يكشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱

مهرزاد وطن آبادی

حزب چپ ... بایستی تمایز بین طرح و برنامه را مورد خوانش مجدد قرار دهد تا حدود و ثغور طرح و برنامه را مشخص کند. معتقدم که حد و مرزِ برنامه و طرح توسط حزب چپ... مشخص نیست و مخدوش می نماید. آموزه های علوم اجتماعی حکم می کنند که طرح در واقع تعریف و شرحی بسیار عمومی تر، کلی تر، ساده تر و بدون تفصیل از یک برنامه است، و متقابلا برنامه بسیار بیش از طرح به تفصیل روش و جزئیات آن می پردازد. یعنی طرح، هر روش مورد استفاده برای رسیدن به یک هدف خاص می‌باشد. لیکن برنامه ، مقوله ای تفصیلی تر و جزئی تر از طرح است؛ و شکل دقیق طرح را با تمام جزئیات ، یعنی راهها و فعالیتهای لازم برای اهداف دقیق و مشخص می نماید.

شواهد بسیار نشان می دهد، ایران بدنبال پرهیز از تنش در منطقه و حفظ موقعیت استراتژیک خود است و خواستار اخذ تضمین جهت امنیت خود از طریق توازن یا موازنه قوا بوده و خواستار پذیرش ایران قدرتمند توسط جهان تک قطبی چندقدرتی می باشد که می تواند در مقام قدرت مطرح منطقه خاورمیانه، قابلیت مبنی بر حافظ صلح و امنیت را ثابت کند. بنابراین باوجود اسرائیل اتمی در خاورمیانه و نقش مخرب آن در تنش زایی، ایران تا حصول تضمین و اخذ آن، اگر به افزایش قدرت نظامی خود سرعت بیشتر نبخشد، در کاهش توسعه نظامی نیز پیشقدم نخواهدشد و قاعدتا این برگ برنده را به آسانی معاوضه نخواهد نمود.

جمعبندی و استدلال من در مورد رویدادِ سازمان شکن انشعاب اقلیت - اکثریت متأثر از روایت فردی بزرگانی است که خودشان هم شاهد و ناظر و از طرفین منازعه منجر به رویداد اسفبار بوده اند. با همه اوصاف سرگذشت درازدامنه ی انشعاب فقط در محدوده انشعاب اقلیت و اکثریت نگنجید و فراتر از آن رفت. اصول تحزب تاکید دارند، مقوله انشعاب ذاتی هر جریان سیاسی است و احزاب جریان چپ نیز در حوزه انشعاب عاری از تجارب خاص و وسیعی نیستند.

موضوع کرونا و کشتار کارگران در محیط های کار ناامن ایران، دغدغه کنونی همه فعالان کارگری می باشد که در این رابطه با نگاه یک وجهی جمهوری اسلامی را مسبب این امر معرفی می کنند تا از پرداختن به رکن اصلی تحریم 40 ساله ایران چشم بپوشند. اینکه کارگران نمی توانند محدودیت ها را رعایت کنند، مسبب رعایت نکردن آن کیست؟ جمهوری اسلامی؟ دولت اعتدال و توسعه حسن روحانی؟

یکی از جنبه های مهمی که چپ نو را از چپ سنتی متمایز می کند، مسئله قدرت است؛ تا قبل از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دولتی، چپ کلاسیک یا سنتی بر اصل کسب قدرت دولتی از طریق قیام تاکید می کرد. اما در پروسه چالش درونی چپ در سطح جهانی مفهوم قدرت اشکال پیچیده تری بخود گرفت، چنانچه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم احزاب کمونیست در کشورهای اروپائی در نظام بورژوائی این کشورها ادغام شدند و این امر به تدریج به رها کردن اصل کسب قدرت دولتی از طریق قیام انجامید.

برای شناخت نئولیبرالیسم باید نخست نظریه لیبرالی را فراگرفت. تفسیر ایده‌آلیستی مبتنی بر نظریه لیبرالیسم بود که بر یک بینش اتوپیایی از جهانی است با آزادی‌های فردی و آزادی همگان که ضامن آن اقتصادی بر پایه‌ی حقوق مالکیت خصوصی، بازار آزاد خودتنظیم‌گر و تجارت آزاد بود. هدف این مدل اقتصاد ترویج پیشرفت تکنولوژیکی و افزایش بهره‌وری نیروی کار است در جهت برآوردن خواست‌‌ها و نیازهای همگان.

متاسفانه هنوز هم احتمالاً شاهد آن خواهیم بود که بخشی از گرایش های اپوزوسیون جمهوریخواه سکولار دوباره اسیر نگرش منفی نسبت به وجود نهادهای انتخابی شوند؛ نگرشی که میراث آموزه‌های سنتی و تحت تأثیر زیست اجتماعی پیشا‌‌مدرن مربوط است. بازگشت به رویکرد مزبور می تواند بار دیگر اپوزوسیون پیش گفته را در مخمصه ای فروبرده تا توصیه به سیاست تحریم انتخابات را سرلوحه قرار دهد، سیاستی که بار دیگر جمهوی خواهان سکولار را به سمت خدمت به اقتدارگرایان سوق خواهدداد.

معتقدم باید حزب چپ ایران(فدائیان خلق) با پذیرش دوعضویتی می تواند بماند وگرنه بی نام فدائیان نیز نخواهد ماند. باید که نام فدائیان بر تارک تاریخ مبارزه مسالمت آمیز باشد تا پتانسیل دگردیسی منطقی و موزون این نام معتبر تاریخی آشکارتر شود.

دوستان حامی‌سند سیاسی! آیا اطمینان کامل دارند که در گذار از جمهوری اسلامی‌به جمهوری سکولار، وضعیت آینده مطلوب تحول طلبان با نگره مذهبی با وضعیت مطلوب ما تقابل نخواهد داشت؟ یعنی اینکه جمهوری سکولار مدنظر دمکرات اصلاح طلبان متحول شده قرینه با جمهوری دلپسند ما هم خواهد بود؟

هم اکنون جریان چپ مسالمت آمیز ایران نه بر سر دوراهی، که در سه راهی سرگردان گرفتار آمده و دقیقاً در چنبره سه ظلع متفاوت از هم قرارگرفته است، که علیرغم طاقت فرسابودن، چاره ای جز دست و پنجه نرم کردن با اضلاع موصوف ندارد.