چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ - ۸ ژوئیه ۲۰۲۰

مهرزاد وطن آبادی

موضوع کرونا و کشتار کارگران در محیط های کار ناامن ایران، دغدغه کنونی همه فعالان کارگری می باشد که در این رابطه با نگاه یک وجهی جمهوری اسلامی را مسبب این امر معرفی می کنند تا از پرداختن به رکن اصلی تحریم 40 ساله ایران چشم بپوشند. اینکه کارگران نمی توانند محدودیت ها را رعایت کنند، مسبب رعایت نکردن آن کیست؟ جمهوری اسلامی؟ دولت اعتدال و توسعه حسن روحانی؟

یکی از جنبه های مهمی که چپ نو را از چپ سنتی متمایز می کند، مسئله قدرت است؛ تا قبل از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دولتی، چپ کلاسیک یا سنتی بر اصل کسب قدرت دولتی از طریق قیام تاکید می کرد. اما در پروسه چالش درونی چپ در سطح جهانی مفهوم قدرت اشکال پیچیده تری بخود گرفت، چنانچه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم احزاب کمونیست در کشورهای اروپائی در نظام بورژوائی این کشورها ادغام شدند و این امر به تدریج به رها کردن اصل کسب قدرت دولتی از طریق قیام انجامید.

برای شناخت نئولیبرالیسم باید نخست نظریه لیبرالی را فراگرفت. تفسیر ایده‌آلیستی مبتنی بر نظریه لیبرالیسم بود که بر یک بینش اتوپیایی از جهانی است با آزادی‌های فردی و آزادی همگان که ضامن آن اقتصادی بر پایه‌ی حقوق مالکیت خصوصی، بازار آزاد خودتنظیم‌گر و تجارت آزاد بود. هدف این مدل اقتصاد ترویج پیشرفت تکنولوژیکی و افزایش بهره‌وری نیروی کار است در جهت برآوردن خواست‌‌ها و نیازهای همگان.

متاسفانه هنوز هم احتمالاً شاهد آن خواهیم بود که بخشی از گرایش های اپوزوسیون جمهوریخواه سکولار دوباره اسیر نگرش منفی نسبت به وجود نهادهای انتخابی شوند؛ نگرشی که میراث آموزه‌های سنتی و تحت تأثیر زیست اجتماعی پیشا‌‌مدرن مربوط است. بازگشت به رویکرد مزبور می تواند بار دیگر اپوزوسیون پیش گفته را در مخمصه ای فروبرده تا توصیه به سیاست تحریم انتخابات را سرلوحه قرار دهد، سیاستی که بار دیگر جمهوی خواهان سکولار را به سمت خدمت به اقتدارگرایان سوق خواهدداد.

معتقدم باید حزب چپ ایران(فدائیان خلق) با پذیرش دوعضویتی می تواند بماند وگرنه بی نام فدائیان نیز نخواهد ماند. باید که نام فدائیان بر تارک تاریخ مبارزه مسالمت آمیز باشد تا پتانسیل دگردیسی منطقی و موزون این نام معتبر تاریخی آشکارتر شود.

دوستان حامی‌سند سیاسی! آیا اطمینان کامل دارند که در گذار از جمهوری اسلامی‌به جمهوری سکولار، وضعیت آینده مطلوب تحول طلبان با نگره مذهبی با وضعیت مطلوب ما تقابل نخواهد داشت؟ یعنی اینکه جمهوری سکولار مدنظر دمکرات اصلاح طلبان متحول شده قرینه با جمهوری دلپسند ما هم خواهد بود؟

هم اکنون جریان چپ مسالمت آمیز ایران نه بر سر دوراهی، که در سه راهی سرگردان گرفتار آمده و دقیقاً در چنبره سه ظلع متفاوت از هم قرارگرفته است، که علیرغم طاقت فرسابودن، چاره ای جز دست و پنجه نرم کردن با اضلاع موصوف ندارد.

بیائیم باردیگر تجارب تلخ تاریخی " همه با هم " را تکرار کنیم، 40 سال پیش همه با هم بودن در برابر سلطنت پهلوی زمینه ساز جمهوری اسلامی شد؛ اما سهم نیروهای شرکت کننده در انقلاب چه شد؟ با این تجربه تلخ، حالا چرا دوباره باید بیاییم، با دیگران متحد شویم تا نظام سیاسی جمهوری اسلامی را برکنار کنیم که چه بشود؟