دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۲ اوت ۲۰۲۱

سیامک سلطانی

آنچه امروز می‌‌تواند به مثابه یک نیاز و تضمین برای عدم تکرار آزمون ٥۷ عمل کند، و راه را بر تکرار خطای موجب این چهل سال و اندی ببندد، نه همگرایی اشخاص و فعالان سیاسی اجتماعی، حول "باید برود"، بلکه تلاش برای همراهی و هماهنگی عملی احزاب و سازمان‌هایی است که دارای برنامه عمل برای امروز و فردای کشور، و مصمم به نهادینه کردن مفهوم واقعی واژه «جمهوری» در فردای گذر از جمهوری اسلامی هستند.

هر یک از دانش آموزان بنا بر زرنگی و قد خود، یک یا چند تایی از این کاغذها را که برخی سالم و برخی نیم سوخته بودند را در هوا قاپ می زد و در دسته های چند نفری، مشغول خواندن متن روی کاغذها بودند. در آنجا بود که برای نخستین بار با نام "سازمان چریک های فدائی خلق" آشنا شدم.

در لحظه کنونی ۲ خطر بزرگ، تهدیدی برای این توافق محسوب می شوند؛ یکی کنار رفتن نیکول پاشینیان از قدرت است که منجر به روی کار آمدن داشناک های افراطی تر از پاشینیان در ارمنستان خواهد شد. و خطر دوم نیز تلاشهای ترکیه و نیروهای افراطی آذربایجان برای جا انداختن سیاست «جنگ، جنگ، تا فتح کامل قره باغ» است که می تواند خطر شعله ور شدن دوباره جنگ را افزایش دهد.

تأثیر این انشعاب در پراکنده سازی نیروهای جنبش فدائی و شکست های پیاپی، چه در درون تشکیلات های گوناگون شکل گرفته پس از این انشعاب و چه در صحنه سیاسی کشور، و خدشه وارد آمدن به اعتماد در رابطه میان «فدائی با فدائی» و نیز «مردم با فدائی»، را هنوز نیز می توان دید و در صورت نپرداختن به آن با نگاهی که «از جایگاه امروز» نام می دهند، روند خدشه به اعتمادها ادامه خواهد یافت.

مصاحبه با سیامک سلطانی عضو شورای دبیران سایت به پیش حزب چپ ایران (فدائیان خلق) 

سیاستهای آینده حزب، آینه مباحث امروز در سایت به پیش ،در این مباحث بطور فعال شرکت کنیم.

مجموعه برنامه هایی که شما را در جریان روند تدارک نخستین کنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق) قرار خواهد داد.

صحبت از: "توانمندی و بهبود شرایط و همچنین رسیدن حقوق زنان کارگر سرپرست خانوار به بالای 40 درصد حقوق وزارت کار"، که بر اساس حداقل حقوق تعیین‌شده سال 98 برای کارگر متأهل با دو فرزند ماهانه ۲ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان، که 40 درصد آن می‌شود 872 هزار تومان، با توجه به نرخ تورم و سرعت گرانی مایحتاج روزانه و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، برای این «49 درصد» چاره‌ساز نبوده و ریشخندی بیش نیست.



 

همه آنچه در سال‌های پایانی دهه 60 و نیز در تداوم آن در دهه های 70 و 80 به وقوع پیوستند، از آن‌جمله: رفراندوم تغییر قانون اساسی، نظارت استصوابی، شورای تشخیص مصلحت نظام و ... نیز با هدف تحکیم و بی بازگشت نمودن انحرافی بود که در بیانیه مشترک ابوالفضل قدیانی و علیرضا رجایی از آن یاد می‌شود.

رژیم در هراسی سی ساله از افشای این جنایت، به سخیف‌ترین روش‌ها از طریق فشار دائم به بازماندگان و مراجعه کنندگان به «خاوران ها» و نیز جان‌بدر بردگان از آن، اقدام کرده است. با تداوم و پافشاری ما در ثبت این واقعه به عنوان «جنایت علیه بشریت» است که این هراس تبدیل به کابوسی برای آمرین و عاملین این جنایت، تا نشاندن آنان در جای متهمین در دادگاهی نه چندان دور از دسترس، خواهد گردید.

براستی آیا آقای خاتمی به این نکته نیز توجه کرده است که نیروی پیش برنده این «15 راهکار» چه کسانی‌ خواهند بود؟ اگر قرار باشد که پیش برنده این راهکارها همان‌هایی باشند که به عوض شنیدن صدای مردم، آن‌گونه که در راهکار شماره 12 به آن اشاره شده است،  سخن از سرکوب و بگیر و ببند و اعدام می‌زنند، در این‌صورت، کل نظام جمهوری اسلامی است که فردا روزی، با تداوم وقایع دی‌ماه، از مردم درخواست عفو خواهد کرد.

تعلیق به مدت دو ماه با امید به چه صورت گرفته است؟ امید به تغییر اوضاع در کشور سوریه، و یا چه‌بسا روشن‌ترشدن جایگاه نیروهای طرفدار ایران در عراق پس از انتخابات اخیر، و...؟ و یا امید به تداوم شکاف میان آمریکا و کشورهای مطرح اروپا.