يكشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۹ اوت ۲۰۲۰

گفتمان 

امروز دیگر همه می‌دانیم که سکوت در برابر حذف هر کس دیگر، مصیبت آفرین است. این را به تجربه کسب کردیم. تجربه‌ای گزاف. حالا بهتر می‌فهمیم که چرا ملی- مذهبی‌ها، هواداران جبهه‌ملی، فدائیان خلق، مجاهدین خلق، توده‌ای‌ها و ... به ما می‌گفتند، این کژراهه، به آسانی اصلاح نمی شود. ساختار حکومت پتانسیل اصلاح ندارد. هر آنچه آنها تجربه کردند، نسل ما هم تجربه کرد. خون، حبس، ننگ و حسرت. آزموده را دوباره آزمودن، عقلا خطاست. ما خطا کردیم.

بطور کلی تا آنجا که من در خاطرم مانده و درطی بر رسی های بعد از دوران انشعاب صحت نسبی آنها تأیید شده، سه عامل اصلی در این انشعاب نقش ایفا کردند که عبارت بودند از: تحلیل طبقاتی حکومت مستقر در قدرت یعنی حکومت دینی، تعیین تکلیف قطعی با خط مشی مبارزه مسلحانه در گذشته و وزن ناچیز رهبران اقلیت در رهبری سازمان که متناسب با میزان نفوذ ونیروی آن در صفوف سازمان نبود.

در بحبوبه یک بحران آنچه که قبلا غیرقابل تصور بود ناگهان می تواند اجتناب ناپذیر شود. ما در میانه بزرگترین تلاطم های اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم هستیم. نولیبرالیسم نفسهای آخر را می کشد. تزهایی چون بستن مالیات بیشتر بر ثروتمندان یا ایجاد دولت فراگیر مستحکم دیگر کافی نیستند. اکنون زمان برای ایده های جدیدی که فقط چند ماه پیش غیرممکن به نظر می رسیدند فراهم آ مده است.

وسعت عظیم بیکاری به موازات سقوط قدرت خرید عمومی در سطح اقتصاد، دوران رکود را طولانی تر کرده و فشار عمومی به دولت ها را جهت روی آوردن به سیاست های مالی و پولی لازم جهت به تحرک درآوردن مجدد اقتصاد را چندین برابر خواهد کرد.

برای جوانان در این سالها کاملاً به اثبات رسیده است که حاکمان خود بزرگترین ناقضان ارزشهای اخلاقی هستند و گفتار و کردار آنان همسو نیست، و در حالیکه مردم را به قناعت دعوت میکنند، خود اموال مردم را غارت می کنند، و همواره مردم را به ترحم نسبت به یکدیگر دعوت می کنند، اما خود در زندانها بیرحمی را از حد گذرانده اند؛ درحالیکه جوانان درتلاش برای یک شغل معمولی هستند، آقاراده ها در کاخهای افسانه ای زندگی می کنند.

حضور کم‌رنگ زنان در طول سال‌های بسیار در این سازمان‌ها به یک عارضه عمیق بدل گردیده است. برخی از سازمان‌های سیاسی هیچ‌گاه در جلب زنان به جریان خود موفق نبوده‌اند. این تأسفبار است که درسازمان‌های چپ که درگذشته زنان نقش پررنگی در فعالیت‌های آنان داشتند، امروز سیر نزولی طی شده است.

کرونا نشان داد که ثروت بدون عدالت اجتماعی، نمی تواند برای درازمدت منافع کل جامعه و از جمله طبقه‌ی مرفه را تامین کند. این بحران نشان داد که سلامت جامعه برای درازمدت، بدون داشتن رفاه اقتصادی و اجتماعی امکانپذیر نیست و اتفاقا هرچه نابرابری اقتصادی عمیق تر باشد،‌ زخم های آن بر پیکر کل جامعه، آن را آسیب پذیرتر خواهد ساخت. جهان پس از کرونا دیگر نسبت به وضعیت طبقات پائین نمی تواند بی تفاوت بماند.

در هر صورت بروز این واقعه تمام مبانی تفکر ما را – در اقتصاد، بهداشت، فرهنگ، جامعه شناسی و سیاست منجمله سیاست بین المللی – تغییر می دهد. پارادیمهای جدیدی بروز خواهند کرد که به احتمال زیاد می شود گفت پایان تاریخ گذشته – آنچنان که شاهد بودیم و می فهمیدیم – به وقوع پیوسته است.

رئیس فدراسیون مراکز پزشکی دانشگاهی هلند، خروین میجر، در یک مصاحبۀ رادیوئی از کمبود نوار پانسمان، سوزن تزریق، دستکش های استریل، ..." در بیمارستانهای هلند خبر داد. توجه دارید که صحبت بر سر کالاهای بسیار ضرور مراقبتهای اولیۀ پزشکی است. گفته می شود حدود هشتاد درصد از...

بدین ترتیب اعتصاب خاتمه یافت. واقعیت این است که در این حرکت خواست های ما به جز رادیو متحقق شد. می بایست در سومین هفته اعتصاب غذا که با عموم خواسته ها به جز رادیو موافقت شد، به اعتصاب غذا پایان می دادیم. ما نپذیرفتیم و به اعتصاب ادامه دادیم.