دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

گفتمان 

مجموعه زمینه‌ها و فاکت‌هایی که فقط بخشی از مهمترین آنها در این جا مطرح شد، نشان می‌دهند که جامعه و کشور ما، نیرو و ثروت انسانی- اجتماعی، فکری، فرهنگی، امکانات و ظرفیت‌های لازم برای تقویت فرایند گذار به دمکراسی در جهت تحقق استراتژی گذار به دمکراسی و قرار گرفتن در مسیر توسعه پایدار را دارد.

پس بیایید ادامه دهیم، بیایید هر کار ممکن را برای دادن امید تازه به چپ،برای ساختن اتحادی وسیع‌تر انجام دهیم،چون تنها راهی است که می‌توانیم از بحران امروز عبور کنیم،هیچ نیروی منفردی در چپ نمی‌تواند به‌تنهایی به این هدف برسد.

گفته می‌شود که در ایران رهبران اصلی جنبش ۶۸ چهره‌های آشنایی نبودند. مسلماً کسانی چون گی دبور، انری لوفور ، هربرت مارکوزه و متفکرین مشابه در ایران شناخته‌شده نبودند. اما حتی میزان محبوبیت این افراد هم در کشورهای مختلف اروپا نیز بسیار متفاوت بود.

جمهوری اسلامی بحران ساختاری اقتصادی خود را به افراد و مؤسسات ارزفروش و احتکار کننده نسبت می‌دهد و با تهیه‌ی ویدئوهای حمله‌ی پلیس و یا حتی اعدام سلطان‌ها(اعم از قیر و سکه و نمک!) تلاش می‌کند این برداشت را در جامعه رواج دهد که مشکل ساختاری وجود ندارد.

محوری نمودن آلترناتیو سوسیالیستی می‌تواند نقش کارسازی در گرد هم آوردن و اجتماع بیشتر نیروهای متفرقه چپ‌، گرد یک شعار واحد داشته باشد. این امر در شرایطی که خلأ آلترناتیو سیاسی چپ واحد و قدرتمند در پهنای سیاسی ایران احساس می‌گردد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

ما وارد عصر نوینی از مناسبات اجتماعی می شویم که در آن دیگر تنها طبقات اجتماعی نیستند که جامعه را می سازند. در کنار شرایط اجتماعی، جامعه ما همچنین با موقعیت و وضعیت اجتماعی تعریف می شود. 

باید به خاطر داشته باشیم که دلایل زیادی برای همکاری چپ‌ها با یک طیف وسیع ضددیکتاتوری، ضدامپریالیستی و ضدسرمایه‌داری وجود داشت. رمانتیسیسم سیاسی در ایران در دوران انقلاب شکل مذهبی داشت اما ما می‌دانیم که رمانتیسیسم انقلابی اشکال غیرمذهبی نیز به خود می‌گیرند. خلاصه کردن بازگشت به گذشته به شکل «بازگشت به خویش اسلامی» اشتباه است.

چپ ها اشاره میکنند که جریان فکری پوزیویتیسم بعدها علیه مارکسیسم لنینیسم تئوریزه شد. پیروان این جریان همچون کانت میگفتند ورای واقعیات و تجربیات حسی انسان، چیزی قابل شناخت نیست. پوزیویتیسم یعنی تمام شناخت انسان ریشه در علوم ریاضی و تجربی دارد و متافیزیک یک بازی خرافاتی کلامی سفسطه گرایانه مذهبی است.

وضعیت امروزی هفت‌تپه، ناشی از چند دهه زوال مستمر صنعت و زیست‌بوم خوزستان و به موازات آن سیاست‌های نولیبرالی اقتصادی بوده که درعمل به تضعیف خلق ارزش و چیرگی هرچه بیش‌تر سرمایه‌های مالی ـ تجاری در اقتصاد ایران منتهی شده است. برون‌رفت از وضعیت کنونی در وهله‌ی نخست مستلزم سلب‌مالکیت از خریداران خصوصی، به رسمیت شناختن تشکل‌های کارگری و پذیرش مطالبات آن‌ها و از سوی دیگر تجدیدساختار این صنعت با توجه به الزامات زیست‌محیطی است.

مدیریت جمعیت مازاد تنها در محدوده تربیت کارگران و متقاضیان کار منضبط و سر براه محدود نماند. غلبه روز افزون معیارهای تنبیهی برای سودآوری بیشتر سرمایه به یک نرم تبدیل شده‌ است. برای مثال، اندازه و ترکیب این جمعیت مازاد بشدت از طریق سیاست‌های مهاجرتی تنظیم می‌گردد. مهاجرت به کشورهای با چشم‌انداز کاری بهتر، برای یک نیروی کار مازاد واکنشی مشترک در مقابل بیکاری بوده و هنجاری تاریخی است.