سه شنبه ۳۰ دی‌ ۱۳۹۹ - ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱

سرسخن

نیاز جمهوری اسلامی به یک رئیس جمهور مقتدر سپاهی، انکار اقتدار "مطلقۀ" ولایت فقیه است، و در کنه خود یک فریب دیگر، نوعی بازی با روان اجتماعی مردم تا حفرۀ بزرگ فقدان امنیت را در اذهان پر کند و مهمتر این که مگر این روان اجتماعی رویگردان از ولایت، بار دیگر به شخصیتی در درون حاکمیت دل بندد؛ کسی که گویا "مثل هیچ کس نیست" و قرار است در برابر ولی فقیه به مقام تدارکاتچی تنزل نکند و به وعده های خود وفادار بماند.

در جامعه گفته می‌شود که حکومت تصمیم دارد واکسیناسیون مردم را منوط به تولید آن در داخل کند. روندی که، چشم انداز مثبتی از خود نشان نمی‌دهد و هیچ کس هم نمی‌تواند در باره سالم و امن بودن و قدرت تاثیر آن تضمینی دهد. این در یک کلام، یعنی بازی با جان مردم.

هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، امیدوار است با آغاز سال ۲۰۲۱، جهان هرچه بیشتر در جهت رفع تبعیض و بیعدالتی گام بردارد. در ایران نیز بر ویرانه های ستم و استبداد، عطر آزادی در فضای میهنمان افشانده شود. به امید آرامش و آسایش و رفاه و روزهای بهتر برای همگان و برقراری صلح و دوستی بین ملت ها

از سوئی ولو که دولت بایدن موضوع بازگشت به برجام و ازسرگیری مذاکره با ایران را از زمره اولویتهای سیاست خارجی خود قرار دهد، وضع لحظه در سمت امریکا امکان ازسرگیری مؤثر مذاکرات را فراهم نمی آورد. از سوی دیگر تمامی جهات وضع در سمت ایران حاکی از آن اند که دست بالای قدرت در جمهوری اسلامی علاقه ای به ازسرگیری فوری مذاکرات ندارد و در این باره اگر نه به صراحت، کجدار و مریز تا انتخابات ریاست جمهوری آتی در ایران عمل خواهد کرد.

شکست ترامپ در حد خود، گامی است در جهت مهار تخریب بیشتر مناسبات ایران و آمریکا و پیروزی بایدن می تواند فرصتی مغتنم برای حل مشکلات بین دو کشور باشد. باید جمهوری اسلامی را وادار کرد که با تن دادن به خواست مردم، از سیاست خارجی تنش‌زای خود پا پس نهد. در عین حال، هم‌گام با نیروهای پیشرو در جامعه‌ی آمریکا و سراسر جهان می‌توان امیدوار بود که در چشم انداز، گشایش‌هایی برای جنبش‌های اجتماعی زنان، کارگران، معلمان و زحمتکشان، اندیشمندان، کنشگران چپ، مدافعان حقوق بشر، فعالان حفظ محیط زیست و اقلیت‌های اتنیکی از هر نژاد و رنگ، با هر نگاه و باور و هر موقعیت اجتماعی، ممکن گردد.

قتل وحشیانه معلم تاریخ در فرانسه محکوم است. باید در کنار مردم و علیه بنیادگرایی اسلامی، از ارزش های دموکراسی و لائیسیته دفاع کرد. تا زمانی که نقطه پایانی بر تبعیض، فقر و بی عدالتی و غارت ثروت های مردم گذاشته نشود و تحولاتی در این سمت صورت نگیرد، راه برای به بازی گرفتن احساسات مردم توسط اربابان قدرت و ثروت باز می ماند و جهل و ترور باز هم می تواند قربانیان دیگری در نقاط مختلف جهان را بکام خود بکشد.

در مقابل، مخالفان سیاسی هر نظام و وضعیتی را داریم که با عملکرد یا بی‌عملی خود ناگزیر از نشان دادن آنند که به چه میزان از علامت‌دهی‌های جامعه و جزر و مدهای آن درس گرفته‌اند تا خود را برای نقش آفرینی در برآمد بعدی آماده کنند. اصلاً آیا قادر به استنتاجی پوشش دهنده از برآمدهای کوچک و بزرگ هستند تا بتوانند در موقعیت بازیگری و جهت دهی به حرکاتی قرار گیرند که جامعه در بطن خود می‌پرورد؟

علی

هر شهروند ایرانی، اعم از زن و مرد، باید با اعلام همبستگی، دربرابر هرگونه خشونتی علیه زنان به هر بهانه ای از جمله دستاویز «بدحجابی» بایستد. باید با فریاد رسا، فرمانهای امامان جمعه را در نطفه خفه کرد. باید خواستار جدائی دین از دولت شد، تا دست امامان جمعه و رهبر آنان خامنهای، برای همیشه از دخالت در امور جامعه و تحدید کردن حقوق و آزادی های شهروندان به بهانه های واهی از جمله «نهی از منکر» کوتاه گردد و دیگر نتوانند فضا را برای زنان ناامن کنند!

اقتصاد کشور با چندين ابرچالش روبرو است. رشد اقتصادی منفی، نرخ بيکاری دو رقمی، تورم مزمن، فقر گسترده، تعميق شکاف طبقاتی، تمرکز ثروت در دست لايه نازکی از جامعه و انباشت فقر در گروه های کم درآمد، حجيم شدن تهيدستان و حاشيه نشين ها، ورشستگی صندوق های بازنشستگی، بحران نظام بانکی، کسری بودجه، ساختارهای معيوب اقتصادی، مديريت ناکارآمد و مافيائی شدن قدرت و ثروت از جمله آن ها است.

هر تغییر و تحولی هزینە معینی دارد و هر ایرانی لازم است سهمی از این هزینە را تقبل کند. کارگران پا پیش گذاشتەاند و دارند سهم خودشان را ادا می کنند. همە کسانی کە نفعی از ادامە وضعیت کنونی نمی برند، لازم است از اعتصابات کارگران در همە جا حمایت کنند. بویژە خود کارگران و دیگر مزدبگیرانی کە در اعتصاب نیستند نیز لازم است با اعتصاب از برادران و خواهران اعتصابی شان حمایت کنند.