سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۰ اوت ۲۰۱۹

آرام بختیاری

در فرانسه سارتر و اگزیستنسیالیستها با کمک کتاب" فنومنولوگی روح" به معرفی خود پرداختند. جریان" مارکسیسم انتقادی" دهه 20 قرن گذشته توسط لوکاچ و کروش را "مارکسیسم هگلی" نامیدند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم بحثی شدید میان مارکسیستهای" ارتدکسی" استالینیستی و مارکسیستهای" انتقادی" غربی درگرفت.

افکار کانت غالبا میان دو قطب- ضرورت آزادی و جبر طبیعی،در نوسان هستند. فلسفه او بخش مهمی از تاریخ دیالکتیک و اوج هومانیسم کلاسیک بورژوایی در آلمان بود. مورخین چپ مینویسند، وی یکی از جاده صاف کن های عبور از متد غیردیالکتیکی متافیزیکی و خالق دیالکتیک ایده آلیستی در چهارچوب فلسفه بورژوایی در آلمان بود.

انتقاد مارکس و انگس از ایدئولوژی، انتقاد از واقعیات و تفکر تاریخی بود که خود محصول شرایط تاریخی بودند. مارکس و انگلس ایدئولوژی را آلیاژی از تفکر، آگاهی و مقوله قدرت و سلطه می‌دانستند.

خانم دونایفسکایا می‌گفت مارکس 112 سال پیش ستون فلسفی برای سازماندهی انقلاب و جامعه را عرضه کرد ولی نیاز به سقف نیز بود. در عصر خطر جنگ اتمی برای عقب انداختن بیشتر کار سازماندهی فرصتی نمانده.

خانم رایا- دونایفسکا، تئوری و مفهوم "نفی مطلق" هگل را وارد مبارزات زنان، کارگران، سیاهان، جوانان، اقلیت ها، خلقها و جنبش های رهایی بخش نمود. او تحول و تغیر مارکس را از مرحله فیلسوف به مرحله اقتصاددان سیاسی میدانست و میگفت نوع نخبه اشرافی "حزب آوانگارد" لنین سرانجام به تشکیل دولت "تک حزبی توتالیتر" رسید.

جرج زیمل می‌گفت مد و مدرن، سکولاریسم و این جهانی بودن فرهنگ، با هم مرتبط و خویشاوند هستند. جهان مدرن غرب بعد از موفقیت سکولاریسم در سیاست، فرهنگ، اخلاق و حقوق شروع شد. آینده‌گرایی‌های مذهبی، لیبرالی، و بورژوایی، ریشه در نجات مسیحایی و ظهور امام زمانی دارند.

در انقلاب پرولتری مورد نظر مارکس نخستین بار سخن از پیوند تئوری و حرکت اجتماعی می‌شود. در آنجا یک فلسفه جدید یا تئوری نو با یک عمل انقلابی با هم متحد می‌شوند چون بدون یک تئوری سیستماتیک، هیچ انقلابی ممکن نیست و طبقه کارگر نیاز به یک برنامه و مانیفست عملی دارد. او بعدها کتاب "مانیفست کمونیسم" را یک برنامه حزبی با خصوصیات علمی نامید.

در نیمه دوم قرن بیست، پروفسورهای دانشگاهی خود را با "بحث هستی و زمان "هایدگر، و متون کلاسیک فلسفی سرگرم‌کننده،مشغول کرده بودند و بجای انتقاد از "روابط اجتماعی" دنبال کشف "حقایق ابدی" می‌رفتند، و راست‌گرایان می‌گفتند جنبش اعتراضی جوانان چپ را باید با اندیشه‌های سورئالیستی واکسینه نمود