زیر کشیدن دولت ملی دکتر مصدق، تجاوز به استقلال و حق حاکمیت ملی و اعمال سلطه بر سیستم اقتصادی و دستگاه سیاسی کشور بود، در عین حال، حمله‌های خیره سرانه علیه تفکرات علمی و عقلانیت، علیه افکار و اندیشه‌های انساندوستانه و عدالت‌طلبانه و بالآخره، علیه جهانبینی و ایدئولوژی رهائی طبقه کارگر و زحمتکشان از ستم و استثمار طبقات ارتجاعی محسوب می‌گشت.

 بررسی این فاجعه نیازمند پرداختن و بررسی رویدادهای یک صد سال اخیر از مشروطیت به این طرف است. نمی توان تصادم خونین مجاهدین را با دیگر هم مسلکان مسلمان خود مورد کنکاش قرار داد، بی آنکه سلطه دیر‌‌‌‌پای شریعت‌مداران حوزه های علمیه را بخصوص در این صد سال اخیر از نظر دور داشت.

در چند سال اخیر بخش وسیعی از مسئولین جمهوری اسلامی ، با خرید سهام واحدهای مختلف تولیدی، در سیستم اقتصادی موجود در جایگاه كارفرما قرار گرفته، خواست‌های اقتصادی خود را در كسوت قوانین جدید بر نیروی كار تحمیل كرد‌ه‌اند. نگرشی كه مدافع منافع کارفرمایان و در تقابل با كارگران، عملاً‌ به ابزاری در دست كارفرمایان تبدیل شده­اند و دیدگاهی كه نیروی كار را ماشین و ابزار می‌پندارد، نمی­تواند حافظ منافع مهمترین عامل تولید یعنی کارگران باشد.