يكشنبه ۰۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۳ ژانویه ۲۰۲۲

مسائل چپ

شکست نیروهای «چپ» فقط ویژه فرانسه نیست و پیروزی جناح چپ در شیلی برای رفع این معضل عمومی کافی نمی باشد. در بیست سال گذشته، سرمایه‌داری با بحران‌ها ی زیادی مواجه شده، شمار زیادی از شهروندان جهان خواستار «خلع ید» از رهبرانشان شده‌اند، بدون آنکه نظم نئولیبرالی موجود به طور جدی متزلزل گردد. و این راست افراطی است که در حال پیشرفت می باشد. اشتباهات و عقب نشینی های نیرو های جناح چپ در حاکمیت، به‌ویژه در اروپا، منجر گشت که این جریان نتواند بر موج نارضایتی عمومی سوار گردد. حال، این جناح که تقریباً در همه جا از طبقات مردمی گسسته است، فراتر از ورشکستگی سیاسی ، چه چشم انداز جدی ای برای دگرگونی جامعه می تواند ارائه دهد؟

لنين از آنجا که گمان داشت همه اختلاف نظرها در باره مسائل اصولی عمده و مسائل استراتژی و حتی در مسائل تشکيلاتی در تحليل نهائی "بازتاب" تضادهای طبقاتی است، طبعأ حاملان فراکسيون در حزب را "ناقلان" نوعی انحراف بورژوائی يا نشانی از فشار بورژوازی برپرولتاريا می دانست. لنين هرگز در اين مورد شک نداشت که او خود در همه موارد نماينده منافع واقعی پرولتاريا است.

طرفه آن‌جا که مکتب فرانکفورت تاثیر چندانی بر جهان واقعی نداشت. «موسسه پژوهش اجتماعی» که مقر اصلی این مکتب بود در اوایل دهه ۱۹۲۰ بنیان نهاده شد تا پاسخی برای دلایل ناکامی انقلاب در آلمان در سال ۱۹۱۹ پیدا کند. نظریه‌پردازان مارکسیست به این نتیجه رسیدند که روایت اقتصادی از تاریخ، کافی نیست و در عوض باید سراغ تحلیلی فرهنگی از استبداد، نژادپرستی و نقش سرگرمی دستجمعی در اغوای توده‌ها و سوق دادن‌شان به سوی میل به سلطه بر خود رفت.

همبستگی جنبش‌های اجتماعی در برابر اقتدارگرایی و نیز برای تحقق یک پروژه مشترک سیاسی – اجتماعی چقدر امکان‌پذیر است؟

– چگونه می‌توان همبستگی جنبش‌های اجتماعی را محقق کرد بدون آنکه اهداف هر جنبش در سایه جنبش دیگری محو شود (با نگاه آسیب‌شناسانه به رابطه چپ با جنبش‌های زنان، ملی، کارگران، جوانان و ... در ایران معاصر)؟

– بر‌اساس‌این آیا می‌توان دالّ فراگیری برای دربرگرفتن هدف‌های ترقی‌خواهانه همه جنبش‌های اجتماعی تعریف کرد؟