پنجشنبه ۳۰ دی‌ ۱۴۰۰ - ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲

جان کرل

جنبش تعاونی امروزی قرنها تاریخ را به دنبال خود دارد. در عین حال جنبش نوینی از یک نسل نو است. این جنبش، همچون هر جنبش اجتماعی دیگری، فراز و فرود دارد، سر برمی کشد و فروکش می کند. اهداف عمیق آن یک بار برای همیشه کسب نخواهند شد، زیرا جامعه مدام در حال تغییر است: تمام اهداف اجتماعی باید مدام تجدید گردند، و تمام جنبشهای اجتماعی باید از دوره های نوسازی گذر کنند.

 

موج اخیر اشغال کارخانه ها، پس از موج نخستین سالهای قرن حاضر، در سال 2007 در اونتاریو برخاست، زمانی که کارگران دست به اشغال سه کارخانۀ بسته شده زدند و صاحب آنها را مجبور به قرارداد پرداخت سنوات کار کردند. در بدو امر هیچ طرحی برای بازگشائی این کارخانه ها به عنوان تعاونی وجود نداشت. این ایده در سال 2008 در شیکاگو در امریکا پا گرفت. 200 کارگر که عضو اتحادیۀ کارگران متحدۀ صنایع برق بودند، دست به اشغال یک کارخانه در مجتمع بسته شدۀ "دروپنجره سازی ریپابلیک" زدند، خواهان پردخت حق تعطیلات و سنوات خود و ادامۀ عملیات کارخانه  شدند. 

جنبش  [اشغال] خانه های شهری مبتنی بر حق سکونت جنبۀ قانونی یافته است. این حق معمولاً بر زمین‌های دولتی یا زمین های بی صاحب قانونی اعمال می شود. کسی، مثلاً اشغال کنندۀ یک قطعه زمین، به ازای کار و زحمتی که در یک دوره زمانی معین، معمولاً 10 سال، برای آباد کردن آن می کشد، مالکیت زمین یا خرا به دست می آورد. در بسیاری از موارد افرادی که دست به اشغال خانه می زنند و در آن ساکن می شوند، صاحب خانه می شوند. حقوق اشغال کنندگان و "اشغال نشینی" قرنهاست که بخشی از قوانین عمومی ایالات متحده و بریتانیا را تشکیل می دهد و عمیقاً در تاریخ آمریکا جا افتاده است.

با وجودی که امکانات تولید صنعتی در سراسر کشور از کار بازمانده بودند، نیو دیل هرگز از این ایده حمایت نکرد که کارگران کنترل این صنایع را با حمایت و مشارکت دولت تحویل بگیرند و آنها را به عنوان تعاونی دوباره راه اندازی کنند. موج مشهور تصرف کارخانه‌ها توسط کارگران با هدف شناسایی اتحادیه‌ها برخاست. این موج در سالهای 1936-1937 با اعتصاب تحصن فلینت (Flint) علیه جنرال موتورز آغاز شد و طی آن اعتصاب کنندگان چندین کارخانه را به مدت 44 روز اشغال کردند و موفق به دفع حملات پلیس و گارد ملی شدند. تحصن فلینت با به رسمیت شناختن اتحادیۀ کارگران متحد اتومبیل سازی توسط جنرال موتورز به پایان رسید. به دنبال این موفقیت، در سال 1937 موجی از تحصن ها برخاست که در آن بیش از 400000 کارگر، بسیاری کارخانه ها و محلهای کار دیگری را در سراسر کشور اشغال کردند.

جنبش تعاونی مدرن همزمان با جنبش ایالات متحده در سایر کشورهای صنعتی توسعه یافت. مثل هر پدیدۀ دیگری این جنبش نیز در هر کشوری مشخصه های خاص خود را داشت که ارتباط مستقیمی با سطح صنعتی شدن هر کشور داشت. فرانسه ابتدا تحت تأثیر ایده‌های پرودون و سپس آنارکوسندیکالیسم، از نظر تمرکز بر تعاونی‌های کارگری، خودیاری و همبستگی شبیه ایالات متحده بود. جنبش در آلمان بر بانک ها و اعتبار برای کشاورزان، صنعتگران و کارآفرینان کوچک متمرکز بود. جنبش تعاونی در ایتالیا ترکیب متنوعی از تجربیات کارگری، کشاورزان، بانکداری و تعاونیهای مصرف بود، به علاوۀ کلیسای کاتولیک بود که در نهایت دست به سازماندهی یک جنبش تعاونی موازی زد. جنبش در بریتانیا تقریباً همزمان با ایالات متحده آغاز شد و ...

شوالیه های کار در 1886-1887، با اعتصاب سراسری اول ماه مه برای 8 ساعت روز در سال 1886 و سپس شورش "هایمارکت" و سرکوب قطعی آن شکست خوردند. متعاقباً تعاونیهای کارگری وابسته به شوالیه های کار نیز توسط ترکیبی از نیروهای نظام سرمایه داری و دولت نابود شدند. این پیروزی نهایی سرمایه داری صنعتی در ایالات متحده و پایان دورانی بود که کارگران صنعتی فکر می کردند می توانند این نظام را از نظر اقتصادی شکست دهند و با ایجاد یک سیستم تعاونی موازی بدیل، از طریق رقابت مسالمت آمیز بر سرمایه داری غلبه کنند. با زوال شوالیه ای کار، جنبش کارگری آمریکا بر پایه ای متفاوت از جنبش اروپایی ادامه یافت.

تعاونیهای کارگری در سالهای دهۀ 1830، در واکنش به نابرابریهای ناشی از برآمد سیستم سرمایه داری و فقر و ناتوانمندی همزمان طبقۀ کارگر، به یک جنبش مدرن با رسالت اجتماعی گسترده تبدیل شدند. نخستین سازمان ملی (سراسری) کار، یعنی اتحادیۀ ملی کارگری (National Trades’ Union :NTU) دست به ترویج ایدۀ تعاونیهای کارگری زد. در اوایل دهۀ 1870، مدت کوتاهی پس از خاتمۀ جنگ داخلی، اتحادیۀ ملی کارگری دست به بازسازی جنبش تعاونیهای کارگری زد و رسالت آن را صراحت و تیزی بخشید. در اوایل دهۀ 1880 تعاونیهای کارگری بزرگترین جلوه و تجلی شان در جنبش کارگری را در سازمان شوالیه‌های کار (KOL)- بزرگترین سازمان کارگری جهان در آن زمان، که شبکه‌ای متشکل از 200 تعاونی صنعتی را سازماندهی می کرد – کسب کردند.

اگرچه جنبش تعاونی امروزی دموکراسی محل کار و برابری اجتماعی را با قوت تعقیب می کند، اما در اساس بر تبدیل شرکت‌های بزرگ به تعاونی متمرکز نیست. این همانا جنبش کارگری و اتحادیه ای است – و نه جنبش تعاونی – که بر بنگاه ها و شرکتهای بزرگ تمرکز دارد. در دهه های اخیر این جنبش در امریکا به شدت ضعیف شده است. تنها در صورتی که کارگران موفق به تغییر در قوانین کار شوند، آن گاه برای اتحادیه‌های کارگری در آمریکا این فضا ایجاد خواهد شد تا دموکراسی محل کار در شرکت‌های بزرگ را در دستور کار فوری قرار دهند. من در این مقاله به مسائل مربوط به دموکراسی محل کار در شرکت های بزرگتر نمی پردازم.

جنبش تعاونی یکی از نخستین جنبشهای اجتماعی در دوران مدرن است، که در دورۀ آغازین انقلاب صنعتی ریشه زده و یکی از اجزاء جدائی ناپذیر جنبشهای اولیۀ کارگری بوده است. امروزه جنبشها برای تعاونیهای کارگری، دموکراسی محل کار، و "بنگاه های اجتماعی" در سراسر دنیا در حال تجدید حیات اند. جنبش تعاونی کنونی و در آیندۀ نزدیک مقدمتاً در عرصه هائی فعالیت دارد که سیستم شرکتهای بزرگ [خصوصی] نمی تواند و نمی خواهد در آن عرصه ها عمل کند. تعاونی ها می توانند زندگی شرافتمندانه ای را برای میلیون ها انسان فراهم کنند،